منابع پایان نامه ارشد درباره ماقبل مدرن، دوران مدرن، افراد فعال

دانلود پایان نامه ارشد

سياسي به رقابت اضافه ميشود معناي اصطلاح مزبور كاملتر ميشود.
گرچه در متون قديمي سياست به معناي «پاس داشتن ملك، نگاه داشتن، حفاظت حراست، حكم راندن بر رعيت، رعيت داري كردن، مجازات كردن، حكومت، رياست و داوري» آمده (دهخدا، 1377 ج 9 ص 13866)، امروزه از آن «فرايند مداوم مذاكره‌اي» استنباط مي‌شود «كه حل مصالحه آميز منازعات را تضمين مي‌نمايد»1

2ـ رقابت سياسي از لحاظ اصطلاحي
همواره از رقابت سياسي به همزاد با مشاركت سياسي ياد ميشود و بين آن دو تفكيكي صورت نمي‌گيرد، در متون متعددي كه در اين باره به رشته تحرير درآمده يكي لازمه ديگري دانسته شده و تحقق يكي بدون ديگري، ناممكن قلمداد شده است. همچنين به هنگام طرح مسئله ماشين‌هاي انتخاباتي، يعني احزاب سياسي، از رقابت سياسي سخن به ميان آمده و ظاهراً كنش‌ها و واكنش‌هاي احزاب سياسي در سامان‌دهي سياسي امور، عين رقابت سياسي دانسته شده است2، به علاوه آنچه در اين باره به رشته تحرير درآمده، عموماً به طور كلي مقومات مقدمات، متفرعات، بنيادها و ملزومات رقابت‌سياسي را مورد توجه قرار داده است.
شايد بداهت اصطلاح رقابت سياسي، موجب بي‌نيازي از تعريف آن باشد، يا، احتمالاً چون با وجود مشاركت سياسي، رقابت سياسي حالتي عملياتي داشته، ذهنيت موجود دربارة آن عيني تلقي شده و بيشتر به تعريف مشاركت سياسي، عنايت شده است. به عنوان مثال «مايرون واينر» ضمن ده تعريف كه از مشاركت سياسي به عمل آورده، تعريف ذيل را انتخاب كرده است:
«هر نوع اقدام داوطلبانه، موفق يا ناموفق، سازمان يافته يا بي‌سازمان، مقطعي يا مستمر كه براي تأثيرگذاري بر انتخابات سياست‌هاي عمومي، اداره امور عمومي يا گزينش رهبران سياسي در سطوح مختلف حكومتي اعم از محلي و ملي، روش‌هاي قانوني يا غيرقانوني را بكار گيرد.»
تعريف مايرون واينر تا حد زيادي با جوهره رقابت سياسي تناسب دارد، در واقع هدف از رقابت سياسي نيز چيزي جز نوعي تأثير گذاري بر سياست كشور يا قدرت سياسي نيست، او مي‌گويد:
«وقتي از مشاركت كنندگان سخن به ميان مي‌آوريم، بعضاً منظورمان افراد فعالي است كه براي دستيابي به مناصب دولتي تلاش مي‌كنند، در همايش‌هاي عمومي حضور مي‌يابند، به احزاب سياسي مي‌پيوندند و ساعات زيادي از وقت خود را در امور عمومي صرف مي‌كنند»3
به همين جهت مي‌توان رقابت سياسي را مسابقه‌اي تصور كرد كه براي تصاحب و حفظ قدرت سياسي، توسط بازيگران سياسي صورت مي‌‌گيرد.
دربارة اين نوع تعريف از رقابت سياسي نكاتي قابل ذكر است:

اول ـ رقابت سياسي در طول زمان بويژه در دنياي غرب دستخوش دگرگوني‌هايي شده است از خشونت بار بودن در دوران ماقبل مدرن به مسالمت آميز و مبتني بر گفتگو بودن در دوران مدرن از حالت گريز از مركز داشتن به حالت متمايل به مركز بودن، از حالت برون سيستمي داشتن به درون سيستمي شدن، از جمعي و توده‌اي بودن به نهادي و قانونمند بودن، از هويتي بودن به اقتصادي و اجتماعي شدن، از تلاش براي دستيابي صرف به منافع به تلاش براي تحقق شايسته سالاري در امر حكومت تحول يافته است.
