مقاله رایگان درمورد جنگ 22 روزه، توسعه منطقه، قرن نوزدهم، افغانستان

دانلود پایان نامه ارشد

دلايل انتخاب موضوع:
با روي کار آمدن دولت نهم در ايران و اتخاذ ديپلماسي فعال در سطح منطقه اي و بين المللي وضعيت جديدي در منطقه به وجود آمد. و با توجه به اينکه ايران و اسرائيل داراي تعارض هاي بنيادين با يکديگر هستند شاهد شکل گيري شرايط پيچيده اي در منطقه هستيم. همچنين با توجه به شرايط منطقه اي چون اشغال افغانستان و عراق و مطرح شدن موضوعاتي چون خاورميانه بزرگ و هلال شيعي، و مخصوصا با اتخاذ سياست تهاجمي در قبال اسرائيل، توسط دولت نهم و وقوع جنگ 33 روزه ي لبنان و جنگ 22 روزه غزه، شاهد هر چه پيچيده تر شدن اوضاع منطقه هستيم و با توجه به اينکه به نظر مي آيد آينده ي منطقه ي حساس خاورميانه در گرو سياست هاي اتخاذي از سوي جمهوري اسلامي ايران و اسرائيل و متحدانش خواهد بود وچون پژوهش مستقلي با اين موضوع صورت نگرفته است، لذا مناسب ديديم به بررسي اين موضوع بپردازيم تا به روشن شدن بيش از پيش زواياي اين امر کمک کرده باشيم وهمچنين مطالب مطرح شده دراين پژوهش مي تواند مورد استفاده ي دانشجويان وپزوهشگران علاقه مند قرار گيرد. شايان ذکر است که علاقه شخصي به اين موضوع نيز در انتخاب آن موثر بوده است.

نقد ادبيات موضوع:
درمورد انقلاب اسلامي ايران و تاثير آن برمنطقه و نظام بين الملل و همچنين سياست خارجي دولت نهم و رژيم صهيونيستي مقالات وکتاب هاي فراواني منتشر شده است. ولي در مورد تاثير سياست خارجي دولت نهم بر سياست هاي منطقه اي اسرائيل اثري وجود ندارد. به عنوان مثال حميد مولانا ومنوچهر محمدي درکتاب “سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در دولت احمدي نژاد” در بخش پنجم اين کتاب که راهبردهاي سياست خارجي دولت نهم نام دارد به بررسي مو ضوعاتي چون موضوع هولوکاست و محو اسرائيل و حمايت از مردم فلسطين در راهبرد هاي دولت نهم پرداخته اند ولي تاثير اين راهبرد هاي دولت نهم را بر سياست هاي منطقه اي اسرائيل بررسي نکرده اند. ويا محسن اسلامي در کتاب “سياست خارجي اسرائيل” در فصل سوم اين کتاب که بررسي عوامل موثر بر سياست خارجي اسرائيل نام دارد معتقد است که صهيونيسم محوري، کارکرد محوري و قوم محوري اساس ماهيت دولت اسرائيل را تشکيل مي دهند و مي گويد که عامل اصلي در شکل گيري سياست خارجي اسرائيل همان ماهيت دولت اسرائيل است و عوامل خارجي مانند ساختار نظام بين الملل، اتحادهاي منطقه اي، نهاد هاي بين المللي و ماهيت اقتصاد جهاني در زمره ي عوامل فرعي اثر گذار بر سياست خارجي اسرائيل قرار دارند. همچنين وي در قسمت پاياني فصل چهارم به بررسي سياست خارجي اسرائيل در برابر فلسطين مي پردازد و موضوعاتي چون پيروزي حماس در فلسطين و جنگ 22 روزه غزه و جنگ 33 روزه ي لبنان را به صورت مختصر بررسي مي کند ولي از تاثير سياست خارجي دولت نهم بر سياست هاي منطقه اي اسرائيل بحثي نمي شود. درکل بايد گفت که آثار مذکور در جايگاه خود از ارزش و اعتبار بالايي برخوردارند ولي هيچکدام از زوايه ديد اين پژوهش به موضوع نپرداخته اند و اثري که به بررسي چگونگي تاثير گذاري سياست خارجي دولت نهم بر سياست هاي منطقه اي اسرائيل پرداخته باشد وجود ندارد و همين امر باعث مي شود بر سختي اين پژوهش افزوده شود.

سوال اصلي:
تاثير سياست خارجي ايران در دولت نهم بر سياست هاي منطقه اي اسرائيل چه بوده است؟

سوال فرعي:
1- پيشينه ي مناسبات ايران و اسرائيل به چه شکلي بوده است؟
2- سياست هاي منطقه اي اسرائيل قبل از دولت نهم کدام اند؟
3- راهبردهاي سياست خارجي دولت نهم در قبال اسرائيل چه بوده است؟
4- سياست هاي منطقه اي اسرائيل بعد ازدولت نهم کدام اند؟

مفروضات:
1- ايران و اسرائيل داراي تعارضات بنيادين هستند .
2- اسرائيل داراي سياست توسعه منطقه اي است .
3- ايران از گروه هاي مقاومت در لبنان و فلسطين حمايت مي کند .
4- اسرائيل هميشه در صدد تضعيف جمهوري اسلامي ايران در منطقه بوده است .
5- افزايش روحيه ي مقاومت و تقويت گروه هاي اسلام گرا براي اسرائيل چالش بر انگيز است .

