دانلود پایان نامه درمورد آداب و رسوم، استان هرمزگان، فرهنگ و تمدن، بندر عباس

دانلود پایان نامه ارشد

مقدمه
مبارزه با آسيب ها و معضلات اجتماعي و کنترل آن که درصد قابل ملاحظه اي از جمعيت شهرها را با خود درگير نموده است و علاوه بر سد کردن راه رشد و تعالي افراد درگير، رشد و تعالي فردي و روابط اجتماعي نسل جديد را نيز با خطراتي مواجه ساخته و خواهد ساخت با روش آزمايش و خطا به نتيجه مطلوب نمي رسد. بدين منظور برنامه ريزي مدبرانه عميق بر اساس شرايط و موقعيت خاص شهرها لازم و ضروري است. اين امر مهم جز با تجهيز تئوريک و اجرايي بدنه مديريت دست اندرکار و جمع آوري بهينه و دقيق به همراه سازماندهي آمار و اطلاعات، بدون حذف و اضافه و مدنظر قرار دادن ملاحظات زير تحقق نخواهدآسيب هاي اجتماعي ( با تاکيد بر محله شاه حسيني شهر بندرعباس).
ب)اهداف جزئي:
* بررسي آسيب هاي اجتماعي موجود در محله با همكاري ساكنين محله
* مشاهده حضوري كارشناس آسيب ها
* بررسي و تحقيق از كسبه محل و سپس جمع بندي اطلاعات براي رفع يا كاهش آسيب هاي موجود با كمك سازمان ها و نهادهاي خدماتي، اجتماعي، حمايتي محله اي و منطقه اي يا حتي فرامنطقه اي
* شناسايي مشكلات اجتماعي محله اعم از :خانواده هاي بي بضاعت، مشكلات ساختاري محله و …
* ارائه راهکارهاي لازم در خصوص رفع مشکلات محله از جمله احصاء نيازهاي ساكنين محله و برخي از کمبود خدمات شهري در محله مثل عدم وجود پارک،خاموشي لامپ هاي محله و…
* تقويت نظم و انسجام اجتماعي در محله
* کاهش آسيب هاي اجتماعي محله با رويکرد محله محور
* توان افزايي ساکنين محله
* توسعه برنامه هاي مشارکتي محلي
* دستيابي به تحليل وضعيت محله اي
* تشکيل هسته هاي مداخله گر مردمي
* بالا بردن ميزان تعاملات اجتماعي مردم در محيطي فرهنگي
* اطلاع رساني بهينه و مطلوب به ساکنين محله
* افزايش سطح مطلوبيت فضاي فرهنگي عمومي نزد ساکنين
* تامين کمبود سرانه فرهنگي-تفريحي محله

1-4. پرسش ها و فرضيه هاي تحقيق :
* به نظر مي رسد مرکز فرهنگي- اجتماعي- تفريحي محله مي تواند در بالا بردن سطح فرهنگ و ميزان توانمندي هاي مطلوب ساکنين محله موثر باشد.
* انتظار مي رود بالا بردن سرمايه هاي اجتماعي و فرهنگي جامعه نقش بسيار موثري در كاهش آسيب ها و معضلات اجتماعي ايفا نمايد.

بنابراين سئوالات اصلي اين تحقيق عبارتند از:
* آيا استقرار يک مرکز محله مي تواند باعث حفظ و گسترش فرهنگ و ارزش هاي اجتماعي شود؟
* آيا ايجاد مرکز محله باعث ارتقاي سطح معيشتي و هنري خواهد شد؟
* مهم ترين آسيب هاي اجتماعي كه بافت هاي فرسوده و خصوصا محله مورد مطالعه با آن درگير است كدامند؟
* ترکيب معماري مرکز محله بايد چه باشد تا بتواند در کاهش آسيب هاي اجتماعي محله مؤثر واقع شود؟

1-5. روش انجام تحقيق:
روش تحقيق در اين پژوهش بصورت كيفي و ژرفانگر مي باشدو به روش توصيفي به سوالات تحقيق پاسخ داده مي شود. در اين پژوهش روش کتابخانه اي و شيوه اسنادي مدنظر است و اطلاعات مورد نياز با استفاده از منابع کتابخانه اي مراکز علمي همچون دانشگاه ها، سازمان ها، موسسات و مراکز تحقيقاتي، اينترنت، نتايج سرشماري ها و اطلاعات رسمي ادارات و سازمان هاي ذيربط، طرح هاي توسعه شهري تهيه شده توسط مهندسين مشاور، بررسي هاي ميداني و اطلاعات پرسشنامه اي و مصاحبه با مردم و مسئولين محلي گردآوري خواهد شد.

