دانلود پایان نامه ارشد درمورد ديني، سينا، ويتگنشتاين، معقوليت

دانلود پایان نامه ارشد

منابع انگليسي 272
پيوست: ترجمه فارسي رساله الطير 279

نشانه‌هاي اختصاري آثار ويتگنشتاين

BB The Blue and Brown Books
CV Culture and Value
LC Lectures and Conversations
NB Notebooks (1914-16)
OC On Certainty
PG Philosophical Grammar
PI Philosophical Investigations
PO Philosophical Occasions 1912-1951
RFM Remarks on The Foundations of Mathematics
PR Philosophical Remarks
TLP Tractatus Logico-Philosophicus
Z Zettel

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحيم
در اين مقدمه ابتدا مساله‌هاي تحقيق، روش و انگيزه تحقيق و در پايان مروري بر موضوعات رساله را مطرح کرده‌ايم.

1-تعريف مساله و بيان سوالهاي اصلي تحقيق

معقوليت1 اصطلاحي است که عمدتاً ‌از اواسط قرن بيستم در حوزه‌هاي مختلف مطالعات اجتماعي فلسفي مطرح شده است. بحث معقوليت واکنشي است در مقابل عقل‌گرايي و علم‌گرايي افراطي در سنت غرب که عمدتاً‌ به عنوان راهکارهاي مناسبي براي جايگزيني وثاقت2 دين و ايمان پيشنهاد شده بود. اهميت لودويگ ويتگنشتاين و فلسفه اش در دوران معاصر هم از جنبه نگرشهاي متفاوت وي به مسايل فلسفي و اجتماعي است و هم به اين خاطر است که (به قول ويلهلم فسنکول در کتاب گفتني‌ها-ناگفتني‌ها)3 فلسفه وي به ما نشان مي‌دهد صادقانه و روشن انديشيدن چه مي‌باشد. بعلاوه نگاه متفاوت او به فلسفه (منحل کردن بسياري از سؤالات فلسفي) مسير جديدي را براي فلسفه گشود که يکي از مظاهرش در موضوع “معقوليت” تجلي يافته است.
اين موضوع بستر وسيع و عميقي را فراهم مي کند که براي دين شناسان و فيلسوفان دين بسيار مغتنم است. از نظر ويتگنشتاين هيچ نظريه اي هرچند مستدل و موجه قدرت تغيير جهت دادن به زندگي فرد را ندارد در حالي‌که دين چنين تاثيري دارد. آنچه در دين موضوعيت و اصالت دارد، نجات انسان است. اگر واقعاً مي‌خواهيم نجات يابيم به يقين نياز داريم نه عقل، رويا و دانش. اين يقين همان ايمان است؛ چيزي که قلب و روح به آن نياز دارد نه عقل نظري. زيرا اين روح، جان و تمامي عواطف آدمي است که بايد نجات يابد نه ذهن انتزاعي‌اش.
آنچه در تفکر ويتگنشتاين اهميت اساسي دارد و براي معرفت ديني رهگشاست رويکرد خاصي است که وي به دين و دينداران به عنوان نحوه خاصي از زندگي دارد. دينداران با باورهاي ديني زندگي مي‌کنند. حيات ، نحوه معيشت، اميد و آرزوهاي آنان وابسته به اين نوع باورهاي ديني است. آنان باور ديني را به عنوان امري که منطقي است يا منطقي نيست در نظر نمي‌گيرند. باور ديني امري فرامنطقي است. در دين و بيان ديني از نوعي زبان که ناشي از نوع خاصي نحوه زندگي است، استفاده مي شود که خاص زبان دين است. در اينجا ما از اين گزاره ها استفاده مي‌کنيم: “من به فلان و بهمان حادثه‌اي (مثل روزقيامت) که در آينده اتفاق مي‌افتد، باور دارم.” او معتقد است که اين نوع استفاده از گزاره‌ها با آنچه در علم به کار مي‌بريم، به طور کلي متفاوت است. در حوزه باورهاي ديني به دنبال اين نيستيم که مطلبي را براي کسي اثبات علمي و يا عقلاني کنيم چنين کاري مطمئناً “نامعقول” است. آنچه در اين رساله به دنبال آن هستيم پي جويي و وارسي اين نوع نگاه خاص به باورهاي ديني است. نگاهي که منجر به آن چنان تسلطي در نگرشهاي ويتگنشتاين مي شود که حتي نمي‌تواند در ساير مسائل از اين نگرش و تسلط دين‌گرايانه يا دين‌مدار جلوگيري کند. (خواه اين مسائل را به قول مالکوم مسائل فلسفي در نظر بگيريم و خواه به قول وينچ مسائل غيرفلسفي) ما در اين رساله سعي مي‌کنيم مهم‌ترين مسائلي که برآمده از نگرش و رويکرد ويتگنشتاين به بحثها و مسائل و باورهاي ديني است را مورد بحث و وارسي قرار دهيم.
ابن سينا به عنوان چهره شاخص و دوران ساز در فلسفه اسلامي مطرح است به گونه اي که آراي او تراز و معيار در فلسفه اسلامي محسوب مي شود.
لازم به ذکر است که در عنوان اين رساله از واژه‌هاي معقوليت و باور ديني استفاده شده است. در حالي که قصد نگارنده از اين واژه‌ها که امروزه در ادبيات فلسفه معاصر رايج مي‌باشد اين بوده است که از معاني، مفاهيم و ظرفيتهايي که اين واژه‌ها در اختيار مي‌گذارند کمال استفاده را بنماييم. از طرف ديگر اين امکان را فراهم کنيم که دو فيلسوف با فلسفه‌هاي متفاوت، جهان‌بيني (جهان-تصوير) غير يکسان و ساير زمينه‌هاي مختلف را با يکديگر مقايسه کنيم.
