دانلود پایان نامه درمورد آداب اجتماعی، فلسفه یونان، اندیشه سیاسی، عناصر فرهنگی

دانلود پایان نامه ارشد

ارد از این طریق زیبایی را ازآن خود می‌سازد.» (همان، ۵۳)
اشراف عوامل انتقال بی‌تغییر شکل زندگی از نسلی به نسل دیگرند. ولی پرورش نیک و تربیت آگاهانه جوانان برای به دست آوردن آرمان اشرافی و انضباط و خو گرفتنشان به رسوم درباری و قواعد اخلاقی، باید به آن عوامل افزوده شود. تربیت سختگیر برای شکل بخشی به شخصیت انسانی از طریق پند و اندرز مداوم و رهبری معنوی، علامت مشخصه اشراف یونانی در همه جا و در همه اعصار و قرون است. در این فرایند، پرورش جوانان، تربیت به معنی اخص است یعنی شکل بخشی به آدمی مطابق الگویی ثابت و معین. یونانیان همیشه بر اهمیت چنین الگویی ثابت، آگاه بودند. اما در ایلیاد و ادیسه نیز انسان معنای مشابه‌ای دارد:
«والا‌ترین معیار شخصیت مرد، در اودیسه نیز آرمان سنتی توانایی در جنگاوری است. ولی باید ارجگذاری به فضایل روحی و اجتماعی نیز به آن افزوده شود. پهلوان هرگز از یافتن توصیه‌ای عاقلانه ناتوان نمی‌ماند و در هر موقعیتی می‌داند که چه باید بگوید مزیت اصلی پهلوان زیرکی است.. در یونان فضیلت اصلی زن «زیبایی» است. اهمیت زیبایی در مورد زن‌‌ همان گونه بدیهی است که اهمیت مزایای جسمی و روحی در مورد مرد.» (همان، ۶۳)
لازم به تذکر است که زن تنها موضوع اشتیاق شهودی مرد نیست، بلکه به عنوان کدبانو و فرمانروای خانه از موقعیت اجتماعی استواری بهرهور است، و در این مقام فضیلت او عفت و خردمندی در خانه داری است. «پنلوپه»12 در ادیسه بار‌ها به علت خردمندی و عفت و هوشیاریش در ادارهی امور خانه مورد ستایش قرار می‌گیرد. ولی زیبایی «هلن»13 که باعث بدبختی تروآ شده است به تنهایی کافی است که پیرمردان شهر در برابرش سپر بیفکنند و همه تقصیر را به گردن خدایان بنهند. این زن بعد از سقوط تروآ با همسراولش به «اسپارت»14 برمیگردد و درحماسه ادیسه همچون نمونه بانویی محترم و الگویی زیبایی و برازندگی روی می‌نماید. با مهمان جوانش «تلماک»15 گفتگو می‌کند و حتی پیش از آنکه تلماک را به او معرفی کنند به مهربانی از شباهت عجیب مهمان جوان با پدرش ادیسه وار سخن می‌گوید و با گفتار و رفتار خویش ثابت می‌کند که در رعایت همه رسوم و آداب اجتماعی استاد است.» (همان، ۶۴)
موقعیت اجتماعی زن دریونان هرگز به بلندی مقام او در اواخر دوران سلحشوری هومری نبوده است، پنلوپه در عین بی‌کس و بی‌یاوری با اعتماد به نفس کامل رویاروی گروه خواستگاران می‌ایستد، زیرا هیچ تردید ندارد که همه مردان، حیثیت زنانگی‌اش را محترم خواهند داشت. رفتار با نزاکت اشراف با بانوان طبقه خودشان حاصل فرهنگ دیرپا و تربیت اجتماعی خاص این طبقه است. احترام به زن نه تنها به خاطرسودمندیش درخانهداری است و نه از آن جهت که مادر کودکان مشروعی است که بقای نام خانواده بسته به وجود آنهاست، «هرچندگروه اشراف که به پاکی تبار خود می‌بالند زن را بدان سبب هم که مادر نسل آینده است محترم می‌دارند. نقش عمده زن این است که حامل و حافظ اخلاق و سنت اشرافی است و این حیثیت معنوی او دررفتار عاشقانه مرد نیزتأثیر دارد.» (همان، ۶۵)
