پایان نامه ارشد با موضوع خواجه نظام الملک، سلطان محمد، خاورشناسان

دانلود پایان نامه ارشد

ن جويني به پرسش نظام الملک در خصوص علت کدورت سلطان از او 192
حکايت/ مقايسه خدمت پادشاه با طاعت خداوند از زبان ربيع فضل در همراهي هارون الرشيد به سفر حج 197
مخاطره سوّم/ ملال جانب ابناء ملوک است و تدارك آن در غايت صعوبت 199
حکايت/ انحراف مزاج سلطان محمد، فرزند ملكشاه، از خواجه نظام الملك 201
حکايت/ اسارت ملك روم و خيانت عميد منصور در اموال اهدائي روميان 203
مخاطره چهارم / ناگزير بودن وزير از مجالست و مرافقت با كبار امرا و اركان دولت 209
مخاطرات دوستي با كبار امرا و اركان دولت 210
حکايت/ نزاع و خلاف ميان خواجه نظام الملك و التونياق تركماني 212
ضررهاي دشمني و عداوت با كبار امرا و اركان دولت 213
حکايت/ نتيجة مكاوحت امير علي خويشاوند با ابوالعّباس اسفرايني 214
مخاطره پنجم/ جماعتي چون کتّاب و عمّال را در حيّز ترتيب و رعايت مي بايد داشت 219
اقارب و عشاير را مباشر مهمّات ملک گردانيدن خطرها دارد 221
مضار و مفاسد تفويض مهمات به بيگانگان 222
حكايت آشنايي و همدرسي نظام الملك با حسن صباح و عمر خيّام 222
حکايت/ محاسبه اجرت مکاريان که رخام از حلب براي سلطان به اصفهان برده بودند توسط حسن صباح 229
التزام حسن صباح بر تکميل دفاتر جمع و خرج ممالک به عشر مدتي که نظام الملک مهلت خواسته بود 232
فصل دوّم در آداب وزارت و شرايط آن 234
شرط منصب وزارت آن است که چهار جانب نگاهداري و مراقبه آن واجب و ملاحظة آن مفروض شماري 234
شرط اوّل / حفظ جانب حضرت ربوبيّت 235
ملاحظة اوّل: بر اعتقاد صحيح، ثابت و راسخ باشي و به تسويلات فرق ضالّه از مرکز استقامت منحرف نشوي 235
حکايت/ مواصلت و مصاهرت سلطان ملک شاه با خليفه و رؤياي خواجه در خصوص تهيّج شيطان 237
ملاحظة دوّم: اتّفاقات حسنه را نتيجه تدبير خود نداند؛ هر چند در عقب آن واقع گردد 241
حکايت/ نقش تقدير الهي در شكست فضلون از نظام الملك 242
حکايت/ نقش تقدير الهي در فتح قلعة مريم نشين توسط ملكشاه 245
شرط دوّم / رعايت جانب پادشاه 248
ملاحظة اوّل: بي توفيق الهي و تأييد سماوي هرگز کسي آمر و ناهي نتواند شد 250
حکايت/ ابن اعلم رصدي و شاگردش ناصر بتاني 251
ملاحظة دوّم: چون از جهت امري تفرقه خاطر پادشاه تفرّس افتد متوجّه اصلاح آن بايد گشت 254
حکايت / امير اسماعيل ساماني با عمروليث 255
حکايت/ خزاين سلطان آلب ارسلان در قلعه کيو 258
ملاحظة سوّم: سعي نمايد تا در حق او از همه کس دعاي بخير حاصل کند و آن به انتشار عدل و احسان و انصاف باشد 260
