منبع پایان نامه درباره عناصر داستان، نقد ساختارگرا، صورت و معنا

دانلود پایان نامه ارشد

…………………………………………………………………….238
فضا و رنگ…………………………………………………………………………………………………………………………………………….239
سبک……………………………………………………………………………………………………………………………………………………..243
سرانجام……………………………………………………………………………………………………………………………………………….249

“چکيده”

ساختارگرايي يکي از رويکردهاي جديد نقد ادبي است که بر اساس نظريه¬هاي زبان¬شناسي به وجود آمده است. ساختار به معني نظام است و در هر نظام، هم? اجزاي تشکيل¬دهند? آن با هم ارتباط دارند و هرچه هماهنگي ميان اين اجزاي سازنده بيشتر باشد، يکپارچگي آن نظام نيز ببيشتر مي¬شود. يک متن ادبي مانند هر نظام ديگري از اجزايي تشکيل شده است و پيوندي يکپارچه از هم? عناصر ادبي و هنري¬اي است که نويسنده يا شاعر با بکارگيري شگردهاي ادبي خاص، به صورت يک کلّيت منسجم ارائه مي¬دهد. کار پژوهشگر ساختارگرا، کشف رابطه¬هاي منطقي و منسجم ميان اجزاي يک متن و ارتباط اين اجزا با کلّيت اثر است.
“علي حاتمي” فيلمنامه¬نويسي است که همواره در آثارش به انسان و هويت ملي ميهنش توجه داشته و کوشيده است تا آن معيارها را از طريق گزينش خاص جنبه¬هاي مختلف عناصر داستان-پردازي، همچون “درونمايه”، “موضوع”، “شخصيت¬پردازي” و “زبان” به نمايش بگذارد.
پژوهش حاضر، تحليل ساختاري چهار فيلمنام? علي حاتمي با نام¬هاي “سوته¬دلان”، “حاجي واشنگتن”، “مادر” و “دلشدگان” است که به ترتيبِ سال ساخت و نمايش، در فصل¬هاي جداگانه گنجانده شده¬اند. در اين پژوهش ابتدا به “تحليل ساختاري روايت” پرداخته¬ايم و سپس، هريک از عناصر داستاني فيلمنامه¬هاي موردنظر را مورد بررسي قرار داديم و در نهايت ارتباط ميان اين عناصر را در ارتباط با کليت آثار بررسي کرده¬ايم. نتايج پژوهش حاکي از ارتباط هم? اجزاي موجود در متن، اعم از زباني، بلاغي و محتوايي است که بر روي هم نشان¬دهند? انسجام کلي فيلمنامه¬هاي مورد بررسي در اين پژوهش هستند.

واژه¬هاي کليدي:” ساختارگرايي”، “روايت”، “فيلمنامه”، “علي حاتمي”.

