تحقیق رایگان با موضوع دانشگاهها، الهیات طبیعی، فرهنگ اسلامی، اراده آزاد

دانلود پایان نامه ارشد

1- پیشگفتار
الف- تبیین و پیشینه مسأله
مسأله شر چیست؟ برای پاسخ به این موضوع ابتدا باید بدانیم چه چیزی را شر میدانیم. در جهانی که ما زندگی میکنیم خوشایندها و بدآیندها- کامیابیها و شکستها- تلخیها، مرارتها و خوشیها ولذتها به هم آمیخته است. گاهی شدت و حدّت تلخیها به گونهای است که آدمی زبان به شکوه میگشاید وگاه چنان است که از لذتها به وجد میآید. بیشک همهی انسانها کم و بیش با این مسأله روبرو بودهاند و در این میان برخی را به تفکرات عمیق و ژرف کشانده و چراهای بسیاری را مطرح کرده و باعث پاسخهای متعددی شده است. در تفکر باستان این امر به صورت مسألهای در فلسفه بیان شد و به نظر میرسد اولین اندیشمندی که آن را به صورت فلسفی بیان کرد اپیکورس فیلسوف یونانی باشد. در میان متفکران غربی میتوان ارسطو، دیوید هیوم، جی. ال. مکی، ریچارد سوئین برن، آلوین پلنتینجا را نام برد که در دفاع و ردّ مسأله شر نظریهپردازی کردهاند.
در میان متفکران مسلمان ابن سینا- ملا صدرا- فخر رازی و در نهایت شهید مطهری نظراتی در مورد شر ارائه دادهاند که البته نمیتوان آنها را در در زمره نظریات فلسفی به حساب آورد زیرا فاقد انسجام و استدلال هستند. میتوان گفت شهید مطهری تا حد بسیار کمی از حیث وجودشناختی به این مسأله پرداخته است اما نظرات ایشان هم به تفصیل متفکران غربی نیست لذا نمیتوان آنها را نظریه دانست؛ زیرا یک نظریه متشکل از مقدمات ونتایج برآمده از آن مقدمات است که بیانات ایشان فاقد این شرایط است. پس میتوان گفت که تقریباً در فرهنگ اسلامی مانند فرهنگ مسیحی- غربی بدین مسأله توجه نشده است. البته ممکن است دلایل دیگری هم برای این امر وجود داشته باشد که تا کنون بدانها توجه نشده است؛ دلایلی مثل اینکه در فرهنگ اسلامی اصلاً وجود چیزی به نام شر در جهان پذیرفته نیست و یا حالتهای روانشناختی مسلمانان پذیرای آن نیست.
ب- روش تحقیق
این رساله ترجمه و تحلیل چهار فصل اول کتاب مسأله شر، تألیف پیتر ون اینوگن است. مؤلف سعی دارد در هر یک از فصول پیشفرضهایی را برای مسأله شرطرح کرده سپس به تحلیل و نقد آنها بپردازد؛ وی نظریات بدیعی نسبت به موضوعات فصول دارد و همین بر گیرایی کتاب میافزاید. بعلاوه مترجم نیز فرضیاتی دارد که آنها را بصورت سؤال بیان میدارد؛
فرضیههای مترجم:
1- آیا اشکالات نویسنده بر پیشفرضهای مطرح شده وارد است؟
2- راهحلهای ارائه شدهی نویسنده برای حل اشکالات تا چه حد قابل قبول است؟ چرا؟
گردآوری دادهها به روش «کتابخانهای» است. یعنی علاوه بر کتب مربوطه از نرمافزارهای کتابخانهای- سایتهای معتبر علمی- مجلات علمی و تخصصی و دیکشنریهای نرمافزاری و آنلاین نیز استفاده شده است. نحوه توضیح و تبیین دادهها به روش «تحلیلی» است.
