پایان نامه ارشد درباره کودک و نوجوان، ادبیات کودک و نوجوان، ادبیات داستانی، فرهنگ اصطلاحات

دانلود پایان نامه ارشد

4.2.3.2.در روزگاری که هنوز پنجشنبه و جمعه اختراع نشده بود
3.3.2. ارزیابی کلی
4.2. فریدون عموزاده خلیلی
1.4.2. درباره‌ی نویسنده
2.4.2. آثار
1.2.4.2. پروفسور اسکولسکی و ژنرال پیسکولسکی
3.4.2. ارزیابی کلی
5.2. شهرام شفیعی
1.5.2. درباره‌ی نویسنده
2.5.2. آثار
1.2.5.2. ماجراهای سلطان و آقا کوچول
2.2.5.2. عشق خامه‌ای
3.2.5.2. به دنبال دماغ خیس
4.2.5.2. مرغ سوخاری برای جنازه
5.2.5.2. گربه در جوراب زنانه
6.2.5.2. عزیزم چه رنگی بپوشم
7.2.5.2. با تخم مرغ مهربان باش
3.5.2. ارزیابی کلی
6.2. محمدرضا شمس
1.6.2. درباره‌ی نویسنده
2.6.2. آثار
1.2.6.2. دیوانه و چاه
2.2.6.2. بادکنک و اسب آبی
3.2.6.2. من، زن بابام و دماغ بابام
3.6.2. ارزیابی کلی
7.2. فریبا کلهر
1.7.2. درباره‌ی نویسنده
2.7.2. آثار
1.2.7.2. سالومه و خرگوش
3.7.2. ارزیابی کلی
8.2. سعید هاشمی
1.8.2. درباره‌ی نویسنده
2.8.2. آثار
1.2.8.2. محله‌ی میکروب خان
3.8.2. ارزیابی کلی
3. نتیجه‌گیری
1.3. تکنیک‌های مورد استفاده
2.3. تنوع تکنیکی و طرز بیان
3.3. سیر طنزپردازی