ج

مقدمه
در آغاز دور? تحصيلم در مقطع کارشناسي ارشد، مانند بيشتر دانشجويان، همواره انتخاب موضوع پاياننامهاي که هم پسند و علاق? مرا جلب کند و هم براي جامع? ادبي و ادبدوست کارآمد باشد، مشغوليت خاطرم بود. از اين رو، با حساسيت ويژهاي به بررسي موضوعات پاياننامههاي گوناگون و موضوعات پيشنهادي اساتيد فرهيختهام پرداختم. در همين بررسيها، بسياري از پاياننامهها را يافتم که با وجود زحمت و تلاش نگارندههايشان، سالها است که در کنج کتابخانه، در انزوايي دريغآور، متروک ماندهاند و تنها هر از چند گاه، مورد توجه دانشجوياني قرار ميگيرند که از سر اجبار و نياز، نه اشتياق و براي تحقيقي نمرهآور، به آنها رجوع ميکنند. مسئل? ديگر، اعتقادم به اين مطلب بود که ادبيات، از آنجايي که ريشه در سرشت هر ايراني دارد، نبايد صرفاً به عنوان رشتهاي تخصصي در داير? اجتماع دانشآموختگانش محدود شود و بايد به جايگاه اصلياش، مردم، بازگردانده شود؛ از اين رو، در پي يافتن دريچهاي براي اين انتقال، به جستجو پرداختم. از ميان موضوعات فراواني که ادبيات را به رشتههاي ديگر مرتبط ميساخت، يک موضوع بيشتر از همه با علاقه و خواستهام متناسب آمد و آن نقد فيلمنامههاي نويسنده و فيلمساز هنرمندي است که از ميان مردم برخاست و براي مردم آفريد و هنوز هم پس از سالها، مورد علاقه و در يادهاي مردم مانده است.
براي بررسي آثار زنده ياد “علي حاتمي” شيو? نقد ساختارگرايانه را انتخاب کردم، چراکه اين نوع نقد، گنجايش پرداختن به هم? جنبههاي پرقدرت نوشتههايش اعم از عناصر داستاني، معاني، بيان، بديع، آهنگ، محتوا و… و همچنين بررسي انسجام ميان آنها در ارتباط با ساختار کلي اثر را در خود داشت. براي نگارند? علاقمند که با هر بار خواندن نوشتههايش نکاتي زيباتر و درخور ِ توجهتر را کشف ميکرد، نقد ساختارگرايانه، وسيلهاي بود تا جنبههاي ادبي گوناگون موجود در متن فيلمنامهها را در رسالهاش به نمايش درآورد و توجه خوانندگاني را که آرزو ميکنم از قشرهاي گوناگون مردم ميهنم باشند، به آنها جلب کند تا اين گونه از بهره و لذّت بردن آنها خرسند شود و شاکر.
مسئل? پژوهش
از آغاز سد? بيستم، زبانشناسان شيوههاي نويني را براي مطالعه زبان بوجود آوردهاند و به بررسي آثار ادبي از ديدگاه ساختاري پرداختهاند. تا پيش از آن، نقدهايي که انجام ميگرفت، بر پايه معناي فلسفي اثر بوده است. در زبان همه عناصر و اجزا به شکلي يا عناصر و اجزاء ديگر مرتبطند و مجموعه آنها، کليت منسجم و هماهنگ ميسازند که همه عناصر سازنده بر پايه اصول و قواعدي معين به يکديگر وابسته و پيوستهاند. اين عناصر بايد در ارتباط متقابل با يکديگر و در ارتباط با کليت ساختار بررسي شوند، نه اينکه هر کدام به طريقي جداگانه نقد و تحليل شوند. ساختار يک اثر، پيوندي يکپارچه ميان همه عناصر ادبي و هنري آن است که نويسنده يا شاعر آن را با بکارگيري شگردهاي ادبي و هنري، به طرز هنرمندانه پديد ميآورد و کليت، بارزترين ويژگي ساختار است. در نقد ساختارگرايانه، به جاي نقد و بررسي زندگي شاعر يا نويسنده، تاثيرات اثر، عناصر تاريخي و اجتماعي پديدآورنده متن و… به بررسي ساختارهاي ادبي، زباني و معنايي پرداخته ميشود. در اين نوع نقد، نوع واژهگزيني پديدآورنده اثر، نوع جملهبندي، مسائل بلاغي، حکايات و روايات و نوع پرداختن به آنها، شخصيتپردازيها، موسيقي دروني متن، مضامين ابتکاري، قالب متن و نوع تقسيمبندي بخشهاي مختلف آن مورد توجه قرار ميگيرد و در پايان، مجموع اين عناصر در کنار معناي متن مورد بررسي قرار ميگيرد و رابطه صورت و معنا مشخص ميشود.
در اين پژوهش بر آن هستيم که فيلمنامههاي “علي حاتمي” را که در نوع خود به شيوه و سبکي متفاوت و منحصر به فرد از نظر زبان، ترکيبات، نوع جملات، گزينش واژگان، عناصر داستاني و… آفرينش شدهاند، مورد تحليل ساختارگرايانه قرار دهيم. ابتدا عناصر بوجود آورنده اثر، به صورت مجزا مورد تحليل قرار ميگيرد و در پايان، ارتباط آنها با کليت اثر بررسي ميشود تا بدين ترتيب، شکوه و زيبايي اين آثار بهتر و شايستهتر درک شود. در اين پژوهش، فيلمنامههاي “سوته دلان”، “حاجي واشنگتن”، “مادر” و “دلشدگان” مورد بررسي قرار ميگيرند.
سوالات پژوهش
1- ويژگيهاي زباني آثار “علي حاتمي” چگونه است؟
2- مضامين اصي فيلمنامههاي “علي حاتمي” چيست؟
3- ويژگيهاي بلاغي فيلمنامههاي “علي حاتمي” چيست؟
4- فيلمنامههاي “علي حاتمي” از نظر عناصر داستاني و انسجام ساختاري متن در ارتباط با اجزاي اثر چگونه است؟
اهداف پژوهش و ضرورت آن
هدف از پرداختن به اين پژوهش، بررسي نوع ادبي فيلمنامه از طريق روشي جديد و متفاوت است. شيوه ساختارگرايانه در نقد و تحليل فيلمنامه ميتواند جنبههاي گوناگوني از اين نوع نوشته را مورد بررسي دقيق و موشکافانه قرار دهد. اين شيوه تحليلي در فيلمنامههاي “حاتمي”، به دليل رعايت و توجه نويسنده به نکات بلاغي، نحو گزينش واژگان زباني، جملهبندي، موسيقي دروني متن، شخصيتپردازيهاي آنها و… بسيار امکانپذيرتر مينمايد، تا آنجا که ميتوان آنها را به عنوان يک نوشته ادبي مانند رمان يا داستان، مورد تحليل و نقد ساختارگرايانه قرار داد.
پرداختن به آثار “علي حاتمي”، از آن جهت که نويسندهاش کوشش نموده از طريق آنها هويت قومي و ملي خود را ثبت و ضبط نمايد، در خور توجه و اهميت است. در نتيجه، بررسي آنها از طريق شيوه نوين نقد ادبي مهم است، به خصوص که ادبيات يک ملت، بخش مهمي از هويت آن ملت است.
فرضيات پژوهش
1- در فيلمنامههاي “حاتمي”، به دليل استفاده از زبان ادبي فخيم، از لغات و ترکيبات عربي بسيار استفاده شده است، واژگان متداول در ميان عموم، جملات کوتاه و خبري و همچنين جملات طولاني و معطوف به حرف عطف بنابر مقتضاي حال بسيار مشاهده ميشود.
2- تقدير، ناکامي، تنهايي و انزواي انسان در کشاکش مسائل اجتماعي و سردرگمي آن در جامعه و غربت، از مضامين اصلي فيلمهاي “حاتمي” است.
3- به دليل استفاده از سبک گفتار ادبي و همچنين استفاده از زبان فولکلوريک، استفاده از صنايع بلاغي مانند استعاره، تشبيه و به خصوص مجاز از بسامد بالايي برخوردار است. همچنين با توجه به اينکه در بعضي فيلمنامهها زبان “فولکلوريک” به کار رفته است، استفاده از متل و مثل و ضربالمثل و کنايات در آثار وي زياد است.
4- از نظر عناصر داستاني مانند زاويه ديد، پيرنگ، شخصيتپردازي و… فيلمنامههاي “علي حاتمي”، کاملا از انسجام داستان يا رمان برخوردار است، و همچنين اين انسجام و هماهنگي را پيرنگ محکمي حمايت ميکند؛ به طوري که روابط علي و معلولي و ارتباط بين اجزا و عناصر داستان با کليت اثر کاملا رعايت شده است.
پيشينه پ‍‍ژوهش
از ميان مقالههاي منتشر شده در رابطه با “علي حاتمي” و آثارش، آنچه يافته شد، اغلب در مورد زندگي “علي حاتمي”، آثار سينمايي وي و يادنامههايي به مناسبت سالروز وفات اين هنرمند بزرگ بودهاند.
از ميان اين مقالات نه چندان بسيار، مقالهاي تحت عنوان “حاصل يک عمر زندگي کوليوار؛ نگاهي به شخصيتپردازي در فيلمنامههاي علي حاتمي” نوشتهي “حميد رضا بيات” که در نشريهي “فيلم نگار”، شمارهي 16 چاپ شده بود، مورد توجه و استفاده قرار گرفت.
مقالهاي ديگر، مقالهايست با عنوان “آدمهايي شبيه هم، شبيه حاتمي”؛ شخصيتهاي تاريخي در سينماي “علي حاتمي” که در نشريهي “گزارش فيلم”، شمارهي 116 چاپ شده است.
هر دوي اين مقالهها، به سبب پرداختن به مقولهي شخصيتپردازي در خور توجه بودهاند.
غير از اين موارد، تا کنون مأخذ ديگري به صورت پاياننامه و مقاله که تا حدي مرتبط با موضوع مورد پژوهش باشد، نيافتهام.
پرداختن به شخصيتپردازي قصه و يا بررسي نحوهي روايت داستان، تنها شاخهاي از نقد به شيوه ساختارگرايانه است؛ حال آنکه وظيفهي ناقد ساختارگرا، بررسي گستردهاي در زمينههاي مسائل بلاغي، جملهبنديها، حکايات و روايات و نوع پرداختن به آنها، موسيقي دروني متن، شخصيتپردازي، عناصر داستاني، ترکيبات، گزينش واژگان و… است و از اين لحاظ، کاري نو و بيسابقه ميباشد.

