پایان نامه رایگان درباره بهداشت روان، فرهنگ مطالعه، رفتار انسان، عزت نفس

دانلود پایان نامه ارشد

اديان و تبيين‌هايي که آن‌ها از رفتار، انديشه‌ها و احساسات به دست مي‌دهند 71
آيين بودا 71
مسيحيت 74
آيين هندو 76
اسلام 78
يهوديت 79
اديان ديگر 81
درون‌مايه‌هاي مشترك 83
خلاصه 83

فصل سوم: رفتار ديني
نيايش، تعريف‌ها، تأثيرات، و تأثيرات مشاهده شده 85
انواع نيايش 87
آيا نيايش مؤثر است؟ 89
گواه تجربي بر اين که نيايش چنين تأثيراتي دارد چيست؟ 91
نيايش و غلبه بر استرس 92
استثنائات موجود در مورد تأثيرات نيايش 94
سخن و زبان ديني 97
گفتمان ديني: پيشگويي 99
گفتمان ديني: داستان 100
سخن و ساخت حقيقت 101
رفتار اجتماعي، گروه‌ها و هنجارها 105
نوديني 106
انواع و درونمايه‌ها 106
آيا به هر نحوي از انحاء دست به تغيير دين زده‌ايد؟ 106
شيوه‌هاي نوديني 109
دو چشم انداز اجتماعي- روانشناختي در نوديني 115
خروج از گروه ديني 117
انواع ديگر رفتار ديني 119
خلاصه 119

فصل چهارم: انديشه‌هاي ديني
باور ديني 122
پياژه 129
گلدمن 131
ايمان ديني و رشد آن 132
اريکسون 133
کولبرگ 134
فاولر 136
اسپرو 137
خلاصه 140

فصل پنجم: احساسات ديني
ريشه‌هاي اوليه احساسات ديني 142
فرويد 142
نظريه شي – روابط 145
نظريه دلبستگي 148
مقياس دلبستگي بزرگسالان 149
ارزيابي‌هاي اخير 150
ديکي و ديگران 150
کپس و “انسان، دين و ماليخوليا” 151
احساسات مثبت 152
احساسات عرفاني 152
مکاشفه‌هاي ديني 156
تجربه‌هاي نزديک به مرگ و خارج از بدن 158
بهباشي معنوي 160
مقياس بهباشي معنوي 161
توکّل و ايمان 162
عزت نفس 163
احساسات منفي 163
گناه، شرم و اضطراب 163
وسواس 165
دين و آسيبشناسي رواني 169
افسردگي 170
روان پريشي و مسئلة جنّ 174
خلاصه 182
منابع 183
Abstract 204

پيش‌درآمد
روان‌شناسي دين به عنوان يک حوزة مطالعاتي جديد که در قرن اخير اقبال به آن فزوني يافته از اهميت خاصي برخوردار است؛ چرا که هر دو سوي اين حوزة مطالعاتيِ بين‌رشته‌اي (روان‌شناسي و دين) مباحث و موضوعاتي قرار دارند که در افزايش آگاهي بشر و شناخت او نسبت به خود و دنياي پيرامون نقش بسزايي ايفا مي‌کنند، که تمامي اين عوامل نهايتاً‌ در شيوة تفکر و سبک و کيفيت زندگي او تأثيري غيرقابل انکار دارند. موضوع و مسئلة محوري در دين و روان‌شناسي هر دو انسان است؛ يکي با ماهيتي ماورايي، و نه اين‌جهاني، آموزه‌ها و گزاره‌هايي را براي زندگي بهتر و سعادت و کاميابي به بشر ارائه مي‌کند، و ديگري با ارائة تبييني علمي و ساختارمند اين امکان را فراهم مي‌سازد تا انسان نسبت به قابليت‌ها و امکانات ذاتي و رواني خود شناخت حاصل کند تا در پرتو اين شناخت و استفاده مناسب از داشته‌هاي دروني‌اش از زيستي کاميابانه‌ و به دور از فشارهاي فکري و رواني بهره‌مند شود.
اما براي شروع بحث در اين زمنيه آشنايي با پيشينه و نحوة‌ شکل‌گيري و تحول اين رشته و نيز شخصيت‌هايي که در تکوين و توسعة آن تأثيرگذار بودند امري است ضروري. در ابتدا بر آن بودم که بخشي از مقدمه اين نوشته را به ارائة گزارشي از تاريخچة اين رشته و چهره‌هاي برجسته و نظريه‌هاي مهم در اين زمينه اختصاص دهم، اما از آنجا که در سال‌هاي اخير اکثر قريب به اتفاق پايان‌نامه‌هايي که در دانشگاه اديان و مذاهب در اين موضوع تدوين شده‌اند در مقدمه به نوعي به اين مبحث پرداخته‌اند به نظر مي‌رسد پرداختن به آن در اين نوشته به نحوي تکرار بخش زيادي از همان مطالب باشد؛‌ لذا علاقه‌مندان را براي آشنايي با تاريخچه و پيشينة اين رشته به پايان‌نامه‌هاي دفاع‌ شده در دانشگاه اديان و مذاهب ارجاع مي‌دهم.
در ادامه ابتدا نويسندة کتاب معرفي مي‌شود؛ سپس به معرفي خود کتاب و ويژگي‌هاي آن مي‌پردازم، در بخش بعدي گزارشي از محتواي فصول کتاب ارائه مي‌شود و در نهايت به اجمال نکاتي دربارة ديدگاه‌هاي نويسنده و تحليل کتاب حاضر عنوان مي‌شود.