فصل اول
مقدمه و مبانی نظری

1.1. بیان مسئله

طنز و مطایبه همواره از سوی نویسندگان و شاعران مورد توجه بوده است. با این وجود، باید گفت که نویسندگان کودک و نوجوان در سال‌های اخیر به این نوع ادبی گرایش بیشتری پیدا کرده و آثاری در این زمینه آفریده‌اند. ارائه‌ی تعریفی جامع از طنز، کار چندان ساده‌ای نیست. در فرهنگ اصطلاحات طنز در این‌باره آمده است:« در اصطلاح ادبی، طنز به نوع خاصی از آثار منظوم یا منثور ادبی گفته می‌شود که اشتباهات یا جنبه‌های نامطلوب رفتار بشری، فسادهای اجتماعی و سیاسی یا حتی تفکرات فلسفی را به شیوه‌ای خنده‌دار به چالش می‌کشد. طنز گرچه طبیعتش بر خنده استوار است اما خنده را تنها وسیله‌ای می‌انگارد، برای نیل به هدفی برتر و آگاه کردن انسان به عمق رذالت‌ها.» (اصلانی،140:1385-141). اندوهجردی طنز را این‌گونه تعریف می‌کند:«شیوه‌ی خاص بیان مفاهیم تند اجتماعی و انتقادی و سیاسی و طرز افشای حقایق تلخ و تنفرآمیز ناشی از فساد و بی‌رسمی‌های فرد یا جامعه را که دم‌زدن از آن‌ها به‌صورت عادی یا به‌طور جدی، ممنوع و متعذر باشد، در پوششی از استهزا و نیشخند، به‌منظور نفی کردن و برافکندن ریشه‌های فساد و موارد بی‌رسمی «طنز» می‌نامیم. به‌عبارت ساده‌تر، طنز را می‌توان انتقاد و نکته‌جویی آمیخته به ریشخند تعریف کرد و آن را طرزی خاص از انواع ادبی برشمرد که با تعریض و به‌طور غیرمستقیم اظهار می‌شود» (اندوهجردی،5:1378). حسن جوادی در کتاب «تاریخ طنز» می‌نویسد:
«استعمال کلمه‌ی ساتیر برای انتقادی که به صورت خنده‌آور و مضحک بیان شود در فارسی معاصر سابقه‌ی زیاد طولانی ندارد. هرچند که« طنز» در تاریخ بیهقی و دیگر آثار قدیم زبان فارسی به کار رفته است، ولی استعمال وسیعی به معنی فعلی کلمه یا بهتر بگویم به معنی اروپایی نداشته است. سابقاً در فارسی هجو به کار برده می‌شد که بیش‌تر جنبه‌ی انتقاد مستقیم و شخصی دارد و جنبه‌ی غیرمستقیم و طنزآمیز بودن« ساتیر» را دارا نیست و اغلب آموزنده و اجتماعی هم نیست. هجو ضد مدح است و اصولاً صراحت لفظی که در آن است نمی‌تواند نظیر لحن طنزآمیز «ساتیر» باشد. در فارسی «هزل» را به کار برده‌اند که ضد «جد» است و بیش‌تر جنبه‌ی مزاح و مطایبه دارد» (جوادی،11:1384).
جوادی سپس به بیان سیر تاریخی واژه‌ی «ساتیر» در ایران می‌پردازد و می‌گوید:«در دوره‌ی مشروطیت که شعرا و نویسندگان تعهد فوق‌العاده‌ای نسبت به اصلاح جامعه و ارشاد مردم احساس می‌کردند، اشعار و نوشته‌های طنزآمیز و انتقادی زیادی به‌وجود آوردند و کم‌کم احتیاج به وجود کلمه‌ای که این‌گونه آثار را توصیف کند احساس شد…در چند دهه‌ی گذشته، کلمه‌ی «طنز» اغلب به‌جای «ساتیر» فرنگی به‌کار برده شده و کم‌کم در فارسی مفهوم کلی آن را پیدا کرده است»(همان:15).
«با پیدایی مشروطیت، ادبیات طنزی حقیقی، که لبه‌ی تیز خود را بیش از افراد متوجه اجتماع و معایب عمومی جامعه ساخته بود، پدید آمد… طنزنویسی از نثر کم‌تر استفاده کرد. معهذا با آغاز مشروطیت و پیدایش روزنامه‌نگاری، در نثر فارسی مرحله‌ی نسبتاً جالب توجهی به‌وجود آمد و طغیان افکار آزادی‌خواهانه و شور آزادی و احساسات میهن‌پرستی گذشته از اشعار سیاسی و وطنی در یک رشته مقالات و پاورقی‌های کوتاه فکاهی و شوخی‌آمیز( که البته نه زیاد بودند و نه از هر حیث کامل) انعکاس یافت» (آرین پور،39:1351).
