منابع و ماخذ پایان نامه انسان کامل، معرفت نفس، شناخت انسان، ظاهر و باطن

دانلود پایان نامه ارشد

گفتار چهارم 72
وحدت نفس وتعدد قواي انسان 72
2-4-1. سياليت و صيرورت انسان 72
2-4-2. معيار ارزش انسان 74
2-4-3.صيرورت و صعوبت معرفت انسان 75
گفتار پنجم 77
کمال انسان 77
2-5-1. مقدور بودن کمال انسان 77
2-5-2. طريق نيل به کمال 82
2-5-3. صعود و سقوط انسان 84
2-5-4. مناطات صعود و سقوط 86
2-5-5. مراتب کمال انسان 89
2-5-6. کمال حقيقي انسان 100
گفتار ششم: انسان کامل 104
2-6-1.انسان کامل، مقامات و اوصاف 104
2-6-2. نَفَس رحماني و انسان کامل 112
2-6-3. معراج هاي سه گانه و فتوحات ثلاثه 114
2-6-4. کمال استجلا در آينه انسان کامل 116
2-6-5. ابناي آدم وامکان راهيابي به باطن عالم 118
2-6-6. مراتب ولايت در انسان کامل 122
2-6-7. مقامات انسان کامل 126
2-6-8. جامعيت انسان 130
2-6-9. ضرورت وجود انسان کامل 131
جمع بندي 133
فصل سوم 138
علامه و انسانشناسي عرفاني 138
مقدمه 140
گفتار اول: حقيقت و ماهيت انسان 141
3-1-1. علامه و حقيقت انسان در عرفان 141
3-1-2.درک يا عجز شناخت انسان (معرف? النفس) 143
3-1-3. علم‏النفس و معرفةالنفس 145
گفتار دوم: جايگاه انسان 146
1ـ2ـ3 انسان آيت عظماي الهي 146
2ـ2ـ3. رابطه انسان با عوالم هستي 148
3ـ2ـ3. هماهنگي کتاب تکوين و تدوين 150
غفلت از يک واقعيت 153
4ـ2ـ3. جايگاه نفس در سلوک 155
5ـ2ـ3. جايگاه انسان در نظام هستي 157
6ـ2ـ3. امتياز انسان از فرشتگان 159
گفتار سوم: ساحت هاي وجودي انسان 163
3-3-1. شئون وجودي انسان 163
3-3-2. تعاليم الهي و توجه به ساحات باطني 165
گفتار چهارم: اغراض در افعال الهي 168
3-4-1. هدف داري نظام هستي 168
3-4-2. انسان و هدف خلقت 169
3-4-3. صعوبت فهم در غايت هستي 173
3-4-4. سير تکاملي انسان 174
گفتار پنجم: کمال انسان 177
3-5-1. حقيقت کمال 177
3-5-2. سير تکاملي و کمال حقيقي انسان 181
3-5-3. انسان و امکان نيل به کمال 183
3-5-4. اصناف سه گانه در نيل به کمالات عاليه 185
3-5-5. قرآن و کمال مظهريت انسان 189
3-5-6. مراحل سلوک انسان 190
3-5-7. انسان و شرط اصلي وصول به کمال 195
3-5-8. تعاليم اسلام و تعالي انسان 196
3-5-9. انسان متعالي و دوام فيوضات الهي 199
3-5-10. نقش توحيد در کمال انسان 201
3-5-11. صعود و سقوط انسان 204
3-5-12. علامه و طي مراتب کمالات عاليه 206
گفتار ششم: انسان کامل 209
3-6-1. طريقه سلوک براي نيل به کمال 209
3-6-2. ابناي آدم و امکان دستيابي به باطن عالم 214
3-6-3. استدلال منکرين و پاسخ علامه 217
3-6-4. جامعيت انسان 219
3-6-5. تجلي انسانيت در پرتوولايت 222
3-6-6. ولايت وملاک انسانيت 225
3-6-7. مراتب ولايت 228
3-6-8. شبهه ولايت تصرف و پاسخ آن 233
3-6-9. رام بودن عالم براي ابناي آدم 237
3-6-10. ادعيه ائمه ( مستندات انديشه عرفاني علامه 239
3-6-11. کمال استجلا در آينه انسان کامل 241
3-6-12. ضرورت وجود انسان کامل 243
جمع بندي 245
فصل چهارم 248
مقايسه و تحليل نظرامام( و علامه( 248
مقدمه 250
4-1. وجوه اشتراک 250
4-1-1. جايگاه انسان 250
4-1-2. ساحت وجودي انسان 252
4-1-3. ارتباط انسان با عوالم هستي 253
4-1-4. غايت خلقت انسان 255
4-1-5. صيرورت انسان 256
تنبيه 259
4-1-6. کمال حقيقي واوصاف انسان کامل 261
4-1-7. جامعيت انسان 263
4-1-8. ولايت 267
4-2. وجوه افتراق 271
4-2-1. شناخت انسان و معرفت نفس 271
4-2-2. انسان کامل 275
4-2-3. فتوحات سه گانه 277
4-2-4. هستي و هبوط 279
4-2-5. جلا و استجلا 282
بررسي علل افتراق 284
نوآوري 288
نتيجه 289
فهرست منابع 294
Abstract 308

