فلسفه غرب، زبان قرآن

دانلود پایان نامه ارشد

مکاشفات و عقل 81
ديدگاه فلاسفه اسلامي 84
انواع ادراک و تعداد عوالم از ديد ملاصدرا: 85
مراتب تجربه ديني و درک يقيني: 88
مراتب کمال عقل نظري و عملي براي درک حقايق: 90
موانع مکاشفه و تجربه‌ي ديني از ديد ملاصدرا (حجابها) 92
جايگاه معرفتي تجربه ديني در هندسه معرفتي: 94
خلاصه: 98
فصل سوم: تجربه ديني در قرآن 99
مقدمه 99
علل ذکر تجارب ديني در قرآن 100
وحي از نگاه قرآن: 105
تفاوت ميان وحي، الهام، تحديث 108
مقامات انساني و درجه پيامبر 113
محتواي مکاشفات پيامبران 114
سه ديدگاه درباره پديده وحي: 121
تجارب ديني مؤمنان و غير مؤمنان ( کفار) 122
آيات متناسب تجربه ديني احساس: 128
بررسي آيات تجربه احساسي و عاطفي: 131
تجربه ديني، تفسيري، تبييني 133
بررسي آيات مربوط به نظريه تفسيري تبييني: 134
اشکالات وارد بر اين نظريه: 135
تجربه ديني ادراکي شناختي در قرآن: 137
انواع ادراک در تجربه‌هاي ديني قرآن: 141
بررسي آيات مربوطه به رؤيت خدا 154
متعلق تجربه ديني 156
اقسام صاحبان تجربه ديني: 164
شرايط تجربه ديني: 169
موانع درک امر قدسي از ديدگاه قرآن: 174
تجربه‌هاي الهي و غير الهي: 179
معيار و ميزان تجربه‌هاي الهي و غير الهي 182
آيا هر تجربة ديني خطاپذير است؟ 186
لغزش‌هاي خيال و وهم: 188
نفوذ شيطان در ادراک 190
نقش عالم رويا يا خيال متصل در تجربه ادراکي 195
اقسام رؤيا 198
آيا مشاهدات در رؤيا نياز به تعبير دارد 199
نقش تجارب ديني در سعادت انسان 201
خلاصه: 203
فصل چهارم: جمع بندي و نتيجه گيري 205
منابع 215

مقدمه:
طرح مسأله:
پس از پايان يافتن قرون وسطي و آغاز دورهي روشنگري نقدهاي جدي توسط انديشمندان غرب نسبت به رابطهي عقل و دين صورت گرفت، به گونهاي که برخي وجود هرگونه رابطهاي را انکار نمودند، و معتقد شدند که معارف ديني قابل توجيه عقلاني نيست. زيرا حجيت عقل که پيش از آن به صورت نادرستي موردتأييد قرار گرفته بود، زير سؤال رفت، و ديدگاههاي جديدي پيرامون ماهيت و محدودهي عقل مطرح گرديد. اين تغييرات بيشتر تحت جريان رمانتيسم که به عنوان نقدي بر عقل‌گرايي افراطي به وجود آمده بود صورت گرفت. از سوي ديگر تجربهگرايي هر چه بيشتر قدرت مي‌گرفت و وجود نوعي اعتقادات براساس تجربه احساس نياز ميشد. بنابراين دانشمندان به دنبال اين پرسش به دنبال راه کارهاي مناسب ديگري ميگشتند. براي مثال يکي از راه کارها راه کار (کي ير که گور)1 بود که بيان ميکرد، که هيچ توجيه عقلاني معتبري براي اثبات باورهاي ديني وجود ندارد. زيرا اصولا ايمان امري برهان ناپذير است. به نظر او ايماني که محصول برهان باشد ايمان نيست، بلکه خود برهان است. در حالي که ايمان نوعي اعتماد به امر ناپيدا و نامعقول است. ايمان نوعي احساس خود رهايي و حرکت به سوي امور غير معقول است. در حقيقت ايمان يک انتخاب بدون جهت و بدون دليل است که امکان برد و باخت در آن است.2 ولي در صورت پيروزي جوايز بيشماري درانتظار انسان است.
