منبع پایان نامه ارشد درمورد سیر و سلوک، سلوک عرفانی، حکمت متعالیه، سیر و سلوک عرفانی

دانلود پایان نامه ارشد

فصل اول
کلیات

1. مقدمه
متفکران تعاریف گوناگونی از علم ارائه کردهاند، همچنان که نگاه تمامی عارفان نسبت به سیر و سلوک و نقش علم در آن مختلف است. در این رساله سؤال اصلی ما این است که آیا ابنعربی و ملاصدرا تعریف مشترکی از علم دارند یا تعاریف آنها از علم مختلف است؟ از اینرو برای پاسخ دادن به این پرسش به آثار و منابع معتبر آنان رجوع کرده و با مقایسۀ دیدگاه هر دو، پاسخی مناسب به این پرسش خواهیم داد.

1-1. تبیین مسألۀ پژوهشی و اهمیت آن
هدفِ تمامی متفکران مسلمان وصول به حقیقت بوده است؛ اما هر گروه از آنها بر اساس نوع تفکر خود، راه رسیدن به حقیقت را به گونهای متفاوت از دیگران بیان کردهاند. متکلمان با روشی نقلی و فیلسوفان مشایی با روش عقلی تلاش کردهاند تا به حقیقت نائل آیند. عارفان اما، سیر و سلوک عرفانی را تنها راه وصول به حقیقت میدانند. ابنعربی بنیانگذار عرفان نظری در اسلام با اینکه در آثار خود بر سیر و سلوک بسیار تأکید میکند؛ اما مقدمۀ سلوک به سوی حقیقت را «علم» میداند. ملاصدرا پایهگذار حکمت متعالیه نیز با اینکه فیلسوفی اهل عقل و استدلال است؛ اما آنچنان دلبستۀ عرفان ابنعربی است که کتاب خویش را با توجه به چهار مرحلۀ سلوک عرفانی الحکمةالمتعالية فی الاسفار الاربعة العقلية نام نهاده است.
مسألۀ اصلی این پژوهش بررسی چیستی علم در عرفان ابن عربی و حکمت صدرایی و نقش آن در سیر و سلوک عرفانی است. بر مبنای «وحدت وجود» که ابنعربی بدان معتقد است، علم به چه معناست؟ و چه نقشی در سیر و سلوک برای رسیدن به حقیقت دارد؟ همين دو مسأله در ملاصدرا نیز دارای اهمیّت است؛ زیرا شعار مشهور حکمت متعالیه «جمع عرفان و برهان» است و ملاصدرا نیز گرچه در آغاز «وحدت تشکیکی وجود» را اثبات میکند؛ اما در مباحث «علت و معلول» با قبول «وحدت شخصی وجود» بر آن برهان اقامه میکند.

2-1. پیشینۀ پژوهش
موضوع اصلی این پژوهش علم و نقش آن در سیر و سلوک عرفانی از دیدگاه ابنعربی و ملاصدرا است. با دقت در تحقیقات انجام گرفته تاکنون پژوهشی در بارۀ نقش علم در سیر و سلوک از منظر ملاصدرا و ابنعربی صورت نگرفته است، اما درباۀ علم پژوهشهایی انجام گرفته است. برای نمونه: علم بشر نسبت به باری تعالی از دیدگاه فلسفۀ اسلامی، میر مسعود فاطمی/ علم پیشین الهی و اختیار انسان، عباس فنی اصل/ علم و ادراک از دیدگاه ابنسینا و ملاصدرا، سحر کاوندی/ دیدگاه محییالدین ابنعربی در علم و شناخت، محمد اکبری. در این باره کتابهایی نیز نوشته شده است. برای نمونه: شیخ اکبر نظریۀ اجمالی به سیر و سلوک و حیات معنوی محییالدین ابنعربی، نوشتۀ محمد مددپور.

