پایان نامه با کلید واژه های ناخودآگاه، نقش برجسته، سوره بقره

دانلود پایان نامه ارشد

فصل سوم: روشهاي نفي خواطر

مقدمه 48
3-1- روشهاي نفي خواطر در عرفان اسلامي 49
3-1-1- ذكر 50
3-1-1-1- مراتب ذكر 52
3-1-1-2- آداب و شرايط ذكر 54
3-1-1-3- اذكار وارده براي نفي خواطر 55
3-1-2- روش سيد بحرالعلوم براي نفي خواطر 58
3-1-3- دل سپردن به شيخ 59
3-1-4- توجه به نفس 62
3-1-5- خلوت و عزلت 67
3-1-6- مراقبه 70
3-1-7- محبت 72
3-1-8- ساير روشها 75
3-2- نفي خواطر در ديگر اديان 76
3-2-1- اديان ابراهيمي (غربي) 76
3-2-2- اديان شرقي 77
3-2-2-1- طريقت ذن 77
3-2-2-2- يُگه 78
3-2-2-3- آيين تائو/دائو 79
خلاصه 82

فصل چهارم: نتايج نفي خواطر

مقدمه 84
4-1- معرفت 84
4-2- توحيد 89
4-3- كشف 94
4-3-1- مراتب كشف 96
4-4- تفريد 99
4-5- جمع 101
4-6- حيرت 105
4-7- حضور و غيبت 108
4-8- يقين 110
4-9- تجلّي 113
4-10- فناء 117
خلاصه 121

نتيجهگيري و پيشنهادها

5-1- نتيجه‏گيري 123
5-2- پيشنهادها 126
منابع و مآخذ 127

فصل اول

بخش اول: كليات تحقيق
بخش دوم: مفاهيم
1-1-كليات تحقيق
1-1-1-بيان مسأله
طريق عرفان و كشف حقيقه الحقايق، طريق زدودن و پيراستن وجود وبه تعبيري ‍«اسقاط الاضافات» است. در اين رهگذر «نفي خواطر» به مثابه مظهر اتمّ پاكسازي درون و اعظم مطهرات سرّ، تلقي
ميشود كه در فرآيند آن سالك با در اختيار گرفتن عنان ذهن و قلب خود، مانع ورود اغيار به آن ساحت ميگردد. عنصر نفي خواطر به دليل نقش قابل تأمل در گشودن باب حقيقت و شهود، در ميان گرايشهاي عرفاني ساير اديان و به ويژه اديان شرق كه دغدغه رهايي و فرزانگي دارند، نيز جايگاه در خور ملاحظهاي دارد. متأسفانه عليرغم اهميت شايان توجه نفي خواطر در سلوك عرفان اسلامي، طبق بررسيهاي انجام شده، تحقيق مستقلي درباره آن مشاهده نشده و عمدتاً در ذيل دستورات سلوكي در كتابهاي عرفاني مورد بحث قرار گرفته است. نفي خواطر و كنترل آن علاوه بر آن كه در طريقت عرفاني مورد توجه جدي است، در حيطه اخلاق در زندگي عموم مردم نيز بسيار تأثيرگذار خواهد بود و آنان را به سوي يك زندگي توأم با آرامش، صفا و معنويت سوق خواهد داد. امروزه اكثر افراد اين خلأ را در زندگي پرهياهوي خويش احساس كردهاند و از آنجا كه از معارف غني خود آگاهي ندارند، به جنبشها و مسلكهاي مدعي عرفان رو ميآورند تا نيازهاي معنوي خود را برطرف سازند. با عنايت به اين مسأله، ضرورت پرداختن به موضوعاتي چون نفي خواطر با نگاه كاربردي و ارائه راهكارهاي عملي ميتواند از افتادن افراد جامعه به دام جريانات انحرافي نوظهور جلوگيري نمايد. البته اين تحقيق با توجه به عنوانش به تبيين اين موضوع نمي‏پردازد، اما اميدوار است نتايج به دست آمده در اين مطالعه زمينه ساز تحقيقات كاربردي قرار گيرد.
1-1-2-سؤالات اساسي تحقيق
اين پژوهش به ياري خداوند ضمن مطالعه و بررسي متون عرفاني پاسخگوي اين سؤالات خواهد بود:
1- خواطر چيست؟
2- نفي خواطر به چه روش‏هايي صورت ميگيرد؟
3- نفي خواطر چه نتايجي در پي دارد؟
4- نفي خواطر با ساير عناصر سلوكي در عرفان اسلامي چه ارتباطي دارد؟
1-1-3- سابقه تحقيق
همان گونه كه اشاره شد، بر اساس جستجوهاي انجام شده، تاكنون پژوهش مستقلي درباره نفي خواطر صورت نگرفته است و آنچه موجود است، مربوط به آثار مشايخ طريقت در سدههاي گذشته است؛ البته عرفاي بزرگ معاصر نيز به نفي خواطر در سلوك اهتمام داشتهاند، اما به صورت موضوع جداگانهاي بدان نپرداختهاند.
1-1-4- فرضيه اصلي تحقيق
با توجه به نقش برجسته نفي خواطر در سلوك و نيز به دليل ارتباط تنگاتنگ آن با ديگر عناصر سلوكي و معرفتي، در پي تحقق كامل نفي خواطر در سالك، زمينه وصول به فناء في الله محقق خواهد شد.
1-1-5- جنبه نوآوري تحقيق
1- يافتن روشهاي عملي نفي خواطر با اتكا به روايات و متون عرفاني
2- تأثير در رفع خلأ پژوهشهاي كاربردي در زمينه عرفان عملي
3- استفاده از آرا و نظريات عرفاي معاصر
1-1-6-روش تحقيق
پژوهش حاضر براساس روش توصيفي – تحليلي صورت گرفته است. روش گردآوري اطلاعات به شيوه كتابخانهاي است كه با استفاده از فيش برداري و نيز به كارگيري نرم افزارهاي اطلاعاتي انجام شده است.
1-2- مفاهيم
به منظور دريافت مشترك از واژهها و مفاهيم بنيادي مورد بحث، در اين بخش به توضيح معناي آنها ميپردازيم.