با این توضیحات و با توجه به محدوده‌ی این پژوهش در خصوص پرداختن به طنز نوجوان، می‌توان طنز را گونه‌ای اعتراض نسبت به کمبودها و نابه‌سامانی‌های موجود دانست که با بیانی هنری و در عین حال ساده و قابل فهم، در قالب خنده و شوخی سعی در شناساندن وضع موجود و اصلاح آن دارد.
«طنزپرداز با پیروی نکردن از هنجارهای جاری جامعه و نادیده گرفتن ارزش‌های ظاهری آن به‌نوعی «کجروی» و ناسازگاری با قواعد معمول و مرسوم دست می‌زند تا بتواند فریادش را علیه کجروان اجتماع بلند کند. او در مسیر حوادث دست می‌برد و با قدرت تخیل خود هرگونه تغییری را که در جریان رویدادها لازم دید بهعمل می‌آورد (اندوهجردی24-23:1378). این امر در طنز نوجوان با تفاوت‌هایی که ناشی از ویژگی‌های آن‌ها است، دیده می‌شود. «ویژگی‌های طنز کودک و نوجوان، به‌نوعی با محدودیت‌های آن در ارتباط است. در واقع، به‌دلیل اعمال چنین محدودیت‌هایی از طرف طنزپرداز و مراجع قانونی، هم‌چنین محدودیت‌هایی که ادبیات کودک و نوجوان به دلیل سطح سواد و معلومات مخاطب دارد، طنز کودکان و نوجوانان هم ویژگی‌های خاصی را به طنزپرداز تحمیل می‌کند» (پدرام،14:1383). بیان مسایل سیاسی، اخلاقی و حتی مذهبی، با رعایت محدوده‌ی سنی نوجوانان، در قالب داستان‌های فانتزی و با استفاده از شخصیت‌های تخیلی یا حیوانی، می‌تواند در جذب آن‌ها به سمت داستان‌های طنز، تأثیر به‌سزایی داشته باشد. چرا که با توجه به شرایط زندگی مدرن و وجود سرگرمی‌های گوناگون مانند رایانه، استفاده از مطالب و طنزهای قدیمی نمی‌تواند پاسخگوی نیاز نوجوانان باشد. بنابر این، بهتر است که طنزپرداز به بیان دغدغه‌های نوجوانان بپردازد و موضوع‌ها و مسائلی را در اثر خود مطرح کند که نوجوانان با آن‌ها سر و کار دارند. در این میان، زبان طنزپرداز از اهمیت بالایی برخوردار است. هرقدر زبان طنزپرداز به زبان مخاطبش نزدیک‌تر باشد، در برقراری ارتباط صمیمانه با مخاطب نوجوان موفق‌تر است. آشنایی طنزپرداز با تکنیک‌های طنز و استفاده‌ی به‌جا از آن‌ها متناسب با موضوع مورد طنز، می‌تواند در بالا رفتن کیفیت اثر داستانی، تأثیر قابل توجهی داشته باشد. با توجه به وجود محدودیت‌های طنز نوجوان، که به آن‌ها اشاره شد، تکنیک‌های بررسی شده در این پژوهش ، از میان تکنیک‌های بیان شده در منابع گوناگون انتخاب شده‌اند. حسن جوادی پنج تکنیک را به‌عنوان اصلی‌ترین تکنیک‌های بیان طنز معرفی می‌کند که عبارت است از: کوچک کردن، بزرگ کردن، تقلید مضحک یا پارودی، طعنه با کنایه‌ی طنزآمیز یا آیرونی و نقل قول مستقیم. به این پنج تکنیک، تزریق( بی‌معنی گویی)، طنز مختلط( درهم و برهم گویی) و طنز موقعیت را می‌توان افزود.
تکنیک‌های طنز
بزرگ نمایی( مبالغه و اغراق): در این تکنیک، که از شیوه‌های رایج طنزپردازی است، نویسنده درصدد است با اغراق در بیان ویژگی‌های سوژه‌ی مورد نظر (مثبت یا منفی) و بزرگ‌کردن زشتی‌ها و کاستی‌ها، به هدف اصلی خود، که نشان دادن حقیقت است، دست یابد.
