منابع پایان نامه با موضوع تاریخ ادبی، تاریخ ادبیات، اعتقاد دینی، گسترش تشیع

دانلود پایان نامه ارشد

1- دیوان:
شامل قصیده، غزل، ترکیب‌بند، قطعه و رباعی که در ده هزار و چهارصد بیت فراهم آمده است.
قصیده: قصاید ظهوری سرآمد اثرهای اوست که به اقتضای قصیده‌گویان بزرگ پیشین تنظیم شده است. اگرچه بیشتر سخن‌شناسان هم‏عهد و پس از او خواسته‌اند او را در این راه با استادان بزرگی از قبیل عمادی شهریاری و اثیر اخسیکتی مقایسه کنند و وی را تجدیدکننده رسم استادان قدیم بشمرند ولی او در قصیده‌های خویش بیشتر جانب لفظ را گرفته و بیت‌های سست و مبهم گاه یافت می‌شود در این میان نباید فراموش کرد که او از اطلاعات علمی خود در خلق تعبیرها و تشبیه‌ها و استعاره‌هایی به رسم استادان قدیم استفاده می‏کرده است و به ساختن قصیده‏های مدحی طولانی توجه خاص داشته و دامنه‏ی مدح را گاه به وصف‏های گوناگون از ممدوح، لشکرکشی‏ها، اسب و فیل و شمشیر و میدان‏های جنگ و پیروزمندی‏هایش می‏کشانده و در این توصیف‏ها به تفصیل بسیار می‏پرداخته است. (صفا، 1365: 980-981)
غزل: غزل‌های ظهوری لطیف‌تر از دیگر انواع سخن اوست. نازک خیالی‌ها و ظرافت‌هایی که در غزل‌های قرن نهم وجود داشت در غزل‌های او دیده می‌شود. وی با توجه به مضمون‌های نو و بیان احساس‌های غنایی به خلق ترکیب‌ها و عبارت‌ها و جمله‌های استعاری پرداخت که کلامش در این غزل‌ها استوار و مقرون به استحکام و خوش‌بیانی قصیده‌گویان است. (صفا، 1364: 981-982)
رباعی: در رباعیات او یک مجموعه شهرآشوب2 هم دیده می‏شود. رباعی‏های بسیاری دارد درباره‏ی روز عاشورا، شهیدان کربلا خاصه حسین بن علی(ع) و نیز در ستایش امامان. گذشته از آن‏ها رباعی‏های عاشقانه و عارفانه بسیار سروده و اعتقاد دینی و مذهبی او از رباعی‌هایش بیش از دیگر اقسام شعر مشهود است. (صفا، 1364: 980)
2- ساقی‌نامه:
این اثر قدیمی‏ترین و مهم‏ترین مثنوی از سه مثنوی شاعر است. ساقی‏نامه در حدود سال 1000ق در مدح برهان نظامشاه، ولی‏نعمت ظهوری در احمدنگر، سروده شد که به دربارش تقرب ویژه‏ای یافته بود. شعر شامل 4500 بیت است. (بابا سالار، 1390: 102)

