منابع پایان نامه با موضوع هوش اخلاقی، سرمایه اجتماعی، مسئولیت پذیری، مسئولیت اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

سب رشته تحصیلی……….
111
جدول 4-38 آزمون تعقیبی جهت مقایسه مسئولیت پذیری برحسب رشته تحصیلی
111
جدول 4-39 مقایسه مسئولیت پذیری دانشجویان بر حسب مقطع تحصیلی…….
112
جدول 4-40 مقایسه مسئولیت پذیری دانشجویان بر حسب دانشکده………….
112
جدول 4-41 آزمون تعقیبی جهت مقایسه مسئولیت پذیری برحسب دانشکده…..
113

فهرست نمودارها
عنوان
صفحه
1-1 مدل مفهومی تحقیق…………………………………………….
8
نمودار 4-1 تحلیل توصیفی نمونه بر حسب جنسیت………………………..
89
نمودار 4-2 تحلیل توصیفی گروه نمونه بر حسب رشته تحصیلی………………
90
نمودار 4-3 تحلیل توصیفی گروه نمونه بر حسب مقطع تحصیلی.……………..
91
نمودار 4-4 تحلیل توصیفی گروه نمونه بر حسب دانشکده……………………
92
نمودار 4-17 توزیع نرمال متغیرهای هوش اخلاقی ………………………..
100
نمودار 4-18 توزیع نرمال متغیرهای سرمایه اجتماعی………………………
101
نمودار 4-19 توزیع نرمال متغیرهای هوش اخلاقی…………………………
102

فصل اول
کلیات تحقیق

مقدمه
نظامهای آموزشی در سطوح و مقاطع تحصیلی مختلف اهداف و کارکردهای متفاوتی را مورد توجه و تأکید قرار میدهند، یکی از این کارکردها که بیانگر تلاش و برنامهریزی نهادهای آموزشی جهت تربیت اجتماعی و شهروندی فراگیران خود میباشد، اقدام در مسیر ایجاد، آموزش رشد قابلیتها، رشد و پرورش هوش اخلاقی، توسعه سرمایه اجتماعی و مهارتهای مسئولیتپذیری در میان مخاطبان و مشتریان خود است. تردیدی نیست که انسان به عنوان یک موجود ذاتاً اجتماعی و برخوردار از سرشت مدنی به تنهایی قادر به رفع نیازهای خود نبوده و لذا مجبور است که برای انجام امور مختلف خود به دیگران پناه آورد (ستوده،1376)؛ از این رو ضرورت دارد که الزامات و مقتضیات تعامل با دیگران را به درستی بشناسد و آنها را عملاً در روابط و مناسبات اجتماعی خود به کار گیرد(جمالی،1386: 78).
دانشگاه از جمله مهمترین مجموعههای انساني در هر جامعه است. هرچند مهمترین وظيفه آموزش عالي، آموزش دانش و مهارت در سطح پيشرفته و حرفهای است اما علاوه بر وظيفه انتقال دانش و مهارت، وظايف ديگري که داراي ارزش اجتماعي هستند نيز جزء وظايف دانشگاه ذکر شده است. انتقال و ترويج ارزشهای اخلاقي و فرهنگي، شکوفاکردن تواناييهای فردي و اجتماعي و کمک به رشد شخصيتي، عاطفي، رفتاري و فکري را ميتوان از جمله ساير وظايف مهم دانشگاههاست. به طور کلي، دانشجويان مراحل جامعهپذیری و ورود به جامعه را از طريق تجربيات خود در نظامهاي رسمي و غير رسمي آموزشي و اجتماعي دانشگاه کسب ميکنند(حسامی، 2001: 320-6). به همين دليل در بسياري مواقع، انتظارات جامعه از نظام آموزشي بيش از آن که به توسعه حرفهاي افراد مرتبط باشد به توسعه اخلاقي، رشد سرمایه اجتماعی و در نتیجه مسئولیت پذیری آنها ارتباط دارد.این فصل در مورد کلیات تحقیق به تفصیل توضیح داده شده است. که شامل توضیحاتی در مورد بیان مسئله، اهمیت و ضرورت پژوهش، اهداف تحقیق، فرضیات تحقیق و تعاریف نظری و عملیاتی میباشد.