مقدمه
“يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَميعاً فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ.”1 اي اهل ايمان، خود حقيقي و مقام و جايگاه انساني خود را دريابيد و نيک بدانيد که به زودي با ملکات اعمال نزد پروردگاريد، چرا که شما انسان ها خليفه خداييد. ِ” إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً.”2 و تعليم يافتگان به اسماي الهييد. ” وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها”3 شما ابناي بشر صاحب تجليل و تکريم پروردگاريد. ” وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني‏ آدَم”4 از شخصيت و عزت نفس خويش و اهلتان در افتادن به آتش عذاب الهي حراست کنيد و در صورت عدم مراقبت، اهل ناريد. “يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً”5 من شما را براي معرفت و عبادت آفريدم پس اين را هم بدانيد.” وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُون”6 از ميان همه مخلوقات فقط شما در ارض و سماء امين خداييد. ” إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولا”7 خودِ خودتان را بشناسيد که گوهر گرانبهائيد. “افضل الحكمة معرفة الانسان نفسه و وقوفه عند قدره‏”8 و بدانيد که شما در صورت انساني، بزرگترين دليل و راهنما و حجت خداييد.”اعلم ان الصورة الانسانية هي اكبر حجج‏ اللَّه على خلقه”9 انسان، اسم اعظم حق و جامع جميع حضرات خمس، مصور به صورت الهي و مصداق نَفَس رحماني است، مغز عالم وجود، نزد فرشتگان مسجود، کتاب جامع غيب و شهود و با براق قربِ نوافل به پيشگاه پروردگار محبوب است. ” مَا يَتَقَرَّبُ‏ إلَىَّ عَبْدٌ مِنْ عِبَادِى، بِشَى‏ءٍ أحَبَّ إلَىَّ مِمَّا افْتَرَضْتُهُ عَلَيْهِ. وَ إنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إلَىَّ بِالنَّوافِلِ‏ حَتَّى احِبُّهُ؛ فَإذَا أحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِى يَسْمَعُ بِهِ، وَ بَصَرَهُ الَّذِى يَبْصُرُ بِهِ، وَ لِسانَهُ الَّذى يَنطِقُ بِهِ، وَ يَدَهُ الَّتى يَبْطِشُ بِهَا، إن دَعانى أجَبْتُهُ، وَ إنْ سَأَلْنى أعطَيْتُهُ.”10
تو مغز عالمــــي زآن در ميـــــاني بدان خــــــــــود را که تو جان جهاني
جهان عقل است و جان سرمايه تـــو زمين و آسمــــــــــان پيرايــــهي تو11
انسان در عرف عرفان جليس خداي سبحان، انيس فرشتگان، روح جهان و جان عالم امکان، مجموعه صورت جهانيان، غايت نزول قرآن است، و اين سخن نغز از سخن گوي عرفان است که: “در متن دين اسلام يعني قرآن دو چيز نمايان است که آن خدا و انسان است، چه اين که تمام معارف آن يا در باب اسماي حسناي خداي سبحان است و يا مربوط به مراتب انسان است و چون انسان مظهر اسم جلال و جمال است، لذا در تمام قرآن يک واژه نمايان است و آن کلمه انسان است، قرآن نيز صورت کتبي و عالم، صورت تکوين انسان است.”12 پس او در اول و آخر و ظاهر و باطن به مثال خداي سبحان است. ” هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ “13 البته اين نه به معناي الهيات تشبيهي و تنزيهي بل اثبات الوهيت حق بدون تشبيه است. چون گوهر وجود آدمي داراي چنين ارزشي است لذا عارفان و عالمان سترگي در اين وادي گام نهاده تا نخست حقيقت نفس خويش را بشناسند و انسان به معناي واقعي را معرفي نمايند.
عارفان با استمداد از آيات قرآن کريم و بيانات نوراني معصومين( حقايقي را در باره انسان تبيين نموده اند که اين تحقيق به دنبال روشن ساختن گوشه اي از اين حقيقت در انديشه دو عارف رباني، امام خميني( و علامه طباطبايي( است. اميد به اين که نگارنده با بضاعت مزجا? در تحليل بيانات مصاب باشد.