1-2-1-عرفان
1-2-1-1-معناي لغوي
كلمه «عرفان» مصدر ماده عَرَفَ به معناي «شناختن» است. اسم فاعل اين مصدر «عارف» و ديگر مصدرش «معرفت» است. ماده «عرف» براي نوعي علم به كار ميرود كه با دقت نظر و موشكافي همراه باشد؛ لذا ميتوان اينگونه نتيجه گرفت كه در اصطلاح «عرفان» دستيابي به شناختي عميق و باطني مدنظر است كه به آساني براي عموم روشن نيست.
معناي ديگري كه براي واژه «عرف» برشمردهاند، «نوعي علم بعد از جهل يا فراموشي» است . 1

1-2-1-2-كاربرد مشتقات واژه «عرف» در قرآن، نهجالبلاغه و ادعيه به معناي«شناخت»
واژه معرفت و هم‏ريشههاي آن در قرآن، نهجالبلاغه و ادعيه بارها تكرار شده است كه به نمونههايي از آن اشاره ميشود.

1-2-1-2-1- در قرآن
«و اذا سمعوا ما انزل الي الرسول تري اعينهم تفيض من الدمع مما عرفوا من الحق»: «و چون آياتي را كه به پيامبر فرود آمده است، بشنوند، ميبيني چشمانشان از اشك بجوشد، به سبب شناختي كه از حق دارند.» (سوره بقره-آيه 89)
«فلنعرفنهم في لحن القول»: «تو آنها را به لحن سخن ميشناسي.» (سوره محمد (ص) – آيه 30)

1-2-1-2-2- در نهجالبلاغه
«الحمدلله الذي اظهر من آثار سلطانه و جلال كبريائه ما حيّر مقلي العيون من عجائب قدرته، و ردع خطرات هماهم النفوس عن عرفان كنه صفته …»: «سپاس خداوندي را كه برخي از آثار سلطنت و شكوه بزرگواري خويش را آشكار ساخت، تا كه حدقه ديدگان را از شگفتيهاي قدرتش متحير ساخت و نگاههاي دزدانه مردمان را از درك ژرفاي وصف خويش بازداشت…»2 (خطبه 195)