1-1بیان مسئله
اخیراً اصطلاح جدیدی با عنوان«هوش اخلاقی1» توسط بوربا2 (2005) در روانشناسی وارد شده است. وی هوش اخلاقی را«ظرفیت و توانایی درک درست از خلاف، داشتن اعتقادات اخلاقی قوی و عمل به آنها و رفتار در جهت صحیح و درست تعریف میکند» (بوربا، 2005: 23). هوش اخلاقی به معنی توجه به زندگی انسان و طبیعت، رفاه اقتصادی و اجتماعی، ارتباطات آزاد و صادقانه و حقوق شهروندی است. هوش اخلاقی به این حقیقت اشاره دارد که ما به صورت ذاتی، اخلاقی یا غیر اخلاقی متولد نمیشویم؛ بلکه یاد میگیریم که چگونه خوب باشیم. یادگیری برای خوب بودن، شامل ارتباطات، بازخورد، جامعهپذیری و آموزش است که هرگز پایانپذیر نیست. آنچه که ما برای انجام کارهای درست به آن نیاز داریم، همان هوش اخلاقی است که با استفاده از آن به یادگیری عمل هوشمندانه و دستیابی به بهترین عمل خوب نزدیک میشویم. در هر بخش از زندگی به بهترین اطلاعات قابل دسترس میرسیم، خطرات را به حداقل میرسانیم و نسبت به پیامدهای آن خوشبین هستیم. افراد با هوش اخلاقی بالا کار درست را انجام میدهند. بنابراین، هوش اخلاقی عبارت است از توانایی ایجاد تمایز بین درست و غلط براساس اصول جهان شمول تعریف شده. این نوع هوش، در محیط جهانی مدرن کنونی میتواند به مثابه نوعی جهتیاب برای اقدامات عمل نماید. هوش اخلاقی، نه تنها چارچوبی قوی و قابل دفاع برای فعالیت انسانها فراهم میکند، بلکه کاربردهای فراوانی در دنیای حقیقی دارد. در واقع، این هوش تمام انواع دیگر هوش انسان را در جهت انجام کارهای ارزشمند هدایت میکند(بهشتیفرو همکاران،2011: 7-1).
افراد از نظر سطح هوش با هم متفاوتند. این تفاوت، ناشی از ترکیب متغیر فطری، وراثت و ویژگیهای اکتسابی آنهاست(رحیمی،2011: 73-61). اخلاق نیز به عنوان مجموعهای از اصول که اغلب به عنوان منشوری برای هدایت به کار میرود تعریف شده است. بسیاری از رفتارها و اقدامهای افراد متأثر از ارزشهای اخلاقی است و ریشه در اخلاق دارد. بنابراین، عدم توجه به اخلاق در سازمانها و ضعف در رعایت اصول اخلاقی میتواند مشکلات زیادی ایجاد کرده و مشروعیت و اقدامات سازمانها را زیر سئوال ببرد(آراسته و همکاران،1390: 31-21).
لنینک و کیل3 (2005) هوش اخلاقی را توانایی تشخیص درست از اشتباه میدانند که با اصول جهان سازگار است. به نظر آنان، چهار اصل هوش اخلاقی زیر برای موفقیت مداوم سازمان و شخص ضروری است:
درستكاري: يعني ايجاد هماهنگي بين آنچه كه به آن باور داريم و آنچه كه به آن عمل ميكنيم. انجام آنچه كه ميدانيم درست است وگفتن حرف راست در تمام زمانها، كسي كه هوش اخلاقي بالايي دارد، به شيوهاي كه با اصول و عقايدش سازگار باشد، عمل ميكند.
مسئوليتپذیری: كسي كه هوش اخلاقي بالايي دارد، مسئوليت اعمال و پيامدهاي آن اعمال، همچنين اشتباهات و شكست هاي خود را نيز ميپذيرد.