1-6. جامعه آماري و روش نمونه گيري
حوزه فعاليت درتحقيق مزبور محله شاه حسيني شهر بندر عباس مي باشدكه آمار جمعيتي آن برابر 2013 نفر مي باشد.
هر بخش از جامعه آماري را نمونه گويند. در اين تحقيق براي محاسبه حجم نمونه آماري از فرمول کوکران استفاده مي شود که يکي از پرکاربردترين روش‌هاست. طبق اين روش مي بايست 320 عدد پرسشنامه تهيه شود.
علاوه بر اين، در پ‍ژوهش حاضر با50نفر از ساکنين محله و خبرگان که با مرکز محله در ارتباط و داراي تجربه عملي بوده اند نيز مصاحبه صورت مي پذيرد.

1-7. جنبه جديد بودن و نوآوري تحقيق
طراحي يك مركز محله در راستاي كاهش آسيب هاي اجتماعي ( با تاکيد بر محله شاه حسيني بندرعباس) در سطح استان هرمزگان کار نشده است؛ لذا انجام آن با عنايت به دلايل و اهداف ذکر شده ضروري به نظر مي رسد.

فصل دوم : چارچوب مفهومي و پايه هاي نظري

2-1. فرهنگ2 :
از آنجا که موضوع اين پايان نامه طراحي يک مرکز فرهنگي ـ اجتماعي ـ تفريحي است، پرداختن به مقوله فرهنگ به عنوان هدف اصلي چنين مراکزي و ماده خام راهبردي انديشه هاي معماري، امري اجتناب ناپذير است. در اين بخش سعي مي گردد تا با آشنايي با مفاهيم واژگان فرهنگ به ويژه با رويکردي جامعه شناسانه، به بيان وجوهات مختلف فرهنگي، رويکردهاي فرهنگي و لزوم برپايي چنين مراکزي و … پرداخته شود.

2-1-1-کليات:
فرهنگ مفهومي است که لغت نامه ها و مردم آن را به معناي گوناگون نوشته اند، مثلا در فرهنگ معين ذيل لغت فرهنگ آمده است: ” ادب، تربيت، دانش، علم، معرفت، مجموعه آداب و رسوم، کتابي که شامل لغات يک يا چند زبان و شرح آنها و مداخلشان است و …”. اما در اين رساله، اين معاني مورد نظر نيست و بيشتر از ديدگاه باستان شناسي و جامعه شناسي و انسان شناسي مطرح مي گردد.
واژگاني که در زبان هاي اروپايي ( از ريشه لاتين ) و در زبان فارسي ( از ريشه اوستايي ) دلالت بر مفهوم فرهنگ دارند، همگي به نوعي به مفهوم پرورشي اشاره مي کنند.
Culture فرانسوي و انگليسي و Kulter آلماني از ريشه Cultaru به معناي پروراندن و تقويت به ويژه تقويت خاک و توسعه کشاورزي بوده؛ بنابراين در واقع جنبه اي استعاري داشته است. در واقع ذهن نافرهيخته و زمخت، مانند زمين سنگلاخي بود که پرورانده و بارور شده باشد و به تعبيري معناي مراقبت از گياهان، در معناي مجازي مراقبت از انديشه است.

2-1-2. واژگان فرهنگ در زبان پارسي:
لغت فرهنگ از ” فر (پيشوند) + هنگ” ساخته شده است، که “هنگ” از ريشه ي “تنگ3” به معناي کشيدن و فرهيختن ( ادب آموختن و تربيت کردن ) آمده است و اين معاني با مفهوم ادوکات دادن4 در لاتين مطابقت دارد که به معناي کشيدن و نيز تعليم و تربيت است. بدين سان، فرهنگ پيوندي جدايي ناپذير با تمدن دارد.

