پایان نامه ارشد با موضوع حوزه عمومی، عقلانیت ارتباط، عقلانیت ارتباطی، روش تحقیق

دانلود پایان نامه ارشد

انتقادات بر هابرماس 147
رویكرد اپل و نقد او بر هابرماس 153
جداول تحلیل ساختار……………………………………………………………………………………………….154
منابع 163

فصل اول کلیات پژوهش

1-1بیان مساله تحقیق :
سير مطالعه عقلانيت ارتباطات ريشه در فلاسفه پيشين دارد كه شاخصه هاي اين فلاسفه : ماركس و منتقدين انديشه او در كتب فرانكفورت همچون ماركوزه، هوركهايمر و وبر بودند كه در نهايت به زايش عقلانيت ارتباطي توسط هابرماس انجاميد
طبق نظر هابرماس ارتباط از طریق زبان ضرورتاً مستلزم مطرح كردن ادعای اعتبار مشخصاً حقیقت حقانیت صداقت است كه وضع آن را به هنگام اختلاف نظر، نهایتاً فقط از طریق گفتگو می‌توان حل كرد. هابرماس علاوه بر این معتقد است كه اهل یك زبان، شرایطی را كه چنین گفتگویی در آن نتیجه‌ای واقعاً صحیح به بار می‌آورد كاملاً می‌شناسند و این شرایط را او بر حسب ویژگی‌های «وضعیت» مساوات‌طلبانه [و] «آرمانی گفتار» توضیح داده است. عقلانیت ارتباطی بر این نكته دلالت دارد كه انسان این توانایی را دارد كه در شرایطی نزدیك به این وضعیت آرمانی («گفتمان» در اصطلاح هابرماس) با هدف دستیابی به وفاق، به احتجاج بپردازد. 
هابرماس بر مفهوم عقلانیت ارتباطی تكیه می‌كند تا این نكته را بیان دارد كه آنچه اَشكال دموكراتیك سازمان اجتماعی نشان از آن دارند، از اولویت‌هایی صرف در سنت فرهنگی و سیاسی فراتر است. در دیدگاه او، کنش-گفتاری را بدون اتخاذ موضع در قبال ادعای اعتباری كه پیش می‌كشد، حتی نمی‌توان فهم كرد، و این موضع به نوبه خود گفتگویی رها از قیود را تدارك می‌بیند كه وضعاین ادعا را مشخص می‌سازد. بنابراین، ترتیبات اجتماعی و سیاسی مانع چنین گفتگویی را از موضعی فارغ از هرگونه تعهد ارزش خاص می‌توان به نقد كشید، چون طبق نظر هابرماس نیل به توافق1 یا هدفی است كه برای زبان انسانی، امری ذاتی است. برنامۀ فلسفی مشابهی را كارل‌اُتو اَپل نیز مطرح كرده است؛ او بر ویژگی‌های «استعلایی» احتجاج، بیشتر تأكید می‌كند.
یورگن هابرماس متفكر برجستۀ نسل دوم مكتب فرانكفورت، مفهوم عقلانیت ارتباطی را بدین منظور مطرح ساخت تا آنچه را كه «نقصان هنجاری» كار متفكران اولیه این سنت می‌انگاشت برطرف كند. این نقصان از جمله، فقدان هرگونه مبنای روشن فلسفی برای نقد جامعۀ مدرن بود.
هابرماس تصریح می‌كند كه شركت‌كنندگان در كنش ارتباطی باید بتوانند اظهارات مطرح شده در جریان گفتگو را از منظر اعتبارشان بنگرند، و باید هم در باب شیوه‌های مناسب حل و فصل موارد اختلاف بر سر ادعای اعتبار و هم در باب شرایطی (كه همواره ضدواقعیت است) كه در آن پیگیری چنین شیوه‌هایی نتیجۀ واقعاً صحیحی به بار می‌آورد شناخت كامل داشته باشند. برای مثال، وقتی كه پی بردن به اعمال فشار پنهانی، وفاقی را كه قبلاً حاصل شده بود بی‌اعتبار می‌سازد، این شناخت بسیج می‌شود. 
در سنت فلسفه غرب، مفهوم عقلانیت برای مدتی مدید با قوۀ تأمل و ارایۀ دلیل برای باورها و كنش‌های ناشی از آنها مرتبط بوده است. وانگهی در فلسفه مدرن، غالباً فقط باورهای قادر به هدایت كنش هدف محورند كه نامزد مفهوم عقلانیت قلمداد می‌شوند. در مقابل، هابرماس اظهار می‌دارد كه [آن] نوع كنشی كه محور آن، نیل به توافق در زبان است، قابل تقلیل به كنشی نیست كه محور آن را مداخلۀ موفقیت‌آمیز در دنیای عینی تشكیل می‌دهد. رسیدن به اهداف کنش-گفتاری به جز آنها كه به سبك بیان مربوطند از طریق همكاری ممكن است؛ این امر بستگی به این دارد كه دیگران، ادعاهای متكلم راجع به اعتبار را آزادانه بپذیرند؛ این، چیزی بیش از معلولی است كه بتوان به طور مكانیكی آن را ایجاد كرد. از این رو قوۀ نیل به وفاق از طریق پیش نهادن ادله، شكل متمایزی از عقلانیت را نشان می‌دهد كه «در شیوۀ ارتباط روزمره وجود دارد» و هابرماس بدین لحاظ آن را «عقلانییت ارتباطی» می‌نامد. 