بیشتر اوقات والا‌ترین ارزش‌ها هنگامی اعتبار دیرپا می‌یابند و دارای نیروی لازم برای به حرکت آوردن درون آدمیان می‌شوند که در جامعه هنرعرضه شوند. هنر نیروی نامتناهی برای دگرگون ساختن روح آدمی دارد و یونانیان این نیرو را «روان درمانی رهنمودی»16 می‌نامیدند. زیرا هنر یگانه عاملی است که دو شرط اساسی تأثیر تربیتی را درخود جمع دارد: اعتبار عمومی و اثربخشی ازطریق احساس مستقیم و به علت اتحاد این دو خاصیت، اثرش در روح آدمی، هم قویتر از اندیشه فلسفی است و هم نیرومند‌تر از خود زندگی واقعی. زندگی واقعی از طریق احساس مستقیم اثرمی بخشد ولی رویدادهای آن از یک سو فاقد اعتبار عمومیاند و از سوی دیگر به قدری با امور اتفاقی آمیخته‌اند که ممکن نیست اثری عمیق و دیرپا در روح باقی بگذارند. فلسفه و تفکر مجرد، به مقام کلیت و اعتبار عمومی نایل می‌شود و در ماهیت اشیاء راه می‌یابد ولی تنها درکسی اثر می‌کند که به نیروی تجربه خویش، روشنی و جانداری زندگی شخصی به آن ببخشند. شعر، هم برآموزش حقایق عقلی کلی برتری دارد و هم بر رویدادهای اتفاقی زندگی شخصی، هم به گمان ارسطو فلسفی‌تر از زندگی است و به سبب تمرکز واقعیت ذهنیش، زنده‌تر از فلسفه می‌باشد.
کمدی الهی دانته17 یگانه حماسه قرون وسطایی است که نه تنها در محیط قوم خود او بلکه درمیان همه اقوام و ملل جایی استوار و همیشگی یافته و علت این امر‌‌ همان است که حماسه‌های هومری را جاویدان ساخته است. با اینکه بینش عمیق و فراگیرش برزندگی، و کلیت تصویر انسانی که در آن نمایان است، آن را به مقامی برکشیده است که ذهن انگلیسی نخستین بار با پیدایی شکسپیر18 و ذهن آلمانی با پیدایی گوته19 توانسته‌اند به آن راه یابند. شعر ابتدایی کهن فقط در صورتی می‌تواند ارزش جهانی بیابد که با وجود صبغه قومیش که شرط گریزناپذیر هر شعر اصیل است، از حیث اعتبار عام انسانی در عالیترین مرتبه باشد.
«بی‌گمان ضرورتی روانی سبب شده است که انسان یونانی که عمل دلیرانه آدمی در نظرش والا‌ترین چیزهاست خطر فاجعه آمیز نادانی و ناتوانی از تفکر خردمندانه را همچون نیرویی اهریمنی و تناقضی ابدی میان اراده و عمل بینگارد، و انسان آسیایی به سائقه حکمت مبتنی بر اعتقاد بر تقدیر دربرابر آن سپر بیندازد و بی‌عملی و نفی خود پناه ببرد. راه دراز معرفت آدمی بر سرنوشت، بدین جمله هراکلیت20 می‌انجامد: خوی آدمی سرنوشت اوست و شاعر ایلیاد که شخصیت آشیل را آفرید، نخستین کسی بود که این راه را پیمود.» (همان، ۹۷، ۹۸)
در سراسر حماسه هومری اندیشه فراگیر فلسفی درباره طبیعت انسانی و قوانین ابدی حاکم بر جهان جلب توجه می‌کند. این اندیشه همه عوامل اساسی زندگی آدمی را می‌شناسد ودرباره آن‌ها داوری می‌کند. شاعر حماسه هر واقعه و هر سیرت فردی را در روشنایی شناخت کلی خود بر ماهیت امور و اشیاء به دقت می‌نگرد.