3- مجموعه منشآت:
الف) دیباچه‌ی کتاب نورس
مقدمه‌ای است بر کتاب نورس خیال اثر ابراهیم عادلشاه، والی بیجاپور، که در حدود سال 1006ق نگاشته شد.
ب) گلزار ابراهیم
ظهوری این دیباچه را با همکاری ملک قمی پس از سال 1008ق در ستایش ابراهیم عادلشاه، فراهم آورده است.
ج) خوان خلیل
این اثر نیز با مشارکت و همکاری ملک قمی در ستایش ابراهیم عادلشاه حدوداً در سال 14-1013ق ترتیب یافته است.
د) پنج ‏رقعه
نامه‌های ظهوری است که مشتمل بر پنج رقعه می‌باشد. رقعه‌ی اول متضمن لوازم ماه محرم است؛ رقعه دوم به پادشاه؛ رقعه سوم در ازدواج عشق و حسن؛ رقعه چهارم متضمن عدم مشاهده پادشاه به روز عیدالضحی؛ رقعه پنجم در شکایت هجران. لازم به ذکر است علاوه بر این پنج رقعه، نسخه‌ی اساس در بردارنده چهار رقعه‌ی دیگر نیز می‌باشد که این رقعه‌ها در دیگر نسخ نیامده است. رقعه‌ی ششم که به نظر می‌رسد در وصف پادشاه باشد؛ رقعه‌ی هفتم به محمدخان نوشته شده؛ رقعه‌های هشتم به شیخ فیضی نوشته شده و در آخر رقعه‌ی پادشاه به ملاظهوری. از میان این رقعه‌ها تنها، رقعه‌ای که به شیخ فیضی نوشته شده در نسخه‌ی م.ج آمده است و رقعات دیگر در هیچ‌کدام از نسخه‌های دیگر نیامده است.
هـ) مینابازار
شامل وصف دکان‌های جوهری، بزاز، گلفروش، حلوایی، عطار، میوه‌فروش، تنباکوفروش، تنبولی و سبزی‌فروش است. عده‏ای از محققان بر سر متعلق بودن این اثر به ظهوری اختلاف نظر دارند.
باباسالار در مقدمه‏ی دیوان غزلیات ظهوری بیان می‏کند: «درباره‏ی نویسنده‏ی مینا بازار و پنج رقعه به رغم شهرت فراوان در طی سالیان، بحث و شک و تردید است. بعضی محققان متأخرتر آنها را جزء آثار ظهوری به شمار می‏آورند؛ در حالی که گروه بزرگ‏تری از آنان مدعی‏اند که این دو کتاب، اگرچه در شیوه‏ی نگارش شبیه سه نثر هستند، به دست ارادت خان واضح نوشته شده‏اند. همچنین محققانی دیگر کتاب اول را به ارادت‏خان و دومی را به ظهوری نسبت می‏دهند و برخی عکس آن را بیان می‏کنند.» (بابا سالار، 1390: 107)
اما نسخه‏های موجود در دست بنده به طور واضح نشان می‏دهد این اثر از ظهوری است. در انتهای نسخه اساس و نسخه دانشگاه تهران آمده است: «تمام شد نسخه‏ی ظهوری.» علاوه بر این، ظهوری در خاتمه ‏کتاب نوشته است: « خواستم از دریوزه‎ی درِ فیض لطف الهی، پنج گنج فراهم آورده به آبیاری فضل نامتناهی، پنج باب دانش را معمور کرده.» برای شرح و توضیح پنج‏گنج در حاشیه نسخه اساس آمده است: پنج‏گنج کنایه از خطبه ثلثه، مینا بازار و پنج رقعه است. این شواهد و سبک اثر نشان می‏دهد صاحب مینا بازار نمی‏تواند کسی جزء ظهوری باشد.

