منبع پایان نامه ارشد درمورد رسانه های نوین، مجسمه سازی، روش تحقیق، هنر معاصر

دانلود پایان نامه ارشد

چکیده
این پژوهش به منظور بررسی رسانه های نوین در هنر قرن بیستم صورت گرفته است برای انجام این مطالعات از روش تحقیق، توصیفی، تحلیل و محتوا استفاده شده است، همچنین روشهای گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و فیش برداری به انجام رسیده است. هدف اصلی این رساله بررسی رسانه های نوین در قرن بیستم بوده است.یافته های این پژوهش نشان می دهد که بستر ایجاد شده در هنر قرن بیستم به تغییر در نگرش هنر از دیدگاه خواص و موزه ها برخواسته و باعث گردیده که هنر متعلق به همۀ اقشار جامعه باشد ،نه اینکه در اختیار قشری خاص قرار بگیرد. بنابر این پس از تحلیل یافته ها و مطالعات انجام شده ،نتایج این پژوهش نشان می دهد که هنر رسانه های نوین در قرن بیستم با تغییر در نگرش و دیدگاه های گذشته به تغییر در مواد و مصالح مورد استفاده در یک اثر هنری و مفهوم آن می پردازد و می کوشد تا با فناوری های جدید با مخاطب به تعامل بپردازد و به مضامینی عمیق تر از گذشته دست یابد.

واژگان کلیدی:هنر،رسانه،قرن بیستم،معاصر،خواص،موزه

فصل اول
کلیّات پژوهش

1-1مقدمه
هنر قرن بیستم در زیر سؤال بردن سنت دیرینه نقاشی به عنوان ابزاری منحصر با مزیت بازنمایی، گرایشی مصرانه داشته است و این گرایش به رغم قابلیت ها یش در برخی زمینه ها کلی بوده است وبه قدر کافی گستردگی فعالیت های هنری این قرن را برای ما بیان نمی نمود. لذا هنرمندان از پوسته رایج خود فراتر رفته و انواع مختلفی از مواد جدید را در آثارشان درهم آمیختند ، اشیاء حاضر آماده و عناصری که با زندگی روزمره مردم عجین بودن به آثارهنرمندان اضافه شدن وتمرکز زدایی از بازنمایی به بیان فردی تغییر یافت و به واسطه فناوری های جدید به منظور انتقال معا نی و نگرش های نو ،حضور رسانه های نوین و سیر تحولات آن مطرح می شود . سرعتی که در این قرن در ایجاد یک سیاره ی به هم مرتبط الکترونیکی داشته است ،در گسترش سریع فعالیت های هنری فراسوی سنت نقاشی و مجسمه سازی و با راهیابی تقریبا گسیخته اشیاء روزمره به عرصه ی هنر منعکس می شود. توجه به روابط بین هنر و زندگی روزمره، آثار متعلق به دو حوزه بسیار متفاوت پاپ و مینیمالیسم را به هم پیوند می دهد. از طرفی کاوش در دغدغه های مشترک این دو گرایش، درک درستی از دامنه وسیع آثار بعد از مینیمال را در اختیار ما خواهد گذاشت. در پژوهش حاضر به بررسی سیر این تحول با نیم نگاهی تاریخی می پردازد و همچنین به معرفی رسانه های نوین ازجمله ویدئو آرت،هنرچیدمان ،هنر خاکی،هنر اجرا،هنر مفهومی ،هنردیجیتال با رویکردی تطبیقی نمونه های شاخص و بررسی محتوا هریک پرداخته و آنها را تحلیل می نماید.

