منابع پایان نامه ارشد با موضوع حقوق بشر، وجود خداوند، روشنفکران، فرهنگ و تمدن

دانلود پایان نامه ارشد

مبحث اول: قانون طبيعي در نظر ماريتن 103
گفتار اول: قانون طبيعي در قرائت کلاسيک و نو 103
الف: قرائت کلاسيک از قانون طبيعي پيش از رنسانس 104
ب: تلقي از قانون طبيعي پس از رنسانس 106
ج: قانون طبيعي در دوران معاصر 109
د: ساير قرائت هاي قانون طبيعي 110
ه: نظريه هاي رقيب قانون طبيعي 112
گفتار دوم: قرائت ماريتن از قانون طبيعي 115
الف: قانون طبيعي به مثابة مبنايي براي حقوق بشر 115
ب: تحليل ماريتن از سابق? تاريخي قانون طبيعي 117
گفتار سوم: ارتباط هستي شناسي و معرفت شناسي ماريتن با نظر وي در بار? قانون طبيعي 119
الف: عامل هستي شناسانه 120
ب: عامل معرفت شناسانه 121
گفتار چهارم: معرفت ارتکازي و نقش آن در کشف حق هاي طبيعي 122
الف: نقش معرفت ارتکازي در تجربيات و معارف بشري 123
يکم: تجرب? عرفاني 123
دوم: معرفت شعري 124
سوم: تجرب? اخلاقي 124
ب: نقش معرفت ارتکازي در کشف حق هاي طبيعي 125
گفتار پنجم: قوانين الزام آور از چشم انداز ماريتن 126
الف: قانون طبيعي و قانون سرمدي 126
ب: قوانين طبيعي و قوانين ملل 127
ج: قوانين وضعي 129
مبحث دوم: حقوق بشر در نظر ماريتن 130
گفتار اول: خاستگاه حق هاي بشري و دسته بندي آنها 130
گفتار دوم: تمايز ميان تملک و اعمال حق 132
گفتار سوم: دسته بندي حق ها 133
الف: حق حيات 133
ب: حق آزادي و گونه هاي آن 134
يکم: آزادي انتخاب 135
دوم: آزادي از محدوديت 135
گفتار چهارم: نقد و بررسي ديدگاه هاي ماريتن دربار? حقوق بشر 139
فصل ششم: دولت و دموکراسي 143
مقدمه 144
مبحث اول: نظري? دولت 145
گفتار اول: خير مشترک به مثاب? خاستگاه قدرت 145
الف: مفهوم، كاربرد و ويژگي‏هاي خير مشترک 145
ب: نقد و بررسي نظري? خير مشترک 148
گفتار دوم: نظري? ابزار انگاري دولت 150
گفتار سوم: اقتدار و حق حاکميت 153
گفتار چهارم: کثرت گرايي 155
مبحث دوم: دموکراسي 157
گفتار اول: سياست به مثاب? زمينه ساز اخلاق و معنويت 157
گفتار دوم: پيوند مکراسي با اخلاق 160
گفتار سوم: دموکراسي و عقلاني کردن اخلاق زندگي سياسي 162
گفتار چهارم: دموکراسي، ابزار کنترل دولت 165
گفتار پنجم: نقد و بررسي ديدگاه ماريتن در بار? دموکراسي 167
فصل هفتم: رابطة دين و دولت 171
مقدمه 172
مبحث اول: رسالت فرهنگي و قدسي دين 173
گفتار اول: رسالت فرهنگي دين 173
گفتار دوم: رسالت قدسي دين 174
مبحث دوم: بُعد سياسي کليسا و نقش آن در تعالي بدن? سياسي 176
مبحث سوم: اصول حاکم بر تنظيم رابط? دولت و کليسا از نظر ماريتن 182
گفتار اول: اصول ثابت و پايدار 182
الف: اصل آزادي کليسا 183
ب: اصل تفوق کليسا 183
ج: اصل همکاري کليسا و دولت 184
گفتار دوم: نقش توجه به عنصر تاريخ در تنظيم رابط? دولت و کليسا 187
مبحث چهارم: اعمال اصول ثابت براي تأسيس جهان مسيحي جديد 190
گفتار اول: جهان مسيحي جديد و ويژگي هاي آن 190
گفتار دوم: اعمال اصول ثابت و پايدار بر جهان مسيحي جديد 198
الف: اصل تأمين آزادي کليسا 198
ب: اصل تفوق کليسا بر دولت 203
ج: اصل همکاري دولت با کليسا 205
يکم: کلي ترين نوع همکاري 206
دوم: تصديق عمومي به وجود خداوند 207
سوم: انواع خاص همکاري متقابل 207
نتيجه 209
فهرست منابع 227
ضميمه 233

