پایان نامه ارشد رایگان درباره مقام معظم رهبری، حقوق بشر، حقوق بشر دوستانه

دانلود پایان نامه ارشد

ند باید به اين عرصه توجه بسيار بيشتري داشته باشد.
1-1-2 اهداف پژوهش
• تغییر روش تسلط کشورها بر یکدیگر از روش نظامی به جنگ نرم
• با تحولات عظیم ارتباطاتی که امروز در دنیا بوجود آمده، جنگ فرهنگی به عرصه ای با ابعاد مختلف و  فراگیر و پیچیده تبدیل شده است.(مقام معظم رهبری)
• راه مقابله با تهاجم فرهنگی، گسترش و تعمیق رسالتهای فرهنگی انقلاب اسلامی در عرصه های اخلاقی، رفتارهای فردی و اجتماعی، عقاید و باورهای دینی و مسائل سیاسی است. (مقام معظم رهبری)
1-1-3 پرسشها و فرضیه های تحقیق:
چگونه میتوان با طراحی یک مجموعه فرهنگی بین المللی ضمن معرفی فرهنگ ملل مختلف
فرهنگ ایرانی اسلامی را به دیگر کشور ها شناساند.؟
استفاده از اين ابزار (فرهنگي) بي گمان مهم ترين فرصت جمهوري اسلامي ايران براي تقويت و افزايش روند همگرايي منطقه اي و در نتيجه تامين اهداف خود به شمار مي رود و در راستاي استفاده بهينه از اين فرصت باید نهاد متولي اين امر يعني سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي تقويت شده و در جهت افزايش كارآيي آن گام برداشت.
1-1-4 ماهیت و مقیاس موضوع:
همانگونه که از نام بحث یعنی گفتمان فرهنگی با رئکرد گفتگوی تمدن ها بر می آید این موضوع در مقیاس بین المللی بوده و ریشه در فرهنگ و سنت های ملل گوناگون دارد.
1-1-5 ضرورت انجام موضوع:
رهبر معظم انقلاب در توصيف اهميت ديپلماسي فرهنگي جمهوري اسلامي ايران و لزوم توجه جدي به اين مقوله مي فرمايند: «سفيران فرهنگي جمهوري اسلامي ايران خط مقدم جبهه فرهنگي در عرصه بين المللي هستند. ارائه تصوير درست و واقعي از نظام جمهوري اسلامي و واقعيتها و پيشرفتهاي ايران امروز، در كنار ترويج زبان و ادبيات فارسي از جمله وظايف سنگين سفيران فرهنگي نظام اسلامي است »
1-1-6 فرآیند پژوهش
 روش‌های به کار گرفته شده در جم آوری اطلاعات در این پروژه به سه دست کلی‌ مطالعات کتابخانه‌ای  ،مطالعات میدانی و یافته های اینترنتی تقسیم بندی میشود.در تمام فصول به کار گیری هر سه این روش‌ها مورد نیاز بود است.البته با توجه به اینکه موضوع پروژه تا کنون  کمتردر ایران مورد بحث بود،مطالعات میدانی نقش پر رنگ تری در این پروژه به خود گرفته است.