معقوليت و باور ديني در ويتگنشتاين متاخر4 مصداق حقيقي دارد اما در ابن‌سينا مصداق ‌دقيقي ندارد. معادل مناسب گزيده شده براي باور ديني در فلسفه ابن‌سينا، معرفت عرفاني است که در محافل فلسفي و عرفاني در ايران شناخته شده است و نيازي به توضيح ندارد. معادل مناسب گزيده شده براي واژه معقوليت در فلسفه ابن سينا، عقلانيت مي‌باشد که متعاقبا توضيح داده خواهد شد. همانطور که در مورد ويتگنشاين اشاره کرديم معقوليت اصطلاحي است که طي سي يا چهل سال اخير در محافل معرفتي باب شده است و قبل از آن چنين کاربردي ملاحظه نمي شود. در ابن سينا اصطلاح معقوليت معنا و مفهومي ندارد. نزديکترين مفهوم به اين اصطلاح در نزد ابن سينا -که بر اساس آن مي?توان وي را با ويتگنشتاين مقايسه نمود- واژه عقلانيت مي باشد. عقلانيت را اصطلاحاً به اين معنا به کار مي‌بريم که قلمرو وسيعي از بحثها و مجادلات مرتبط با موضوع رساله را مورد بررسي قرار دهيم. طبيعي است که عقل از مسائل محوري فلسفه در طول تاريخ بوده است. اين اهميت به وضوح در آثار ابن‌سينا نيز مشاهده مي‌شود. آنچه تلاش شده است به عنوان کاري متفاوت و بديع انجام شود اين است که در هندسه فکري ابن سينا اين واژه دستخوش تغيير و تحولاتي شده است و اين گونه به نظر مي رسد که ابن سينا در طول زندگي سراسر پر فراز و نشيب و بسيار فعالش از نظر توليد آثار فراوان و بديع، از اين اصطلاح براي مفاهيم وسيع و به ظاهر متفاوتي استفاده کرده است. به عنوان مثال گاهي اين واژه را براي علم (تصور و تصديق) به کار برده است. گاهي براي نوع خاصي از ادراکات خاص بشر استفاده کرده است. در مواقعي اين واژه در نزد او براي تبيين قواي مختلف نفس به کار رفته است. در شرايطي اين اصطلاح براي بيان نظر خاص وي در مورد نحوه ارتباط عالم هستي، مجردات و به ويژه خداوند به کار رفته است. آنچه در اين رساله در مورد ابن سينا انجام مي?شود اين است که دو موضع متفاوت وي را در مورد عقل و عقلانيت بررسي کنيم. اين دو موضع که يکي تحت عنوان عقلانيت در فلسفه مغربي و ديگري تحت عنوان عقلانيت در فلسفه مشرقي دنبال مي شود به هيچ وجه در عرض يکديگر و در تعارض باهم نمي باشند بلکه مي توان با قراردادن هر يک از اين مفاهيم در زمينه و بستري که مورد نظر ابن سينا بوده است تلائم و هماهنگي بين اين مفاهيم به ظاهر معارض را رديابي کرد.
اين رساله بر آن است که با نگاهي عميق ديدگاههاي ابن سينا و ويتگنشتاين را در موضوع مورد نظر بررسي نمايد و به اين پرسشها پاسخ دهد:
1- نظريه عقلانيت ابن سينا را چگونه مي‌توان بازسازي کرد؟
2- لوازم معرفتي و ديني اين نظريه چيست؟
3- معقوليت از نظر ويتگنشتاين چگونه توصيف مي‌شود؟
4- لوازم ديني اين نظريه چيست؟
5- وجوه همساني و ناهمساني اين دو نظريه چيست؟
2-فرضيه‌هاي تحقيق
هر تحقيقي بر فرضيه يا فرضيه‌هايي مبتني است. در اين رساله نيز فرضيه‌هايي به منظور پاسخ به سؤالات اصلي تحقيق و تعيين خطوط کلي طرح تحقيق در نظر گرفته شده است.
1- در عين حال که شيخ چه به لحاظ تصوري (ناظر به نظريه تعريف) و چه به لحاظ تصديقي (ناظر به نظريه بداهت، قياس وبرهان، توجيه بر اساس مبنا گرايي و نظريه عقل ومراتب آن) به اعتبار يقيني وکليت و ضرورت و اطلاق مدرکات عقلي قايل است اما با توجه به آراي اشراقي او مانند عقل قدسي، خيال فعال ، زبان رمزي و تمثيلي مي توان نظريه معقوليت او را در راستاي مکمل بودن شهود عرفاني براي شناخت نظري بازسازي کرد.
2-از لوازم ديني نظريه ابن سينا در کليت آن، برهان پذير بودن اصول اعتقادات ديني در عين اذعان به فرا عقلي بودن پاره اي آموزه هاي نبوي و تجارب عرفاني است.
3- در فلسفه ويتگنشتاين،معقوليت با نظريه صورتهاي حيات و بازيهاي زباني و قواعد حاکم بر آنها توضيح داده مي شود.
4- از جمله لوازم ديني نظريه معقوليت ويتگنشتاين توصيف ديني وفرا عقلي بودن باورهاي ديني و تاکيد بر جنبه هاي عاطفي و وجودي دين بوده است و دين هم در صورت رعايت قواعد خاص حوزه زباني دين ،معقول است.
5- تفاوت آن دو عمدتا در مساله برهان پذيري يا برهان ناپذيري اعتقادات ديني است و وجه تشابهشان در اعتقاد في الجمله به وجود جنبه فرا عقلي باورهاي ديني است.