1-2-1-2-3- در ادعيه
«الهي و الحقني بنور عزّك الابهج ، فاكون لك عارفاً ، و عن سواك منحرفاً»: «خدايا مرا به نور پر فروغ عزتت برسان تا تو را بشناسم و از غير تو بگسلم.» (مناجات شعبانيه)
«انت الذي لا اله غيرك فتعرفت لكلّ شيءٍ فما جهلك شيءٌ و انت الذي تعرفت اليّ في كلّ شيءٍ فرايتك ظاهراً في كلّ شيء»: «تو آن خدايي هستي كه خدايي جز تو نيست، خود را به همه چيز شناساندي، پس چيزي نيست كه تو را نشناسد، و تويي كه خود را در هر چيز به من شناساندي، پس تو را در همه چيز آشكار ديدم.»3 (دعاي امام حسين در روز عرفه)

1-2-1-3- معناي اصطلاحي
واژه عرفان در غرب عموماً 4معادل mysticismبه كار ميرود و بر «تجربه بيواسطه از تعامل و رابطه ميان انسان و خدا» اطلاق ميشود.
در حوزه اسلامي تا قرن دهم(عصر صفويه) كلمه عرفان كاربرد چنداني نداشت و بعد از صفويه بيشتر رايج شد. تا آن زمان از «تصوف» به جای عرفان استفاده ميشد5 كه گرچه طبق تعاريف موجود بيشتر دربردارنده جنبه طريقتي و سلوكي بود، اما در مواردي قابل توجه، اشاره به بعد معرفتي و شناختي واژه عرفان نيز داشت. از جمله جنيد(م قرن سوم ق) ميگويد: «تصوف ذكري است، پس وجدي است، پس نه اين است و نه آن، تا نمايد، چنان كه نبود.»6 و نيز معروف كرخي(م قرن دوم ق)
ميگويد: «تصوف گرفتن حقايق و گفتن به دقايق و نوميد شدن از آنچه هست در دست خلايق است.»7
البته گفتني است كه كلمههاي «معرفت» و «عارف» كه از مشتقات واژه عرفان است در كلام بزرگان عرفان اسلامي بسيار به كار ميرفت كه براي دوري از اطاله كلام از آن ميگذريم.8 دكتر موحديان عطار در كتاب «مفهوم عرفان» به طور مفصل و دقيق به زواياي مختلف عرفان پرداخته و در نهايت دو تعريف جامع با رويكردهاي متفاوت از اين واژه به دست داده است: «عرفان عبارت است از معرفت شهودي به واقعيت باطني و وحداني هستي»؛9 كه در واقع به «ذات» عرفان تأكيد دارد.
«عرفان عبارت است از بينش واقعيت وحداني و باطني هستي كه در آغاز و اصل خود كيفيتي بسيط، اجمالي، مبهم و ناخودآگاه دارد و طي فرآيندي معرفتي- انفسي، بدل به معرفت شهودياي متمايز، تفصيلي، واضح، يقيني و تحققي ميگردد.»10 اين تعريف تمامي مؤلفهها و ويژگيهاي جوهري عرفان را در بردارد. مطابق این تعریف، عرفان نوعی شناخت تلقی شده است که به طور فطری و ناخودآگاه، ولو به شکل اجمال و ابهام در نهاد همه انسان ها ریشه دارد. آنان که طالب حقیقتاند، در مسیری قرار میگیرند تا این شناخت ساده و مبهم را به صورت تفصیلی، روشن و عینی محقق نمایند.

