منبع تحقیق با موضوع قانون مدنی، اصل لزوم قراردادها، ضمن عقد، فقهی و حقوقی

دانلود پایان نامه ارشد

52
بند اول: نظریه مشروط بودن وجوب تسليم 52
بند دوم: نظریه شرط ضمنی قرارداد 53
بند سوم: نظریه عقلایی بودن حق حبس 53
بند چهارم: نظریه تقابضی بودن عقود معوض 54
گفتار دوم: مباني حقوقي 55
بند اول: نظريه ي همبستگي ميان عوضين 55
بند دوم: نظريه اصل انصاف 56
بند سوم: نظريه قصد معاوضه 56
مبحث دوم: شرايط تحقق حق حبس 58
گفتار اول: معاوضي بودن عقد 58
گفتار دوم: تقابل دو دين 59
گفتار سوم: همزماني وواجب التسليم بودن 60
گفتار چهارم: حال بودن عقد 61
گفتار پنجم: حكومت اراده 62
مبحث سوم: قلمرو اجراي حق حبس 62
گفتار اول: قلمرو حق حبس 63
گفتار دوم: استثناء بودن حق حبس 63
گفتار سوم: حق حبس در عقود معوض 65
گفتار چهارم: حق حبس در عقد نكاح 66
گفتار پنجم: حق حبس در شروط 67
گفتار ششم: حق حبس در منافع و نمائات 68
مبحث چهارم: آثار حق حبس 69
گفتاراول:فقدان مسئوليت حبس كننده نسبت به خسارات از حبس مورد معامله 69
گفتار دوم: بقاي عقد با تلف بيع پيش از تسليم 70
گفتارسوم:عدم انحلال قرارداد 71
گفتار چهارم: اماني بودن يد در زمان اعمال حق حبس 71
گفتار پنجم: حق حبس و اجبار به ايفاي تعهد 72
گفتار ششم: هزينه هاي نگهدار مال محبوس 73
گفتار هفتم : حق تقدم نسبت به مال محبوس 73
فصل سوم: مسقطات حق حبس 75
مبحث اول: مسقطات حق حبس 75
گفتار اول:اثر استمهال و تقسيط درسقوط يا بفاء حق حبس 75
بند اول: استهال و تقسيط قضايي 76
بند دوم:استمهال و تقسيط قراردادي 93
1- توافق ضمن عقد 95
2-توافق بعد از عقد 100
گفتاردوم:اراده صاحب حق 102
گفتارسوم: تعيين اجل 102
بند اول: در ضمن عقد 103
بند دوم: پس از عقد 103
گفتارچهارم: تسليم 104
بند اول : تسليم كل مورد تعهد 104
بند دوم : تسليم جزء مورد تعهد 104
گفتار پنجم: تصرف 106
گفتار ششم: قوانين خاص 107
گفتار هفتم: عرف 109
مبحث دوم: حق حبس دركنوانسيون بيع بين المللي 110
گفتار اول: حق حبس در كنوانسيون 110
بند اول: مفهوم حق حبس 110
بند دوم: مبناي حق حبس 113
بند سوم: شرايط حق حبس 115
1-وجود عقد بيع صحيح 115
2-اطلاق عقد 115
3-علم به عدم ايفاي تعهدات اساسي از سوي طرف مقابل پس از قرارداد 116
بند چهارم: قلمرو حق حبس 117
1-حق حبس در تعهدات قراردادي 118
الف : در تعهدات اصلي 118
ب : در تعهدات فرعي 119
2-حق حبس در تعهدات خارج از قرارداد 121
بند پنجم: آثار حق حبس 122
1-توقف تعهدات قراردادي 122
2-عدم انحلال قرارداد 123
3-موقتي بودن حق حبس 123
4-هزينه هاي متعارف نگهداري مال محبوس 123
5-تلف مال محبوس در ايام حبس 124
6-قابليت استناد حق حبس در برابر اشخاص ثالث 126
7-حق بازفروشي 127
بند ششم: زوال حق حبس 128
1-ايفاي تعهد 128
2-پرداخت هزينه هاي متعارف نگهداري 128
3-توافق بر خلاف هم زماني در ايفاي تعهدات 128
4- انحلال قرارداد 129
گفتار دوم:اثر مهلت و تقسيط در كنوانسيون 130
گفتار سوم: مقايسه ي تطبيقي حق حبس در كنوانسيون بيع بين المللي و حقوق ايران 135
نتيجه گيري و پيشنهادات 142
منابع و مآخذ 147