2-1-3. فرهنگ از ديدگاه باستان شناسي:
فرهنگ در کاربرد کلي باستان شناختي، اشاره به آن جنبه از رفتار اجتماعي دارد که غالباً آن را ” فرهنگ مادي” مي نامند.
غالباً بر اين فرض متکي بوده اند که فرهنگ بازتاب دقيق گروه بندي اجتماعي است، اما اکنون در چنين نظري ترديد است. فرهنگ را، در تعريف دقيق تر، تکرار و وقوع همساز يک مجموعه، يا در زمان و مکان محدود دانسته اند. اينجا باز اين فرض مطرح مي شود که فرهنگي که به اين صورت تعريف شده بازتاب يک سلسله از تمايزات اجتماعي همزمان است، اين مفهوم را نخست و.گ.چايلد در سال 1929 ميلادي اعتبار بخشيد و در تنظيم ساده ي داده هاي بنيادي باستان شناختي ارزش قابل ملاحظه اي داشت؛ اما در سال هاي اخير به محدوديت هاي آن پي برده اند و کاربرد آن بيش از پيش رو به کاهش است.

2-1-4. فرهنگ از ديدگاه جامعه شناسي:
اما فرهنگ از نظر جامعه شناسي، ” ميراث اجتماعي”5 هر اجتماع است، و کليه ي دستکارهاي او مثل ابزارها، اقامت گاه ها، کارگاه ها، پرستشگاه ها، تفرجگاه ها، آثار هنري و … نيز کليه ي ساخت هاي ذهني و روحي دسته جمعي مثل دستگاه نمادها، مفاهيم، باورها، ادراکات زيبا شناختي و … و نيز اشکال متمايز رفتارها مثل نهادها، گروه بندي ها، آيين ها، سازمان هاي گوناگون و … را شامل مي شود که مردم ( گاهي سنجيده و آگاهانه، و گاهي از طريق ارتباط متقابل و پيامدهاي پيش بيني نشده) در طي فعاليت هاي جاري داخل شرايط زندگي خاص خود پديد آورده اند، و به انواع گوناگون و درجات متفاوت از نسلي به نسل ديگر منتقل شده است.
در اين ديدگاه فرهنگ پيوندي جدايي ناپذير با تمدن دارد. در قرن 19 در اروپا اولاً مظاهر معنوي تمدن بيش از جلوه هاي فني و مادي آن مورد تاکيد قرار گرفت و ثانياً به جنبه هاي ملي و قومي- فرهنگي ( به تفکيک از دانش و آگاهي عمومي ) بيشتر توجه شد. ثالثاً با آشنايي اروپاييان با تمدن ايران و هند و سپس چين، اين عقيده رواج يافت که انديشه انساني در سرزمين هاي مختلف، به شيوه هاي گوناگون شکل مي گيرد و موجر فرهنگ هايي مي شود که ممکن است در عين تفاوت هاي آشکار با تمدن اروپايي بسيار پيشرفته باشد و در عالم فکر و احساس، به ايجاد آثار ارزشمند کامياب شوند.
فرهنگ در حوزه اين علوم از دو جنبه مورد بررسي قرار مي گيرد، يکي به بعنوان ” واقعيتي عيني “، آثاري که تحقق پذيرفته اند، و ديگر ” واقعيتي که انسان ها با آنها زندگي مي کنند” ، يعني مجموعه اي متشکل از ارزش ها يا به تعبيري مدل هاي فرهنگي که مستلزم مشارکت مستمر و پرتحرک افراد جامعه است. در واقع فرهنگ سازي يا خلق الگوها و مراجع منعطف و پاياي فرهنگي از تقابل و تعامل همين دو جنبه حاصل مي شود. فرهنگ، در حقيقت، محصول فعاليت هاي اجتماعي و پيگيرانه افراد است که با بهره گيري از آثار تحقق يافته فرهنگ، يعني واقعيت عيني فرهنگ، در خلق آن مدل ها شرکت مي جويند و در مقابل، فرهنگ در تکوين و استقرار رفتارها و کردارها ايفاي نقش مي کند.