1-2-2-سلوك
1-2-2-1- معناي لغوي
«سلوك» در زبان عرب به معناي وارد شدن در راه و عبور از آن است؛ همچنين «سلوك» در معناي طي كردن فطري، معنوي و اعتقادي راه نيز به كار ميرود؛ چنانكه خداوند در سوره نحل آيه 69 خطاب به زنبور عسل وحي ميفرمايد:
«فاسلكي سُبُل ربّك ذللاً»: «و راههاي پروردگارت را مطيعانه طي كن.»11

1-2-2-2-معناي اصطلاحی
عزيزالدين نسفي(م قرن هفتم ق) درباره معناي سلوك نزد اهل تصوف ميگويد: «به نزديك اهل تصوف سلوك عبارت از رفتن است از اقوال بد به اقوال نيك و از اخلاق بد به اخلاق نيك و از هستي خود به هستي خداي. يعني چون سالك بر اقوال و افعال و اخلاق [نيك] ملازمت كند [انوار] معارف [بر وي] روي نمايد و چيزها را چنانكه چيزها هست بداند و ببيند».12
البته این امر طی فرآیند و دستوراتی روشمند محقق میشود؛ بنابراین در سلوک، سالک دائماً با «رفتن» مواجه است؛ رفتنی که همراه «شدنِ» پیوسته است و در مسیر رسیدن به حقیقت و فانی شدن، باز هم «شدن» ادامه دارد و سیر فی الله آغاز میگردد.

1-2-3- سالک
1-2-3-1- معنای لغوی
«سالک» در لغت به معنای «رونده، کسی که راهی در پیش گیرد و در آن راه برود»،13 است.

1-2-3-2-معنای اصطلاحی
سالک در اصطلاح اهل عرفان به کسی اطلاق می‏شود که « به سوی خدا سیر می‏کند و مادامی که در این سیر ادامه می‏دهد، ما بین دو مقام مبدأ و منتهی قرار دارد، یعنی آغاز و انجام».14 شیخ محمد لاهیجی (م قرن نهم ق) در توضیح واژه سالک، وی را کسی می‏داند که «به طریق سلوک و روش، به مرتبه و مقامی برسد که از اصل و حقیقت خود، آگاه و با خبر شود»15 و با عبور از عالم طبیعت و نفس از تعین وجودی خویش رها شده و در حق فانی گردد.
شيخ محمود شبستري(م720ق) صاحب گلشن راز درباره مسافر راه (سالك) و كيفيت سفرش (سلوك) چنين ميگويد:

مسافــر آن بود كـو بـگذرد زود ز خود صافي شود چون آتـش از دود
سلوكش سير كشفي دان ز امكان سـوي واجب به ترك شين و نقــصان
به عــكس سيـر اوّل در منــازل رود تــا گــردد او انــسان كـامـــل16

و مولوي نيز ميگويد:

آنچنان كه عــارف از راه نــهان خوش نشسته ميرود در صـد جــهان
گر ندادستش چنين رفتـار دست اين خبرها زان ولايت از كي اســـت؟
اين خـبرها وين روايـات محـقّ صـــد هـزاران پيــــر بر وي متفــق17

1-2-4-خواطر
1-2-4-1-معناي لغوي
خواطر، جمع «خاطر» و در لغت به معناي خطاب و انديشهاي است كه به شتاب بر قلب وارد ميشود و در آن درنگ نميكند .به نظر ابن فارس «خَطَر» داراي دو ريشه، و ريشه دوم آن به معناي اضطراب و حركت است18 و خواطر را نيز به سبب همين اضطراب و عدم قرار، «خواطر» ناميدهاند.19 از اين روست كه صاحب اللمع در تعريف خاطر آن را جنبشي ميداند و ميگويد: «جنبش درون است كه بدايت ندارد و چون به دل درآيد، نپايد و براي خاطري ديگر همچون خود از ميان برود.»20

1-2-4-2-معناي اصطلاحي
«خاطر، چيزي است كه از خطاب يا وارد غيبي كه براي بنده در آن عملي صورت نميگيرد، وارد
ميشود و بر آنچه كه به صورت خطاب است.»21
و نيز گفتهاند: «دل را برحسب ادراكات حركاتي است خفي كه آن را “خواطر” گويند و گروهي نيز “وقايع” گويند.»22
در كتاب دائره المعارف تشيع در ذيل توضيح خاطر آمده است: «دل انسان، از واردات و خواطر خالي نيست. فعليت خواطر يا مربوط به گذشته است –

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد انحراف معیار، کیفیت گزارشگری، سود تقسیمی، رگرسیون Next Entries منبع پایان نامه درمورد اثرات ثابت، کیفیت گزارشگری، انحراف معیار، سطح معنادار