پایان نامه ارشد درمورد اعجاز قرآن، زیباشناسی، معانی و بیان، علوم قرآن

دانلود پایان نامه ارشد

2-1)تاریخچه علم بلاغت
«علم بلاغت آمیخته با نقد ادبی از دیر باز در میان ملل متمدن رواج داشته است.به شهادت جاحظ ایرانیان در ادوار قبل از اسلام کتابهایی در باب بلاغت داشته‌اند.
با وجود این که هیچ اثر بلاغی از ایرانیان پیش از اسلام باقی نمانده است ولی بر اساس موزونیت بخشهایی از اوستا و شعر گونگی «درخت آسوریک»و«یادگار زریران»و پاره‌ای «فهلویات»می‌توان به خوبی دریافت که در کنار شعر اصول آن نیز-چون نقد و بلاغت-موجود بوده است. حتی یونانیان به خاطر ارتباط با ایران از سیطره نفوذ فرهنگی و معنوی ایرانیان به دور نبوده‌اند.
در یونان باستان، از زمان سقراط بازار مباحثه و نقد ادبی گرم بوده است.افلاطون در رساله‌های خود به نقد نظریات استاد خود-سقراط-پرداخته و ارسطو نیز آراء و نظریات معلم خود«افلاطون»را در کتاب معروف«فن شعر»درباره زیباشناسی، نقد بررسی کرده است. ارسطو در بخشی از کتاب «انواع اسم»بحثی دستوری-بلاغی دارد که در ضمن آن به بحث مجاز و انواع آن پرداخته است، سپس گفتاری در باب فصاحت دارد که احتراز از رکاکت و ابتذال وکلمات وحشی و بیگانه را لازمه سخن فصیج می‌شمارد»(علوی مقدم ،1386:ص8).
این فن ادبی حتی در قرون بعد از میلاد تا پایان قرون وسطی و شروع عصر رنسانس به همان شکل ارسطوئی خود پا برجا بوده و طرفداران مکتب کلاسیسم نیز در قرن هیجدهم از آن پیروی می‌کرده‌اند ولی با ظهور«مکتب رمانتیسم»-که یکی از اصول آن فرو ریختن دیوار تقلید از آثار کهن و سر پیچی از قواعد«کلاسیسم»بود و به قول آنها شور و احساس واقعی را تباه میکرد-
اساس آن متزلزل شد و شاخه‌های تازه‌ای پیدا کرد که هر یک به صورت علم جدیدی در پهنه ادبیات جهان ظاهر شد.مانند معنی‌شناسی، آواشناسی، سبک‌شناسی (و نقد ادبی خاص به معنای)Literary criticism)-Stylis tics
2-3)بلاغت درادبیات عرب
عرب قبل از اسلام به شعر و شاعری علاقه بسیار داشته.از نکته سنجی‌ها و مباحثات شاعری آنان روایاتی در کتابهای نقد ادبی و تاریخ ادبیات باقیمانده است
.ولی اصل وجود ادبیات عصر جاهلی عرب، با نوعی تردید و دو دلی آمیخته است.چنان که از قدما ابن سلام جمحی(ادیب بصری صاحب طبقات الشعراء متوفی 236 ق)، بسیاری از آثار ادبی را منحول شمرده و معتقد است بیشتر آثار بجا مانده از شعرای جاهلی و اسلامی مجعول و منحول است و بعضی از آنها را جامعان و راویان شعر از خود ساخته و به شاعران نسبت داده یا افراد قبایل سروده و به شاعران خود نسبت داده‌اند.
اندیشه انتحال شعر جاهلی عرب موافقان و مخالفانی داشته و دارد.از معاصران، طه حسین ادیب فقید مصری با گفتارهای روزهای چهارشنبه«حدیث الاربعاء»در یکی از جراید مصر به شرح نظریه خود درباره اعتقاد به انتحال شعر عرب پرداخت که مجموعه این گفتارها در کتابی به همین نام و پاره‌ای دیگر در مجموع«من تاریخ الادب العربی» فراهم آمده است.این ادیب نابینا، سر انجام در برابر اندیشه‌های قومی قرار گرفت و مجبور شد در بیان اندیشه‌های خود که فرهنگ عرب را زیر سؤال می‌برد راه اعتدال در پیش بگیرد.