ملاحظة چهارم: در ابقاء ذکر جميل پادشاه بايد کوشيد و آن به اظهار حسن سيرت و راستي و عدالت باشد با جميع خلايق 260
ملاحظة پنجم: هرچند از پادشاه مباسطت و عنايت و تقرّب و تربيت مشاهده افتد به هيچ باب بر آن اعتماد نشايد 260
ملاحظة ششم: پيوسته طالب آن بايد بود که معلوم گردد ميل طبيعت پادشاه به کدام مطلوب و مرغوب متوجّه است 260
حکايت/ فرستادن هر يك از اقارب و عشاير درگاه سلطان آلب ارسلان به حكومت ناحيتي 261
حکايت/ روايت اصمعي از عمرو بن عبيد که از مشايخ بغداد بود و منصور، مريد او 262
ملاحظة هفتم: چنان بايد که قدرت و استعداد آن باشد تا هر سخن که در حضرت بگذرد به قدري در آن دخلي توان کرد 265
فنوني که در امر مال و ملک از مهارت استکمال آن، کما هو حقّه چاره نيست، اوّل قسم حساب و دوّم فنّ تاريخ 266
فايده دانستن تاريخ 266
قصّه لشکر بخارا و حيله اي که البتکين با ايشان کر 266
حکايت/ مباحثه ماجندي و قاضي مرو بر سر معني الخالق الباري المصور 268
شرط سوّم / رعايت جانب نزديکان پادشاه 270
شرط عمومي يا کلّي: ثبات بر جاده راستي و درستي به درجه اي باشد که هيچ آفريده را بر آن سخن نرسد 271
شرايط اختصاصي يا شرط رعايت اصناف اربعه 271
صنف اوّل: حرم هاي بزرگ 272
حکايت/ فرستادن التونياش به حكومت خوارزم توسط سلطان محمود و فرار التونياش از شرّ جميله قندهاري 273
حکايت / رقابت خواجه احمد حسن با خواجه حسنك متكاني بر سر وزارت 275
صنف دوّم: مراقبت ابناء ملوك 279
حكايت/ مقايسه رفتار خواجه احمد حسن و حسنك متكاني با مسعود غزنوي 282
صنف سوّم: امراء بزرگ 285
خواجه احمد حسن و علي خويشاوند 285
حکايت / سلطان محمود و دابشليم هند 288
صنف چهارم: ساير ملازمان 293
فرقه اوّل: ندماء مجلس جشن 293
حکايت / تعبير خواب فضل ربيع توسط ابوالحسن معبّر که از احفاد ابن سيرين بود 295
فرقه دوّم: اصحاب سيف و ارباب قلم 296
وصيّت عبدالحميد احمد به پسر خود در موازنه درجات مهّمات مملکت به احوال کتّاب 296
حکايت / سخن محرمانه انوشيروان از خفايا و اسرار ملکي با بوذرجمهر حكيم 297
حکايت / هلاكت ناصر ميکال را اکثر خلق از تهيّج خواجه احمد دانستند 299
حکايت / کابوس هاي نظام الملک در سالگرد کشتن عبدالملک کندري 300
حکايت / گزارش ده تن از کتّاب به الب ارسلان در تهمت خيانت نظام الملک به ملک و مال 302
شرط چهارم / رعايت جانب خلايق 303
حکايت/ پيشنهاد نظام الملک به سلطان الب ارسلان براي گريز از مرگ و بليّه به نقل از تاريخ باستان 304
انجامة کتاب 307
10. ضمائم 308
وصيّتنامة خواجه 308
کتابشناسي 311
چکيدة انگليسي 314