3-1. اهمیت بحث
در تفکر اسلامی رسیدن به کمال، هدف اصلی زندگی آدمی است. صوفیان راه رسيدن به کمال را سیر و سلوک و اکثر فیلسوفان آن را در دستیافتن به علم و معرفت میدانند. ابنعربی و ملاصدرا، هر يک با روش خاص خود، به سیر و سلوک اهميت داده و آن را برای رسیدن به کمال ضروری میدانند؛ اما معتقدند که علمآموزی در آغاز سیر و سلوک، امری لازم است؛ همچنانکه نهایت سیر و سلوک رسیدن به معرفت حقیقی است. از اینروست که بررسی نقش علم در سیر و سلوک دارای اهمیّت است.

4-1. سؤالات پژوهش
پرسش اصلی
از دیدگاه ابن عربی و ملاصدرا علم چیست و چه نقشی در سیر و سلوک دارد؟
پرسشهای فرعی
– علم آموزی از ديدگاه ابنعربی و ملاصدرا چه اهميتی دارد؟
– در عرفان ابنعربی و حکمت متعالیه اهمیّت سیر و سلوک در چیست؟
– غايت سير و سلوک عرفانی از منظر ابنعربی و ملاصدرا چيست؟

5-1. فرضيههای پژوهش
– گرچه بيان ملاصدرا در تعريف علم متفاوت از بيان ابنعربی است؛ اما با توجه به «وحدت وجود» که هر دو بدان معتقدند، يک تعريف را برای علم با زبانهای مختلف ـ زبان عرفانی و زبان فلسفی ـ بيان کردهاند.
– به باور هر دو متفکر سير و سلوک برای رسيدن به حقيقت و کمال ضروری است.
– غايت سير و سلوک عرفانی، رسيدن به مقام ولايت الهی است و اين غايت بدون علم دست يافتنی نيست. مقصود از علم، معنای مطلق آن است که هم شامل علم حصولی و هم شامل علم حضوری میشود. در ابتدای سیر و سلوک، علم حصولی توشۀ راه سالک است تا در انتها به علم حضوری و شهود حق تعالی برسد.

6-1. روش تحقیق و مراحل آن
روش تحقیق در این پژوهش، کتابخانهای است که با مراجعه به کتابخانههای مربوطه، فیشبرداری از آثار ملاصدرا و ابنعربی، مقالات و دیگر آثار مکتوب و مرتبط با موضوع تحقیق، صورت گرفته است. پس از مطالعه و گزارش آثار و منابع ذکر شده و تحلیل و بررسی آنها سعی شده دیدگاه ملاصدرا و ابنعربی در مورد موضوع بحث به صورت منسجم و منظم تدوین گردد.

7-1. بررسی منابع
منابعی که در این پژوهش مورد استفاده قرار میگیرد، کتابهای ابنعربی و ملاصدرا بخصوص کتاب الفتوحاتالمکية از ابنعربی و کتابهای الحکمةالمتعالية فی الاسفارالاربعة، شواهد الربوبية، مبدأ و معاد، اسرار الآیات و مفاتیح الغیب از ملاصدرا است.

8-1. ساختار پایاننامه
در این پژوهش نخست به پیشینۀ بحث پرداخته شده، از اینرو ابتدا تعریفی لغوی از علم ارائه دادیم و سپس علم در قرآن و فیلسوفان، متکلمان و عارفان و سپس سیر و سلوک از نظر فیلسوفان و عارفان به طور کلی و اجمالی آورده شده است و در انتها به نقش علم از نظر فیلسوفان و عارفان پرداختهایم.
در فصل دوم به علم، سیر و سلوک و نقش علم در سیر و سلوک از نظر ابنعربی پرداخته شده است.
در فصل سوم نیز علم، سیر و سلوک و نقش آن در سیر و سلوک از نظر ملاصدرا مورد بحث قرار گرفته است.
در فصل چهارم نیز به موارد مشترک و موارد اختلاف ابنعربی و ملاصدرا در باب علم پرداخته و سپس سیر و سلوک و نقش علم در سیر و سلوک را بیان کردهایم.