مقدمه و روش تحقيق

درآمد
ژاک ماريتن (1882-1973م) فيلسوف، متأله، متفکر اجتماعي و روشنفکر کاتوليک سدة بيستم، از نگاه بسياري از شارحان وي، از مهمترين هواداران و ادامه دهندگان ميراث فلسفي-کلامي قديس توماس آکوئيناس است. وي از پيشگامان طرح نظرية حقوق بشر جهاني با رويکردي ديني (کاتوليک) و يکي از نويسندگان اعلامية جهاني حقوق بشر است. وي با دغدغههاي ژرف دربارة معناي هستي، وجود خداوند و جايگاه ايمان در جهان نو، سير فلسفي خود را آغاز کرد و سرانجام پس از سپري کردن راهي دراز، به تفسير ميراث تومايي روي آورد و نظام معرفتي ويژهاي را بنياد نهاد. ماريتن، دانش آموختة دانشگاه سوربن بود و بيشتر تعليم فکري خود را در فرانسه يافت، اما پس از آنکه به ايالات متحدة آمريکا پا نهاد، دامنه تأثير و نفوذ انديشهاش گسترده شد و توانست در فضاي روشنفکري ديني در اين کشور، به ويژه در دهة سي قرن بيستم ميلادي، مقامي چشمگير پيدا کند.
ماريتن نظريات خود را با پرسشهاي مابعدالطبيعي آغاز کرد؛ ولي در چهارچوب رسمي مابعدالطبيعه باقي نماند و رابطة مباني مابعدالطبيعي خود را با رشتهاي از پرسشها در قلمرو فلسفة اخلاق، فلسفة حقوق، فلسفة سياسي، فلسفة علوم اجتماعي و نيز زيباييشناسي به تفصيل مورد بررسي قرار داد.
شماري از فيلسوفان سدة بيستم باور دارند که انديشههاي قديس توماس آکوئيناس گرايشهاي فلسفي مهمي را در اين دوره تغذيه کرده و در چالش با پرسشهاي تازة زمانه، از نو زنده شده است. در همين راستا، ژاک ماريتن با بهرهگيري از آموزههاي تومايي با دغدغههايي رويارو شد که علم، سياست، جامعه و زندگي جديد براي انسان مؤمن آفريده است. از اين رو، پرداختن به انديشههاي ماريتن، در حکم بازگشت به تاريخ سپري شدة فلسفه نيست، بلکه آزمودن پاسخهايي است که به پرسشها و گير و گرفتهاي نظري برآمده از دوران معاصر داده شده است.
در جهان امروز که انسانيت و معنويت به صورت جدي مورد هجمههاي خصومتآميز قرار دارد و صحبت از جنگ تمدنها است و کارآمدي و مباني فلسفي-کلامي و سياسي اديان مورد چالش جدي واقع شده است؛ نياز فوري و ضروري براي توسعه آرائي وجود دارد که گفتگو و تفاهم را ميان سنتها و فرهنگها توسعه دهد. امروزه رشد علم و فنآوري جهان را به دهکدهاي جهاني در وراي فرهنگ و تمدن تبديل کرده است. به نظر ميرسد که به تناسب رشد علم و فنآوري، معرفت انسانها نسبت به يکديگر افزايش پيدا نکرده است، بلکه برعکس، حتي گاه به از خودبيگانگي انسانها نيز انجاميده است. انسانها امروزه بيش از هر زمان ديگري مجبور به معاشرت و نزديکي با يکديگر گشتهاند و اثرگذاري آنها بر يکديگر بسيار زيادتر از گذشته شده است. اگر تمايل به همزيستي مسالمتآميز و زندگي مبتني بر صلح و صفا داريم، نيازمند به آشنايي با فرهنگ، تاريخ و سنتهاي يکديگر هستيم.
انتخاب ماريتن براي پژوهش در همين راستا صورت گرفته است. وي به صورت جدي به عنوان يک متکلم و فيلسوف و مؤمن معتقد کاتوليک در حوز? حقوق بشر و الهيات رهايي بخش تأثير گستردهاي در جهان غرب و آمريکاي لاتين داشته است. در بررسي آراي او به دغدغههاي يکساني برخورد کرده و مشابهتهاي زيادي را در مييابيم. با توجه به مطالب فوق، در اين رساله به بررسي و نقد انديشههاي فلسفي ژاک ماريتن در حوز? فلسف? سياسي و فلسف? حقوق ميپردازيم.