فرضيه:
سياست خارجي دولت نهم، با الهام از آرمان هاي انقلاب اسلامي و اتخاذ استراتژي مقابله جويانه در برابر اسرائيل باعث افزايش موج بيداري دربين ملت هاي منطقه و همچنين موجب کاهش نفوذ و تضعيف سياست هاي منطقه اي اسرائيل (چون کسب مقبوليت منطقه اي، گسترش روابط اقتصادي، فرهنگي، سياسي با کشور هاي منطقه و تضعيف ايران) شده است.

مفاهيم:
نظام بين الملل- سياست خارجي- استراتژي- منافع ملي- صهيونيسم- خاورميانه بزرگ تر- موازنه منطقه اي قدرت.

روش تحقيق:
در اين پژوهش سعي مي شود با استفاده از شواهد و مدارک موجود، از روش اسنادي در سه سطح تاريخي، توصيفي و تحليلي استفاده شود. به عبارت ديگر از آن حيث که به بررسي سياست خارجي دولت نهم و سياست هاي منطقه اي اسرائيل مي پردازد، تاريخي و توصيفي است. و از سوي ديگر به سبب آنکه سعي داريم از واقعيات عيني و داده هاي موجود به تضعيف سياست هاي منطقه اي اسرائيل متاثر از سياست خارجي دولت نهم برسيم جنبه تحليلي دارد.

سازماندهي تحقيق:
اين پژوهش داراي يک مقدمه و مباني نظري و چهارفصل و يک نتيجه گيري نهايي مي باشد:
فصل اول: بررسي پيشينه مناسبات ايران واسرائيل.
فصل دوم: بررسي سياست هاي منطقه اي اسرائيل قبل از دولت نهم.
فصل سوم: بررسي راهبردهاي سياست خارجي دولت نهم در قبال اسرائيل.
فصل چهارم: بررسي سياست هاي منطقه اي اسرائيل بعد از دولت نهم.

فصل اول:

کليات (مباني نظري – مفاهيم)

پيشگفتار:
در اين فصل ابتدا به بررسي برخي از مهم ترين نظريه هاي مطرح شده در عرصه روابط بين الملل همچون آرمان گرايي، واقع گرايي و سازنده گرايي مي پردازيم و سعي مي کنيم نوع نگرش اين نظريه ها به عرصه روابط بين الملل را مورد کنکاش قرار دهيم و در حد امکان به مقايسه آن ها نيز مي پردازيم. سپس به بررسي ادبيات موجود در عرصه ي سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران پرداخته مي شود تا از اين طريق و با توجه به نظريه هاي روابط بين الملل بتوان به رويکرد مناسبي براي تحليل سياست خارجي ايران در دولت نهم دست يافت. همچنين مفاهيمي چون نظام بين الملل، سياست خارجي، استراتژي، منافع ملي، صهيونيسم، خاورميانه بزرگ تر و موازنه منطقه اي قدرت نيز تعريف و بررسي خواهد شد.