1-1-7 نتایج مورد انتظار 
برنامه هاي ديپلماسي فرهنگي، سرمايه گذاران و بازرگانان يك كشور را نسبت به اقتصاد، جامعه و مردم كشور ديگري آشنا ساخته كه ممكن است موجب سرمايه گذاري عمده اقتصادي آنان در آن كشور شود. علاوه بر اين تصرف بازارهاي مالي و صادراتي منطقه اي و بين المللي، بدون شناخت زبان و فرهنگ ملل مقصد امكان پذير نیست. آشنايي ناكافي با فرهنگ هاي خارجي، تاثيرات منفي زيادي در اين زمينه داشته و همچنين عملكرد تجاري و اقتصادي شركت هاي چند مليتي را كه در كشورها و ميان ملل مختلف دنيا به فعاليت مي پردازند، مختل مي سازد. براي مثال، شركت هاي آمريكايي سالانه دو بيليون دلار به علت عدم آشنايي كافي كاركنانشان با موقعيت هاي چند فرهنگي از دست ميدهند
 همچنين برنامه هاي ديپلماسي فرهنگي، اغلب مخاطبان جوان را هدف قرار مي دهند. افزايش تعامل فرهنگي با جوانان كشورهاي خارجي به دولت ها اين امكان را مي دهد كه تاثير مثبت بر افرادي داشته باشند كه شايد در آينده، مسئوليت هاي مهمي در داخل كشور خود به عهده بگيرند

1-2 گفتمان
1-2-1 تعریف گفتمان
می‌توان گفتمان را پدیده، مقوله جریانی اجتماعی دانست و به تعبیر بهتر ، گفتمان ، جریان و بستری ا ست که دارای زمینه‌ای اجتماعی است. گزاره‌های مطرح شده، قضایای مفروض و…کی؟ کجا؟ چگونه؟ توسّط چه کسی؟ یا علیه چه چیزی یا چه کسی؟ صورت گرفته اند. به بیان دیگر : بستر زمانی، مکانی، موارد استفاده و سوژه‌های استفاده کننده هر مطلب یا گزاره و قضیّه، تعیین کننده شکل، نوع و محتوای هر گفتمان به شمار می‌روند. گفتمان‌ها، مجسّم کننده معنا و ارتباطات اجتماعی‌اند.
گفتمان، ممکن است به مثابه یک سیستمی از امکان تلقّی شود. این امکان، همان است که اجازه می‌دهد تا ما احکامی را بسازیم که درست یا نادرست‌اند و این موضوع، طرح شاخه‌ای از معرفت را ممکن می‌گرداند؛ ولیکن قواعد گفتمان، قواعدی نیستند که افراد به‌طور آگاهانه پیروی می‌کنند. گفتمان، یک روش یا نقطه ثقل یک بررسی نیست؛ بلکه مجموعه قواعدی است که پیش‌شرط‌های اولیه را برای شکل‌گیری احکام فراهم می‌سازد؛ به ترتیبی که آنها بعنوان ورای سخنوران گفتمان قرار دارند. در واقع موقعیّت، عمل و ویژگی دانایان، نویسندگان و شنوندگان یک گفتمان، عبارت است از وظیفه و کارکرد این نوع از قواعد گفتمانی.
گفتمان را به مثابه حوزه خاص کاربرد زبانی به کمک نهادها و تأسیساتی که گفتمان به آنها مربوط است و نیز براساس موقعیّت یا موضعی که گفتمان از آن برمی‌خیزد و موضع یا جایگاهی را برای گوینده در نظر می‌گیرد، می‌توان مشخّص کرد، امّا این موضع یا جایگاه، به‌خودی‌خود و به‌طور مستقل وجود ندارد،بلکه می‌توان آن را دیدگاه موضعی دانست که هر گفتمان با توجه به رابطه خود با گفتمان مخالف دیگر اتّخاذ می‌کند. بدین‌ترتیب، هر گفتمان به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم، از طریق رابطه آن با گفتمانی دیگر و مخاطب ساختن گفتمانی دیگر به اجرا در می‌آید. ضمن اینکه هر گفتمان به مسایل، موضوعات و اهداف معینی می‌پردازد و مفاهیم و مضامین خاصّی را مورد نظر قرار می‌دهد،در‌حالی‌که مفاهیم دیگری را کنار می‌گذارد.
چنانکه پیش از این عنوان نمودیم گفتمان های مختلف مفاهیم و مقولات مختلفی ارایه می‌کنند. پاره‌ای مواقع، می‌توان مفاهیمی را که در چارچوب یک گفتمان ارایه شده‌اند، برگرفت و آن را در گفتمانی دیگر باز اندیشی و ارائه نمود، ولی همیشه چنین نیست. هر آنچه که به چیزی دلالت کند یا دارای معنی باشد، می‌توان آن را بعنوان بخشی از گفتمان تلقّی نمود.