اما راه کار معتقدان به تجربهي ديني خصوصا شلايرماخر چيز ديگري بود. شلايرماخر3 ميپذيرفت که ايمان و دين امري غيرمعقول است اما در عوض هستهي دين نوعي تجربه است که امري غير شناختي است. هستهي مرکزي همهي اديان تجربه ديني است و تجربهي ديني نوعي احساس و عاطفه است که صاحب تجربه در مسير تجربه امر متعالي کسب مينمايد.4
همين مطلب از گذشتههاي دور در ميان متفکران اسلامي هم وجود داشت. اين سؤال هميشه مطرح بوده است که آيا دين داراي هسته و مرکز است؟ و اگر هست اين مرکز چيست؟ آيا معارف ديني قابل تبيين عقلاني هستند يا خير؟ و آيا درک خداوند همراه نوعي شناخت و ادراک هست يا خير؟ اصولا نسبت انسان با عالم قدس و عالم غيب چگونه است؟ آيا انسان توانايي ارتباط با عوالم ديگر را دارد ياخير. اگر دارد چه روشي وجود دارد، و آيا همه کس به هر شيوهاي چنين توانايي را دارند يا اينکه شرايط خاصي براي چنين امر مهمي وجود دارد؟ دانشمندان مسلمان براي کشف اين حقيقت تلاشهاي بسياري نمودهاند و در اين باره کتابهاي مختلفي نوشتهاند. اما اين نوشتهها به صورت متمرکز و آنهم به صورت بحث منسجم با روش شناسي جديد نبوده است.
همهي دانشمندان و علماي اسلامي اعتراف دارند که قرآن کاملترين، جامعترين، سودمندترين کتاب در ميان بشر و همچنين مرجع نهايي در فهم و داوري مسائل ديني است. لذا بايد مهمترين نيازهاي بشر را جوابگو باشد. وليکن تلاشها براي دستيابي به موضع قرآن در اين موضوع کافي نبوده است. در تمام جستجوهاي انجام شده از کتب ومقالات معتبر، تحقيقي جامع با محوريت قرآن در اين موضوع نيافتيم. نوشتههاي پراکنده و بعضا غير منطبق با اصول اسلامي، قرآني، ما را بر آن ميدارد که نوشتهاي نسبتاً جامع در اين باره تهيه نمائيم تا ديدگاه‌هاي مختلف علماي مسلمان در علوم و کتابهاي مختلف، حول محور قرآن جمعآوري شود و مورد نقد وکنکاش قرار گيرد.
خصوصا لازم است که اين تلاشها با روش و متد جديد و با نگاهي به علم جديد و کلام جديد در حوزهي غرب صورت بگيرد تا نقصانهاي احتمالي برطرف گردد.
بايد ديد که آيا ميشود که تجربه ديني را به عنوان شاهدي براي مدعيات ديني پذيرفت، يا اينکه آنرا بيشتر يک امر شخصي وغير مستدل بدانيم و همچنين بايد ديد که آيا ميتوان تجربهي ديني را به عنوان بديلي مناسب براي استدلالهاي عقلي پيرامون دين دانست يا اينکه حجيت آنرا بايد خيلي محدود ديد.
چنين امري با استفاده از فلسفه، کلام قديم، کلام جديد، فلسفه دين، فلسفه غرب، تفسير، عرفان و ساير علوم و معارف مرتبط بدست ميآيد. در حقيقت در يک فرآيند تطبيقي بايد تمام علوم مرتبط را به کار گرفت و همه را حول محور قرآن قرار داد تا بتوانيم نتيجهي مطلوب را بدست آورديم.