بطور كلي در اين تحول مهم دو عامل اساسي نقش داشته است:
1ـ از يك سو در نظام‌هاي سياسي با تبديل آنها از بسته (قطع ارتباط آنها با محيط سياسي) به باز (ايجاد ارتباط با محيط) تغييرات اساسي حاصل شده.
2ـ نوع مطالبات اجتماعي از هويتي به اقتصادي و اجتماعي تغيير يافته كه به نوبة خود حاصل مطالبات را از سركوب و خشونت به گفتگو، رقابت مسالمت آميز و پاسخگويي تغيير داده است.
دوم ـ براي عملياتي شدن چنين رقابتي وجود پيش شرط‌هاي ذيل لازم است:
تكثر سياسي، آزادي، اقتدار، نهادمندي فرهنگ رقابت، تكثر سياسي معادل پذيرش تنوع و تفاوت، و تعريف سياست به مثابه‌ي بازي است كه در آن گروههاي متعدد و متفاوت به منزله دو تيم در مقابل يكديگر قرار مي‌گيرند، هدفشان دستيابي به پيروزي است، به قواعد بازي احترام مي‌گذارند و بر آن اجماع دارند.
اجماع در مورد قواعد بازي، پراكندگي حاصل از تكثر را انتظار مي‌بخشد، به اين ترتيب پيروزي در بازي از يك سو به هماهنگي (اجماع روي قواعد بازي) و از سوي ديگر به مبارزه بستگي دارد.
حاصل جمع بازي نيز ممكن است، صفر (برد كامل يك تيم در مقابل باخت كامل تيم ديگر)، منفي (باخت هر دو تيم به معني از دست رفتن فرصت‌هاي سياسي براي هر دو تيم، طوري كه شرايط آنها پس از پايان بازي بدتر از زمان پيش از شروع بازي مي‌باشد) و مثبت (پيروزي نسبي هر دو تيم به معني دستيابي هر دو تيم به بخشي از خواسته‌هاي خود پس از پايان بازي) باشد كه مطلوب، مورد اخير (حاصل جمع مثبت) است. آزادي (قانوني و مشروع) لازمه رقابت سياسي است، اين نوع آزادي الگوي مناسبي است كه در آن پذيرش حق فعاليت آزادانه براي كليه بازيگران سياسي به رسميت شناخته مي‌شود؛ به اين آزادي، آزادي در چارچوب هم گفته مي‌شود. اقتدار لازمة رقابت سياسي است زيرا با پذيرش تكثر قدرت سياسي پراكنده ميشود و كانون‌هاي متفاوتي در تعيين خط مشي قدرت ملي اثر مي‌گذارند، حفظ انتظام در پراكندگي قدرت مستلزم وجود دولتي قوي است، دولتي قوي است كه در مرحلة استقرار و تداوم حيات خود مورد هجوم و بحران‌هاي جدي – خصوصاً بحران مشروعيت- قرار نداشته، موجوديت آن تثبيت شده و در ايفاي كار ويژه‌هاي اساسي خود از كارآيي و كارآمدي لازم برخوردار باشد، تنها چنين دولتي اقتدار لازم را دارد تا اجراي پروژه پراكنده‌سازي قدرت و تاسيس شبكه‌وار قدرت را اجرا كند و صيانت از موجوديت نظام سياسي را نيز صورت دهد، در غير اينصورت، پذيرش رقابت سياسي معادل فروپاشي نظام سياسي است.
بين فرهنگ رقابت، نهادمندي و رقابت سياسي ارتباطي قوي برقرار است، فرهنگ رقابت بستر اجتماعي ـ فرهنگي، ايجاد و رشد نهادهاي تأثيرگذار بر عرصة فعاليت‌هاي سياسي و حفظ كارايي آنها را تسهيل مي‌كند. وجود با دوام نهادهاي مزبور نيز رقابت سياسي را آغاز و تداوم طبيعي آنرا بين نيروهاي سياسي رقيب، تضمين مي‌كند.
