منابع تحقیق درباره نکاح منقطع، عقد ازدواج، قانون مدنی، فقهای امامیه

دانلود پایان نامه ارشد

فصل پنجم: مقایسه ممنوعیت ازدواج در اسلام و یهود 152
گفتار اول: شباهت ها 152
الف: ازدواج در بیگانگان 152
ب: ازدواج با محارم 155
گفتار دوم: تفاوت ها 157
الف: ممنوعیت ازدواج با مرتدان 157
ب: ممنوعیت ازدواج با غیر همکیشان 162
نتیجه گیری: 163
منابع و مأخذ 167

چکیده
نهاد ازدواج به عنوان یکی از ضروری ترین اقتضائات جامعه انسانی در همه ادیان و مذاهب مورد توجه قرار گرفته است. توجه به اهمیت و نقش ازدواج، اهداف ازدواج و تشکیل خانواده، تعیین و وضع قوانین و احکام مرتبط با ازدواج در همه ادیان دیده می شود.
در این میان ادیان الهی با تعیین حدود و چهارچوب هایی برای ازدواج های مشروع و قانونی و روابط و ازدواج های نا مشروع و غیر قانونی بیش از هر مکتبی راهنمای پیروان خود بوده اند.
این پایان نامه بر آن است تا با استفاده از منابع و مؤاخذ موجود، مسئله ممنوعیت های ازدواج در احکام و قوانین دین اسلام را با ازدواج های ممنوع در دین یهود مورد بررسی قرار داده و نقاط اختلاف و اشتراک این دو دین را در این باره آشکار سازد.
آیات الاحکام در قرآن کریم در دین اسلام به خوبی ممنوعیت های ازدواج را برای مسلمانان مشخص کرده است که از مهم ترین موارد آن: ازدواج با محارم، ازدواج با اُختین، ازدواج با کافر، ازدواج با زنان شوهر دار و طبقاتی از خویشاوندان و … را می توان نام برد.
در آیین یهود نیز می توان ازدواج با زنان خاص(فاحشه، مطلقه، بیوه و …)،ازدواج با محارم، ازدواج با غیر یهودی و … را به عنوان ازدواج های ممنوع نام برد.