«گفتمان‌های متفاوت، نظام‌های متفاوتی می‌سازند. امکانات لازم برای معنی، جفت‌وجور و محکم می‌شوند و به کمک موضع اجتماعی و نهادینی که گفتمان از آن برمی‌خیزد ( و نه از طریق ساختار اصطلاحات و تعابیر مثبت ) در قالب معانی معیّنی قرار می‌گیرند ( یا معانی مشخّصی پیدا می‌کنند ): واژه‌ها، کلمات، تعابیر، اصطلاحات، فرضیّات و نظایر آن برحسب موضعی که توسط کارورزان یا استفاده‌کنندگان آنها اتّخاذ می‌شود، معنای خود را تغییر می‌دهند.» ( مک دانل،1377 :41)
 تحلیل‌گران گفتمان می‌کوشند از مرز تعاریف درگذرند. آنها قبول دارند که گفتمان، شکلی از کاربرد زبان است اما از آنجاکه؛این تعریف کماکان تعریفی مبهم واغلب نادقیق است، گفتمان‌کاوان مفهوم نظری‌تر “گفتمان” راکه حدود و مرزی خاص‌تردارد؛ امّا درعین ‌حال، کاربردهایش گسترده است به کارمی‌گیرند. آنها بدانندکه مؤلّفه‌ های اساسی دیگری را نظیر اینکه چه کسی؟ چگونه؟ چرا؟ و چه وقت؟ به کاربرد زبان روی می‌آورد، به مفهوم گفتمان اضافه نمایند.( میرفخرایی، 1383: 8 و 9 )
  «در مفهوم گفتمان ما با سه بعد اصلی روبرو هستیم:
الف.کاربرد زبان،
ب. برقراری ارتباط میان باورها ،
ج. تعامل در موقیعت های اجتماعی.
وظیفه یا هدف اصلی مطالعه گفتمان فراهم آوردن توصیفی یکپارچه از این سه بعد اصلی گفتمان است :چگونه کاربرد زبان بر باورها و تعامل تاثیر می گذارد یا برعکس ، چگونه تعامل بر نحوه ی سخن گفتن مردم تاثیر می گذارد و یا چگونه باورها ، کاربرد زبان و تعامل را کنترل می کند.»(ون دایک1389 :17-18 )
   گفتمان مانند ديگر مفاهيم علوم انساني وپست مدرنيك مفهوم سيّال وتعريف گريز است. درتحليل گفتمان،مجموعه شرايط اجتماعي، زمينه نوشتارو گفتار، ارتباطات فرا كلامي و رابطه ساختار و واژه ها در گزاره كلّي بايد در نظر گرفته شود زيرا در تحليل گفتمان، واژه ها هر كدام به تنهايي مفهوم ويژه ي خود را دارند امّا در هنگام ورود به اذهان گوناگون، معنا هاي متفاوت و گوناگون پيدا مي كنند.با توجّه به اين مسأله، مي توان تحليل گفتمان را اين گونه تعريف كرد:
« شناخت رابطه گزاره ها با يك ديگر و نگريستن به كلّ آن چيزي كه نتيجه اين روابط است. »
 مفهوم گفتمان ، امروزه به صورت يكي از مفاهيم كليدي و پركاربرد در تفكّر فلسفي ، اجتماعي ، و سياسي و ارتباطي مغرب زمين درآمده و با مفاهيمي چون سلطه ، زور ، قدرت ، مهاجرت ، نژاد پرستي ، تبعيض جنسي ، نابرابري قومي و غيره عجين گشته است . اكنون ، و به همين جهت ، معناي آن با آن چه صرفا در زبان شناسي مدّ نظر بود تغيير كرده است ، هرچند اين تغيير در امتداد مسیر معنای اوّلیّه آن قرار دارد لیکن بسط و گسترش یافته است…
1-2-2 روش تحلیل گفتمان
    تحليل گفتمان يك گرايش مطالعاتي ميان رشته اي است كه در دامن انديشه پسا مدرنيسم و در پي تحولات معرفتي در علوم اجتماعي و انساني پديدار شد. در دهه هاي شصت و هفتاد سده گذشته ميلادي، گرايش به روشمندكردن فرايند توليد گفتار و نوشتار و بررسي ساختار و كاركرد آن به وجود آمد.  رويكردهاي تحليل گفتماني،بسيار متعدد و متنوّعند. گروه هايي تحليل گفتمان را وامدار جنبش نقد ادبي،زبان شناسي ،نشانه شناسي،تأويلگرايي ،هرمنوتيك وتبارشناسي و ديرينه شناسي ميشل فوكو مي دانند.