پرسش اصلي پژوهش
ژاک ماريتن فيلسوف متعلق به مکتب تومائي کوشيده است تا ميان دين و جامع? نوين هماهنگي برقرار سازد. وي از برخي از آموزههاي دنياي معاصر، مانند فاشيسم، کمونيسم و “نظام سرمايه داري” انتقاد ميکند، اما آموزههايي همچون دموکراسي و حقوق بشر را نه تنها هماهنگ با مسيحيت ميداند، که معتقد است ميتوان آنها را از آموزههاي ديني استخراج نمود. البته در اين موارد نيز آموزههاي دنياي معاصر را نيازمند پالايش دانسته است.
بر اين اساس وي در فلسف? سياسي خود جهان نويي را تحت عنوان “انسانگرايي واقعي” (و يا: جامع? نوين مسيحي، دموکراسي مسيحي، دموکراسي شخصگرا) ترسيم نموده است که در نظر وي برآمده از آموزههاي مسيحيت است. به نظر ماريتن اين آموزه قادر است تا بدون گرفتار شدن در معضلات کنوني جوابگوي نيازهاي دنياي معاصر باشد.
در اين رساله ضمن تبيين و استخراج مباني افکار وي در حوز? فلسفه سياسي، به طرح اين سئوال ميپردازيم که دنياي جديدي که وي در فلسف? سياسي خود ترسيم ميکند، تا چه ميزان آرماني بوده و تا چه ميزان امکان تحقق دارد؟

پرسشهاي فرعي تحقيق
جهت پاسخ به سئوال اصلي تحقيق، آن را به سئوالات فرعي زير تقسيم کرده و هر يک را جداگانه مورد بررسي و نقد قرار خواهيم داد.
1. زمينههاي شکل گيري فلسف? سياسي ماريتن چيست؟ ماريتن، نظريه خود را در چه زمانهاي ارائه کرده است؟
2. مباني نظري (هستيشناسي و معرفتشناسي) فلسف? سياسي ماريتن چيست؟
3. آيا مباني فلسفه سياسي ماريتن برگرفته از آموزههاي فلسف? مسيحي است؟
4. نظريه خاص ماريتن در فلسف? سياسي چيست؟
5. عناصر اصلي شکل دهند? نظريه خاص ماريتن در فلسفه سياسي (جامعه نوين مسيحي) چيست؟
6. انسان در جامع? نويني که ماريتن ترسيم ميکند چه جايگاهي دارد؟
7. ماريتن تا چه ميزان با تمايز ميان “شخص” و “فرد” در حل مشکلات فلسفه سياسي خود موفق بوده است؟
8. ماريتن چگونه قانون طبيعي را مبناي حقوق بشر معرفي ميکند؟
9. ماريتن چگونه به تبيين رابط? دولت و مردم ميپردازد و مراد وي از دموکراسي شخصگرا (دموکراسي مسيحي) چيست؟
10. رابطة اخلاق و سياست از نظر ماريتن چگونه است؟
11. ماريتن چه رابطهاي ميان دولت و دين در نظر ميگيرد و کليسا در جامع? جديد وي چه جايگاهي دارد؟