اما، وجود جعل در شعر عرب، دلیل بر انکار مطلق شعر جاهلی نیست و به گفته آقای دکتر عبد الحسین زرین کوب:«جعل این اشعار به نام شاعران نشانه اسلوبی ممتاز و مرتبط به عصر جاهلی است ». عصری که شاعران در مجالسی مانند«سوق عکاظ» گرد آمده شعر خود را بر یکدیگر می‌خواندند و داورانی چون نابغه ذبیانی-که خود شاعر بود-به قضاوت در باب بلاغت و ارزشهای صوری و معنوی شعر آنان می‌پرداخت.وبه اعتقاد اهل ادب آیات شریفه «الرحمن علم القرآن خلق الانسان علمه البیان» نشانگر مقام رفیع عرب جاهلی در علوم بلاغی است .
2-اما بلاغت به معنای واقعی و مستقل از علوم زبانی از زمان رشد و شیوع اسلام در میان مسلمانها رواج چشمگیری یافته است و بدین جهت ما آن را بلاغت اسلامی(Islamic Rehtoric)می‌نامیم.چه این فن یکی از علوم قرآنی است که با نگرش زیباشناسی و کنکاش مسلمانان در باب اعجاز قرآن جوانه زد و به سرعت رو به شکوفائی نهاد، به طوری که قدما در تعریف آن گفته‌اند:«علمی که دقایق و اسرار عربی با آن شناخته می‌شود و از وجوه اعجاز قرآن پرده بر می‌دارد ».(اسفندیارپور،1383،ص17)
سیوطی می‌گوید:«نویسندگان و شعرای عرب با این نگرش در جزالت و نظم بدیع و حسن سیاق و دقت در محاسن ادبی قرآن علوم معانی و بیان و بدیع را دریافته‌اند».
ابو هلال عسگری نیز در مقدمه کتاب خود می‌گوید:بالاترین و لازمترین دانشها پس از شناخت خدای تعالی، علم بلاغت است و آگاهی از فصاحت، زیرا با آنها می‌توان به اعجاز قرآن پی‌برد.
جار الله زمخشری که تفسیر معروف خود(الکشاف) را از بعد زیباشناسی قرآن به تحریر در آورد در مقدمه اثر خود می‌نویسد:هر چند فقیه، گوی سبقت را از اقران خود برباید و متکلم در علم کلام مبرز و بر جسته شود و در علم حدیث، محدث سر آمد روزگار باشد و سخنور در فن خطابه استاد مسلم روزگار گردد و در علم نحو هم اسیبویه فارسی بگذرد:اما جز با فرا گرفتن دانش معانی و بیان هرگز به کمال نخواهد رسید.
البته منظور زمخشری از«معانی و بیان»تمام علوم بلاغی است که با آن پرده از اعجاز قرآن بر گرفته و فهم آن برای مسلمانان بهتر و کاملتر می‌شود.پس بلاغت اسلامی با قرآن شروع می‌شود و کم کم نصج و رواج پیدا می‌کند و در قرون بعد به اوج تعالی می‌رسد.
با این بلاغت اسلامی را نمی توان چیزی جدا از بلاغت و نقد یونانی فرض کرد، چه تأثیر حکمت ارسطو در بین متکلمان مسلمان و انتشار کتابهای منطق یونانی در میان ایشان، باعث تأثیر بلاغت، نقد ادبی و حکم یونانی در بلاغت اسلامی گردید.
قدامة بن جعفر(حکیم و کاتب مسیحی که به دست المکتفی بالله عباسی اسلام آورد و سه اثر معروف:الخراج نقد النثر و نقد الشعر از آثار اوست)در بررسی‌های ادبی خود خصوصا در باب مبالغه، از تأثیر ارسطو و تعلیمات او بی‌بهره نبوده است.عبد القاهر جرجانی نیز از طریق کتابهای ابن سینا از تعلیم حکمای یونان استفاده کرده و دو اثر بزرگ«اسرار البلاغه»و«دلائل الاعجاز»او یاد آور«فن شعر»و«فن خطابه»ارسطو است.
