پایان نامه ارشد رایگان درباره هوش هیجانی، استرس والدگری، محدودیت ها، کاهش استرس

دانلود پایان نامه ارشد

عنوان صفحه
چکیده: ح‌
فصل 1 1
کلیات(طرح تحقیق ) 1
1-1مقدمه : 2
1-2بیان مسأله: 5
1-3 اهداف پژوهش: 10
1-3-1 هدف کلی 10
1-3-2 اهداف ویژه: 10
1-4 فرضیه پژوهش : 10
1-4-1 فرضیه اصلی 10
1-4-2 فرضیه های فرعی : 10
1-5 ضرورت و اهمیت پژوهش : 11
1-6 تعاریف مفاهیم : 13
1-6-1 تعاریف نظری : 13
1-6-1-1هوش هیجانی: 13
1-6-1-2 استرس والد گری 13
1-6-1-3معلولیت جسمی –حرکتی 14
1-6-1-4آموزش هوش هیجانی 14
1-6-2 تعاریف عملیاتی : 14
1-6-2-1هوش هیجانی 14
1-6-2-2استرس والد گری 14
1-6-2-3معلول جسمی –حرکتی 14
1-6-2-4آموزش هوش هیجانی 15
فصل 2 16
مبانی نظری و پیشینه تحقیق 16
2-1 هوش هیجانی : 17
2-1-1تاريخچه و ديدگاه‌هاي هوش هيجاني: 17
2-1-2 مقايسه هوش هيجاني و هوش شناختي: 19
2-1-3سنجش هوش هيجاني: 21
2-1-4 تعاريف هوش هيجاني: 21
2-1-5 مؤلفه‌هاي هوش هيجاني: 22
2-1-6 مبانی تئوری مدل هوش هیجانی بار آن: 25
2-1-7 هوش هيجاني در روان‌شناسي: 27
2-1-8 هوش هيجاني در اسلام: 28
2-1-9 اهميت و فايده هوش هيجاني: 32
2-1-10 حيطه‌هاي كاربرد هوش هيجاني: 33
2-1-10 -1هوش هيجاني و ارتباطات: 33
2-1-10 -2هوش هيجاني و خانواده: 34
2-1-10 -3هوش هيجاني و سلامت: 35
2-1-10 -3-1 مدل هوش هیجانی بار آن در سلامت جسمی: 37
2-1-10 -3-2 مدل هوش هیجانی بار آن در سلامت روانی : 37
2-1-10 -5 هوش هوش هيجاني و آموزش: 39
2-2 استرس والدگری: 40
2-2-1تعریف مفهوم استرس والدگری: 42
2-2-2نظریه های استرس والدگری: 43
2-2-2-1 نظریه ی استرس والدین –کودک – روابط کودک و والدین : 43
2-2-2-2 نظریه ی تنش های روزمره : 45
2-2-3 کودک و نقش والدگری علل استرس: 47
2-2-4 ارزیابی استرس : 49
2-2-5 مکانیسم های سازگاری: 50
2-3 پیشینه تحقیقات : 53
فصل 3 57
روششناسی تحقیق 57
3-1:روش تحقیق 58
3-3 جامعه آماری: 61
3-4 حجم نمونه و روش نمونه گیری : 61
3-5 ملاحظات اخلاقی: 62
3-6 روش اجرای پژوهش: 62
3-7 ابزار جمع آوری اطلاعات: 62
3-7-1-1روش اجرا و نمره گذاری شاخص تنیدگی والدینی(PSI) : 63
3-8 روش های آماری در پژوهش: 63
فصل 4 65
تجزیه و تحلیل دادههای تحقیق 65
4-2 بررسی نرمال بودن توزیع داده ها 70
4-3بررسی همگنی واریانس ها در دو گروه کنترل و آزمایش 71
4-4 فرضیه اول 71
4-5 فرضیه دوم 72
4-6 فرضیه سوم 73
4-7 فرضیه چهارم 74
فصل 5 76
نتیجه گیری و پیشنهادات 76
5-1 فرضیه ها: 77
5-1-1 فرضیه اول 77
5-1-2 فرضیه دوم 79
5-1-3 فرضیه سوم 79
5-1-4فرضیه چهارم 80
5-2بحث و نتیجه گیری : 81
5-3محدودیت ها : 84
5-4پیشنهادها: 84
5-4-1پیشنهاد های نظری: 84
5-4-2پیشنهاد های بالینی: 84
ضمائم و منابع 86
منابع : 87