کلید واژه:
ازدواج؛ ممنوعیت ازدواج؛ اسلام؛ دین یهود؛ احکام
1-1-مقدمه
اسلام با در نظر گرفتن نیازهاى واقعى و طبیعى انسان از یک سو و با عنایت به مصالح فرد و اجتماع از سوی دیگر، ازدواج را به عنوان بهترین راه و مناسب ترین شیوه برگزید. اسلام، آدمى را از تنهایى و تجرد نهى مى کند و براى تأمین و ارضاى غریزه جنسى او، ازدواج را راهکار عملى مى داند و حتى در مواردى که خطر انحراف و فساد وجود دارد، ازدواج را بر او واجب و ضرورى مى داند. در اهمیت ازدواج که پیامبر(ص) فرمود: «من تزوج احرز نصف دینه»1، «کسى که ازدواج کند نیمى از دین خود را حفظ کرده است» و نیز فرمود: «النکاح سنتى فمن رغب عن سنتى فلیس منى»2 ازدواج سنت من است، پس هرکس از سنت من روى گردان شود از من نیست. وقتى که غریزه جنسى از راه صحیح و شرعى ارضا شود و روح پر اضطراب انسان اعتدال و آرامش یابد، حقایق زندگى را بهتر درک مى کند و به سوى دین و سعادت خود، گام هاى بزرگ ترى برمى دارد.
یکی از چیزهایی که پایه خانوادگی و محیط خانوادگی را محکم می کند مسأله روابط جنسی سالم است و علت اینکه پایه کانون خانوادگی در دنیای اروپا سست و متزلزل است همین است و امروز هم در جامعه ما به هر نسبت که از فرنگی ها پیروی کنیم کانون خانوادگی را متزلزل کرده ایم. وقتی که جامعه ما به دستور اسلام واقعاً عمل می کرد یعنی پسرها واقعاً قبل از ازدواج، با زنی و دختری در تماس نبودند و به اصطلاح فرنگی های امروز یک گرل فرند3 نداشتند، (رفیق دختر نداشتند) و دخترها هم همین طور، ازدواج برای یک پسر یا دختر یک آرزو بود. یک پسر به سن پانزده سالگی که می رسید، احساس طبیعی نیاز به همسر در او پیدا می شد، یک دختر هم همین طور و این طبیعی است که آرزوی یک پسر این بود که زن بگیرد چون به وسیله ازدواج از محدودیت و ممنوعیت استفاده از زن خارج می شد و به مرز آزادی استفاده از زن می رسید آن وقت «شب زفاف کم از صبح پادشاهی نبود» چون روی خاصیت روانی، اولین موجودی که این پسر را به این حظ و بهره رسانده یعنی از محدودیت به آزادی رسانده همسرش بوده و برای دختر هم این پسر اولین کسی بوده که او را از محدودیت به آزادی رسانده است. این بود که پسر و دخترهایی که اصلاً همدیگر را ندیده بودند و ازدواج کرده بودند آن چنان با یکدیگر الفت می گرفتند که وضع عجیبی بود. نمی خواهم بگویم که ندیدن کار درستی است، نه، اسلام اجازه داده است که ببینند ولی اگر هم ندیده بودند وقتی به یکدیگر می رسیدند تا آخر عمر به یکدیگر عشق می ورزیدند.
1-2-بيان مسأله
مطالعات تطبیقی به خودی خود از اهمیت و جایگاه ویژه ایی در حوزه رشته های علوم انسانی برخوردارند و امروزه تحقیقات بیشتر رشته های دانشگاهی معطوف به مطالعات تطبیقی و بین رشته ایی شده است.
در این میان تحقیقات فقهی و حقوقی نیز از این رویکرد مستثنا نیستند. پژوهش حاضر درصدد است تا موضوع مقایسه ممنوعیت ازدواج را در بین دین یهود و دین اسلام مورد بررسی قرار داده و شباهت ها و تفاوت های آن را در این دو دین الهی مورد برسی و تحلیل قرار دهد .
با توجه به سابقه دین یهود و شباهت های اساسی در اصول اعتقادی یهود با اسلام انتظار می رود ممنوعیت ازدواج و جزئیات آن در این دو دین دارای شباهت هایی باشد و از سوی دیگر با جریاناتی که در تاریخ دین یهود و نگارش کتب مقدس دخالت داشته اند امکان وجود اختلافاتی بین اسلام و یهود وجود دارد .
بنابراین در این پایان نامه کوشش خواهد شد تا پس از بررسی و مطالعه منابع مربوط در دین یهود و منابع فقهی در اسلام، مقایسه ممنوعیت ازدواج مورد مطالعه تطبیقی قرار گیرد.
2-2- سوابق مربوط:
موضوع این پژوهش کتاب یا مقاله ویژه ایی نوشته نشده است.
3-2-فرضیه ها:
1- به نظر می رسد ممنوعیت ازدواج در دین یهود و اسلام دارای مشابهت هایی باشد.
2- به نظر می رسد ممنوعیت ازدواج در دین یهود و دین اسلام دارای تفاوت هایی می باشد.
3- به نظر می رسد تفاوت های ممنوعیت ازدواج در یهود و اسلام متأثر از فرهنگ یهود و نگاه دین و علمای یهود به جایگاه و شأن زن می باشد.
4-2-اهداف تحقیق
الف:هدف کلی:
مقایسه ممنوعیت ازدواج در یهود و اسلام
ب:اهداف جرئی:
1- بررسی مشابهت های ممنوعیت ازدواج در اسلام و یهود
2- بررسی تفاوت های ممنوعیت ازدواج در اسلام و یهود
3- بررسی علل تفاوت ممنوعیت ازدواج در اسلام و یهود
5-2-نوع روش کار
این پایان نامه بر اساس مطالعات اسنادی به انجام خواهد رسید.