1-2-3 پيشينه تحليل گفتمان
   واژه ديسكورس (Discourse) كه در فارسي به معناي گفتار، گفت وگو، سخنراني، مقاله و موعظه برگردانده شده(3)، از ريشه فعل يوناني Discourerre به معناي سرگردان، آواره، پيمودن، از مسير خارج شدن و حركت در جهت هاي گوناگون گرفته شده است.(4) اصطلاح تحليل گفتمان، نخستين بار در مقاله «تحليل گفتمان» زليك هريس زبانشناس آمريكايي در سال 1952م. به كار برده شده بود.(5) پس از او گروهي تحليل گفتمان را در برابر تحليل نوشتار به كار بردند. اين گروه بر اين باورند كه تحليل گفتمان، شامل ساختمان زبان گفتار مانند گفت وگوها، مصاحبه ها، تفسيرها و سخنراني، و تحليل نوشتار شامل زبان نوشتار مانند مقاله ها، داستان ها، گزارش هاو… است…شنتال موفه و ارنستو لاكلاو، تحليل گفتمان را وارد قلمرو علوم سياسي كرد و سرانجام ميشل فوكو، اين رهيافت تحليلي را به سراسر قلمرو علوم انساني گسترش داد.
   واژه گفتمان به عنوان برگردانده ديسكورس درزبان فارسي،نخستين باردر مقاله «نظريه غرب زدگي وبحران تفكّر در ايران» توسط آقاي داريوش آشوري در مجله«ايران نامه» در بهار سال 1368خورشيدي به كار برده شد.
1-2-4 مفاهيم اساسي تحليل گفتمان
1-  مفصل بندي (Artculation)
  هرعملي كه ميان عناصر پراكنده،در درون يك گفتمان،رابطه برقراركند به گونه اي كه هويّت ومعناي عناصر ياد شده، اصلاح و تعديل شود، مفصل بندي ناميده مي شود و در نتيجه كلّيّت و فرآورده عمل مفصل بندي را « گفتمان » مي گويند، چنان كه گفتمان ليبراليسم مفاهيمي چون آزادي، دموكراسي، انتخابات، فرديت و عقلانيّت را با هم مفصل بندي مي كند.(8)
2-  دال مركزي (Nodal point)  
  دال مركزي درمنظومه گفتماني،نشانه اي است كه نيروي جاذبه آن،ديگرنشانه هاي داخل گفتمان رابه خود جذب ميكند وبه آنها معنا و هويّت مي بخشد. درگفتمان ليبرال ،آزادي دال مركزي است. ديگرنشانه هاومفاهيم چون دولت،فرد ،برابري و …باتوجّه به دال مركزي معنا و مفهوم پيدا مي كنند.(9)
3-  عناصر (Elemints)
  عناصردالهاي سرگردان وشناوري هستندكه درحوزه گفتمانگي به سر ميبرند وهنوز معنا و هويّت گفتماني يافته اند. از اينروگفتمانهاي رقيب تلاش مي كنندكه بر آنها تسلّط يابند و هويّت دلخواه خودرا به آن ها بدهند.
4-  لحظه ها (Moments)
   لحظه هاو وقت ها،عناصري هستندكه ازحوزه گفتمانگي بيرون آمده اند واز حالت شناوري رهايي يافته ودر چارچوب يك گفتمان، پهلوگرفته اند. مانند حقوق بشر در اسلام كه–به تازگي- واردگفتمان حقوق بشر دوستانه شده وبه هويّت و معناي موقّت و جديدي رسيده است.
5-  حوزه گفتمانگي (Field of Discursivity)
   حوزه گفتمانگي،به محفظه اي ازمعاني امكاني وبالقوّه اي گفته ميشودكه در بيرون از منظومه گفتماني قراردارد. دالهاي حوزه گفتمانگي مانند ظروف خالي هستندكه آماده دريافت هر نوع

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره استان اصفهان، پدیده های طبیعی، توان های محیطی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره شرق شناسی، میشل فوکو، ساختارگرایی