فهرست جداول صفحه
جدول 2-1: مهارت‌هاي چهارگانه هوش هيجاني برادبری و گریوز 23
جدول 2-2: ابعاد و عناصر هوش هيجاني از نظر دانيل گلمن 23
جدول 2-3 اجزاء مرتبط هوش هيجاني فاطمی: 24
جدول 2-4مقیاس های هوش هیجانی –عاطفی مدل بار آن 26
جدول 3-1 طرح تحقیق 58
جدول 3-2محتوای جلسات کارگاه آموزش مولفه های هوش هیجانی : 59
جدول4-1. آزمون کولموگروف-اسمیرنف 69
جدول4-2. آزمون لون 69
جدول4-3. نتایج حاصل از آزمون T-TEST فرضیه اول . 70
جدول4-4. نتایج حاصل از آزمون T-TEST فرضیه دوم. 71
جدول4-5. نتایج حاصل از آزمون T-TEST فرضیه سوم. 72
جدول4-6. نتایج حاصل از آزمون T-TEST فرضیه چهارم. 73

فصل 1
کلیات(طرح تحقیق )

1-1مقدمه :
در طبقه بندی بین المللی عملکرد و سلامت2 ، معلولیت به عنوان یک اصطلاح چتری برای آسیب ها ،محدودیت های کارکردی و مشارکتی مطرح شده است .بنابراین، تعریف عدم معلولیت و معلولیت بر اساس یک الگوی زیستی ، روانی و اجتماعی تبیین می شود ؛ چرا که معلولیت نتیجه یک اختلال یا ناتوانی است که از انجام یک یا چند نقش طبیعی که مبتنی بر سن ، جنس و سایر عوامل اجتماعی و فرهنگی است ، می کاهد یا جلوگیری می کند. معلولان بزرگ ترین اقلیت غیر نژادی در جهان می باشند که 10 درصد جمعیت دنیا (حدود 650 میلیون نفر )حداقل با یکی از انواع معلولیت زندگی می کنند(لوکاس –کاراسکو وهمکاران،32011). تاثیری که معلولیت بر وضعیت اجتماعی –روانی فرد بر جای می گذارد غیر قابل انکار است؛ چرا که معلولیت جدا از محدودیت ها یا مشکلاتی که از نظر کنشی در فرد معلول ایجاد می کند ، ممکن است تاثیرات سوءروان شناختی بر شخصیت فرد معلول داشته است(گالاکسی و همکاران20114).نتایج پژوهش های متعدد مطرح می کنند که افراد معلول با مشکلات و آسیب های متنوع و متعددی در روابط بین فردی ، محیط های تحصیلی –شغلی و حوزه های هیجانی –رفتاری روبرو می شوند( تکی نارسلن و سوتیو گلا52007) . دانش آموزان معلول، رضایت کمتری از زندگی عادی خود و فعالیت های مربوط به مدرسه دارند، احساس مثبت کمتری درباره ی زندگی و تعاملات اجتماعی دارند و نسبت به همتایان سالم، احساس تعلق کمتری نشان می دهند ( واتسون وکیث 2002 )6 .
در بین افراد با ناتوانی های گوناگون، معلولین با ناتوانی های جسمی –حرکتی از محدودیت های خاصی رنج می برند معلولیت جسمی بخشی از طیف وسیع معلولیت ها هستند و به دسته ای از ناتوانایی ها اطلاق می شوند که باعث می شود فرد نتواند به مدت حداقل 6 ماه از اندام خود و یا بخشی از آن به طور موثر استفاده نماید(برون ،ترنر،72010). برای تعداد زیادی از آنها توانایی انجام کار های مربوط به زندگی روزانه یک معجزه به حساب می آید مثلا یادگیری راه رفتن ، ممکن است به برگزاری جشنی منجر شود . این معلولیت ممکن است بر سهولت حرکت فرد ، قدرت هماهنگی و تعادل ،ظرفیت برقراری ارتباط ،یادگیری و سازگاری او تاثیر بگذارد(هالان و کافمن،ترجمه جوادیان ،1372) .
معلولیت فرد علاوه بر او بر سایر اعضای خانواده ی او هم تاثیر می گذارد چراکه معلولیت یک پدیده ی سیستمی خانوادگی است.بنابراین حضور یک عضو معلول به طور اجتناب ناپذیری کل واحد خانواده را تغییر داده و تمامی اعضای خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد،سطوح بسیاری نیز تحت تاثیر این پدیده قرار می گیرند از جمله : سطوح روابط خانوادگی ،سطوح مالی ،اجتماعی ،تفریحی،عملکرد خانواده ،نیاز های فرد مراقب و خواهران و برادران (گی یارد و همکاران ، 2012)8 .