چكيده
اين رساله مشتمل است بر تصحيح انتقادي کتاب موسوم به دستور الوزاره يا وصاياي خواجه نظام الملک طوسي. اين کتاب بنابر تحقيقات نگارنده در نيمه سده هشتم به دست يکي از نوادگان خواجه نظام الملک طوسي، به زبان فارسي و به نثري استوار در سه فصل تحرير و تنظيم يافته است: مقدمه در احوال خواجه نظام الملک، فصل اول در تحريض فرزند خواجه به ترک وزارت و مخاطرات آن، فصل دوم در آداب وزارت.
اين کتاب دست کم به دو علت از همان آغاز تدوين محل توجه عالمان و نويسندگان و کاتبان و عموم ديوانيان بوده است: يکي انتساب آن به وزير پراعتبار ايراني، خواجه نظام الملک طوسي، و ديگري محتواي آن که علاوه بر اشتمال بر آداب و آيين وزارت و حکومتداري همراه با نقل حکايات تاريخي، حاوي مباحث نظري و عملي قابل توجهي درباره موضوع تعليم و تربيت، و اخلاق سياسي است. از همين رو است که از اين کتاب نسخه هاي بسيار زيادي در کانونهاي مختلف نسخه نويسي فراهم آمده، چنانکه نگارنده بر وجود دست کم 70 نسخه از اين کتاب در کتابخانه هاي داخل و خارج ايران آگاه شده و بر 35 نسخه از آنها دست يافته است.
نگارنده در پيشگفتار مفصّلي که براي اين کتاب تهيه کرده، به تفصيل مباحثي چون حيات خواجه نظام الملک، جست و جوي آثار شناخته و ناشناخته، و طبع شده و طبع ناشده خواجه، رديابي آثار خواجه بويژه دستور الوزاره در تحقيقات خاورشناسان و محققان ايراني، و بالاخره معرفي همه جانبه کتاب دستور الوزاره و بيان وجوه اهميت آن، و نيز مقايسه آن با سير الملوک خواجه.
اين کتاب به رغم رواج و شهرت با ابهامات عميق و متعددي همراه بوده است. از جمله درباره نويسنده يا نويسندگان، زمان تأليف، اختلاف گسترده کاتبان در ضبط نام کتاب و مؤلف و … .
با نظر به اين زمينه ها و دشواريها، در مقدمه اين رساله سعي شده تا از ميان انبوه اين داده هاي ضدّ و نقيض به رأي نسبتاً درست و مقبولي دست يافت. براي مثال در اين رساله با تحقيق و جستجوي بسيار براي اولين بار ثابت شده که نويسنده اين اثر برخلاف ادعاي بسياري از کاتبان و نيز محققان معاصر، مولانا عبدالوهاب العدني بوده است.
در تصحيح اين اثر از شيوه بينابين، كه هم قوّت اجتهاد شيوه التقاطي و هم احتياط و دقت شيوه مبتني بر نسخه اساس را يک جا دارد، استفاده گرديد. به علت تعدّد نسخه ها و براي آسانتر شدن کار تصحيح و ارجاع به نسخه بدل ها، تمامي نسخه ها پس از بررسي و تبارشناسي به سه گروه متمايز تقسيم گرديد. چون در ارزش گذاري نسخه ها بر اساس سه عنصر قدمت، صحّت، و اصالت، اعتبار گروه اوّل(حاوي اين هر سه عنصر) بيش از سايرين بوده، براي مقابله كامل، عمدتاً از نسخ اين گروه، و از نسخ دو گروه ديگر در موارد اضطرار و براي رفع ابهام استفاده شد. بدين ترتيب نسخه اساس نسبي با 8 نسخه معتبر به صورت كامل، و با 15 نسخه ديگر به صورت موردي مقابله گرديد.

