منبع تحقیق درباره علوم اجتماعی، نیاز به شناخت، سیر تکاملی، کمال مطلق

دانلود پایان نامه ارشد

فْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ ذَكَرْتُمْ حَالَهُمْ كَانَ أَصْوَبَ فِي الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِي الْعُذْر»20
من خوش ندارم که شما دشنامده و ناسزاگو باشید، اما اگر کردار زشت آنان را وصف کنید، و حال و رفتار ناروایشان را یادآور شوید، يعني واقعيتها را بگوييد ، هم سخن درستتر گفتهاید و هم حجت را بیشتر تمام کردهاید.
در نتیجه، آرمانگرایی در فرهنگ و اصطلاحات علوم اجتماعی به معنای ایدهآلیسم و واقعبینی به معنای واقعگرایی و رئالیسم بهکار رفتهاست.
ولی در این پژوهش آرمانگرایی و واقعبینی به معانی ایدهآلیسم و آرمانگرایی بهکار نرفتهاست و مقصود از “حقايق” يعنى يك سلسله افكار و معلوماتى كه با واقع مطابقت داشتهباشد. اساساً هر معنى و مفهومى آنگاه
اطلاق “حقيقت” به آن مى‏شود كه واقعيّت و خارجيّت داشتهباشد. پس “صدق” يا “حقيقت” در مورد فكر يا جمله‏اى گفتهمى‏شود كه با واقع و خارج خود مطابقت كند.21 واقعبین کسی است که واقعیات امور را با نگرش حقیقتبینانه درک مینماید.

3.2.1. نسبت سنجی:
نسبتسنجی، از ترکیب دو واژه “نسبت” و “سنجی” تشکیل میشود. “نسبت” به معنای ربط، تعلیق و پیوستگی چیزی به چیز دیگر، ارتباط، وابستگی 22، ارتباط داشتن،کمّیت بین چیزها مانند دو به چهار23 پیوستگی، اتصال، ارتباط دو شخص، یا دوشیء،24 “سنجی” سنجیدن به معنای اندازه گرفتن، چیزی را با چیز دیگر مقایسه کردن25 میباشد.
در مفردات نهجالبلاغه نیز، اشارهای به معنای “نسبشده” است که میتوان در این پژوهش از آن استفاده کرد.
“نسب” ،مثل شرف قرابت است و نيز به معنى توصيف و نسبتدادن آيد. مناسبت، مشاكلت و مماثلت است. مواردى از آن به هر دو معنى در نهج آمدهاست، آنجا که میفرماید:
«لَاَنْسُبَنَّ الْإِسْلاَمَ نِسْبَةً لَمْ يَنسُبْهَا أَحَدٌ قَبْلِي الْإِسْلاَمُ هُوَ التَّسْلِيمُ، وَالتَّسْلِيمُ هُوَ الْيَقِينُ، وَالْيَقِينُ هُوَ التَّصْدِيقُ .»26
وصف مى‏كنم اسلام را وصفى كه كسى قبل از من نكردهاست، كه خلاصه‏اش اعتقاد و عمل است.»27
در این کلام امام علی × اسلام را نسبت به توصیفاتی که دیگران قبل از آن حضرت × ، از این واژه داشتهاند، سنجیدهاست.
در نتیجه، مقصود از نسبتسنجی در این پژوهش، سنجش ارتباط میان واقعبینی و آرمانگرایی در نهجالبلاغه است.