فصل اول
کلیات

گفتار اول: ازدواج
گفتار دوم: اسلام
گفتار سوم: یهود

1-1- گفتار اول
1-1-1-تعریف لغوی و اصطلاحی ازدواج:
ازدواج مصدر ثلاثی مزید از باب افتعال و (زواج) مصدر باب مفاعله است، این دو واژه دراصطلاح فقهی و قانونی، به معنای رابطه ای است حقوقی که لازمه آن، جواز کامجویی بین زن و مرد می باشد، چنان که واژه نکاح نیز به همین معناست، هر چند از نظر لغت ازدواج به معنای متحد شدن دو انسان و نکاح به معنای همخوابگی آن دو می باشد.
مراد از نکاح، پیمانی است که مرد و زن بر اساس مقررات معین دینی یا عرفی با یکدیگر می بندند که در همه جهات زندگی با هم باشند4.همچنین راغب چنین می گوید: کاربرد واژه نکاح در آمیزش جنسی، استعاره است و نمی تواند معنای صریح آن آمیزش جنسی باشد و به صورت استعاره در ازدواج بکار رفته است، زیرا همه الفاظی که برای عمل زناشویی وضع شده اند، کنایی اند و هیچ لفظی برای این کار وضع نشده است، زیرا میان مردم ذکر آن قبیح شمرده می شود، چنان که فعل آن نیز زشت به شمار می رود5. بعضی از نویسندگان گفته اند: نکاح به معنای عقدی است که به وسیله آن، زن و مرد به قصد زندگی مشترک و کمک به یکدیگر قانوناً با هم متحد می شوند و نتیجه گرفته اند که اولاً: نکاح عقد است و ثانیاً: هدف آن، شرکت در زندگی است؛ تعریف این دسته با توجه به تعریفی که ذکر کردیم کامل نیست، چه این که هدف و قصد زندگی مشترک جزء مقدمات این عقد نیست و این هدف معمولاً در عقد ازدواج دائم مطرح است و در ازدواج موقت یا ازدواج با کنیزان و … – که در اسلام و بسیاری از شرایع دیگر مطرح است- هدف اصلی، کامجویی است؛ بنابراین چنین قصدی در عقد ازدواج شرط نیست بالطبع جزء مقدمات عقد نیز نخواهد بود6.مرحوم صاحب جواهر پس از ذکر اقوال مختلف در معنای لغوی و اصطلاحی نکاح می گوید:« نظر مشهور این است که نکاح در لغت به معنای همخوابگی است» و در شرع به معنای عقد است و ابن ادریس مدعی است که در این معنا هیچ یک از دانشمندان اختلافی ندارند و ابن فهد و شیخ طوسی و فخرالمحققین ادعای اجماع دارند، چه این که استعمال این واژه در عقد متداول است و بعضی را عقیده بر این است که در قرآن کریم جز در آیه (حَتّی تَنکِحَ زَوجاً غَیرَهُ) به معنای همخوابگی نیامده7، یعنی در تمام موارد، استعمال این واژه در قرآن به معنای عقد ازدواج است. جالب این که در آیه فوق نیز بعضی آن را به معنای ازدواج گرفته اند، نه همخوابگی و گفته اند: شرط بودن همخوابگی برای حصول حلّیت در چنین ازدواجی، از دلیل خارجی فهمیده می شود، نه از آیه شریفه8.
همچنین صاحب جواهر می فرماید:
«در این که معنای نکاح شرعاً عقد باشد جای بحث وجود دارد، چه این که واژه نکاح مانند بسیاری از عناوین فقهی قبل از پیدایش دین نیز در میان جوامع مطرح بوده؛ چنان که بیع به معنای عقد نیست، بلکه به معنای نقل ملک است و قهراً نکاح نیز چنین است؛ شاهد، این که در موقع عقد هنگامی که زن به عنوان طرف قرارداد می گوید: «انکحت»، عقد را قصد نمی کند، بلکه سلطه مرد و صاحب حق شدن او در کامجویی از همسرش را در برابر مهر معّین قصد دارد. پس مراد از نکاح و ازدواج، همان حق همخوابگی است و مجازاً به عقد ازدواج اطلاق می گردد. این به جهت علاقه سببیّتی است که بین عقد خاص با حصول این حق وجود دارد»9.