چكيده
امروزه در قراردادهايي كه بين دو طرف منعقد و ايجاد مي شود ، در مرحله ي اجرا و به منظور رسيدن به هدف و مقصود مورد معامله و همچنين بر اساس اصل لزوم قراردادها ، از طرف قانونگذاري اهرم هاي خاصي را به عنوان ضمانت اجرا در جهت رسيدن به مقصود طرفين از قرارداد وضع نموده، كه از جمله اين اهرم هاي فشار پيش بيني حق حبس در هنگام تسليم عوضين معامله براي طرفين مي باشد. موضوع پايان نامه حاضر،‌در خصوص بررسي اثر استمهال و تقسيط بر سقوط يا بقاء حق حبس در عقود معاوضي و نكاح است . حق حبس كه در اصطلاح فقهي و حقوقي به معناي خودداري يك طرف عقد از اجراي تعهد خود تا اقدام طرف ديگر به اجراي تعهد خويش آمده است و يكي از موضوعات و فروعات و آثار تسليم در قرارداهاي معوض منظور شده است.
لزوم استحكام و ثبات معاملات ايجاب مي كند كه قرارداد بعد از تشكيل و انعقاد ، به نحو احسن اجرا شود ،از طرفي جولانگاه حق حبس در مرحله اجرا و تسليم عوضين نمايان مي شود ، چنانچه بر اثر تمهيل و يا تقسيط در پرداخت مورد تعهد ،آيا حق حبس باقي است يا خير ؟استمهال يا تقسيط ناشي از حكم داگاه باعث سقوط حق حبس نمي گردد چون حق حبس ناشي از اراده طرفين مي باشد ،اما اعطاي مهلت و يا تقسيط به تراضي بر مبناي شرط ضمني و شروط الحاقي باعث سقوط حق حبس مي شود، كه اثر آن دراين صورت كه حابس از تسليم ممانعت نمايد باعث ايجاد مسئوليت براي او مي گردد.