هابرماس تعبير حوزه عمومي را در اطلاق به عرصه اي اجتماعي به کار مي برد که در آن افراد از طريق مفاهمه و استدلال مبتني بر تعقل و در شرايطي عاري از هرگونه فشار، زور و در شرايط برابر براي تمام طرف هاي مشارکت کننده مجموعه اي از رفتارها، مواضع و جهت گيري هاي ارزشي و هنجاري را توليد مي کند.
آنچه موجب جلب نظر هابرماس به مقوله حوزه عمومی شده است، اهمیت این مفهوم به عنوان اساس نقد جامعه مبتنی بر اصول دموکراتیک بوده است. حوزه عمومی عرصه ای است که در آن افراد به منظور مشارکت در مباحث باز و علنی گرد هم می آیند. از نظر هابرماس حوزه عمومی به معنی دقیق کلمه عرصه ای است که هیچ حد و حدودی بر فعالیت آن وضع نشده باشد، حوزه عمومی حوزه عقلانی و حقیقت یاب و حقیقت ساز جامعه است.
این حوزه، عرصه فکر، گفت وگو، استدلال و زبان است. شرایط مکالمه باز و آزاد در حوزه عمومی متضمن این اصل است که هیچ فرد یا گروهی نمی تواند در خارج از این حوزه (یعنی در عرصه قدرت) مدعی شناخت بهتر خیر و صلاح جامعه باشد. پاسخ به پرسش هایی از این قبیل که آزادی، عدالت، برابری، عقلانیت و جزء آن چیست تنها در حوزه عمومی هر جامعه ای ممکن است داده شود و مورد پذیرش و باور قرار گیرد.
– در اين مطالعه بیشتر سعی شده است به این سوال مهم پاسخ داده شود گه روند تغييرات جايگاه عقلانيت ارتباطي به چه شکل صورت پذیرفته و همچنین پیدایی تفاوت هاي اصلي ميان فلاسفه مدرنیه در حوزه هاي مختلف ارتباطي پيرامون عقلانيت ارتباط چگونه است؟
در اين پژوهش همچنين خواستار تعيين ديدگاههاي فلاسفه مدرنيته درحوزه عمومي هستيم . و يكي از مهمترين و كاربردي ترين برنامه اين پژوهش را ميخواهيم به تفاوتهاي اصلي و باورهاي هر يك از فلاسفه اين رشته درخصوص عقلانيت ارتباطي درحوزه عمومي بگذاريم.
1-2اهمیت موضوع پژوهش:
در دنياي عقلانيت ، حوزه عمومي بر ميگردد به مباحث مدني و اصلي ترين پارادايم حاكم بر جامعه گفتگوي دو سويه است و براي رسيدن به مولفه هاي تاثير گذار قابل بررسي است كه بايد از جامعه ارتباطي بهره گرفت جامعه اي كه پارادايم حاكم بر گفتمان آنرا دانش، اطلاعات شكل ميدهد و با فربه شدن اطلاعات روابط از سطحي متعالي تر برخوردار ميشود . پس براي رسيدن به جامعه مطلوب بايد جامعه آگاه و عقلاني شكل بگيرد. عقلانيت ارتباطي و يا بهتر فلسفه ارتباطي در حوزه ارتباطات هنوز جايگاه خود را بازنكرده است .
وقتي سير تاريخي ارتباطات را دوره ميكنيم مقوله فلسفه ارتباطات در ايران وجود ندارد و يا كمتر وجود دارد. همانطور كه ماركس معتقد است لازم ميدانم بتوانم با سير تاريخي و قياس نظرات فلاسفه و همچنين چگونگي استفاده اين فلسفه براي تغيير كنش هاي ارتباطي بتوانيم براي تاثير گذاشتن بر كنش هاي ارتباطي سود بجويم نه براي تفسير بلكه با تكيه بر عقلانيت ارتباطي كه حظور آن در جامعه آكادميك بسيار كم رنگ مي باشد.
با توجه به گسترش ارتباطات ديجيتالي و تغيير كنش هاي ارتباطي يكسويه به چند سويه كنش هاي رفتاري دستخوش تغيير مي گردد ، چرايي اين تغيير به ماهيت ارتباطات باز ميگردد قبل از بسط و توسعه ارتباطات ديجيتالي نوعي عقلانيت ابزاري كه كنشي يكسويه و منفعت طلبانه بود درفضاهاي ارتباطي حاكم بوده. با اين ذهنيت بررسي فلسفه ارتباطي عقلاني در چنين ساختاري حائز اهميت است.
3-1 اهداف پژوهش:
– بررسی روند تغييرات سير جايگاه عقلانيت بویژه عقلانیت ارتباطی از نظر هر يك از نطریه پردازان مدرنيته
– سیر تعيين جايگاه عقلانيت در حوزه عمومي نزد نطریه پردازان ارتباطات مدرنيته
– سیر تعيين ديدگاه نظریه پردازان مدرنيته در رابطه با عقلانيت ارتباطي
– بررسی تفاوتهاي نگرشي ميان نطریه پردازان مدرنيته درحوزه هاي مختلف ارتباطات پيرامون عقلانيت ارتباط.