دلسوزی: توجه به ديگران كه داراي تأثير متقابل است. اگر نسبت به ديگران مهربان ودلسوز باشیم، آنان نيز در زمان نياز با ما همدردي میکنند و مهربان خواهند بود.
بخشش: آگاهي از عيوب خود وتحمل اشتباهات ديگران.
همچنین سرمایه اجتماعی از مفاهیم نوینی است که امروزه در جامعهشناسی، اقتصاد و به تازگی در مدیریت و سازمان به صورت گسترده استفاده شده است. این مفهوم به پیوندها، ارتباطات میان اعضای یک شبکه به عنوان منبع با ارزش اشاره دارد، که با خلق هنجارها و اعتقاد متقابل موجب تحقق اهداف اعضا میشود. این سرمایه امروزه نقشی بسیار مهمتر از سرمایه فیزیکی و انسانی در سازمانها و جوامع ایفا میکند، و شبکههای روابط جمعی و گروهی انسجام بخش میان انسانها، انسانها با سازمانها و سازمانها با سازمانها میباشد و نقش بسیار مهمی در احساس مسئولیت اجتماعی سازمانها در جوامع ایفا میکند. در حقیقت، اصطلاح سرمایه به ثروت انباشته، به خصوص آنچه برای تولید ثروت بیشتر به کار میرود اطلاق میشود.
همچنین ریشهشناسی کلمه«اجتماعی» در سرمایه اجتماعی به ما کمک میکند تا معنی سرمایه اجتماعی و تفاوت آن با سایر انواع سرمایه بهتر درک شود.کلمه «اجتماعی» یکی از گستردهترین و کلیترین صفات زبان انگلیسی است که به چیزهای متنوعی مانند انرژی، بیماریها، بازاریابی و مانند آن اشاره میکند. اسم این صفت،کلمه جامعه است. که از کلمه لاتین«Socius» به معنای «دوست یا رفیق» مشتق شده است. چنین ریشهیابی نشان میدهد که اساساً کلمه«اجتماعی» از پدیده دوستی ناشی شده است، و حاکی از دلبستگی شخصی، همکاری، یکپارچگی، احترام متقابل و احساس منفعت مشترک است. در تعاریف سرمایه اجتماعی و ابعاد و مسائل پیرامون آن توافق و همگونی چندانی وجود ندارد، به طور کلی این زمینههای نظری گسترده و کلی را میتوان به عنوان ریشههای نظری سرمایه اجتماعی در نظر گرفت که هنوز هم هریک طرفدارانی دارد، با توجه به سوگیریهایی که در هریک از این نحلهها جریانات فکری وجود دارد، تعاریف نیز متفاوت خواهد بود(بورت4،1992: 24-8).
سرمایه اجتماعی، مفهومی اساسی است که در دهههای اخیر به عنوان دارایی با ارزشی برای توانمندی سازمانها(تیمبرلیک، 2005: 44-34) و تولید و افزایش سرمایه انسانی- اقتصادی پذیرفته شده است (شریفیان ثانی، 1380: 8-5). ازجمله ابعادسرمایه اجتماعی میتوان به مشارکت اجتماعی، انسجام اجتماعی، تعلق اجتماعی و اعتماد اجتماعی اشاره کرد. که هریک از این ابعاد دارای معرفهایی هستند. مشارکت اجتماعی با معرفهایی ازقبیل شرکت در تصمیم گیریها، فعالیت مشترک و همفکری با همدیگر مورد سنجش قرار می گیرد. اعتماد بر اساس اعتماد بین فردی، اعتماد درون گروهی و بین گروهی سنجیده می شود. منظور از انسجام اجتماعی، توافق و هماهنگى میان اعضا، نظم و انضباط فردی است.