سوم ـ رقابت سياسي موردنظر مابين دو نيرو از سه نيروي سياسي موجود در اغلب جوامع جريان مي‌يابد. اين سه نيرو عبارتند از:
1ـ نيروي سياسي در دولت‌ كه خودي ناميده مي‌شود، اين نيرو كه در قدرت سياسي است گروههايي را شامل مي‌شود كه كنترل دولت را در دست دارند، وجود اختلاف بين گروههاي اين نيرو مقتضي نيست؛ اما اين اختلاف با عدم سرايت به بنيادهاي نظام سياسي به هيچ وجه حالت ريشه‌اي نداشته و بيشتر اختلاف سليقه در امور سياست گذاري، سياست‌سازي و اجرايي را شامل مي‌گردد.
2ـ دومين نيروي مخالف اوپوزيسيون قانوني ناميده مي‌شود كه با دولت است، اما در درون دولت و قدرت سياسي نيست، گروههاي تشكيل دهنده اين طيف با سياستمداران، مجريان و برخي سياست‌ها مخالفند، اما علت مخالفتشان به اصول كلي و مباني مشروعيت نظام سياسي برنمي‌گردد. اين نيرو به مبارزه‌اي سياسي با هدف دست يابي به قدرت دست مي‌زند و در مقابل نيروي اول، تيم دوم رقابت را تشكيل مي‌دهند.
3ـ سومين نيرو كه معارض و معاند سياسي محسوب مي‌گردد مبارزه بر رژيم را دنبال مي‌كند. هم مخالف اصل نظام است و هم با مجريان و سياستمداران حاكم مخالفت مي‌ورزد، اين نيرو كه هدفش براندازي است، جزء تيم‌هاي رقابت سياسي نيست و دو نيروي ديگر رقيب، در هر مخالفت با آن وحدت دارند.4
4ـ رقابت سياسي موردنظر، تنها با يك الگو از سه الگوي موجود رقابت سياسي تناسب تام دارد. سه الگوي رقابت سياسي عبارتند از:
1ـ رقابت بر نظام سياسي
2ـ رقابت براي نظام سياسي
3ـ رقابت در چهارچوب نظامهاي سياسي
در الگوي اول، حيطه رقابت سياسي آنقدر باز است كه كليه ابعاد زندگي سياسي را در بر مي‌گيرد و حاصل آن فروپاشي نظام سياسي است، همانطور كه نيروي سياسي
معاند در صحنه رقابت سياسي جايگاهي ندارد. اين الگوي رقابت سياسي نيز در يك نظام سياسي مستقر به رسميت شناخته نمي‌شود.
در الگوي دوم، ارزش اساسي به اقتدار نظام داده مي‌شود و رقابت سياسي به عنوان ارزش ثانوي مطرح است و زماني رقابت سياسي لازم ميشود كه خصلت اقتدارگرايي نظام سياسي آنرا اقتضاء نمايد. اين الگوي رقابت مختص نظامهاي سياسي اقتدارگرا (مانند رژيم شاه ايران) است كه حيات سياسي خود را در پي‌گيري روش‌ها و منش‌هاي اقتدارگرايانه ميداند. اين الگو نيز بدليل آلت دست، فرمايشي و صوري بودن رقابت در آن مطلوب نيست.
الگوي سوم، كه رقابت سياسي در چارچوب نام دارد، داراي شش فرض است:
الف: نظام سياسي موردنظر در اين الگو مشروع و مقبول است و با خواست مردم روي كار آمده است.
ب: محتواي قانون اساسي اين نظام سياسي انعكاس خواست قلبي مردمي است كه برپايي آن رژيم را موجب شده‌اند.
ج: پايه‌هاي اين نظام به نظر مردم عقلاني و منطقي است، بطور صحيح در جاي خود قرار دارد و تغيير آنها نامطلوب قلمداد ميشود.
د: اداره امور كشور در اين نظام به اتكاي آراي عمومي است كه اين به خودي خود بيانگر تأثير واقعي رقابت سياسي بر سياست‌سازي، سياست‌گذاري و اجراي سياست‌ها در اين نظام است.