نخستین بار بحث تأثیر بلاغت یونان در بلاغت اسلامی را دکتر طه حسین-ادیب روشن ضمیر مصری-در کنگره مستشرقان در لیدن(یازده سپتامبر 1931)طرح کرده (56) و افزوده است که‌ بلاغت اسلامی در آغاز نشأت از بلاغت عربی و یونانی و ایرانی مایه ور شده است و ارسطو تنها در فلسفه پیشگام نیست بلکه از جنبه مسائل بلاغی هم می‌توان ارسطو را از پیشگامان دانست.
کتاب الشعر یا پویتیکا(بوطیقا)ی ارسطو در قرون اولیه اسلامی سه مرحله را پشت سر گذاشته است: 1-ترجمه از زبان یونانی به سریانی و پس از آن به عربی که مترجم آن ابو بشر متی بن یونس منطقی (استاد فارابی پزشک و فیلسوف نسطوری م 350 ه-) بوده است.
2-تلخیص و تفسیر کتاب مزبور توسط چند دانشمند.
3-تأثیر این کتاب در آثار بلاغی قرن چهارم هجری خصوصا در«نقد الشعر»قدامة بن جعفر و«منهاج البلغای»حازم قرطاجنی.
بخش سوم کتاب«فن خطابه»ارسطو نیز همان چیزی است که در ادب عربی«بلاغت»نامیده می‌شود و مباحث این فصل نه تنها اختصاص به زبان یونانی ندارد بلکه به تمام زبانها و ملت‌ها تعلق دارد. ترجمه این کتاب به عربی در پیدایش«نقد الشعر» قدامة بن جعفر، «اسرار البلاغه»و«دلائل الاعجاز» شیخ عبد القاهر تأثیر شگفتی داشته است.(همان/ص19)
و خلاصه این که مقارن با پایان یافتن خلافت عباسی، بلاغت اسلامی آمیزه‌ای بود از اقوال حکما و متکلمین ادبا که شیخ عبد القادر جرجانی به آن نظم تازه‌ای بخشید.
در نوشته‌های جاحظ به واژه‌هائی چون استعاره و کنایه و حقیقت و مجاز بسیار بر می‌خوریم و همین دلالت دارد بر این که در وضع این اصطلاحات، متکلمان قدم پیش نهاده‌اند.جاحظ در«البیان و التبیین»نه این اصطلاحات را طبقه‌بندی کرده و نه تعریف و آمار روشنی از آنها به دست داده است، ولی می‌توان گفت ک او تدوین علوم بلاغی را آغاز کرده است.پس از جاحظ، ابن معتز از این اصطلاحات بهره گرفت وعقاید خود را در مورد بلاغت قرآن با آنها مطابقت داد و در«کتاب البدیع»اصطلاحات مذکور را به هنگام بیان محسنات سخن، مورد استفاده قرار داد و بدین ترتیب علم بلاغت پی ریزی شد.منظور ابن معتز از«البدیع»مفهوم عامی است که مورد بحث ماست یعنی«بلاغت»چنانکه اولین باب کتاب خود را اختصاص به استعاره داده و در همین کتاب از تشبیه و کنایه سخن گفته است.
نکته دیگر، آمیختگی مباحث بلاغت با یکدیگر است.پیش از شیخ عبد القاهر-که فن معافی را از بیان و بدیع جدا کرد-همه موضوعات بلاغی درهم آمیخته بود و در ضمن علوم ادبی و لابلای مباحث قرآنی مطرح می‌شد که آن را«علم معانی نحو» می‌خواندند.ابو عبیده معمر بن مثنی(م 280 ق)در کتاب«مجاز القرآن»کلیه مفاهیم زیبائی‌شناسی قرآن مانند تشبیه، استعاره، کنایه، تقدیم و تأخیر، حذف، اضماء، تکرار مسند الیه و…را با عنوان«مجاز» مورد بحث قرار داد.علاوه بر کتاب«ابو عبیده»آثار دیگری از ابن در ستویه صاحب«اسرار النحو»، «اصمعی»مؤلف«اصمعیات»، سیرافی نویسنده«شرح الکتاب سیبویه و…»و بسیاری دیگر با این آمیختگی به تحریر در آمده است.