بنابراین نکاح و ازدواج به معنای حق همخوابگی و به وحدت رسیدن است، که معنایی است لغوی و عقد عامل این پیدایش این حق است؛ هرچند فقها و حقوقدانان در بسیاری از موارد مقصودشان از نکاح و ازدواج، عقد خاص می باشد.
1-1-2-اقسام ازدواج در فقه شیعه:
نکاح در حقوق ایران بر دو قسم است: نکاح دائم و نکاح منقطع که آن را متعه و نکاح موقت نیز می گویند.
قانون مدنی در این باب از فقه امامیه پیروی کرده است. نکاح منقطع از ویژگی های مذهب تشیع است و در فقه عامه آن را معتبر نمی شناسند. فقهای امامیه برای صحت این نکاح به آیات قرآن به ویژه آیه 24 از سوره نساء و نیز به روایات و اخبار و اجماع علمای مذهب استناد می کنند.
در کشورهای غربی نکاح موقت وجود ندارد و در بعضی کشورهای اسلامی از جمله مراکش، تونس، عراق، سوریه، مصر که تحت تاثیر مکاتب سنن هستند نکاح منقطع پذیرفته نشده است.
1-1-3-تفاوت بین ازدواج دائم و موقت:
نکاح منقطع در بسیاری از جهات مانند نکاح دائم است. شرایط و موانع نکاح منقطع همان است که در نکاح دائم آمده است به استثنای آن چه که ذیلاً گفته خواهد شد. آثار آن هم اصولاً، جز در مورد نفقه و ارث، همان آثار نکاح دائم است؛ به ویژه از لحاظ اولاد تفاوتی بین نکاح دائم و منقطع نیست و فرزند ناشی از این نکاح از کلیه حقوق فرزند ناشی از نکاح دائم برخوردار است. تفاوت عمده نکاح منقطع و دائم در امور زیر است:
1-تعیین مدت در نکاح منقطع شرط لازم است. ماده 1057 قانون مدنی در این باره می گوید:«نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد. پس اگر مدت در نکاح منقطع ذکر نشود، بی شک نکاح منقطع واقع نخواهد شد. اما آیا نکاح اساساً باطل است یا نه؟ مسأله اختلافی است.بنابر قول گروهی از فقهای امامیه، نکاح به صورت دائم واقع خواهد شد؛ زیرا لفظ ایجاب می تواند مفید نکاح دائم یا منقطع باشد و فقط ذکر مدت است که آن را به متعه اختصاص می دهد.
و اگر مدت ذکر نشده باشد، برای عقد دائم خواهد بود. پس اگر اولی منتفی باشد دومی تحقق خواهد یافت. به علاوه اصل در عقد صحت است و فساد برخلاف اصل می باشد.
در تأیید این نظر به بعضی از روایات و اخبار نیز استناد شده است.
بعضی از فقها از جمله علامه حلی و شهید در مسالک گفته اند: اگر مدت ذکر نشود عقد باطل است، زیرا هرگاه با قصد نکاح منقطع مدت را در عقد ذکر نکنند، چون قصد به نکاح دائم تعلق نگرفته است، نکاح نمی تواند به صورت دائم واقع شود؛ به تعبیر دیگر عقد تابع قصد است و در فرض ما قصد نکاح دائم منتفی است.
نظر دوم در حقوق جدید اقوی و بیشتر

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره افغانستان، ایالات متحده Next Entries منابع تحقیق درباره نکاح منقطع، فسخ نکاح، زبان فارسی، قانون مدنی