مقدّمة مصحّح
“نظام الملك در وصيت نامه خويش نبشته است كه: عليكم بالهمّه فانّها تستتبع الجدّ و الجدّ لا يتأخّر عن الجدّ؛ همّت بلند را شعار خود سازيد كه همّت، منشا جدّ است و هركجا جدّ و جهد سراپرده زد، دولت و اقبال در ظلّ او اقامت نمودند.”1 رضي‌الدّين ابوجعفر محمد نيشابوري(د598 ق.) در رساله مكارم اخلاق.

“وزير نيك، پادشاه را نيكو سيرت و نيكو نام گرداند، و هر پادشاهي كه او بزرگ شده است و بر جهانيان فرمان داده است و نام او تا به قيامت به نيكي مي برند، همه آن بوده اند كه وزيران نيك داشته اند.”
نظام الملك در سير الملوك، فصل 41.

“كتابي ديگر به سبك و روش سيرالملوك و از همان قلم در باب خطرها و مسئوليتهاي منصب وزارت به عنوان”نصايح(يا وصاياي) نظام الملك” موجود است كه آنرا خطاب به فرزندش فخرالملك تهيه نمود … اين كتاب از اوراقي كه از آن وزير بزرگ يعني نظام الملك باز مانده و از اخبار شفاهي كه نقل شده توسط مؤلف ناشناسي درحوالي قرن نهم هجري به هم گرد آورده شده و به نام فخرالدين حسن، يكي از احفاد نظام الملك از نسل دوازدهم اهدا گشته.”2 هرمان اته در تاريخ ادبيات فارسي.

1. خواجه نظام الملك
سيّدالوزرا قوام الدّين ابوعلي حسن بن علي بن اسحاق، مشهور به خواجه نظام الملک طوسي، از رجال سرشناس ايراني است که علم و اخلاق و سياست را در هم آميخت و قريب 30 سال3 در نقش وزير با اقتدار و اتابک با درايت سلطان آلب ارسلان و جلال الدين ملکشاه سلجوقي در يکي از مهمترين مقاطع تاريخ اسلام و ايران نقش بارز و کم نظيري ايفاء کرد. در زمان او بود كه وسعت سرزمينهاي اسلامي به بزرگترين حد خود در طول تاريخ بعد از اسلام4 رسيد و امپراتوري پرمدّعاي غرب با ذلّت و خواري به اسارت مسلمانان درآمد.5 ابن اثير درباره اهميت خواجه نظام الملك نوشته است که دولت سلجوقى دولت نظام الملک است.

1-1. زندگي نامه
ابوعلي فرزند خواجه ابوالحسن علي بن اسحاق كه يك دهقان زاده طوسي بود در كودكي در اين شهر مقدمات علوم عقلي و نقلي را فراگرفت و در سن يازده سالگي حافظ قرآن كريم شد. او سپس به شهرهاي بزرگ خراسان رفت و علوم زمان خويش را فراگرفت. پدرش ابوالحسن علي در خدمت ابوالفضل سوري كه از جانب محمود غزنوي حكمران خراسان شده بود قرار گرفت و ابوعلي در يك خانواده ديواني(اداري و حكومتي) رشد كرد و چون پدرش به اداره مالي و حكومتي طوس رسيده بود و در آن زمان بيشتر مشاغل موروثي بود، لذا ابوالحسن علي فرزند خود را براي امور ديواني تربيت كرد.6
در زمان استيلاي سلجوقى ها بر خراسان كه از ???ق آغاز شد و حكومت بلخ با ابوعلي بن شاذان بود، خواجه كه بيش از بيست سال از عمرش نگذشته بود به خدمت حاكم بلخ درآمد و چون ابن شاذان بعد از استيلاي چغري بيك، پدر آلب ارسلان، بر بلخ به وزارت او رسيد، خواجه هم رفته رفته به دربار پادشاهان سلجوقي راه يافت. در زمان حاكميت الپ ارسلان بر خراسان، خواجه به سال ???ق به وزارت او در آن خطه منصوب شد. و بدين ترتيب بر اثر شايستگي و كارداني به وزارت بزرگترين پادشاهان ايراني نائل آمد.7 خواجه در زمان وزارت نيز “يك نفر وزير ديواني عادي نبود، وي در عين اينكه به تدبير امور مملكت و انتظام ديوان اشتغال داشت به ترتيب كارهاي جنگي و تعبيه لشكرها نيز قيام مي كرد.”8 او در روزگاري وزارت سلجوقيان را بر عهده داشت كه بزرگترين بحران هاي عقيدتي – سياسي، جامعه را تحت تأثير قرار داده و اساس قدرت سلجوقيان را تهديد مي كرد. به ويژه آنكه جوانان پرشور و شوق و در جستجوي نام را به خود جلب مي كرد.9 شارل شفر نيز در مقدّمه خود بر سياست نامه، اين دوره را كه اواخر قرن يازدهم عيسوي است ايّامي پرآشوب و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره نقوش هندسی، دوره قاجار، نقوش حیوانی Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع سلطان محمد، خواجه نظام الملک، سلسله مراتب، دانشگاهها