«در حماسه هومری بذر فلسفه یونان نهفته است و این اندیشه از هر حیث نقطه مقابل اندیشه شرقی است که خدا را یگانه عامل همه رویداد‌ها می‌انگارد و آدمی را صرفاً وسیله و آلت فعل خدایی می‌داند. هومر به طور قاطع آدمی و سرنوشتش را درمقام مقدم قرار می‌دهد ولی در عین حال او را ازدیدگاه والا‌ترین اندیشه‌ها و مسائل کلی و ابدی زندگی می‌نگرد.» (همان، ۱۵۲)
هزیود21 برعکس هومر که اشرافیت را تصویر می‌کند به فرهنگ روستایی می‌پردازد. حماسه هومری مبین این واقعیت است که فرهنگ با پیدایی آرمان اشرافی و پرورش سجایای مختص انسان دلیر و اشرافی آغاز می‌شود و هزیود از روی دومین منبع فرهنگ وتمدن پرده بر‌می‌دارد که عبارت است از ارزش کار. زندگی بی‌خیال طبقه حاکم هومری نباید ما را به اشتباه بیندازد.
زمین یونان ساکنانش را همیشه به کار سخت و مدوام ناچار ساخته است. هردوت این مطلب را تایید می‌کند ودرمقام مقایسه یونان با اقوام و سرزمین‌های غنی می‌گوید: «فقر همیشه برای یونان امری فطری بوده است» ولی یونانیان ازطریق خردمندی و قانون، فضیلت بدست آورده‌اند و یونان در برابر فقر و اسارت به یاری فضیلت ازخود دفاع کرده است.
«هزیود داستان‌های را ترجیح می‌داد که دیدگاه بدبینانه و واقعگرای روستاییان را بیان می‌کردند یا علل دشواریهای اجتماعی مردمان سختکوش روستا را تشریح می‌نمود. مثلاً شاعر ما پاسخ سوال خود را از علت همه زحمات و تلاش‌های آدمی، درداستان پرومتهئوس22 می‌یابد. حکایت پنج عصر جهانی علت فاصله عظیمی را که میان محیط زندگی او و دنیای درخشان هومری وجود دارد، روشن می‌سازد و آرزوی آدمیان را به اعصار بهتر و زیبا‌تر توجیه می‌کند و داستان پاندورا نشان می‌دهد که علت حقیر شمرده شدن زن درجامعه این است که باعث همه بدبختیهای آدمی، زن است در حالیکه دنیای سلحشوری و جوانمردی هومری با این اندیشه به کلی بیگانه بود.» (همان، ۱۶۲)
«هزیود برای نخستین بار آرمانی را وارد فرهنگ روستایی کرد که کانون همه عناصر فرهنگی گردید، و متمرکز ساختن آن‌ها را در شکل حماسی امکان پذیر ساخت؛ این آرمان، آرمان عدالت بود. قواعد اخلاقی و کلمات قصار درباره اینکه آدمی چه باید بکند و چه نباید بکند، می‌آورد. وسیله ارتباط میان دو بخش شعر، اندیشه اصلی اثرمنظوم است، یعنی بهم پیوستگی کاروعدالت.» (همان، ۱۲۱)
کار برای آدمی وظیفه‌ای است دشوار و درعین حال ضروری، و برای کسی که با دسترنج خود معاش خویش را هرچند به سختی تأمین می‌کند، به مراتب سودمند‌تر از حرص دور از عدالت و چشم دوختن به مال دیگران است. این فلسفه زندگی برای هزیود شاعر، بر قانون ابدی نظم جهان مبتنی است، نظمی که هزیود متفکر در تصورات دینی اساطیری باز میشناسد. جوانه‌های تفسیر فلسفی داستان‌های اساطیری را حتی در اشعار هومر نیز می‌توان یافت، ولی هزیود نخستین کسی است که در اثر بزرگ خود پیدایش خدایان و تمامی اسطوره را به صورت نظام فلسفی فراگیری منظم ساخت.