معرفي نويسنده
پروفسور کِيت مِريِيم لوونتال1 مطالعات روانشناسي را در دانشگاه لندن انجام داده است. او در سال 1967 موفق به اخذ مدرک دکتري در اين رشته شد. در همين زمان فعاليت‌ها و علايق او در زمينه تحقيق و پژوهش به روانشناسيِ شناختي و اجتماعي معطوف بود. او در اين دو حوزه و نيز روش‌شناسيِ تحقيق در دانشگاه‌هاي معتبر تدريس کرده است (دانشگاه ولز در بانگور2، 1968- 1966؛ دانشگاه سيتي3، 1972- 1968؛ دانشگاه لندن – کالج بِدفورد و رويال هالو وي4 – 2004 – 1972).
کِيت لوونتال از سال 1974 و پس از دوره‌هاي آموزشي که در حوزه روانشناسي دين در کينگزکالج لندن5 از سال 1974 تا 1992 برگزار کرد به مطالعه و پژوهش در اين حوزه علاقه مند شد؛ مطالعات و تدريس‌هاي او همچنان تا سال 2007 و در رويال هالو‌وِيِ دانشگاه لندن ادامه داشت و پس از آن نيز در کالج هيتروپ6 ادامه يافت. او راهنماييِ تعداد زيادي از رساله‌هاي دکتري در موضوع روان‌شناسي دين را بر عهده داشته است؛‌ تحقيق و پژوهش‌هاي بسياري در اين زمينه انجام داده و موفق به کسب بيست و هشت جايزه پژوهشي در اين حوزه شده است. پنج کتاب و بيش از صد مقاله تاکنون حاصل فعاليت‌هاي اوست. او همچنين در کنفرانس‌هاي بين‌المللي متعددي سخنراني داشته است. حوزه پژوهشي لوونتال عمدتاً به دين، فرهنگ و تأثير اين دو بر سلامت رواني معطوف بوده است.
آثار منتشر شدة دکتر لوونتال و نيز کنفرانس‌هايي که در آن شرکت داشته و به ارائه مقاله پرداخته‌ – به دليل تعداد زياد عناوين – در انتهاي مقدمه درج شده است، که به خوبي موضوعاتي که او بر آن‌ها تمرکز داشته است را نمودار مي‌کند.