با وجود اینکه تمامی اعضای خانواده تحت تاثیر معلولیت قرار می گیرنداما معلولیت فرزند بدون شک چالش های خاصی برای مادران بوجود می آورد؛ نقش مراقبت دهی برای مادران امری بنیادی پنداشته می شود و از قدیم مسئولیت اولیه برای رفع نیاز های دیگران از جمله مردان ،بچه ها و افراد پیر بر عهده آنها بوده است . در نتیجه احتمال می رود که فشار اولیه ی مادران که کودک معلول را علاوه بر سایر مسئولیت های داخل و بیرون خانه بر دوش بکشند بیشتر باشد ،که همین امر آنان را آسیب پذیرتر می سازد (پیلوسا ،20069) و موجب استرس آنان می شود (هانگ،وو،چاینگ،وو و و ین 102010 )در واقع استرس والدگری در نتیجه ناهمخوانی ادراک شده بین مسئولیت های والدگری و منابع فردی حاصل می شود و چنین استرسی می تواند در چندین حیطه زندگی که مربوط به والدگری است ،تجربه شود(اسکس،کلین ،چو و کالین 11،2002) .لذا این مادران که از همان زمان تولد کودک معلول ، خود را مقصر می دانند و احساس می کنند که معلولیت فرزند آنان به خاطر کم کاری و عدم صلاحیت آنان از همان زمان بارداریشان بوده با استرس والد گری فراوانی روبه رو هستند و از آنجا که آنان بیشترین زمان خود را با این کودکان سپری می کنند این استرس والد گری طولانی مدت آنها می تواند برای وضعیت سلامتی جسمی و روانی آنان مخرب باشد (پیلوسا،2006).
یکی از عوامل مهمی که می تواند در کنترل استرس موثر واقع شود . بالا بودن هوش هیجانی افراد است به عبارت دیگر فرد اگر از هوش هيجاني بالايي بهره‌مند باشد، مي‌تواند با چالش‌هاي زندگي فردي و اجتماعي خود، بهتر سازگار شود و هيجان‌هاي خود را به گونه‌اي مؤثر مديريت كند و در نتيجه، زمينه افزايش سلامت جسم و روان خود را فراهم آورد(علم الهدایی ،1385).هر چقدر هوش عاطفي فردي بالاتر باشد، به نقش و تأثير عواطف بر كنش‌ها و رفتارهايش آگاه‌تر است و سعي مي‌كند بهترين عاطفه را متناسب با موقعيت، در خود ايجاد كند تا بهترين نوع تفكر و حل مسئله را انجام دهد. فردي كه هوش هيجاني بالايي دارد مي‌داند كه چگونه تأثير منفي هيجانات را بر تفكر خود اصلاح كند(فاطمی ،1385). از دیدگاه بار آن هیجانی و عاطفی باهوش بودن یعنی به طور موثر خود را درک و ابراز کردن ،دیگران را به خوبی درک کردن و و با آنها ارتباط برقرار کردن و به طور موفق از عهده ی مسئولیت های روزانه ، چالش ها و فشار ها برآمدن است ، این هوش در درجه ی نخست بنیانش در توانمندی های درون فردی فرد است طوری که از خودش آگاه بوده ، از نقاط قوت و ضعفش را می داند و احساسات و افکارش را بدون تخریب دیگران ابراز می کند .در سطح میان فردی ،به طور هیجانی و عاطفی باهوش بودن یعنی دارای توانمندی آگاهی از عواطف و نیازهای دیگران ، ایجاد و نگهداری همکاری ها با دیگران ، و روابط رضایت مندانه ی دو طرفه داشتن با دیگران می باشد.نهایتا میتوان باهوش بودن هیجانی و عاطفی را اینگونه معنی کرد که فرد به طور موثرگونه ای تغییرات شخصی ، اجتماعی و محیطی را با استفاده از روش های مقابله ای منعطف و واقعیت مدار ، حل مسائل و تصمیم گیری ، مدیریت کند .برای این منظور فرد نیازمند مدیریت عواطف است تا آنها به نفع فرد عمل کنند نه برخلافش و او نیاز دارد که به اندازه کافی خوشبین ،مثبت و خود شکوفا باشد(دیتر – دیکارد ،122008). تحقیقات هم چنین نشان می دهند که بین سلامت عمومی و هوش هیجانی و مولفه های آن همبستگی مثبتی وجود دارد (کاکاوند،1381 ؛شریفی در آمدی ،1386). بنابراین در راستای احساس نیاز به مداخلات مناسب برای بهبود وضعیت روانی مادران این کودکان و کاهش استرس والد گری آنان ، در این مطالعه اثر آموزش مولفه های هوش هیجانی را برافزایش هوش هیجانی وکاهش استرس والدگری مادران دارای کودکان با معلولیت جسمی – حرکتی مورد آزمایش قرارمی گیرد تا با کمک این آموزش در جهت رفع مشکلات روانی مادران این کودکان قدمی برداشته شود.