4-1 سوالات پژوهش:
– آيا روند تغييرات جايگاه عقلانيت ارتباطي در گسترش حوزه عمومي از نظر هر يك از فلاسفه متفاوت مي باشد.؟
– آيا فلاسفه ارتباطي براي عقلانيت در حوزه عمومي جايگاهي قائل شده اند؟
– در ديدگاه فلاسفه مدرنيته مسئله عقلانيت به چه شكل مطرح شده است.؟
– تفاوت هاي اصلي ميان فلاسفه مدرنیه در حوزه هاي مختلف ارتباطي پيرامون عقلانيت ارتباط كدام ها هستند؟
5-1روش تحقیق :
در پژوهش حاضر، روش تحقیق ، در واقع در شباهتهای ساختاری در نظامهای مختلف فلسفی و بتبع آن مقوله ارتباطات در جوامع بشری است .
این روش هنگامی کاربرد دارد که استفاده از روشهای کمی با مشکلات منطقی جدی مواجه میگردد بکار می رود . این روش نسبت به منطقی بین دو پدیده اجتماعی یا دو مقوله ارتباطی اجتماعی را به اثبات می رساند.
در این پژوهش انواع نظریات آرمانی پیش از رنسانس ، رنسانس و مدرنیته در خصوص عقلانیت بویژه عقلانیت ارتباطی سنجیده می شود. البته در پژوهش حاضر به دلیل جاری بودن تحولات در بستری تاریخی و نیز پیونده این تحولات با جنبشهای اجتماعی و نقش متفکران در این جنبشها ، نظری به تحولات تاریخی در سده های گذشته و اخیر غرب نیز افکنده شده است .
علاوه بر وضعیت که استفاده از روشهای کمی با مشکلات منطقی قابل ملاحظه ای مواجه می شود ، حالت حدی نیز ، وجود دارد که بنابه تعریف استفاده از روشهای کمی در آن منتفی است این حالت هنگامی ایجاد می شود که پژوهشگر می خواهد پدیده منحصر به فردی را تحلیل کند.(بودون، 96:1373(
امروزه روش تحقیق شباهتهای ساختاری بعنوان یک روش اساسی در علوم اجتماعی قلمداد می گردد . اما این روش را در آثار قدیمی تر از آثار (وبر)نیز می توان ملاحظه کرد آثار کلاسیکی چون “انقلاب فرانسه و رژیمهای پیش از آن” که در اینگونه پژوهش هنگام تحلیل پدیده های اجتماعی پیچیده به دفعات از این روش کمک می گیرند که از دو مرحله تشکیل یافته است (همان : 104)
روش شناسی ماکس وبر آنچنان جذابیتی دارد که پاستر نیز کوشیده است از آن استفاده نماید اینها همه دلیل بر این واقعیت است که روش شناسی وبر همچنان بر اعتبار خود پابرجاست این اعتبار از آنجا سرچشمه می گیرد که تنها این روش در بررسی پدیده های اجتماعی پیچیده و منحصر به فرد موثر واقع می شود(بدون ،97:1373)
6-1 جامعه آماری:
منابع و کتابها ، مقالات و منابع اینترنتی جامعه آماری پژوهش حاضر محسوب می شوند که بطور مبسوط در انتهای پایان نامه فهرست شده است .
به دلیل ماهیت تحقیق که تنها مبانی نظری داشته است و هیچ گونه شاخص کمی را نسنجیده است ابزار اندازه گیری بکار نبرده است .