فرضيه تحقيق
از آنجا که فلسف? سياسي ماريتن داراي پيشفرض هستيشناسي و معرفتشناسي است، با نگرشي انتقادي، ضمن شرح آراي وي، اين فرضيه که مسائل مطرح در آثار ماريتن، مانند: حقوق بشر، کثرتگرائي و دموکراسي ريشههايي در کلام و فلسفة مسيحي و خصوصا فلسفة تومائي دارند نقد و بررسي شده است. رسال? حاضر انديشههاي ماريتن در حوز? قانون طبيعي، حقوق بشر، انسان و ساختار سياسي جامعه، را تبيين نموده و توانايي ماريتن براي ارائ? مدلي برگرفته از آموزههاي مسيحي که سازگار با مفاهيم جديد مطرح شده در حوز? سياست (مانند: دموکراسي، حقوق بشر و…) باشد، را مورد نقد و بررسي قرار داده است.
در آغاز تحقيق، اين فرضيه در نظر گرفته شده است که ماريتن در نظريه خود موفق بوده است و ايجاد چنين جهاني امکان پذير است. در انتهاي رساله پس از بررسي انتقادي افکار وي، اين فرضيه بدين نحو تصحيح گرديد که نظريه سياسي ماريتن مبني بر ايجاد جهان نوين مسيحي نيازمند تغييراتي است تا در عمل قابل اجرا باشد. اين تغييرات در قالب نقد و بررسيهاي مطرح شده در رساله ارائه گرديدهاند.

روش تحقيق
به لحاظ روش شناسي، اين رساله در صدد است ارتباط مباني هستيشناسانه، انسانشناسانه و معرفت شناسانه را با انديشه سياسي و اجتماعي ماريتن مشخص نمايد. اين روش نوعي روش متن گرايانه1 است و در مقابل روشهاي زمينهگرايانه2 قرار ميگيرد. هرچند در جاي جاي رساله به زمينه و زمانه ماريتن (همانند اوضاع بين دو جنگ جهاني و بروز مارکسيسم و نازيسم در مقابل کايپيتاليسم) اشاره شد، اما غرض آن نبوده که انديشه سياسي را بازتاب اوضاع و شرايط اجتماعي فرض نماييم.

اهميت تحقيق
اين پژوهش از دو سو ميتواند با اهميت ارزيابي شود:
اول از آن رو که گام نخست در فراهم کردن مقدمات لازم جهت مقايس? آراي متألهان و فيلسوفان کاتوليک و معاصر با آراي حکما و عرفاي اسلامي است که تاکنون کمتر به آن توجه شده است.
دوم از آن رو که بسياري از پرسشهاي ژاک ماريتن در باب مابعد الطبيعه و فلسفة سياسي، همان پرسشهاي ذهن روشنفکران مسلمان امروز است. از اين رو توجه و روشنگري در باب انديشههاي وي، ميتواند دستماية نظري نيرومندي براي روشنفکران و نوانديشان شود که به رابطة ايمان ديني و عقلانيت نو ميانديشند و دربارة نسبت اعتقاد ديني با جامعه، سياست و فرهنگ روزگار و حقوق بشر نو تأمل ميکنند.

برخي از نتايج تحقيق
در صورت اثبات فرضية مطرح در اين پژوهش، ميتوان با نگاهي دوباره به آموزههاي ديني براي چالشهاي جديد دين در جهان معاصر پاسخهايي شايسته پيدا کرد. بر اين اساس سخن کساني که معتقدند، نظريات مطرح در فلسفة سياسي دنياي معاصر مانند: دموکراسي و حقوق بشر، مسائلي نو ظهور به شمار ميآيند، نفي ميگردد و روشن ميشود که ريشههاي نظريات جديد در حوزة فلسفة سياسي سرچشم? ديني داشته و دين توانايي خود را در ارائ? پاسخهاي مناسب براي جهان نو را دارد. اين تحقيق همچنين ميتواند با طرح انديشههاي روششناسانه ماريتن

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی مصرف کنندگان، ملی گرایی، بعد شناختی، جمعیت شناختی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع حقوق بشر، قرن نوزدهم