واژگان كليدي: حق حبس ، عقد معوض ، نكاح ، استمهال مهريه ، تقسيط مهريه

مقدمه:
قراردادهايي كه با رعايت شرايط اساسي صحت معاملات تشكيل مي شوند ، بين دو طرف و قائم مقام آنها بر اساس مصلحت استواري معاملات و اقتضاي اصل لزوم قراردادها الزام آورند و بايد به مفاد آنها احترام گذاشته شود و در مقام و مرحله ي اجرا ، طرفين به تعهدات خود همانگونه كه توافق شده پايبند باشند .
در فقه اماميه چهار حالت در نحوه اجراي تعهدات قراردادي لحاظ كرده اند كه عبارتند از :
1- هر دو طرف قرارداد به اختيار خود اقدام به انجام تعهد نمايند (اجراي اختياري قراردادي)
2- هر دو طرف به دليل خوف از يكديگر از اجراي قرارداد امتناع مي نمايند (حق حبس)
3- هر دو طرف بدون دليل از اجراي تعهد خودداري مي نمايند (اجبار به اجراي تعهد)
4- پس از انجام تعهد از سوي يك طرف ، طرف ديگر امتناع از انجام تعهد نمايد (اجبار به اجرا تعهد)2.
بنابراين يكي از شيوه هاي كه مانع الزام متعهد به اجراي تعهد قراردادي مي شود و به عنوان يكي نوع ضمانت اجرا جهت اجراي درست و كامل قرارداد مي شود ، و از طرق غير قضايي جهت اجراي قرارداد تحت عنوان حق حبس مي باشد . در فقه و حقوق به انگيزه تعديل و تنظيم روابط دو سويه و نيز مقرر داشتن نوعي ضمانت اجرا در صورت امتناع يك طرف به اجراي تعهد خويش حق حبس در قراردادهاي معوض و در عقد نكاح براي زوجه منظور شده است . كه در منابع فقهي و حقوقي گاه به جاي اين اصطلاح از تعبير احتباس ، حق امتناع و از اين قبيل استفاده مي شود و در قوانين ايران تعبير حق حبس فقط در ماده 371 قانون تجارت آمده است و در ساير به جاي آن از تعبيراتي ديگري از قبيل حق خودداري از تسليم مبيع و ثمن، امتناع از وظايف زناشويي استفاده شده است .
وانگهي در مرحله ي اجرا هر كدام از طرفين براساس اين نوع ضمانت اجرا يعني حق حبس به دنبال گرفتن امتياز بيشتريبراي خود مي شوند كه اگر در اين ميان با قراردادن استمهال و قرار تقسيط براي هر كدام از عوضين ممكن است آثاري بر سقوط يا بقاء حق حبس داشته باشد . استمهال بر وزن استفعال از ريشه مهل يعني مهلت دادن آمده و همچنين تقسيط از ريشه ي قسط به معناي قسط بندي، جزء به جزء كردن آمده است.
آنچه در اين بين مهم جلوه مي كند اثر استمهال و تقسيط بر حق حبس است. در قراردادهاي معوض و عقد نكاح در بحث پرداخت مهريه چنانچه نسبت به پرداخت مهريه يا مورد تعهد طرفين در عقود معوض مهلت يا اقساطي قرار دهند ،‌موجب سقوط حق حبس مي شود يا اين كه حق حبس همچنان پا بر جا است وطرفين به عنوان يك نوع اهرم فشار جهت اجراي كامل قرارداد مي توانند از آن استفاده كنند.
چنانچه قرارداد حال باشد ، اما دادگاه به تقسيط آن حكم دهد، آيا كماكان حق حبس طرف مقابل تا پرداخت كامل اقساط باقي است يا به تقسيط تعهد حق حبس طرف مقابل ساقط مي شود؟
براي مثال در عقد نكاح، مادامي كه شوهر با طرح دعواي اعسار و قبول آن در دادگاه موفق به تقسيط مهريه شود، يا دادگاه مهلت عادله جهت پرداخت آن به او بدهد، در اين حالت حق حبس زوجه ساقط مي‌شود يا اين حق حبس زوجه تا زماني كه تمامي اقساط مهريه تسويه نشده است باقي است و وي مي‌تواند از تمكين خودداري نمايد؟ يا اين كه بعد از انعقاد عقد طرفين نسبت به پرداخت عوضين مهلت يا اقساطي قرار بدهند آيا اين باعث سقوط حق حبس مي شود يا همچنان باقي است؟