فصل اول

کليات و مفاهيم

گفتار اول: کليات
الف) تبيين مساله
توجه خاص عالمان و متفکران در شناخت انسان در طول تاريخ اسلام و نيز قبل از اسلام در ميان ساير متفکران بر هيچ اهل علمي پوشيده نيست. اهميت انسان شناسي زماني ممتاز مي گردد که با توحيد و خداشناسي همتراز مي گردد. اين که انسان بر اساس عرفان داراي چه حقيقتي است و وجه تمايزش از انسان در غيرعرفان چيست کمک زيادي در معناداري حيات ميتواند ايفا نمايد.
پيرامون مفهوم و حقيقت انسان در بسياري از علوم مباحثي مطرح شده و صاحبنظران هر علمي تلاش کردهاند که بهترين تعريف را از آن ارائه دهند، اما به نظر ميرسد که تبيين انسان در عرفان شيعي با هيچ مبنايي از ساير علوم قابل قياس نيست، چرا که از سرچشمه وحي و بخش معارف عميق آن الهام گرفته است. در ميان عرفا خصوصا عرفاي معاصر آن چه بيش از همه به مبناي وحياني نزديکتر است انديشه امام خميني( وعلامه طباطبايي( است.
اين دوعالم رباني تقريبا در سطح همسان و برابر از جايگاه ويژهاي برخوردارند، امادر موضوعات محوري مباحث عرفاني از قبيل وجودشناسي، معرفت شناسي و انسانشناسي، نگاه ايشان يکسان و همنواخت نيست، بلکه اختلافاتي ميان آراء ايشان مشاهده ميشود. به عنوان مثال علامه( در غالب مباحث عرفاني به صورت مستقل مسائل را مطرح نموده و کمتر تحت تأثير ابن عربي و عرفاي تاثيرگذار قبل از خود بوده و از اصطلاحات آنها در آثار خود بهره ميگيرد. وليکن امام( در عرفان، به شدت متأثر از ابن عربي است و از اصطلاحات عرفاني وي بهره ميگيرد. پرسش اين است که علت اين دو رويکرد چيست؟ انسانشناسي عرفاني در انديشه اين دو عارف از چه مبنايي برخوردار است؟ و آيا نگاه عرفاني امام با علامه مباين است يا اينکه هر دو بر مبناي واحدي مشي نموده و اختلاف آنها در مباحث جزئي و ظاهري است؟ به عبارت ديگر چه تفاوتها و شباهتهايي در اين دو انديشه مشاهده مي شود؟ پژوهش حاضر در پي بررسي موضوع است.
ب) اهميت، فايده و ضرورت بحث
تمام تحير و سرگرداني انسان مدرن در حيات فردي و اجتماعي به خاطر عدم تصوير صحيح از هويت انساني است. اگر آدمي بداند که براي چه خلق شده، ماهيتش چيست، داراي چه قواي بالقوهاي بوده، از چه جايگاهي برخوردار است و مسير سعادت او چيست مي کوشد تا برنامه درستي در زندگي براي خود تنظيم نمايد. چنين انساني مطابق حديث علوي مشمول رحمت الهي است که فرمود: خدا رحمت کند کسي که خود را بشناسد و از حد خويش تجاوز نکند. “رحم‏ اللّه‏ امرأ عرف‏ قدره و لم يتعدّ طوره.” 14. که عکس نقيض قطع و عدم رحمت است که جاهل به خويشتن مشمول آن است، در سطح جامعه اگر حاکمان اجتماعي و سياسي همين انديشه و معرفت را داشته باشند، قادرند که نظام سياسي و اجتماعي مطلوبي را ارائه نمايند با اين وصف هم فرد و هم جامعه به سمت تعالي پيش خواهد رفت. علاوه بر اين، معرفت به طبيعت مشترک در انسان، محدود نبودن حيات به دنيا و اعتقاد به حيات اخروي، شناخت خدا از طريق انسان، دارا بودن قواي فراطبيعي و مقام خليف? اللهي، انسان را به برترين جايگاهش مينشاند. تحقق مدينه فاضله بدون معرفت نفس ناطقه از آمال باطله است. اگر گفته شود که مسائل تمام علوم عقلي و نقلي و اساس و شالوده تمام خيرات و سعادات بر محور معرفت نفس و شناخت انسان است سخني به گزاف گفته نشده است. به تعبير بزرگان اسلام، انسان بزرگترين جدول بحر وجود و جامعترين دفتر غيب و شهود است که هنوز بخش اعظمي از اين جدول حل ناشده و دفترش دست نخورده باقي ماندهاست.15
بدون ترديد نيل به سعادت انسان، دوري از شقاوت و حفظ و شکوفايي حقيقت و هويت انسانيت، دوري از حيات حيواني و گام نهادن در زندگي واقعي مستلزم داشتن تصوير صحيح از حقيقت انساني و جايگاه او در هندسه نظام هستي است. بهرهمندي از زندگي در صورتي مايه فلاح و رستگاري است که انسان بداند براي چه اهدافي خلق شده است و او را براي چه امر مهمي به دنيا آوردهاند. اگر انسان بداند که براي چه خلق شده و ماهيتش چيست و از چه جايگاهي برخوردار است و مسير سعادت او چيست مي کوشد تا برنامه درستي در زندگي براي خود تنظيم نمايد. بنا به تعبيري زيبا، منشاء سعادت و برکت در زندگي انسان، پس از معرفت نفس که سودمندترين معارف است، شناخت در سه چيز است؛ مبدأشناسي، معادشناسي و موقعيتشناسي.” رحم‏ اللّه‏ امرأ علم من أين و في أين و إلى أين‏.”16
انسانشناسي محور تمام معارف بشري است و موجب تحکيم ارکان جوامع انساني است؛ لذا آنان که مي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع رضا عباسی، مکتب اصفهان، هنر ایران، شاه عباس اول Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه انسان کامل، عارفان مسلمان، رسول خدا (ص)، ظاهر و باطن