4.2.1. آرمان و آرمانگرایی
آرمان به معنای آرزو، امید28و در کتاب لغتنامۀ دهخدا به معنای آرزو، امل29و معنی دیگر آن، تقریباً کمال مطلوب غایت امل و نظایر آن باشد.30
آرمان در فرهنگ علوم اجتماعی، به معنای ایدهآلیسم31 آمدهاست. ایدهآلیسم، به معنای فلسفۀ ایدهباوری، آرمانخواهی32، این واژه، آیینی در اندیشۀ فلسفی است که توسط افلاطون، هگل و … عنوان شد. در این آیین، جهان خارج بیانی از ذهنیات انسانی است. سازمانها و پدیدههای اجتماعی با میزان تطابق آنان با نوع انگارهای آن سنجیدهمیشوند.33 واژه، نوع آرمانی در کتاب دایرهالمعارف علوم اجتماعی با این تعریف آمدهاست:
«مفهومی است منتسب به ماکس وبر، شبکه یا مجموعهای از ویژگیها، ناشی از تجربیات محسوس که با هم نمونهای ناب خالص، اصلی و ذهنی تشکیل میدهند و واقعیات با آن سنجیدهمیشوند؛ ولی هرگز همچون آن نمیشوند.34 در فرهنگ علوم اجتماعی نیز، آرمان چنین تعریف شده است:
«این مفهوم که در حالت جمع، به صورت “Ideals” به عنوان اسم به کار میرود و در هر زمینه، آنچه را که کامل شمردهمیشود، میرساند و بهگونهای نمونه و خاص در درون مجموعهای معین اطلاق میشود.
با توجه به این محتواست که اصطلاح آرمانی برای مشخص هر نما یا مدلی که هدف یا مرجع عمل شناخته میشود. در حالت جمع، مفهوم آرمانها عبارت از مجموع ارزشهایی با جهات اخلاقی، اندیشهای، اجتماعی،
زیباییشناختی که در یک جامعه، در باربرسوداها، هیجانها، نادانیها و یا منافع مادی قرار میگیرند. »35
اما، آرمان در نهجالبلاغه کلمه، آرمان با واژۀ امل آمدهاست، این واژه به معانی زیر بهکار رفته است:
1ـ امیدوار، آرزومند 36
2ـ آرزوهای طولانی و دروغین که باعث گمراهی انسان میشود؛ لذا بدین سبب مورد مذمت و نکوهش قرار میگیرد.
3ـ آرزوهای سازنده و بالنده، آرمانها و هویتها در پیوندی تنگاتنگ هستند. نمونهها آرمانهای بلند در نهجالبلاغه شامل پیروزی حق بر باطل، آزادی و عدالت، خودکفایی، صلح، امنیت و … میباشند.37
امام علی × دربارۀ آرزوی مذمتشده میفرمایند:
«يَا دُنْيَا يَا دُنْيَا إِلَيْكِ عَنِّي… وَ أَمَلُكِ حَقِيرٌ آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ» 38
اى دنيا، اى دنيا از من دور باش… آرزوى تو ناچيز است، آه از كمى توشه آخرت.
همین طور ایشان، دربارۀ آرزوهای درست و سازنده که موجب ادامۀ حیات بشری است، نیزمیفرمایند:
«الدُّنيا بِالأَمَلِ»39
دنيا، به آرزو برپاست.
آرزوى كمال، ريشه در سرشت انسان دارد. انسان، ذاتاً در جستجوى كمالِ مطلق است و بدين جهت، آرزوهاى او حدّ و حصر ندارد. اين خصوصيت فطرى، در حقيقت، موتورِ زندگى و اصلىترين عامل پيشرفت تمدّن بشر و تكامل جامعه انسانى است.
جهان، با آرزو برپاست و انسان با آرزو زندگى مىكند. اگر آرزو از آدمى گرفتهشود، هيچ مادرى فرزند خود را شير نمىدهد، هيچ باغبانى نهال نمىنشانَد، هيچ پژوهشى انجام نمىشود، هيچ كشف تازهاى در جهان علم، رُخ نخواهدداد و سرانجام، جامعۀ بشر، هيچ حركتى به سوى تكامل نخواهدداشت.40
آرمان در این پژوهش به معنای، آرزوهای سازنده و بالنده است که زندگی انسان را جهت الهی میدهد.
آرمانگرایی در دانشنامۀ آزاد ویکی پدیا، به معنی ستایش یا دنبالکردن اصول یا اهداف متعالی یا حقیقی و به تعبیر دیگر، پیگیری مصرانۀ “آرمان” یا “ایده‌آل” است.41 لازم به ذکر است معنی ترکیبی آرمانگرایی در کتب لغات یافتنشد.
اول، كسي كه آرمانگرایی را در اصطلاحات فلسفي اين كلمه را بهكار برده، افلاطون است.42 آرمانگرایی یا ایدهآلیسم43 یکی از مفاهیم فلسفی است. ریشۀ کلمۀ ایدهآلیسم آرمانگرایی ، ایدهآل به معنای مطلوب کامل است.44
منظور از آرمانگرایی در این پژوهش، آرمانهای دستیافتنی میباشد که میتوان براساس واقعیات موجود در جهت دستیابی به آرمانها حرکت کرد.