آنچه هزیود به ما می‌نمایدکل زندگی روستایی است: او اندیشه عدالت خودرا که پایه هرگونه زندگی اجتماعی است به دنیای طبیعی روستایی و کار و زحمت پیوند می‌زند و بدین سان به این دنیا نیرویی تازه و جاودانگی می‌بخشد. زندگی پرزحمت و یکنواخت مردروستایی را در آیینه‌ای آرمانی و تشویق کننده در برابرچشم او می‌دارد و این اندیشه را به او القاء می‌کند که دیگر نیازی ندارد به اینکه زندگی طبقهی بالا راکه تاکنون آرمان زندگی و فرهنگ را در آن می‌دید به چشم غبطه بنگرد، بلکه می‌تواند در محیط زندگی و فعالیت خود، هرچند سخت و مشقت بار است، معنی و هدفی بزرگ بیابد. از زمانی که هزیود به جای هومر نشست نیروی خلاقه شعر، عاملی برای شکل بخشی به جامعه و تربیت فردی و اجتماعی گردید. این نیرو که به مراتب بزرگ‌تر از اشتیاق به آموزگاری و پنددادن است، از اراده شاعر بر راه یافتن به طبیعت حقیقی امور و اشیاء نشأت می‌گیرد و این اراده برشناخت عمیق شاعر از تمامی محیط خویش مبتنی است. او آگاه شده بود که نفاق و نزاع و بی‌عدالتی شالوده نظم کهن اجتماعی را در معرض خطر قرارداده است، و این آگاهی چشم او را برای دیدن آن پایه اصلی که زندگی جامعه و فرد برآن استوار است بازکرده و به دیدن معنی ساده و اصلی زندگی توانا ساخته بود.

2-1-1-1-2- فردیت و شهر
دردوران اسپارت‌ها و شکل گیری شهر انسان موجودی سیاسی شد و فردیت معنای خود را که بوسیله هومر و هزیود بدست آورده بود از دست داد و فرد برای جامعه شدن و برای خویشتن وبعدها با پیدایش دولت شهر، اندیشه سیاسی پهلوانی قوت بیشتر یافت و در سراسر تاریخ یونان به زندگی ادامه داد. آدمی همچون موجودی سیاسی هنگامی به کمال می‌رسد که یادش در جامعه‌ای که درآن زندگی کرده و برای آن مرده است، پایدار بماند. نخستین باردر دوره‌ای که ارزش جامعه و دولت، ودر حقیقت ارزش زندگی این جهانی مورد تردید قرارگرفت و روح فردی روز به بروز ارزش بیشتر یافت و در مسیحیت به اوج کمال رسید.
با مشاهده بازنمود شهر در تئاتر و بررسی تغییر در آن، میتوانیم دریابیم که چه چیزهایی در شهر تغییر یافته و این تغییرات چه عواقبی را برای مردم آن دوران در پی داشته است. جن هاروی بر این باور است که :
«در قرن چهارم تا ششم قبل از میلاد مسیح،یونان قدیم توسط نظام دولت شهر اداره میشد.یکی از این دولت شهرها شهر آتن بود که ایدهی تاسیس آرمان شهر را مبنای کار خود قرار داده بود که به واسطهی نظام دموکراسی اداره شود.بدین ترتیب همهی افرادی که شهروندان محسوب میشدند و بردگان،بیگانگان،زنان و کودکان جزء شهروندان محسوب میشدند و بردگان، بیگانگان، زنان و کودکان جزءشهروندان به حساب نمیآمدند.در این برهه درام توانست به شکلی تاثیرگذار روند شکلگیری هویبت شهری را در جریان دموکراسی و فراز و نشیب های آن روی صحنه ببرد.»(هاروی:31،1393)
یونانیان برای دولت شهر جنبه الوهیت قائل بودند بدین معنی که میان فضیلت شهروندی و سلامت جامعه رابطه‌ای مبتنی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع برابری جنسیتی، نابرابری جنسیتی، قوانین داخلی، قوانین داخل Next Entries دانلود پایان نامه درمورد افکار عمومی، شعر غنایی، طبقه حاکم، طبیعت انسان