1-2اهداف پژوهش،هدفهای تحقیق:
– هدف اصلی : بررسی تحلیلی حضور رسانه های نوین در هنر قرن بیستم
– هدف فرعی: معرفی رسانه های نوین در هنر معاصر و هنرمندان شاخص آن
1-3سوالات پژوهش:
– سوال اصلی :چرایی حضور رسانه های نوین در هنر معاصر و سیر شکل گیری آن می باشد؟
– سوال فرعی: چگونگی معنا گرایی در آثار معاصر؟
1-4فرضیه پژوهش:
-آیا حضور رسانه های نوین در هنر معاصر توانست معانی جدیدی را به هنر اضافه نماید ؟
1-5روش تحقیق:
روش تحقیق رساله حاضر از نوع نظری به شمار می رود و به صورت روش توصیفی – تحلیلی می باشد که به عبارتی داده ها و اطلاعات موجود به روش کتابخانه ای گردآوری و مورد تحلیل قرار گرفته اند.در این فرآیند با استناد به معتبر ترین منابع داخلی و خارجی اعم از مقالات،کتب و بعضاً رساله های دانشگاهی با بهره گیری از فیش و یادداشت برداری متعدد،اطلاعات لازم استخراج و در نهایت در پژوهش حاضر قرار گرفته است.
1-6روش تجزیه تحلیل اطلاعات:
از آنجایی که اندازه گیری و تقلیل دادن پدیده مورد بررسی به اعداد و ارقام،در علوم طبیعی و محض توجیه پذیر است،اما در حوزه مطالعات و تحقیقات هنری و بررسی پدیده های هنری صرفاً به روشهای کلی ممکن است،لذا به منظور رسیدن به تحلیل های دقیق و جامع از ماهیت ویژگی مورد بحث این پژوهش نگارنده از روش کیفی برای تحلیل اطلاعات استفاده کرده است.