1-2بیان مسأله:
در زندگی افراد رویداد های متفاوتی اتفاق می افتد که تاثیرات فراوانی بر فرد و ابعاد زندگی او می گذارد. اینکه افراد چگونه با این تغییرات زندگی خود برخورد کرده و با آنها سازگار می شوند از اهمیت مهمی برخور دار است . یکی از رویداد های مهم زندگی فرد پذیرش نقش والدگری است که تغییر بزرگی در زندگی فرد ایجاد کرده و استرس فراوانی بر او می گذارد . این استرس والدگری که در مقابل مسئولیت ها و انتظارات این نقش ایجاد می شود ،از دیگر استرس های زندگی فرد متفاوت و خاص است (دیتر –دیکارد ،2008).
استرس والدگری در والدین با کودکان دارای معلولیت نسبت به سایر والدین بیشتر است در واقع کودکان معلول به دلیل مشکلات خاص خود انتظاراتی را بوجود می آورند که فرآهم آوری آنها منجر به استرس فراوان درآنها می شود(عبادی ،پور اعتماد،طهماسیان وچیمه 2012؛میچال و هاسرکرام 132008؛پارکس ،کاراول ،مارسلی فرانکو،و کول ور 142011 ؛پوسادا و همکاران 152013؛سویر و همکاران 201116؛امبیکل و آتواتر ،172012).
در بین والدین کودکان معلول هم ،والدین با کودکان ناتوانی جسمی –حرکتی ، جزء گروهی هستند که از فشار روانی بسیاری رنج می برند و استرس آنها زیاد است . فرزندان این مادران افرادی هستند

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع and، of، child، the Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره هوش هیجانی، کاهش استرس، استرس والدگری، استراتژی ها