مسئولیتپذیری موضوع جدیدی نیست، اما به نظر میرسد که افزایش علاقه در میان دانشگاهیان و دستاندرکاران به مسئولیت اجتماعی به خاطر منفعتهایی که مسئولیت اجتماعی برای اقتصاد، جامعه و محیط زیست دارد، تازه و جدید باشد(هندرسون5، 2007). اصطلاح مسئولیتپذیری از نظر لغوی به معنای موظف بودن به انجام دادن امری(فرهنگ معین، 1345: 4077) می باشد. در معنای عام حقوقی نیز مسئولیت به مفهوم متعهد و موظف بودن شخص به انجام یا ترک عملی است (شهیدی ،1386: 49). به علاوه، صاحبنظران و متخصصان مختلف نیز برداشتها و تبیینهای خاصی را در مورد معنا و مفهوم مسئولیتپذیری ارائه کردهاند. از ديدگاه فروم6 (2004) مسئوليتپذيري صرفاً وظيفه يا تكليفي نيست كه بايد توسط يك فرد انجام گيرد بلكه بلعكس بيانگر نوعي احساس و حالت است كه توسط خود فرد برانگيخته شده و حامل و در بردارنده پاسخ و واكنش فرد نسبت به نيازهاي ديگران به صورت آشكار يا پنهان مي باشد. ناكامورا و واتانابه ـ مورائوكا7 (2006) نيز تأكيد ميكنند مسئوليتپذيري از آن روي كه بر ايده دموكراسي و جامعه دموكراتيك تأثير ميگذارد، داراي ارزش والايي است و اصولاً محور و كانون اصلي مسئوليتپذيري، نوع دوستي و احترام به ديگران میباشد. در عين حال شلنگر و همكاران8 (1994) هم معتقدند كه مسئوليتپذيري، پديدهاي است كه افراد را به جامعه پيوند داده و خودكنترلي را براي فرد و كنترل اجتماعي را براي جامعه انساني به همراه دارد. مرگلر و همکاران9 (2007) معتقدند که مسئولیتپذیری در معنای توانایی نظم دادن به تفکر، احساسات و رفتار فردی همراه با اراده و قدرت انتخابگری خود به عنوان مسئول و پاسخگوی اصلی پیامدهای فردی و اجتماعی آن میباشد. از دیدگاه سرتو10 (1989) مسئولیتپذیری به مثابه الزام و تعهد درونی فرد برای انجام مطلوب همه فعالیتهایی است که به عهده او گذاشته شده و نشأت گرفته از واقعیتهای درونی هر فرد می باشد. لذا این مفهوم با پذیرش و انجام یک مسئولیت یا وظیفه، متناسب با سطح تواناییها، استعدادها و علایق فردی می باشد. فرمهینی فراهانی (1378) نیز مسئولیتپذیری را به معنای بر عهده گرفتن امر یا کاری و پاسخگو بودن در برابر کار یا وظیفه به عهده گرفته شده میداند. همچنین طالب زاده و همکاران (1378) در تعریف عملیاتی خود از مسئولیتپذیری، معتقدند که این مهارت شامل مواردی همچون مراقبت ازخود و محیط، پذیرش نتیجه عمل، رعایت مقررات، انجام دادن تکالیف و وظایف محوله (انجام سروقت تکالیف و کار و تمرکز و اتمام آن) میباشد. در عین حال، صاحبنظران مذکور تأکید میکنند که مهارت مسئولیتپذیری و انجام وظایف و مسئولیتهای محوله مستلزم همکاری با افراد است و این همکاری زمانی موفقیتآمیز است که در آن همدلی وجود داشته باشد. به علاوه، انجام مسئولیت در هر سطحی، بیانگر مهارت ابراز وجود در فرد است. از دیدگاه ایزدی و عزیزی شمامی (1388) مسئولیتپذیری یکی از مهم ترین ابعاد شهروندی بوده و شخص مسئولیتپذیر کسی است که بر اساس عزّت نفس خود و با احترام به حقوق سایرین، دیدگاههای خود را ارزیابی نموده و در نهایت، پیامدهای اعمال و تصمیماتش را میپذیرد. صاحبنظران

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره توافق ژنو، ایدئولوژی، روابط بین الملل، افغانستان Next Entries پایان نامه ارشد درباره توافق ژنو، ایالات متحده، ابعاد حقوقی، تاثیرپذیری