سبک هندی
با روی کار آمدن دولت صفوی شعر و ادب فارسی دچار تغییر و تحولاتی شد و در نهایت ملزم به پیمودن مسیری تازه در این حوزه شد. با گسترش تشیع در ایران عهد صفوی و علاقه و توجه بیش از اندازه پادشاهان و بزرگان این دوره به عالمان دین و مدایح آنها از سویی راه برای نفوذ فرهنگ و زبان عربی گشوده شد؛ تألیف و تعلیم‏های فراوانی به این زبان صورت ‏گرفت به طوری که در انواع نثر این دوره واژه‏ها و ترکیبات عربی به وفور دیده می‏شود. از سوی دیگر ورود و چیرگی قبیله‏هایی از ترکان به این سرزمین باعث رواج زبان ترکی و در نهایت باب شدن این زبان به عنوان زبان رسمی و درباری ایران این دوره شد. ذبیح الله صفا در کتاب تاریخ ادبیات در ایران می‏گوید: «اصطلاح‏های اداری و نظامی و دیوانی بسیار ترکی یا مرکب از ترکی و فارسی برای شغل‏ها و مقام‏های گوناگون متداول بود مانند:‏ قورچی(سلاح‏دار) قورچی‏باشی(رییس‏ سلاحداران) قاپوچی(دربان) قاپوچی‏باشی(حاجب) دیوان‏بیگی، بیگلربیگی (حاکم کل، استاندار بزرگ شهر) و … » (صفا، 1382: 196)
هم‏زمان با حکومت صفوی در ایران، بازماندگان ظهیرالدین بابر که همان گورکانیان بودند در هند حکومت می‏کردند. دراین دوره، زبان و شعر فارسی در ایران به تدریج رو به افول نهاد اما در دربارهای هند و روم از مقام و مرتبه‏ی بالایی برخوردار بود و بازار آن بسیار گرم و پررونق بود. حتی علاوه بر زبان رسمی و درباری گورکانیان هند زبان علم و ادب نیز بود.
در دوره‏ی صفوی شاعران بزرگ به دنبال طریقی هستند که هم رابطه‏ی خود را با سنن ادبی گذشته حفظ کنند و هم طرز نو و تازه‏ای را به وجود آورند. (تمیم‏داری، 1372: 109) به دلیل بی‏توجهی پادشاهان صفوی به اشعار متداول مدحی و همچنین به علت استقبال دربار ادب‏پرور هند از شاعران و ادیبان پارسی‏گوی، گروهی از گویندگان به هندوستان رفتند و در آنجا به کار شعر و شاعری پرداختند. اینان سبکی جدید به وجود آوردند که از آن به سبک هندی نام می‏برند و برخی از ادبا این سبک را سبک اصفهانی نیز نامیده‏اند.
امیری فیروزکوهی در مقدمه‏ی کلیات دیوان صائب بیان کردند: « باید بگوییم که تسمیه‏ی این سبک به هندی از اغلاط مشهور است و حق این است که این طرز از سخن را سبک اصفهانی بنامیم زیرا مسلّم است که ظهور این سبک در بین شعرا و گویندگان عصر صفوی در ایران و فارسی زبانان بلاد دیگر معلول تحولات گوناگون اجتماعی و دنباله‏ی تغییرات طبیعی و عصری و پیدایش مجازات و کنایات و استعارات جدید بوده… چون قلب و مرکز زبان فارسی مملکت کهن سال ایران بوده و می‏باشد قهری است که هر نحو تغیر و تحول ادبی و شعری هم در این زبان مخصوص همان آب و خاک و خاص همان مردم است که در آن بوم و بر زندگانی و تفهیم و تفهم عادی می‏نمایند و از آنجا که در عصر درخشان صفوی شهر عظیم و مشهور اصفهان سواد اعظم و محط امم و مهد پرورش علما و دانشمندان به انواع راحت و نعمت بوده است واضح است که این سبک از سخن هم مانند مظاهر دیگر تمدن آن عهد از علوم و فنون و صنایع و حرف منسوب بدانجا خواهد بود لاغیر مضافاً به این که اکثر گویندگان آن عصر یا زاده‏ی اصفهان و یا تربیت یافته‏ی دامن آن بوده‏اند.» (امیری فیروزکوهی، 1333: 3-4)

ویژگی‎ها و مختصات سبک هندی
جامعه‏ی ادبی عصر صفوی و هندیان از یافتن معناهای دور و غریب در شعر و توجیهات گوناگون لذت فراوان می‏بردند؛ شعری را می‏پسندیدند که بتوانند معانی بیشتری برایش بتراشند. (فتوحی، 1385: 34)
این سبک مانند دیگر سبک‌های شعر و نثر فارسی دارای ویژگی‌هایی است که به اختصار به مهم‌ترین آن‌ها می‌پردازیم:
1- تعقید و پیچیدگی
«جریان عمده‏ای در شعر این عصر گرایش به جانب دشواری و پیچیدگی دارد. طبق معیارهای جمال‏شناسیِ شاعرانِ این جریان، شعر مشکل و دشواری که معنای آن به سادگی دریافته نشود بهترین شعر است.» (فتوحی، 1385: 38)
2- مضمون‌سازی، باریک‌اندیشی، خیال‌پردازی
3- کثرت تشبیهات و استعارات و کنایات مجازی
4- لفظ تراشی و ترکیب‌سازی خاص (خاتمی، 1371: 11- 23)
5- درآمیختگی نظم و نثر
6- وجه وصفی
7- تتابع اضافات
8- جملات طولانی (شمیسا، 1387: 216 – 218)