ج- خلاصه فصلها
1- فصل اول: مسأله شر و برهان بر مبنای شر
2- فصل دوم: تصور خدا
3- فصل سوم: اشکال فلسفی
4- فصل چهارم: برهان فراگیر بر مبنای شر
لازم به ذکر است که برای رعایت اختصار و دور نشدن از معنای اصلی به جای عباراتِ «برهان بر مبنای شر»، «برهان فراگیر بر مبنای شر» و «برهان محدود بر مبنای شر» به ترتیب «برهان شر»، «برهان فراگیر شر» و «برهان محدود شر» را بکار بردهام. ضمناً در متن ترجمه شده کلمات داخل {} از مترجم است.

2- مقدمه:
ا-2- درباره نویسنده و موضوع کتاب:
این رساله ترجمه چهار فصل اول کتاب مسألهی شر، تألیف پیتر ون اینوگن است. وی این مطالب را در قالب سخنرانیهایی در دانشگاه سنت آندروز در سال 2003 و در قالب اصول گیفورد البته با تغییراتی ایراد کرد. در سال 2006 این مجموعه بصورت کتاب و در قالب 8 فصل منتشر شد. پروفسور پیتر ون اینوگن استاد دانشگاه نوتردام، فیلسوفی تحلیلی که سلسله مقالاتی دربارهی متافیزیک، فلسفه دین، منطق و زبان دارد. مقالات وی را به سه دسته متافیزیک عام، اراده آزاد و واقعیات مادی تقسیم کردهاند. وی مؤلف پنج کتاب مهم است به نامهای: مقالهای در باب اراده آزاد (1893)- موجودات مادی (1990)- خدا، معرفت و راز: گفتاری در باب الاهیات فلسفی (1995)- مسأله شر (2006)- وجود: گفتاری در باب وجودشناسی (2014).
در سال 2003 از طرف دانشگاه سنت آندروز به ایراد خطابههایی در باب مسأله شر دعوت شد. خود او در آغاز فصل اول با اشاره به وصیتنامهی لرد گیفورد توضیح میدهد که ناگزیر است پا را از اصول وی فراتر نهد. اما اینکه موفق به چنین کاری شده یا نه، حین شرح و تحلیل هر یک از فصلها بدان میپردازیم.
از آنجا که کلید فهم کتاب صفحات اول فصل 1 است لازم آمد توضیحاتی دربارهی تاریخچه خطابههای گیفورد و چیستی آنها- موضوع این سخنرانیها و توضیحاتی دربارهی الهیات طبیعی ارائه گردد.
1-1-2- خطابههای گیفورد:
موقوفه «خطابههای گیفورد» متعلق به لرد آدام گیفورد (1887- 1820) استادِ حقوق- قاضی- متکلم و عضو سنای اسکاتلند است که از درآمد آن هر سال در دانشگاههای اسکاتلندی آبردین- گلاسکو- ادینبورو و سنت آندروز خطابههایی دانشگاهی با «هدف ارتقا و اصلاح مطالعات الاهیات طبیعی به عامترین معنای خود و به تعبیر دیگر شناخت خدا» ارئه میشود. نخستین خطابهها در سال 1888 برگزار شد و تاکنون بیش از 120 سال از ادامه آن میگذرد. سالانه دانشمندان معتبر جهان برای ایراد سخنرانی به آن دعوت میشوند و سپس این خطابهها در قالب کتاب منتشر میشوند. افرادی چون ویلیام جیمز، آرتور ادینگتون، کارل بارث، هانا آرنت، پل تیلیش، ریچارد سوئین برن،گابریل مارسل، السدیر مک اینتایر و آلوین پلنتینگا تاکنون در دانشگاههای چهارگانه اسکاتلند خطابههایی ایراد و منتشر کردهاند.
آدام گیفورد در سال 1861 به عنوان وکیل کودکان منصوب و سپس به عنوان کلانتر شهرهای ارکلی و زتلند منصوب شد. در 28 ژانویه 1870 به عنوان قاضی معرفی شد و در 1 فوریه جایگاهش را در مقام دستیار قاضی در جلسه دادگاه با عنوان لرد گیفورد بدست آورد؛ او در مقام یک قاضی به عنوان فردی تیزهوش و با استقلال عمل و بیطرف معروف است؛ با وجود فلج شدنش در سال 1872 تا 25 ژانویه 1881 کار کرد. وی 20 ژانویه 1887 از دنیا رفت و در 27 ژانویه در آرامگاه قدیمی کالتون دفن شد.