فصل دوم
پیشینه تحقیق

2-1 نیم نگاهی تاریخی
((بینامتنیت رسانه ای یا چند رسانه ای بودن هنر به هیچ وجه امری جدید نیست. از دوران غارها تا دوران کلاسیک وحتی رنسانس کسی دغدغه خاص و یا ناب بودن رسانه را نداشت. در واقع تقسیم بندی هنرها به شکل رایج در سده هجدهم بروز کرد.
پارل اسکار کرایستکر در مقاله مشهور 1951 با عنوان “نظام جدید هنر ها” مطالعه در تاریخ زیبایی شناسی” نشان می دهد که در دوران باستان تخنه1 یونانی و آرت2 لاتین به همه فعالیت های انسانی که ما امروز علم و صنعت3 می نامیم اطلاق می  شد و نه هنر های زیبا که مد نظر ماست. وی خاطر نشان می کند آن تقسیم بندی که پنج هنر اصلی را نقاشی، مجسمه سازی، معماری، موسیقی و شعر می داند جدید است و پیش از سده هجدهم وجود نداشت.(Kristeller،498) در واقع در این سده بود که نوعی از ادبیات تولید شد که انواع هنرها را با هم مقایسه می کرد. تا پیش از آن نوشته ها در باره مسائل فنی هنر ها بود و نه اصول مشترک و مقایسه آنها با هم آنچه در گذشته تقسیم بندی هایی مانند هنر عوامانه4 و هنر لیبرال5 وجود داشت.)) (سوری،1392،8)
((همانگونه که لری شانیر خاطر نشان می کند نظام جدید هنرهای زیبا تنها به رفتار و نهادها وابسته نبود بلکه بیشتر بخشی از روابط قدرت ، نژاد، طبقه و جنسیت بود. عامل کلیدی در از هم پاشیدن نظام قدیم هنر این بود که بازار و مخاطب هنر طبقه متوسط جایگزین نظام حمایتی6 شد. (Shiner.V). با دور شدن از نظام حمایتی کلیسا و کاخ و با شروع نمایشگاه ها (سالن ها) و پاسخ به سلیقه های طبقه جدید، هم موضوع هنر تغییر کرد و هم جایگاه اجتماعی هنر مندان ارتقا یافت و تخصص و نخبه گرایی بی سابقه ای در جهان هنر رخ داد. این روند با کنار زدن هنرهای زنان، جهان غیر عرب و هنر غیر روشنفکرانه، به سلسله مراتبی کردن بیشتر هنرها انجامید و مخاطب ، مرد سفید طبقه متوسط به بالا فرض شد. هنر های غیر کاربردی مردان غربی در والاتری جایگاه قرار گرفت و از میان هنر ها، نقاشی اهمیت بیشتری یافت.
پیامدهای انقلاب صنعتی مرز میان هنر و صنعت را مشخص تر کرد و در سده نوزدهم نهضت زیبایی باوری7 و هنر برای هنر به تمایز دامن زد. اما مقاومت های در برابر این تقسیم بندها شکل گرفت. از یک سو نهضت هنر ها و صنعت به وجود آمد و از سوی دیگر کسی مانند واگنر از هنر تام8 سخن گفت که مانند اپرا استفاده از هنر مختلف در یک هنر است. )) (سوری، 1392، 7)
((از اوخر دهه ی 20 تا 40 هر چه سینما بیشتر و بیشتر تحت سلطه هالیوود در می آمد، آوانگارد جهانی تا زمان تجدید حیاتش در آمریکا در دهه ی 50 به سستی گرایید . در این بین هنرهای تجسمی تحت نفوذ مکتب دادائیسم اروپایی دست خوش تغییراتی بنیادی شد، به خصوص به واسطه کارهای مارسل لوشان(1968-1887) که اهمیتی اساسی در زمینه هنر ورسانه جدید دارند.
احساسی که شخص درباره ی مارسل دوشان دارد، اساسا همان احساسی است که می تواند به هنر اواخر قرن بیستم داشته باشد و این به خاطر تاثیر بسیار عمیق او بر هنر قرن بیستم است. دوشان از مرزهای مفهوم محدود هنر پافراتر نهاد و با ابزارهای حاضر-آماده-چرخ ها، بیل ها و جالباسی که برای نمایش هنری بر می گزید – این پرسش را در ژرف ترین سطح مطرح کرد که “هنرچیست؟” او مجموعه شگرفی از آثار را از نقاشی گرفته تا هنر چند رسانه ای، شیشه بزرگ9، همچنین اثر مشهورش با عنوان عروس را عزب ها برهنه می کند حتی 10، چیدمان11، (Etant donnes، 66-1946) و فیلم (سینمایی بی رمق12،1926) تولید کرد.
چرخش تند دوشان از تاکید بر اشیاء به جای تاکید بر مفهوم این امکان را فراهم می آورد تا روش های چند گانه ای در باز تعریف اثر آفرینی هنرمندانه شناخته شود. اهمیت او در مطالعه ی کنونی نه تنها در مورد کارهایی است که انجام داد بلکه در آن چیزی است که در هنر امکان پذیر کرد. نوع تفکری که مروج آن بود، کنکاش در رسانه های مختلف و فرم های هنری ای بود که بسیار عادی و قابل انتظار به نظر می آمد.