2. پیشینۀ بحث
در این فصل در پی بیان پیشینۀ بحث هستیم. در ابتدا به تعریف لغوی و اصطلاحی علم و نیز سیر و سلوک میپردازیم و سپس به دیدگاه قرآن و احادیث در این باره اشارهای کرده و بعد از آن دیدگاه متکلمان را در باب علم بیان میکنیم. پس از بیان نظر متکلمان اشعری، متعزلی و متکلمان شیعه، به تعریف علم و نقش آن در سیر و سلوک از نظر عارفان اشاره کرده و در پایان، به نظر ابنسینا و شیخاشراق میپردازیم.

1-2. علم از نظر متکلمان و عارفان و فیلسوفان پیش از ملاصدرا
علم در لغت به معنای دانستن و مترادف با ادراک به مفهوم حصول صورت چیزی در ذهن است. علم مترادف معرفت نیز دانسته میشود که با آن یک وجه تمایز دارد و آن این است که علم مجموعۀ معارض است که متصف به وحدت و تعمیم است1.
در آیات بسیاری از قرآن کریم بر شرافت علم و نقش آن در رسيدن آدمی به سعادت تأکید شده است؛ مثلاً در آیهای بيان شده که عالِم و غیرعالِم برابر نيستند2 و در آیهای ديگر خداوند عالِمان را به مرتبههایی بلند فرا میبرد3؛ همچنین در آیة 28 سورة فاطر بیان شده: «از ميان بندگان خدا، تنها دانشمندان از او مى‏ترسند»4. محور اصلی نخستین سورۀ قرآن یعنی سورۀ علق، نیز علم و دانش است؛ خداوند در این سوره فرمودهاند: «بخوان به نام پروردگارت كه(جهان را) آفريد، همان كس كه انسان را از خون بسته‏اى خلق كرد، بخوان كه پروردگارت(از همه) بزرگوارتر است‏، همان كسى كه به وسيلۀ قلم تعليم نمود، و به انسان آنچه را نمى‏دانست ياد داد»5. از آنجایی که اسلام دینی است که بر ایمان مبتنی بر شناخت تأکید دارد، بیشتر آیاتی که دربارۀ اعتقادات است، مبتنی بر شناخت و دانش است و چنین ایمانی ایمان برتر و والاتر است6
پیامبر اکرم (ص) نیز تاکید زیادی بر علم کردهاند، ایشان در حدیثی فرمودهاند: «اذا اتی علی یوم لا ازداد فیه علما یقربنی الی الله تعالی فلابورک لی فی طلوع الشمس ذلک الیوم»7. همچنین پیامبر فرموده است: «طلب العلم فريضة علی کل مسلم»، «جستجوی علم بر هر مسلمانی واجب است»8. امیرالمومنین نيز در نهج البلاغه فرمودهاند: «كل وعاء يضيق بما جعل فيه الا وعاء العلم فانه يتسع»9. وی علم را به ظرفی تشبیه کرده که هر چقدر در آن آب حیات علوم و معارف ریخته شود ظرفیت و گنجایش وی بیشتر می شود برخلاف دیگر ظروف که با ریختن آب در آن گنجایشش تنگ میشود.

1-1-2. علم از نظر متکلمان
علم دارای معانی و مفاهیم متعددی است و هر کدام از متکلمان تعاریف گوناگون و بعضاً مختلفی از علم آوردهاند. مقصود ما در این بخش این است که به بیان دیدگاه متکلمان اشعری و معتزلی و شیعی بپردازیم.