اما نکته مهم ديگر درباره تلقي هايي که از مفهوم فرهنگ وجود دارد، به دو شاخگي نظري انديشمندان انگلوساکسون و آلماني بر مي گردد. گروه اول تمايل دارند که فرهنگ را در معناي وسيع و شامل تمدن به کار برند. در حالي که گروه دوم، فرهنگ و تمدن را در تقابل با هم مي نگرند. به نظر اينان مجموع عناصر مادي، آثار فني و اشکال ساز اجتماعي را که امکان بروز و تجلي يک جامعه را فراهم مي سازند، تمدن مي خوانند و در مقابل فرهنگ را عبارت از مجموع”مظاهر معنوي، آفرينش هاي ادبي، هنري و ايدئولوژي مسلطي” مي دانند که واقعيتي بديع و ويژه مردمي را در يک دوران تشکيل مي دهند.
روي هم رفته شايد بتوان گفت منظر جامع تر، ديدگاهي است که از کنش و واکنش تمدن و فرهنگ دفاع مي کند، يعني از تاثير متقابل تمدن و فرهنگ در شکل دادن به يکديگر سخن مي گويد. از سويي براي شناخت فرهنگ و مدل هاي فرهنگي يک جامعه نياز داريم به شناخت تمدن آن جامعه، يعني آن ترتيبات مادي که در طول تاريخ سامان حيات اجتماعي آن جامعه را به وجود آورده اند و از سويي ديگر ، اين آداب و رسوم و رفتارها و مصنوعات که به نوبه خود معلول ” ذهنيت ” افراد يک جامعه اند، هستند که به ترتيبات مادي و تاريخي يک جامعه مفروض شکل مي دهند.
به بيان ديگر، مي توان گفت ” فرهنگ هم علت است و هم معلول ” و از همين روي براي شناخت آن و هم چنين براي بالاندن آن بايد به کنش و واکنش نهادهاي مادي و فعاليت هاي معنوي جامعه توجه کافي مبذول داشت.
از اين نظر است که مي توان به جايگاه معماري و نقش آن در فرهنگ آفريني، بهتر و دقيق تر انديشيد. معماري، از يک طرف چون ديگر آفرينش هاي هنري و فن آوري ( که از قضا معماري هر دو جنبه را داراست)، حاوي عناصري است که علوم نظري از آن ها وام مي گيرد و از طرف ديگر، خود وام دار اين علوم به ويژه علوم اجتماعي است.
معماري جلوه گاه الگوها و نمادهايي است که از تمدن و فرهنگ يک جامعه حکايت مي کنند و آفريننده الگوها و نمادهاي شايد تازه و معمولاً التقاطي و مختلطي است که جزيي از وضعيت فرهنگي در حال تکوين زمانه خود به شمار مي آيند. حال اگر بخواهيم از فردي متصف به صفت فرهنگي سخن گوييم، با چنين گستره اي از زمينه هاي تاريخي و مادي و گرايش هاي ذهني و معنوي جامعه کوچک يا بزرگي مواجه مي شويم که مرکز فرهنگي قرار است در آن استقرار يابد. پيچيدگي امر زماني آشکارتر مي شود که به يادآوريم اکنون در عصر ارتباطات، اطلاعات و درگيري با فراگردهاي پيچيده اي چون جهاني سازي و جهاني شدن به سر مي بريم که با نگاه خوش بينانه، فرهنگ هاي بومي و محلي و مردمي را هر چه بيشتر پويا و بارور مي سازد و در نگاه بدبينانه موجب نتايج ناگواري چون ” فرهنگ زدايي ” و حذف يا جذب فرهنگ هاي کوچک در منفعت جويي هاي نظام بازار جهاني و سرمايه داري در حال گسترش مي گردند.

2-1-5. فرهنگ توده اي6
فرهنگي که به فرهنگ عوام

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی ایران و چین، روابط سیاسی، انقلاب اسلامی، دولت ایران Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی ایالات متحده، دولت ایران، حقوق بین الملل، باراک اوباما