جايگاه اين مبحث:
اين موضوع از جهات مختلفي قابل بررسي است که با يکديگر شباهتها و تفاوتهايي دارند. يکي از آن جهات، جهت تفسيري اين مسأله است. زيرا اين موضوع براساس قرآن قابل تبيين و نقد و بررسي است قرآن کريم نسبت به اين موضوع مهم بيتفاوت نبوده است. جهت دوم مسأله بحث کلامي آن است. علم کلام جديد و قديم و همچنين فلسفهي دين به روشني به اين مسأله پرداختهاند و آنرا مورد بررسي قرار دادهاند، به گونهاي که در بسياري از مباحث نقش کليدي را ايفاء ميکند. جهت سوم مسأله وجههي فلسفي مسأله است. اين مسأله براساس فلسفههاي مختلف خصوصا فلسفهي صدرايي قابل بررسي است. فلسفهي صدرا به اين بحث اهميت ويژهاي داده است و در کتب مختلف به اين مسأله پرداخته است. از آنجا که روش صدرا جمع بين قرآن و برهان و عرفان است، اين موضوع باعث رشد و شکوفايي اين مسأله گرديده و بسياري از شبهات ومعضلات مختلف توسط صدرا برطرف شده است. ملاصدرا هدف فلسفه را شناخت خدا و تشبه به او قرار داده است و لذا شناخت خدا که ارتباط مستقيمي با مبحث ما دارد کاملا با فلسفه هم جوشي دارد. جهت چهارم اين بحث در معارف قرآن است. معارف قرآن به سلسله مباحث و موضوعات و علوم داخل قرآن اطلاق ميشود. يکي از اين معارف، مسأله تجربهي ديني است.
اهداف تحقيق:
درهر مبحث علمي شناخت اهداف آن مبحث بسيار مهم است. و اهداف هر بحثي بسته به نقش آن بحث و تأثيرگذاري آن در مباحث ديگر و مسائل روز، مشخص ميشود. شناخت تحولات جديد در حوزهي تجربهي ديني بر ما روشن ميسازد که اين موضوع چه اهدافي را دنبال ميکند. اين بحث در گذشته داراي ارزش چنداني نبود وکسي به اهميت آن پي نبرده بود. اما با ورود علوم جديد ومسائل جديد به داخل کشور، اين بحث آهسته آهسته اهميت خود را نشان داد، به گونهاي که در دورهاي از زمان به محوريترين مباحث کلامي تفسيري تبديل شد. براساس همين بحثها و مقالات و کتابهاي مختلفي در کشور ما مطرح شد که هريک به نوبهي خود داراي ارزش ويژهاي است.
بحث تجربه ديني کليديترين مباحث الهياتي را هدف قرار داده است و آنها را مورد بررسي قرار مي‌دهد و در صورت کم توجهي به اين مسائل، اساس الهيات را متزلزل ميسازد. و لذا هدف اين تحقيق بررسي جنبههاي مختلف بحث تجربهي ديني، خصوصا جنبهي ادراکي و شناختي آن است. تجربهي ديني در درون خود مسائل بسيار زيادي را دارا ميباشد که توجه به هرکدام از آنها درخور اهميت است. يکي از مباحث مطرح شده در تجربه ديني گوهر دين است. تجربه ديني به اين پرسش پاسخ ميدهد که اساس و محور هر ديني چيست؟ آيا دين داراي هستهاي است و اگر دين به اين شکل ترسيم شود، محور دين چيست؟ برخي بر اين عقيدهاند که محور دين امري معنوي است و ما ميتوانيم با استدلال و تفکر به اين محور دست يابيم.