فصل دوم پیشینه تحقیق
یونان باستان و رنسانس

نزاع ميان عقلانيت‌هاي گوناگون در يونان باستان
اگر بپذيريم که ريشه‌هاي تاريخي عالم و عقلانيت جديد را بايد در تاريخ متافيزيک يوناني جست‌وجو کرد، آنگاه مي‌توان گفت نخستين مقاومت‌ها در برابر خود همين عقلانيت متافيزيکي‌ -به منزله بستر اصلي ظهور عقلانيت مدرن‌- در خود يونان شکل گرفت. سقراط، در مقام بنيان‌گذار عقلانيت متافيزيکي‌، کشته شد و اين صرفاً يک حادثه ساده سياسي و اجتماعي نبود. با سقراط شکل خاصي از عقلانيت ظهور پيدا کرد و سنت تاريخي جديدي آغاز شد که با عقلانيت و نحوه تفکر يونانيان پيشين متفاوت بود و با سنت تاريخي پيش از خود درگير شد. در واقع با ظهور سقراط، آدمي نسبت ديگري با جهان پيدا مي‌کند که با نسبت پيشينيان کاملاً متفاوت است. به همين دليل نمايندگان محافظه‌کار جامعه سنتي و دين سنتي آتني، احساس خطر کردند. براي نمونه آريستوفانس در نمايشنامه «ابرها» سقراط را به سخره گرفت و نهايتاً نيز آنيتوس و ميليتوس، دو تن از سنت‌گرايان محافظه‌کار، با به دادگاه کشاندن سقراط، به جرم به انحراف کشيدن تفکر جوانان، زمينه صدور حکم مرگ سقراط را فراهم کردند. به هر حال، در جامعه يوناني آن روزگار، بخشي از جامعه احساس کردند با عقلانيتي که سقراط از آن سخن مي‌گويد، پايه باورهاي سنتي فرو مي‌ريزد. پس مقاومت از همان‌جا آغاز مي‌شود، هرچند اين مقاومت بي‌حاصل بود و عقلانيت متافيزيکي شروع به بسط تاريخي خود

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد 1974:، فارسي، (نيبرگ،، ريش? Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع فلسفه ارسطو، انقلاب علمی، اروپایی ها، قرون وسطی