1-1-1-2. علم از دیدگاه متکلمان مسلمان
متفکران مسلمان مفاهيم موجود در ذهن را به دو دسته تقسيم کردهاند: مفاهيم بديهي و مفاهيم نظري. مفاهيم بديهي، مفاهيمي روشن و واضحاند که نياز به تعريف ندارند، امّا مفاهيم نظري نياز به تعريف دارند و در تعريف آنها ـ در نهايت ـ به مفاهيم بديهي ميرسيم. بنابراين مفاهيم بديهي، پايه و اساس تصورات انسان هستند. البته در ميان متفکران مسلمان، امام فخررازي معتقد است که تمام مفاهيم بديهياند و هيچ مفهومي قابل تعريف نيست.
«ببايد دانست که دانستن بر دو گونه است: يکي در رسيدن، دويم بگرويدن. و در رسيدن آن باشد که مفهومي در خاطر افتد چنانکه بر وي هيچ حکم کرده نشود نه به نفي و نه به اثبات. و در اين مقام بايد که فرق ميان عدم حکم و حکم به عدم معلوم باشد. و در رسيدن را به تازي تصوّر گويند. و امّا بگرويدن آن باشد که چون دو مفهوم در خاطر افتد، يکي را به دويم نسبت کرده شود، يا به نفي يا به اثبات. و بگرويدن را به تازي تصديق گويند. چون اين معني معلوم شد گوييم يا همه تصوّرات مکتسب يا همه بديهي باشد يا بعضي مکتسب باشد و بعضي بديهي… مذهب من آن است که همۀ تصورات بديهي است و مذهب کل متقدمان آن است که بعضي بديهي است و بعضي مکتسب»10.
اما در مورد مفهوم علم، فخررازي در مفاتيح الغيب تعريفات گوناگون آن را از متکلمان اشعري، معتزلي، فيلسوفان و غزالي نقادي کرده و سپس توضيح ميدهد که عدم توانايي براي تعريف کردن يک مفهوم، يا به دليل مخفي بودن کامل آن از درک آدمي است و يا به دليل وضوح و روشني آن است؛ وضوحي که مفهومي آشکارتر از آن يافت نميشود تا بتواند معرِّفِ آن مفهوم باشد. ماهيت علم بدين گونه است؛ يعني بطور کاملاً بديهي و آشکار متصور ميشود و لذا نيازي به تعريف ندارد، و بلکه تعريف آن محال است؛ زيرا هر شخصي ضرورتاً ميداند که به خود علم دارد و نيز به اينکه در آسمان و يا در اعماق دريا نيست. اين علمِ ضروري به اينکه عالِم به اين امور است، در واقع علمِ به اتصاف ذاتش به اين علوم است و کسي که به نسبت دو چيز علم داشته باشد، بدون شک به هر دو طرف نسبت نيز علم دارد. و لذا چون علم ضروري به اين نسبت حاصل است، قطعاً علم ضروري به ماهيت علم نيز حاصل است و لذا تعريف علم محال است11.
علاوه بر اين، فخررازي در المباحث المشرقية دو دليلِ ديگر بر امتناع تعريف علم آورده است:
1. علم است که اشياي ديگر را از هم متمايز ميکند و لذا به طريق اولي خود را از غير تمييز ميدهد.
2. اشياي ديگر به واسطۀ علم شناخته ميشوند و لذا علم از آنها آشکارتر است؛ زيرا علم حالتي نفساني است که موجود زنده در درون خود و بدون خطا مييابد، و هرچه چنين باشد، تعريفش محال است12.
در اينجا ذکر اين نکته لازم است که ابنعربي و ملاصدرا نيز با مباني ديگري مفهوم علم را غير قابل تعريف ميدانند که بحث تفصيلي آن را در فصول بعد بيان خواهيم کرد.

2-1-1-2. علم از دیدگاه معتزله
نظّام معتزلي در تعريف علم گفته است: «حرکةفي القلب عند وجود الشيء کما وجد و عرف»13. بر اين قول اشکال وارد شده به اينکه صحيح نيست گفته شود که قلب به واسطۀ علم، حرکت ميکند؛ به علاوه اينکه اين تعريف خلط ميان عمل و اراده کرده است، در حالي که در جنس و وصف مختلفند14.
ابوعلي جُبّائي(235-330ق) و ابوهاشم جُبّائي(ف: 321ق) ـ دو تن از شيوخ معتزله ـ علم را به «اعتقاد الشيء علي ما هو به»، «اعتقاد به شیء آن گونه که هست» تعريف کردهاند15.
قاضي عبدالجبار

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره and، of، Plant، water Next Entries منابع و ماخذ مقاله مطالعات اجتماعی، دوره ابتدایی، محیط زیست، آموزش و پرورش