معرفي کتاب
درآمدي کوتاه به روان‌شناسي دين7؛ 177 صفحه (با احتساب ضمائم)، انتشارات وان‌وورلد(آکسفورد)8، سال نشر 2000؛ چاپ مجدد سال 2004 و 2008.
اين کتاب در نزد بسياري از اساتيد و صاحب‌نظران حوزة روان‌شناسي از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است؛ در زير به برخي از اين اساتيد اشاره مي‌شود.
کريستوفر لوئيس، دانشگاه آلستر9؛
سيمون ديِن، روانپزشک مشاور و مدرس ارشد در دپارتمان روان‌پزشکي کالج بيمارستان لندن10؛
کِنِت آي. پارگامنت، استاد روان‌شناسي باليني، دانشگاه دولتي بولين گرين11؛
پروفسور استفان جوزف، دپارتمان سلامت و مراقبت اجتماعي، دانشگاه ناتينگهام12؛
لورنس جي. کِرماير، دانشگاه مک‌گيل و سردبير مجله روان‌پزشکي فرافرهنگي13؛
ريچارد اچ. کاکس، منتقد حوزة روان‌شناسي14؛
همچنين استاد ملکيان در خصوص اين کتاب و نويسندة‌ آن چنين گفته است:‌ ” کتابِ The Psychology of Religion: A short Introduction نوشتة‌ کيت لوونتال، که يکي از نامدارترين روانشناسان دين در جهان انگليسي‌زبان است، يکي از بهترين کتاب‌هاي نشريافته در حوزة روان‌شناسي دين است. وضوحِ بيان، ژرفنگري، و جامعيت اين کتاب (در عين حجم اندک آن)‌ چشمگير و زبانزد است. … .”15
اين کتاب شامل انبوهي از مطالبي است که با نگاهي نقادانه و تحليلي ارائه شده است؛ در اين اثر به نحو قابل توجهي موضوعات دين، فرهنگ و بهداشت رواني معرفي و ارائه مي‌شوند، و در رئوس کلي مطالبش به طور جامعي به مطالب و مطالعات معاصر مي‌پردازد. مطالب اين کتاب به طور روشن و واضح قابل فهم است و براي هر کسي که در حوزة بهداشت رواني، دين و فرهنگ مطالعه و تحقيق مي‌کند سودمند خواهد بود.

گزارشي از محتواي فصول کتاب
فصل اول روان‌شناسي و دين
در فصل اول نويسنده بحث را با تلاش براي ارائة تعريفي از روانشناسي آغاز مي‌کند. تعريفي که خود از روان‌شناسي ارائه مي‌دهد عبارت است از: مشاهدة مردم، ثبت مشاهدات و تلاش براي تفسير مشاهدات و اسناد گردآمده. دايره‌المعارف هاتکينسون آن را اين‌گونه معرفي مي‌کند: روان‌شناسي مطالعة نظام‌مند رفتار انسان است و به مطالعة کارکردهاي غريزه … فرهنگ و عملکرد انديشه هوش و زبان مي‌پردازد. همچنين در دايره‌المعارف ‌English and English از روان‌شناسي به عنوان شاخه‌اي از علم که به بحث دربارة رفتار، اعمال يا فرآيندهاي ذهني، و همچنين ذهن، نفس يا شخص که داراي اعمال و رفتار و فرآيندهاي ذهني است ياده شده.
در نهايت خانم لوونتال با استفاده از اين تعاريف روان‌شناسي دين را اينگونه تعريف مي‌کند: مطالعة رفتار، انديشه و احساس ديني.
تعريف دين
اما سوي ديگر اين موضوع دين است که بايد مورد تبيين قرار بگيرد. از نظر وولف‌ محققان تاکنون موفق به ارائه تعريف قابل قبول و قانع‌کننده‌اي از دين نشده‌اند. همچنين اسميت استفاده از اسم دين را نه تنها غير ضروري مي‌داند بلکه در بدست دادن هر نوع درک واقعي و حقيقي از دين آن را نامناسب و ناکارآمد مي‌انگارد.
در واژه‌نامه English and English دين به عنوان نظامي از نگرش‌ها، اعمال، ‌مناسک، مراسم،‌ آيين‌ها و عقايد است که افراد يا جوامع به واسطة آن‌ها به خدا يا يک جهان ماوراء طبيعي و اغلب با يکديگر رابطه برقرار مي‌کنند، و مجموعه‌اي از ارزش‌ها از آن ناشي مي‌شود که به واسطة‌ آن‌ها رويدادهاي جهان طبيعت مورد داوري قرار مي‌گيرد. اما اين مجموعه عقايد و نظام‌ها داراي ويژگي‌هايي‌‌ است که در بسياري از اديان مشترکند؛‌ اين مشخصه‌هاي مشترک عقايد در اديان بزرگ عبارتند از:
حقيقت غيرمادي – انجام اعمال نيک و اجتناب از گناه – منشأ هستي (خدا) منشأ دستوران و رهنمودهاي اخلاقي هم هست – سازمان و نهاد براي بيان اعتقادات و عقيده‌ها.
در بحث از ابعاد دينداري مشخصه‌هاي زير براي اين مسئله ارائه مي‌شود:
* بُعد تجربي: ميزان برخورداري شخص از تجربه‌هاي ديني؛
* بعد عبادي: ميزان پرداختن شخص به اعمال عبادي؛
* بعد اعتقادي: ميزان موافقت و همراهي شخص با عقايدي که به طور عمومي يا سنتي مورد تأييد قرار گرفته؛
* بعد عقلاني:‌ ميزان شناخت و آگاهي در مورد آموزة ديني، سنت ديني و غيره؛
* بعد کاربردي: ميزان به کارگيري چهار بعد اولي در زندگي روزمره؛
هر چند هر سنت ديني معيار‌هاي خاص خود را داراست اما نويسنده معيار‌هاي عمومي را براي دين‌داري تعريف کرده که عبارتند از:
وابستگي:‌ تعلق يا عدم تعلق شخص به يک گروه ديني؛
هويت يا خود تعريفي: اينکه افراد خود را فرد ديني بدانند يا نه؛
اعتقاد به خدا.