کوچک نمایی: نویسنده در این شیوه «شخصی را که می‌خواهد مورد انتقاد قرار دهد، از تمام ظواهر فریبنده عاری می‌سازد و او را از هر لحاظ کوچک می‌کند. این کار می‌تواند به گونه‌های مختلف صورت گیرد، می‌تواند از لحاظ جسمی یا از لحاظ معنوی یا به شیوه‌های دیگری باشد» (جوادی،17:1384). به این ترتیب سوژه‌ی مورد نظر نویسنده تحقیر شده و از مرتبه‌ی انسانی خود دور می‌شود. از دیگر انواع کوچک کردن استفاده از دنیای حیوانات و شخصیت‌های حیوانی یا مقایسه‌ی آن‌ها با انسان‌ها است. «به این ترتیب اعمال انسان، جاه‌طلبی‌های او را مسخره می‌کنند و کارهای او را تا حد غریزی و حیوانی پایین می‌آورند» (همان:20).
طنز موقعیت: «منظور از این تکنیک، حالتی است که در آن طنزپرداز صحنه‌ای را می‌آفریند که تصور و تجسم آن مضحک و خنده‌دار است… گاهی در رمان‌های بلند موقعیت‌های طنزآمیز در یک صحنه‌ی واحد ایجاد نمی‌شود، بلکه مجموعه‌ی حوادث یا به عبارتی بهتر، سیر حوادث به سوی موقعیت طنز به پیش می‌رود» (دهقانیان،165:1386-166). بنابراین، نمی‌توان این تکنیک را در جمله یا عبارتی خاص جستجو کرد؛ چراکه ممکن است کل یک اثر داستانی با استفاده از طنز موقعیت شکل گرفته باشد.
کنایه: در این تکنیک که در انگلیسی« آیرونی» خوانده می‌شود،« بازی با کلمات و ظرافت لفظی مهم است. مشکل است برای« آیرونی» معادلی دقیق در فارسی پیدا کرد که شامل تمام معانی آن باشد. این کلمه را فرهنگ‌ها به« طعنه»،« استهزا» و« وارونه‌گویی» ترجمه می‌کنند… سه اصطلاح ادبی فارسی بعضی از معانی گفته شده را به ذهن می‌آورند، ولی چون جنبه‌ی طنزآمیز ندارند، گویا نیستند. یکی« تجاهل‌العارف» است… دیگری« کنایه» و سومی« ایهام» است که خیلی شبیه کنایه است…{ بنابراین} شاید بهتر باشد که معنی کلی آن را به« کنایه‌ی طنزآمیز» ترجمه کنیم»( جوادی،38:1384). گاهی نویسنده برای بیان مطالبی که معنی زیبایی ندارند، از این شیوه‌ی بیان هنری استفاده می‌کند و آن‌ها را به صورت پوشیده و با کنایه و تعریض بیان می‌کند. کنایه زمانی مؤثرتر است که مبالغه‌آمیز و دارای چند معنایی باشد.
تقلید مضحک یا پارودی: در این تکنیک، طنزپرداز با استفاده از تحریف و مبالغه، به تقلید از یک اثر ادبی یا حماسی می‌پردازد و موجب استهزا و گاهی تحقیر آن می‌شود.
هرکدام از تکنیک‌های بیان شده، می‌تواند در گیرایی و اثرپذیری بیشتر یک اثر طنزآمیز نقش مؤثری داشته باشد در صورتیکه از بازی‌های زبانی و بیانی، لفظی و معنوی مانند: جناس، تشبیه، ایهام، تضاد، تکرار و … استفاده کنند.

2.1. اهميت و ضرورت پژوهش
با توجه به این‌که داستان‌های طنز در ادبیات کودک و نوجوان از سوی نویسندگان این حوزه کم‌تر مورد توجه بوده و تنها در سال‌های اخیر بیشتر به آن پرداخته‌اند؛ این نوع ادبی جزء گونه‌های نوین ادبیات داستانی این گروه سنی قرار می‌گیرد. به همین دلیل، کم‌تر مشاهده شده که داستان‌های طنز نوجوان از سوی پژوهش‌گران و منتقدان ادبیات کودک و نوجوان نقد و بررسی شوند. ضرورت و اهمیت بررسی و تحلیل تکنیک‌های طنز به‌کار رفته در ادبیات داستانی نوجوان ذر این است که راه را برای شناخت آسیب‌ها و نقاط مثبت این آثار هموارتر می‌سازد تا نویسندگان طنز نوجوان بتوانند

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد نمایشنامه، دوران کودکی Next Entries پایان نامه ارشد درباره بازآفرینی، مرادی کرمانی، کودک و نوجوان، ادبیات فارسی