هـ: لزوم بقاي اين نظام سياسي در ذهن نيروهاي رقيب امري مسلم و اجتماعي است، هيچ گونه بن‌بستي در راه ابقاي نظام سياسي وجود ندارد و قانون اساسي راههاي ابقاي نظام را به نحو كلي ترسيم نموده است
و: حدود رقابت و مشاركت سياسي مشخص شده و بر آن توافق كلي وجود دارد.
به اين ترتيب الگوي سوم كه با كار ويژه نيروي اول و پيش‌گفته تطابق تام دارد، الگويي است ميانه كه در آن براي رقابت سياسي، حد و مرزي وجود دارد كه بازيگران سياسي امكان تجاوز به ماوراي آن را ندارند.
اين الگو به دليل اينكه امكان مشروع و قانوني تصاحب و حفظ قدرت سياسي را فراهم مي‌سازد مطلوب است، رقابت سياسي كه در جهان امروز توسط احزاب سياسي يا جناحهاي سياسي انجام مي‌گيرد نماد فعاليت رقابتي احزاب در نظام‌هاي دوحزبي و چند حزبي است5.

فصل سوم
ماهيت و چيستي رقابت سياسي و مرزهاي آن
ماهيت رقابت سياسي
رقابت نخبگان و گروههاي سياسي ايران در روندي قرار گرفته است كه براساس آن هر گروه هدفهاي سياسي خود را از طريق ابزارهاي نهادي پيگيري مي‌كند. اين امر، زمينة تبديل «تمايز گروههاي سياسي» به «تجزية نهادهاي حكومتي» را فراهم مي‌ كند؛ به عبارت ديگر گروههاي سياسي در جمهوري اسلامي ايران جدالهاي خود را به هزينه حكومت انجام ميدهند؛ درحاليكه در يك جامعه قانونمند گروههاي سياسي بايد به گونه‌اي رفتار نمايند كه منجر به اعتلاي جايگاه نهادهاي حكومتي و رهبران عالية آن گردد.
شاخص چنين فرآيندي در نهادينه‌سازي رفتارها و رقابت‌هاي سياسي مي‌باشد؛ در حاليكه سياسي كردن نهادهاي حكومتي، نتيجة وارونه‌اي را براي رقابت‌هاي سياسي ايجاد مي‌كند. روند يادشده زمينه‌هاي محيطي و ساختاري افزايش جدالهاي سياسي بين گروههاي رقيب را بوجود آورده است.
ادبيات سياسي كه مورد استفادة «گروههاي رقيب» قرار مي‌ گيرد، بيانگر آن است كه هر يك از جناحهاي سياسي موجود، گروه و مجموعة مقابل را به عنوان «دشمن آشتي ناپذير» خود تلقي مي‌كند، اين موضوع نشان مي‌دهد كه در صورت تداوم چنين رويكردهايي نمي‌توان بنيان‌هاي جامعه‌اي را ايجاد نمود كه مبتني بر «اجتماع سياسي بين نخبگان» باشد.
اصلي‌ترين ضرورت دوران موجود اينست كه تلاش‌هايي شود تا براساس آن برداشت و رويكرد گروههاي رقيب نسبت به يكديگر دگرگون شود.
بسياري از جدالها ناشي از نوع رويكردي است كه براساس آن هرگروه خود را به عنوان «مبنا و معيار اقتدار سياسي» مي‌داند. اين فرآيند به گونة اجتناب‌ ناپذير به جدال و رويارويي منجر مي‌شود؛ زيرا گروههاي سياسي در شرايط جدال ساختاري به الزام‌هاي اخلاقي يا مصالح منطبق و هماهنگ با يكديگر توجهي ندارند. براي گذار از چنين «فرايند پر تنش» و شرايط شكننده‌اي كه فراروي ما قرار دارد، بايد روندي در پيش گرفته شود تا براساس آن «قاعده‌ها و الزام‌هاي رفتار سياسي گروه‌هاي رقيب» براساس

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان ، بجنگد، 28–، پرودگار Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره تكثر، آزادي، «رقابت»، سياسي»