برخي هم بر اين عقيدهاند که محور دين امري معقول نيست، بلکه امري احساسي است و با استدلال عقلي نميتوانيم به مرکز دين برسيم. در مکاتب فکري و فلسفي دربارهي محور دين اظهار نظرهاي مختلفي شده است و هرکس به اندازهي توان خود به اين پرسش پاسخ داده است. تجربهي ديني محور دين را از جنس امور معنوي ميداند. گوهر دين نزد اين تفکر همان تجربه ديني است. اما ماهيت وچگونگي اين تجربه اختلاف برانگيز بوده است و نحلههاي مختلفي دربارهي محور اين تجربه به وجود آمده است. شلايرماخر تجربه ديني را امري احساسي و غير ادراکي ميدانست،5 اما عدهاي هم از ادراکي بودن اين تجربه سخن گفتهاند. دسترسي به پاسخ اين مسأله خصوصا از زبان قرآن نيازمند غور در قرآن و تفاسير و روايات است. بنابراين درک درست از تجربه ديني ميتواند در نوع تفکر ما و جهانبيني ما نقش اساسي ايفا کند.
نکتهي مهم ديگري که در بحث تجربه ديني به آن پاسخ داده ميشود اين است که آيا بر فرض وجود چنين تجارب و مکاشفات و مشاهداتي، آيا ارزش معرفت شناختي اين باورها تا چه حد است؟ آيا چنين مشاهداتي ما را در راه رسيدن به باور صادق موجه همراهي ميکند يا نه؟ و آيا اين امور مي‌تواند اعتقادات ما را توجيه کند يا اينکه صرفا به اندازهي تاييدي براي باورهاي ما به شمار ميرود. اگر ارزش معرفت شناسي اين تجارب اثبات شود نقش خود را در نظام اعتقادي ما به خوبي نشان خواهد داد. و ما به صورت موجهي ميتوانيم در نظام باورهاي خود از اين امور استفاده نمائيم.
به علاوه کنکاش در اين تجارب به ما ميفهماند که شروط، اسباب، و موانع يک تجربهي موفق چه چيزهايي هستند. آيا رسيدن به چنين تجربهاي با چه خطرات و موانعي مواجه است و آيا همگان مي‌توانند به چنين تجاربي دست پيدا کنند يا خير. اگر اين راه اختصاصي نيست، شرايط رسيدن به اين هدف چگونه است؟ از آنجا که بسياري از مباحث فلسفي، کلامي، تفسيري، عرفاني مبتني بر اين بحث است و در کشور ما هم اين مسأله مناقشه برانگيز بوده است، لذا به نظر ميرسد که تلاش هر چه بيشتر ما در اين راه، کمک شاياني به ساير مباحث از اين دست مينمايد.
قرآن کريم به عنوان متن اصلي اسلامي و محور تمامي علوم اسلامي توجه خاص به اين گونه تجارب و دريافتهاي قدسي نشان داده است. تلاش ما در اين پايان‌نامه نشان دادن ميزان اهتمام قرآن به اين بحث و بررسي موارد ذکر شده در کلام الهي و پي بردن به نگرش قرآن دربارهي حجيت اين تجارب ميباشد.
دلائل انتخاب موضوع:
نگارندهي اين پايان‌نامه بعد از مشورتهاي بسياري با اساتيد محترم اين موضوع را انتخاب نمود. زيرا اين موضوع داراي ويژگيهاي مثبت زيادي است که در اينجا به برخي از آن موارد اشاره ميکنيم:
1- به روز بودن موضوع. اين موضوع از موضوعهاي جديد است که در دوران اخير درجامعهي ما مطرح و به ارزش آن پي برده شده است. بررسي اين موضوع در جوامع دانشگاهي و حوزوي مؤيد اين مدعاست لذا براي روشن شدن اين موضوع کتابهاي بسياري نوشته شده است که هر کدام در حد توان خود به گوشهاي از زواياي اين موضوع اشاره نموده است. لذا بر خود لازم ديديم که ما هم يک زاويهي کوچک اين موضوع که بسيار با اهميت است مورد بررسي قرار دهيم.
2- حساسيت موضعگيري در تبيين آن و تأثير فراوان اين موضعگيري در ابعاد مختلف

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد سند رسمی، حقوق جزا، ترک فعل Next Entries معرفت بخش، قبض و بسط، زبان قرآن