نثر ظهوری ترشیزی
متون منثور ظهوری مشتمل بر آثار مدحی و وصف بزرگان قرن دهم و یازدهم هجری است. «سبک ظهوری در نگارش بسیار زیبا و دلنشین است و نثر وی را می‏توان شعر منثور خواند زیرا معانی شعری به تمام و کمال در آن رعایت شده است.» (بابا سالار، 1390: 112)
ویژگی بارز این متون مسجع بودن عبارات، پیچیدگی لفظ و معنی، استعارات دور از ذهن، آهنگین و موزون بودن الفاظ آن است و از این لحاظ شباهتی با نثر قدیم دارد؛ هرچند کتبی که به نثر فنی و مصنوع در عهد صفوی نگاشته شده‌اند جایی که درباره شخص پادشاه یا سایر بزرگان باشد گویندگان به‌عنوان احترام و تمجید سخن را متکلفانه، پیچیده و مسجع ایراد می‌کردند. ظهوری هم از این خصیصه مبرّا نبوده است. صفا در تاریخ ادبیات در ایران می‏گوید: « نثر او به شیوه‏ی نثر مصنوع است که با سجع‏ها و آرایش‏های گوناگون و به کار بردن واژه‏های دشوار و کنایه‏ها و استعاره‏ها و مجازهای وافر همراه است و از بسیاری شهرت و رواج در هندوستان به عنوان سرمشق فصاحت و انشاء و ترسل و به صورت کتاب درسی به کار رفته است و از آنها خاصه از “سه نثر ظهوری” نسخه‏ها پرداخته و چاپ‏ها ترتیب داده‏اند.» (صفا، ج پنجم، 1364: 979) ویژگی مهم دیگری که در متون ظهوری فراوان به چشم می‌خورد و از بسامد بالایی برخوردار است ترکیب‌سازی آن است. ترکیبات اضافی و وصفی او معمولاً بار تصویری دارند که در واقع نوعی تشبیه و استعاره هستند.
در بخش رقعات غالباً مطلب مهمی به چشم نمی‌خورد لذا تمام متن نامه حاوی عبارت‌پردازی صرف، تعریف و تمجید، مدح و منقبت است. برای گزارش اجمالی از نوع نثر ظهوری، متن وی را در سطوح زبانی، ادبی و فکری مورد بررسی قرار می‌دهیم:

الف) سطح زبانی:
در این سطح معمولاً سه سطح آوایی، واژگانی و نحوی مورد بررسی قرار می‏گیرد.
1- سطح آوایی:
شامل موسیقی درونی متن به عبارتی همان هم حروفی و واج‌آرایی است.
– خوش‌نشینان چمن نشاط که به بسط بساط انبساط پرداخته. (27)
– پرده‌ی گوشش از فرط رنگینی هم‌رنگ پرند نگارین مانی گردیده. (101)
هنجارگریزی آوایی:
ـ خورداد (= خرداد) (31)
ـ خورمی (= خرمی) (38)
ـ دوکان (= دکان) (98)
ـ دوچار (= دچار) (41)
کاربرد «نی» به جای «نه»
نی‌نی چه می‌گویم از او تا مشک که غلام سیاه و کم بهاست. (75)
نی‌نی چه می‌گویم زینت خداداد از بند زیور آزادش را آرایش بی‌اندازه داد. (80)
2- سطح واژگانی:
واژه‌هایی که در متن به‌کار رفته است بیشتر عربی است و به نسبت، از واژه‌های فارسی و هندی کمتر استفاده شده است. اما در مینا بازار استعمال واژه‏های هندی بسیار به چشم می‏خورد. در هر بخش از وصف دکان‏ها واژه‏های خاص مربوط به همان دکان به وفور استعمال شده است. برای مثال ظهوری در

وصف دکان بزّاز از واژه‏هایی مثل دارایی، گل‏بدن، شیرین‏باف، پری، چشم خورشید، لوله‏پیچ، چشم بلبل و… استفاده می‏کند که هر کدام نام پارچه‏های رایج در دوره‏ی وی در هندوستان هستند. همچنین واژه‏هایی مانند حلقچی، کعب غزال، خاموشی، مقراضی و مغزی نوعی حلوا یا شیرینی رایج هستند.

نمونه‏هایی از واژگان فارسی:
درود (27) همداستان

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره وحدت رویه، دیوان عدالت اداری، قراردادهای اداری، حقوق فرانسه Next Entries منابع پایان نامه با موضوع مراعات نظیر، ایهام تناسب، ادراک زمان