چهار چوب نظري:
سياست خارجي مهمترين وجه زندگي اجتماعي- سياسي ملت ها و کشورها به شمار مي رود زيرا بقا و حيات آن ها به سياست خارجي بستگي دارد. از اين رو تلاش براي درک و فهم ماهيت و رفتار سياست خارجي کشورها يکي از دغدغه هاي فکري و ذهني محافل علمي و دانشگاهي است، به گونه اي که حوزه مطالعاتي تحليل سياست خارجي جهت پاسخگويي به اين کنجکاوي و دل نگراني تأسيس و توسعه يافته است.
تحول و تکامل اين رشته، مطالعات گسترده و رويکردهاي نظري متنوع و متعددي را در متن و بطن خود پرورده و پرداخته است. هدف و مقصد همه تلاش هاي فکري و کنکاش هاي معرفتي، واکاوي ماهيت و واگويي رفتار کشورها در عرصه ي بين الملل است.
با توجه به گسترش روز افزون ارتباطات بين المللي و اهميت فزاينده روابط خارجي کشورها، حوزه ي فعاليت و قلمرو سياست خارجي آنچنان توسعه يافته است، که ضرورت دارد ابتدا تعريف روشن و مناسبي از آن داشته باشيم و حد و مرز آن را مشخص کنيم. سياست خارجي عبارت است از “مجموعه خط مشي ها، تدابير، روش ها و انتخاب مواضعي است که يک دولت در برخورد با امور و مسايل خارجي در چارچوب اهداف کلي حاکم بر نظام سياسي اعمال مي نمايد.”1
در مورد چگونگي سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران انديشمندان و اساتيد فراواني در داخل و خارج از کشور به قلم فرسايي پرداخته و هر کدام با توجه به اصول و مفروضه هاي خود سعي در انتخاب رويکرد نظري مناسب در مطالعه سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران داشته اند.
درباره ي وجود رابطه بين تحليل سياست خارجي و نظريه ي روابط بين الملل عقايد متفاوتي وجود دارد عده اي معتقدند که تحليل سياست خارجي و روابط بين الملل کاملاً از يکديگر مستقل هستند و برخي ديگر بر اين عقيده اند که اين دو حوزه ي نظري مکمل يکديگرند، و دسته اي ديگر بر اين عقيده پاي مي فشارند که مي توان بين نظريه هاي سياست بين الملل و نظريه هاي سياست خارجي نوعي رابطه تحليلي برقرار کرد.
شايان ذکر است که در بررسي علمي روابط بين الملل با مشکلات ذيل روبه رو خواهيم بود:
“1- ناهمگوني جامعه بين الملل 2- تعدد متغيرها 3- وجود بازيگران غيرحکومتي 4- دگرگوني در شرايط و مقتضيات بين المللي 5 – کميت ناپذيري عوامل کيفي 6- در اختيار نداشتن اطلاعات محرمانه”2
براي فهم و تحليل سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در چارچوب رويکردهاي نظري مبتني بر نظريه هاي روابط بين الملل، لازم است نسبت به آن ها آگاهي کاملي کسب کنيم. به همين دليل ابتدا به بررسي سه پارادايم مهم واقع گرايي، آرمان گرايي و سازه انگاري که در مورد روابط منازعه آميز يا همکاري جويانه کشورها با يکديگر در روابط بين الملل مطرح است مي پردازيم و سعي مي کنيم که بتوانيم از اين طريق به چارچوب نظري خود در اين پژوهش برسيم.
آرمان گرايي3:
يکي از نظريه هاي مطرح در عرصه روابط بين الملل آرمان گرايي مي باشد، هر چند اين نظريه در نيمه ي اول قرن بيستم بر سياست بين المللي سايه افکند، ولي ريشه هاي اين تفکر را بايد در يونان باستان و در بين رواقيون جستجو کرد. اين شيوه تفکر سپس با آموزه هاي دين مسيح عجين گرديد که اوج آن را در کتاب “طرح صلح ابدي” سن پي ير شاهد هستيم؛ آرمان گرايي در قرن هجدهم ميلادي تحت تاثير نظرات فيلسوف معروف، ايمانوئل کانت، رنگ و بوي فلسفي به خود مي گيرد و در ادامه، اين خوش بيني کانتي از طريق ليبراليسم قرن نوزدهم ميلادي به ايده آليسم ويلسوني منجر مي شود.
آرمان گرايان سعي در گسترش اين عقيده دارند که اصولاً انسان توانايي يادگيري دارد و انسان ذاتاً شرور نيست و با تربيت درست و صحيح مي توان آدمي را به مسير درست هدايت کرد. در تفکر آرمان گرايان انسان بر اساس ذات خود نيک سرشت و خيرخواه است و اگر در يک محيط سالم و بدون تنش پرورش يابد، هيچ گاه به سوي خون ريزي و جنگ روي نخواهد آورد. آرمان گرايان معتقد هستند که اساساً خشونت و جنگ در ساخت جامعه ي داخلي و واحدي سياسي به نام دولت به وجود مي آيد. در انديشه ي آرمان گرايان، سياست خارجي بايد بر اصول و هنجارهاي ارزشي و اخلاقي و حقوقي بنا شود و مي توان گفت سياست خارجي در تفکر آرمان گرايان به نوعي تجويزي و سياست گذارانه است. چراکه آرمان گرايان معتقدند سياست خارجي وقتي بر اصول و ارزش هاي انساني استوار گردد بسيار مؤثرتر و کارآمدتر خواهد شد؛ زيرا مسلما قدرت اخلاقي- ارزشي از قدرت فيزيکي و خشن کارآمدتر خواهد بود و اين استعداد را دارد که استمرار بيشتري داشته باشد. آن ها به اين نکته مهم توجه دارند که قدرت اخلاقي- ارزشي به جاي به کارگيري زور، متضمن سلطه بر اذهان و افکار انسان ها براي پذيرش اصولي است که بايد بر رفتار سياست خارجي هر کشوري سايه گستر باشد.
در کل مي توان اصول و مفروضه هاي آرمان گرايي را چنين برشمرد:
“1- سرشت و ذات بشر اساساً خوب يا نوع دوستانه است. بنابراين انسان ها قادر به کمک متقابل و همکاري هستند.
2- نگراني و دلواپسي اساسي بشر براي رفاه ديگران، ترقي و پيشرفت را امکان پذير مي سازد. يعني اين اصل روشنگري در مورد امکان رشد و توسعه تمدن مجدداً مورد تاييد قرار مي گيرد.
3- رفتار بد محصول و معلول انسان شرور نيست، بلکه معلول نهادها و ترتيبات ساختاري بشر است

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره روانشناسی، آموزش و پرورش، نوآوری معلمان، مدارس دخترانه Next Entries مقاله رایگان درمورد موازنه قوا، الکساندر ونت، استفاده از زور، عملکرد سازمان