وی به اصطلاحات فنی در علم کم توجه بود و علاقه وافری به نتایج برآمده از فهم عرفی داشت. در مقام یک قاضی به عنوان یک سخنران بسیار مورد توجه عموم بود؛ موضوعات خطابههایش به نسبت متافیزیک و فلسفه دین غالباً ارتباط کمتری با فقه دارد؛ فلسفه مابعدالطبیعه امرسون عنوان تحقیقات دیگر وی دربارهی اسپینوزا است.(3 p، 1986، jake.L)
لرد گیفورد طبق وصیتنامهای تمام اموال و داراییاش را به صرف ده مورد اختصاص داد؛ از جمله بخشی از ارث خود را به فرزند- بستگان- همکاران و خدمهاش بخشید و در بند 10 وصیتنامهاش قید کرد که باقیمانده اموال وی باید توسط موکلانش صرف علم الاهیات طبیعی گردد. او موارد مصرف اموال خود را در این بند به 9 قسمت تقسیم کرد و جزئیات استفاده از اموالش را به تفصیل در یک سند حقوقی دقیق شرح داد. وی در این سند به موکلانش میگوید:
«من سالهای مدیدی است که عمیقاً به حقیقت معرفت به خدا متقاعد شدهام، یعنی معرفت به موجود، به ماهیت و صفات نامحدود خدا، به مطلق، علت نخستین و یگانه علت یعنی جوهر و موجود یگانه و واحد، معرفت صادق و محسوس (نه معرفت اسمیِ صرف)، ارتباط انسان و جهان با او و معرفت به بنیادهای اخلاق و اخلاقیات.» ( p6)
او حتی نحوه و دورههای برگزاری خطابهها را مشخص کرد و تصریح و تأکید کرد که این سخنرانیها نه تنها برای دانشجویان این دانشگاههای چهارگانه بلکه برای عموم مردم ایراد شود و از ورود افراد عادی به دانشگاهها ممانعت به عمل نیاید.

2-1-2- الهیات طبیعی چیست؟
«الاهیات طبیعی اصطلاحی است که برای اثبات وجود خدا و غایات الهی از طریق بررسی طبیعت و استفاده از عقل انسانی بکار میرود. به عبارت روشنتر الاهیات طبیعی بخشی از الاهیات است که بر وحی متکی نیست» (p14، 1995، flew)
از منظر الاهیات وحیانی معرفت به خدا و غایات الهی از حیطهی فهم انسانی خارج است. الاهیات طبیعی سعی دارد نشان دهد که امکان انطباق الاهیات وحیانی بر عقل انسانی وجود دارد. طی قرون 17 و 18 م. تلاشهایی برای پایهگذاری «دین طبیعیی» که مورد پذیرش مردم باشد صورت گرفت و در نتیجه این اقدامات حملات برضد شکاکان «دین وحیانی» اصلاح شد. کتاب الاهیات طبیعی از ویلیام پالی (1802) اثری کلاسیک دربارهی استنتاج غایات الهی از عقل انسانی است ولی پیشینه مباحث عقلانی به سود وجود عقل الهی را میتوان در نوشتههای افلاطون یافت.