سرانجام به سال 274 هجری«ابن معتز»، «کتاب البدیع»را نوشت و تمام علوم بلاغی را به نام«بدیع» از دیگر علوم قرآنی جدا و مستقل ساخت.همزمان با «ابن معتز»«قدامة بن جعفر»که«نقد الشعر»خود را در تطبیق با«فن شعر»ارسطو رقم زده بود، در برابر عقاید سنت گرای ابن معتز قرار گرفت و طرفداران هر دو ادیب بازار بحث و جدل را رونق بخشیدند.از طرفی هر یک از مکتبهای کلامی در اثبات اعجاز قرآن و بحث درباره نکات بلاغی قرآن طریق خود را می‌پیمودند و این نیز در شکوفائی بحث‌های بلاغت نقش ارزنده‌ای را ایفا کرد.قاضی عبد الجبار معتزلی «اعجاز القرآن»را به مشرب اهل اعتزال و«قاضی ابو بکر باقلانی»با منطق اشاعره«اعجاز القرآن»را تألیف کردند.همچنین علی بن عیسی رمانی (م 386 ق)در کتاب نکت(النکت)فی اعجاز القرآن با استفاده از بحث‌های منطقی بحث‌های دقیقی درباره تشبیه و استعاره مطرح کرده است و عقید دارد که «بدیع یکی از جنبه‌های مهم اعجاز قرآن است ولی باقلانی باور او را در این باب مردود دانسته است». (همان/ص20)
علاوه بر سه کتاب فوق، دو رساله دیگر نیز در این باره تألیف شده است، 1-بیان اعجاز القرآن از ابو سلیمان حمد بن محمد بن ابراهیم خطابی. 2-الرساله الشافیه فی الاعجاز از عبد القاهر جرجانی.
آمیختگی مباحث بلاغت در قرن چهارم ادامه یافت.نقد ادبی نیز در لابلای متون تألیف شده بلاغت کم و بیش به چشم می‌خورد.چنان که ابو هلال عسکری(م 395 ق)کتاب«صناعتین»خود را در دو بحث عمده بلاغت-نظم و نثر-که با مباحث نقد ادبی پیوند داد نوشت و با آنکه علمای بلاغت«قدامة بن جعفر»را از ائمه این فن شمرده‌اند ولی می‌بینیم که کتاب«نقد الشهر»او بیشتر شامل مباحث نقد ادبی است تا بلاغت.حتی کتاب«البدیع»ابن معتز نیز خالی از مقالات تقد ادبی نیست.بعضی دیگر از آثار بلاغی این قرن که حاوی مطالب نقد ادبی نیز هستند عبارتند از:
1-عیار الشعر:از ابو الحسن محمد بن محمد بن ابراهیم طباطبا(م-322-ق) (این کتاب به تحقیق وتعلیق طه الحجازی و محمد زغلول در سال 1956 میلادی در قاهره به چاپ رسیده است).
2-الموازنه بین شعر ابی تمام و البحتری از حسن بن بشر آمدی(م 371 ق) 3-الوساطه بین المتبنی و خصومه از قاضی ابو الحسن علی بن عبد العزیز جرجانی(م.392 ق) قرن پنجم هجری نیز در تاریخ بلاغت اسلامی بسیار ارزنده است.آثار این دوره تکمیل و جمع آوری مباحث گذشته است، همان گونه که ابن رشیق قیروانی(م 463 ق)کتاب معروف«العمده»را درباره شعر و نقد شعر تألیف کرد و کوشید عقاید علمای‌بلاغت قبل از خود را جمع و تدوین کند.همچنین ابن سنان خفاجی(م 464 ق)کتاب«سر الفصاحه» را در این باب نوشته است.اما شخص‌ترین آثار بلاغی این قرن از شیخ عبد القاهر جرجانی است که وی کتاب«دلائل الاعجاز»را در شرح اصول علم معانی و «اسرار البلاغه»را درباره مباحث تشبیه و استعاره و….که از فروغ«علم بیان»می‌باشند تصنیف کرده در این جا باید از«جار الله زمخشری»مفسر و ادیب بزرگ

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع تاریخ ایران، قرن نوزدهم Next Entries پایان نامه ارشد درمورد معانی و بیان، ترجمان البلاغه، مقتضای حال، یونان باستان