تاريخچة رابطة بي‌ثبات بين روان‌شناسي و دين
در قرن بيستم رابطة ناخوشايندي بين اين دو حوزه بوده است. در آن دوران اعتقاد بر اين بوده که اگر يک روان‌شناس هستي نبايد دين را جدي بگيري و اگر فرد دين‌دار هستي نبايد روان‌شناسي را جدي بگيري.
دو مضمون در باب خاستگاه مناقشه و رابطة بي‌ثبات بين روان‌شناسي و دين وجود دارد که مي‌توان آن‌ها را اينچنين معرفي کرد:
1) فرويد: مبدع روش درمان گفتگويي (روان‌درماني)
او چندين مقاله و چهار کتابش را به تحليل دين اختصاص داد که اين مباحث تا حدودي به زيان دين تمام شد.
تعريف فرويد از دين اين است که آن‌را نوعي روان‌رنجوري وسواسي همگاني مي‌داند، زيرا زحمت گسترش روان‌رنجوري را براي افراد آسان مي‌کند. او خدا را به مثابه فرافکني تصوير پدر توصيف مي‌کند و نظامي از توهمات مشتاقانه به همراه انکار حقيقت را توصيف مي‌کند به شکلي که هيچ جاي ديگر در حالت نقص عقلاني يافت نمي‌شود.
2) عدم سازش روان شناسي علمي و دين
به لحاظ تجربي دين را به منزلة پديدة محوشدني توصيف مي‌کردند که در نتيجه ارزش بررسي نداشت و در کتاب‌هاي روان‌شناسي به ندرت به آن مي‌پرداختند. رفتار ديني و تأثيراتي که دين بر رفتار مي‌گذارد موضوعات در خور توجه علمي به شمار نمي‌آمدند. بيشتر کتاب‌هاي درسي مطلقاً‌ دين را جز فهرست خود قرار نمي‌دادند.
با اين وجود به نظر مي‌رسد در دهه‌هاي اخير نشانه‌هايي دال بر سازش رو به رشد روان‌شناسي و دين ديده مي‌شود اين نشانه‌ها به اختصار عبارتند از:
* افزايش تدريجي علاقة روان‌شناسان به رفتار، انديشه و احساس ديني،
* از بين‌رفتن بي توجهي به دين در نظر روان‌شناسان،
* افزايش ميزان ارجاعات به دين و مسائل و تأثيرات

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد اعتقاد،، متعلّق، اعتقاد":، اعتقاد" Next Entries پایان نامه رایگان درباره سلسله مراتب، بهداشت روان، عزت نفس