3- روش، انگيزة و منابع تحقيق
ويتگنشتاين و ابن سينا به عنوان فيلسوفاني بسيار تاثيرگذار، صاحب سخنان، مواضعي متفاوت و صاحب مکتب مدتهاي مديدي است که فکر نگارنده را مشغول کرده‌اند. از جمله موضوعاتي که همواره دغدغه مطالعه و تحقيق در آنها را داشته‌ام باور ديني در فيلسوفان غربي و معرفت عرفاني در فلاسفه مسلمان بوده است. بدين ترتيب انتخاب اين دو فيلسوف و باور ديني امر تصادفي نبوده است. در اينکه از چه ابزار يا معياري براي مطالعه دقيق و شفاف در افکار آنها استفاده کنم موضوع بسيار مهم و جديد “معقوليت” برايم راهگشا بود. لذا از اصطلاح معقوليت استفاده کردم و آن را براي بررسي ديدگاههاي اين بزرگواران به کار بردم. در اين رساله سعي بر اين شده است که از آثار دست اول فلاسفه مذکور استفاده شود. ويتگنشتاين غالب آثارش به ويژه در باور ديني جمع آوري شاگردانش است. از اين رو ضمن تطبيق ديدگاههاي او و اکتفا نکردن به منبع واحد و استفاده از افراد صاحب نظر در استنتاج ديدگاههاي او مانند “هکر” و “برت” تلاش کردم خود را به مواضع اصلي او نزديک کنم. در ترجمه آثار مهم ويتگنشتاين از درباره يقين، کتاب آبي و برگه‌ها ترجمه دکتر مالک حسيني، رساله منطقي-فلسفي ترجمه ميرشمس الدين اديب سلطاني و پژوهشهاي فلسفي و فرهنگ و ارزش ترجمه اميد مهرگان استفاده کردم.
تلاش بر اين بوده است که از زياده‌گويي و تکرار کلمات جداً خودداري کنم. در مورد ويتگنشتاين از روش توصيف، تحليل، مقايسه و نقادي استفاده کردم. يعني پس از ذکر مبادي و ساختار فکري و فلسفي او و توصيف نظرياتش به تحليل ديدگاههاي وي و همچنين طبقه‌بندي ديدگاههاي مفسران و مقايسه آنها و در نهايت نقد ديدگاههاي آنان و نقد ديدگاههاي ويتگنشتاين در باور ديني پرداختم. در مورد ابن سينا نيز از همين روش بهره بردم. ابتدا ساختار فکري ابن سينا بر مبناي گرايش عمده او به فلسفه مشايي نوافلاطوني يا فلسفه مغربي را بررسي نموده و سپس به ارائه ديدگاههاي او بر مبناي گرايش اشراقي و عرفاني اشاره کرده‌ام. در نهايت ضمن ذکر دو ديدگاه متفاوت در تفسير آراي عرفاني ابن سينا آنها را مقايسه و نقادي و ارزيابي کرده‌ام.