الاهیات مسیحی تاریخ دامنهداری از تلاش برای انطباق وحی الهی از طریق عیسی مسیح با عقل انسانی است. در میان کسانی که سعی کردهاند الاهیات طبیعی را با ایمان مسیحی تطبیق دهند میتوان توماس آکوئیناس (74- 1225) و امانوئل کانت (1804- 1724) را نام برد. دیوید هیوم (76-1711) گفت که الاهیات طبیعی فقط یک بازی قمار است و اگر مسیحیت اصلاً برای اعتقاد ورزیدن درست باشد پس باید به یک ایمان کور معتقد بود. (pp26-32،1957،Hume)
در حالی که از نظر بیشتر مردم علم و روش علمی چالشی برای فهم ایمان مسیحی به نظر میرسد برای برخی دیگر کلید فهم دینی و تکمیلکنندهی آنست. بر این اساس جان پولکینگ هورنِ فیزیکدان و الاهیدان با بیان این جمله سعی کرد تطبیق بین علم و دین را توضیح دهد:
«این آرزوی معرفت وجودشناختی است و نه یک موفقیت علمیِ صرف که تلاش دانشمندان را برانگیخته است.» (p30، 2003،Polkinghorne )
3-1-2- مسأله شر چیست؟

«مسأله شر به انگلیسی problem of evil که به نامهای برهان شر، پارادوکس اپیکوری خوانده شده است؛ یکی از قدیمیترین و جدیترین براهینی است که برای اثبات عدم وجود خدا اقامه شده است.» (به نقل واربرتون، ص 41)
همهی جهانبینیهای بزرگ دینی و غیردینی وجود شر را قبول دارند و فلسفههای حیات گوناگون همچون ناتورالیسم، مارکسیسم و هندوئیسم تبیین خاصی از شر ارائه دادهاند. اما برای مسیحیت که صفات رفیعی برای خدا قائل است، این مسأله به مراتب مهمتر است. زیرا متفکران معتقدند که وجود شر ایمان دینی را به طرزی جدی زیر سؤال میبرد. از جمله این متفکران میتوان دیوید هیوم و جان مکی را نام برد.
هیوم در کتابش به نام گفتگوهایی دربارهی دین طبیعی با ذکر مثالهایی از بینظمی در جهان، دلیل میآورد که پدیدههای دمدمی مزاج نشانهای علیه وجود خدای خیر است. این آن جهانی نیست که انسان از خالق حکیم و خیرخواه انتظار دارد. (به نقل از یزدانی، 1388، ص 1)
در تعریف شر اختلافنظرها بسیار است اما اغلب فیلسوفان بر سر مصداق کلمه شر اجماع دارند. متفکران ملحد وجود شر را دلیلی محکم علیه وجود خدا میدانند. در نگاه اول مسأله شر را میتوان به دو نوع کلی تقسیم کرد: مسأله منطقی شر و مسأله شر دلیلگروانه. متفکرانی که تقریر منطقی شر را بیان کردهاند مدعیاند که میان شر و برخی مدعیات دینی ناسازگاری منطقی وجود دارد؛ بدین معنا که نمیتوان از یکسو وجود شرور جهان را پذیرفت و از سویی دیگر به خدایی قادر مطلق و خیر محض باور داشت؛ بنابراین دینداران در باورهای دینی غیرعقلانیاند زیرا این دو باور هر دو صادق نیستند و باور به این تناقض عقلانی نیست. مکی و آنتونی فلو از این نظر گفتند وجود داشتن جهانی که مخلوقات حقیقتاً مختارش همیشه بر طریق صواب باشند، منطقاً ممکن است.
مسأله منطقی خود به صورتهای مختلفی تقسیم شده است که در همهی آنها نسبتهای منطقی میان گزارهها مورد توجه قرار گرفته است. در میان فیلسوفان خداباور معاصر، آلوین پلنتینگا بیش از همه برای مقابله با اتهام
ناسازگاری از طریق «دفاعیه مبتنی بر اختیار» تلاش کرده است. او در این دفاعیه تلاش میکند اثبات کند که مدعیات دینی با هم سازگارند. منتقدان مدعیاند که وجود همزمان خدا و شر منطقاً ناممکن است لذا دینداران باید نشان دهند که این امر منطقاً ممکن است؛ یعنی بتوانند نشان دهند که گزارههای «خدا وجود دارد» و «شر وجود دارد» میتوانند توأماً

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع ناخودآگاه، تحلیل عوامل، مفهوم سازی، انعطاف پذیری Next Entries تحقیق رایگان با موضوع ناسازگاری، علوم طبیعی، توماس آکوئیناس، اعتقادات دینی