زندگي نامه
“عباسعلي حاتمي” در بيست و چهارم مردادماه سال1323 در خيابان شاهپور تهران، کوچه ارديبهشت، چشم به جهان گشود؛ خود او در يکي از قسمتهاي مجموعه تلويزيوني “هزاردستان” به اين نشاني اشاره کرده است:
* شاهپور، چهارراه مختاري، کوي ارديبهشت، کوچه فرد، کاشي هفت. (مجموعه آثار علي حاتمي: 948)
او دومين پسر خانواده بود. مادرش خانهدار و پدرش سمت صفحه آرايي در يک چاپخانه را داشت؛ در روزگاري که صفحهبندي در چاپخانههاي سربي همزمان با چيدن حروف سربي در کنار هم صورت ميپذيرفت. تعطيلي مدرسهها در تابستان فرصت مناسبي بود تا از نزديک با کار پدرش آشنا شود.
حاتمي ميگويد از همان جا، در محل کار پدر، در فضايي آغشته به ذرّات سرب و در لا به لاي “گارسه” و صداي “ماشين ملخي” با رمز حروف آشنا ميشود، و به تدريج کلام برايش اهميت پيدا ميکند. ابتدا با حروف سربي زير دست پدر کلمههايي ميسازد، و گاهي هم اين کلمهها را سر هم ميکند، که ميشود چند جملهي من در آوردي؛ يعني همان بديهه و بدعت که ذهن کودکانهي او را به خلجان وا ميدارد.(حيدري، 20:1375)
ايام کودکي و خاطرات نوجواني “حاتمي” منبع جوشان و فيّاض هنر او است؛ اين مسئله تنها با علاق? فراوان او به قصههاي عاميان? کودکانهاي که احتمالاً

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد عابرین پیاده Next Entries منبع پایان نامه درباره کاخ گلستان، فرهنگ عامه