رویکرد آزادانه دوشان به مواد و فرم ها برای کسانی که “تجارت” هنری را نا خوشایند می پندانشتند، میان اثر هنری با تقاضای بازار، حداقل در ابتدا، فاصله می انداخت. زیرا در این آثار ایده مهم بود و هنوز روشن نبود که چگونه می توان یک ایده را فروخت. (بعدها هنرمندان مفهومی ، اگر چنین نامیده شوند، همچون سل لوویت13، دوناله جاد14، ژوزف کاسوت15، راهی برای آن یافتند.)) (راش،مایکل ،23،1389)
((به نظر می رسید برای هنرمندان اواخر دهه ی 50 و60 که تفکراتشان درباره ی آن چه هنر را می سازد، کم و بیش متاثر از دوشان بود.، نوعی از مواد به عنوان ابز اری برای ابراز باور مشخص اهمیت داشت.، جوزف بویز16 (86-1921) که از دوشان به خاطر بی توجهی اش به سیاست انتقاد می کرد، کتی شلوارهای نمدی را به نمایش گذاشت و رابرت راشتنبرگ17 بالش و لحاف را به بوم چسباند. ))(همان ، 24)
((اواخر دهه ی 50 زمان مناسبی بود برای سنت شکنی هنری همچون دوشان تا نفوذ گسترده ای را به ویژه در آمریکا اعمال کند. جایی که پس از جنگ جهانی دوم اقامتگاه دائمی اش بود. هنرمندان جوان تر آمریکایی از سلطه اکپرسیونیسم انتزاعی که سبک خشن و اشاره ای اش با هنر آمریکایی ، هم معنا شده بود به تنگ آمده بودند. در جهان هنر التهابی وجود داشت. التهابی که با پیدایش هنر پاپ و تجربه های چند رسانه ای جان کیج18 و همکارانش در کالج بلک مانتین پدیدار شد: رابرت راشنبرگ، مر کانیگهام19 طراح رقص و دیوید تادور20 نوازنده . علاوه بر این تا 1950 ، آثار مهمه دادائیست های اورپایی و آمریکایی از جمله دوشان توسط رابرت مادرول21 گرد اوری و منتشر شد و شهرت پیدا کرد.)) (همان 26)
((اعتراض لانگمن به چنین شکلی از هنر، صرفا به خاطر وجود آن نبوده بلکه به نظر او این هنر سخنگوی فرهنگ عامه شده بود. البته حق با او بود. استفاده خاص آثار راشنبرگ و چاسپر جنز از مسائلی که از زندگی روزمره گرفته می شدند باعثت شده بود که فعالیت های آنها از میانه دهه 50 به بعد «نئوداد» خوانده شود. اما این عنوان بیشتر به کارهای هنرمند فرانسوری ، مارسل دوشان اشاره داشت تا آثار هوگوبال ، تریستان تزارا و دیگر فعالان کاباره ولتر زوریخ در سال 1916 دوشان واژه «حاضر آماده» را در توضیح اشیایی ابداع کرده بود که حاصل تولید انبوه بودند و وی پس از انتخاب و خریدشان آنها را به عنوان آثار هنری عرضه می نمود. دوشان توسط «حاضر آماده» از مخاطب خود خواست تا بیاندیشد که چه چیزی منحصر به فرد بودن اثر هنری را در میان جمع کثیری از اشیاء دیگر مشخص می کند. آیا این خصیصه ، باید در خود اثر هنری یافت شود یا در اقدامات هنرمندان پیرامون شیء به چنین پرسش هایی در هنر دهه 60 و بعد از ان دوباره طنین انداخت.))(آرچر، مایکل14،1389)
((از میانه های دهه ی60 منتقدین بحث هایی را بر زیبایی شناسی اثر دوشان «چشمه» آغاز کردند که همچنان ادامه دارد (آبریزگاه مردانه ای در 1917 در یک نمایشگاه هنری ارائه شد) اما در آن زمان محدوده های هنر چنان وسعت یافته بود که دیگر در مرزی وجود نداشت . کارهای حاضر و آماده ای مانند «چشمه» تنها آغاز کار بودند. در نیویورک رویدادهایی از آلن کاپروف22، کلاس اولدنبرگ23، جیم داین24، ترکیبی از بوم با رسانه (تختخواب ها، مرغ شکم پر و مفتول های سیمی) از رابرت روشنبرگ25، ایناستالیشن(چیدمان) های بدن از کارول شینمان26 و صفحه نئون اردن فلاین27 نمونه های اندک از تنوع کارهای هنری به نمایش در آمده در آن زمان بود. به گفته کلمنت گرینبرگ28 منتقد ، معنی هنر(منظور او هنر نقاشی یا مجسمه سازی است) درون خود موضوع نهفته بود، چیزی که اکنون به وسیله نظریه ی (جدیدی) که مفهوم و پس زمینه را در مرکز عمل هنری جای می داد، به چالش کشیده بود. (راش،مایکل، 92،1389)
((مینی مالیسم و ثمره اش مفهوم گرایی ، از چارچوب های غالب این دوره بود. منتقد هنری ، لوسی لیپارد29 می نویسد:

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع فارسی میانه، فارسی باستان Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد مینیمالیسم، ایالات متحده، امپرسیونیسم، تاریخ هنر