بيان مسئله:
حق حبس در لغت به معنای چیزی را حبس کردن، نگه داشتن در کتب لغت آمده است . در اصطلاح به معنای خودداری یک طرف عقد از اجرای تعهد خویش تا اقدام طرف دیگر به اجرای تعهد خود مي‌باشد. در فقه و حقوق به انگیزه تعدیل و تنظیم روابط دو سویه یک تعهد و نیز مقرر داشتن نوعی ضمانت اجرا در صورت امتناع یک طرف به اجرای تعهد خویش حق حبس در قرار دادهای معوض و درتسلیم مهریه در عقد نکاح منظور شده که در منابع فقهی و حقوقی گاه به جای اصطلاح حق حبس از تعابیر احتباس، حق امتناع، استفاده می شود. در قوانین، تنها در ماده 371 قانون تجارت از حق حبس تعبیر کرده اما در قانون مدنی به جای آن از حق خودداری از تسلیم مبیع و ثمن و یا امتناع از وظایف زناشویي به کار برده است. در اهمیت حق حبس همین بس که به عنوان یک حق مالی و ضمانت اجرا در تسلیم عوضیین که از فروعات موضوع تسلیم در قانون مدنی در ماده 377در بخش عقد بیع و ماده 1085در بخش پرداخت مهریه مورد تصویب قانونگذار قرار گرفته است. مع الوصف با توجه به این که تاسیس و ايجاد عقود، مخلوق اراده طرفین و اصل آزادی اراده مي باشد كه اين اصل در معاملات نقش بسزا و عمده ای را ایفا می کند و این حق حبس که از آثار عقود و دنباله ای اراده طرفین می‌باشد این بحث مطرح می شود كه آیا در صورت دخالت دادگاه و یا حکم قانونگذار در صورت دادن مهلت ویا قرار اقساط در پرداخت عوضين و مهریه در عقود معاوضی و نکاح حق حبس طرفین ساقط می شود یا همچنان باقی مي ماند؟ همچنين با مطالعه در آراء صادره توسط محاكم كه بيشتر ناظر به تقسيط مورد تعهد طرفين مي باشد مثلا در مهريه هاي سنگين كه در عقدنامه آمده و در صورت اختلاف زوجين، زوجه با به اجرا گذاشتن مهريه‌ي خود دادگاه در هنگام صدور رأي بر مبناي وضعيت مديون (زوج)، حكم به تقسيط مهريه مي دهد تا استمهال براي پرداخت آن. اين سؤال مطرح مي شود چگونه ممكن است تا پرداخت آخرين مبلغ قسط مهريه حق حبس براي زوجه وجود داشته باشد؟ آيا اين موجي عسر و حرج زوج نمي گردد؟
لذا لازم است كه ديدگاه محاكم نسبت به اين رويه عوض شود و فقط به متون خشك قانون گذار توجه نكنند، آنچه كه در عرف و نزديك ترين تفسير به مواد قانوني كه با مسائل روز جامعه سازگار است در احكام صادره قيد كنند. در مورد این موضوع قانون مدنی سکوت کرده و رویه قضایی به صورت پراکنده نظراتی ارائه داده است، اما همچنان نکات مبهم و در خور بحث در این موضوع فراوان می باشد. لذا نگارنده در صدد است با مراجعه به کتب فقهی- حقوقی معتبر دست اول نکات نامفهوم موضوع را مورد تحلیل، بررسی و ارزیابی قرار دهد و با ارائه راهکارها و پیشنهادات لازم موارد مجهول موضوع را روشن نماید و تحقیقی جامع و کامل در رابطه با موضوع ارائه نماید.

پرسش هاي تحقيق
پرسش هاي اصلي و فرعي كه در اين تحقيق مطرح است به تفكيك عبارتند از:

پرسش هاي اصلي:
1- چرا در صورت قرار استمهال و اقساط از طرف دادگاه و اجرائيه ي ثبت نسبت به مورد تعهد، مثلا تقسيط و استمهال نسبت به پرداخت مهريه براي زوج همچنان حق حبس باقي است ؟
2- چرا بعد از انعقاد عقد چنانچه طرفين نسبت به مورد تعهد، مهلتي ويا اقساطي قرار دهند، حق حبس براي طرفين همچنان پا بر جا است ؟

پرسش هاي فرعي:
1- معنا و مفهوم استمهال و تقسيط چيست؟
2- مفاد و مباني حق حبس از منظر فقهي

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه تحلیل داده، تحلیل گفتمان، دوران کودکی، تحلیل متنی Next Entries منبع تحقیق با موضوع فقه امامیه، مطالعه تطبیقی، قرن نوزدهم، دانشگاهها