4- مروري بر فصول رساله
لازم است قبل از ورود به متن اصلي رساله خلاصه‌اي از مطالب بخشها و فصول اين رساله را از نظر بگذرانيم. رساله حاضر بعد از مقدمه شامل کليات، سه بخش و يک نتيجه است. در مقدمه رساله، پس از طرح مساله و بيان سوالهاي اصلي درباره فرضيه‌هاي تحقيق و مباحث مربوط سخن گفتيم.
در بخش کليات ابتدا منظور خود را از اصطلاح عقلانيت در ابن سينا مطرح کرديم. آنگاه پس از بيان کتابشناسي ابن سينا به ذکر تاريخچه موضوع عقل در فلاسفه صاحب نظر يونان و سپس فارابي و آنگاه ابن سينا پرداختيم. در نهايت مسايل محوري عقل و عقلانيت در ابن سينا را برشمرديم. در ادامه تاريخچه اصطلاح معقوليت را و نقشي که ويتگنشتاين با توجه به رويکرد متفاوتش به فلسفه در اين موضوع داشته است و در نهايت تاثيراتي که وي از ساير فيلسوفان گرفته است را مطرح کرديم.
بخش اول به ابن سينا اختصاص يافته است. اين بخش خود شامل چند فصل مي‌باشد. در فصل اول ابتدا ماهيت علم و باور و سپس رابطه انواع بديهيات و وضوح را مطرح کرديم و نشان داديم که ابن‌سينا در مقام منطق‌دان مواضعي قطعي و مبناگروانه سنتي دارد اما در مقام فيلسوف مواضعي نقادانه دارد. اين رويکرد مذکور را در

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد دستور زبان، صدق و کذب Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد جهان خارج، صدق و کذب، قرن نوزدهم، صاحب نظران