1.2.6. عقل
معناى اصلى عقل در لغت عرب، منع، نهى، امساك، حبس و جلوگيرى است45. معانى ديگر عقل نيز از همين معنا اخذ شده، با آن مناسبت دارد. مثلاً بهوسيله‏اى كه شتر را با آن مى‏بندند، “عقال” گفته مى‏شود؛ چون شتر را از حركت بازمى‏دارد. به عقل انسان نيز عقل گفتهمى‏شود؛ چون او را از جهل و كردار زشت بازمى‏دارد. خليل نحوى مى‏گويد: «عقل نقيض جهل است.»46 فارس بنزكريا نيز وجه تسميۀ عقل را اين مى‏داند كه انسان را از گفتار و كردار زشت بازمى‏دارد.47 جرجانى هم معتقد است عقل صاحبش را از انحراف به راه كج منع مى‏كند. 48
عقل در فرهنگ لغات فارسی به معانی ذیل آمدهاست: «خرد و دانش و در یافت49 ،فهمیدن،دریافت کردن، هوش،شعور ذاتی، فهم،خرد50، قوای ذهنی مغز که اندیشیدن، ادراک حسن و قبح، رفتار معنوی انسان و مانند آن را هدایت میکند، خرد.51 خرد، دانش، دریافتن، و دانستن 52
عقل، درک کردن روشنی روحانی است که با آن نفس علمهای بدیهی و نظری را درک میکند. گفتهشده یک غریزهای است که بهوسیلۀ آن انسان برای فهمیدن خطاب آماده میشود.
«فاعقل عقلک»53
پس ضبط کن خرد خود را.
تاريخ عقل و تعقل، همزاد تاريخ بشرى است؛ وجه مميز انسان از موجودات ديگر، عقل او است و آدمى با تعقل به حيات انسانى خويش ادامه مى‏دهد. به فرموده امام على‏ × :
«الاِنسانُ بِعَقلِه»54
انسان به عقل خود انسان است.
و باز مى‏فرمايند:
«اَصلُ الاِنسانُ لُبِه» 55
اصل انسان خرد او است.
مقصود از عقل در این پژوهش، نیروی درونی در وجود انسان است. تاريخ تعقل با پيدايش آدم آغاز مى‏شود. انسان را در شناخت واقعیات و رسیدن به کمالات الهی یاری مینماید.

فصل دوم
مبانی واقعبینی و آرمانگرایی در نهجالبلاغه

مقدمه
انسان، به امید و آرزو زنده است، زندگی بدون آرمان و هدف بیمعنا است. در طول تاریخ همواره انسانها برای رسیدن به آرمانهای اعتقادی خود در تلاش و فداکاری بودهاند. بدین سبب است که آرمانگرایی قدمتی به طول تاریخ حیات بشریت دارد. در قرآن و نهجالبلاغه نیز، بر این امر مهم تاکید شدهاست. آرمانگرایی مايۀ جریان زندگی است. انسان اگر هدف و آرمانی در زندگی نداشتهباشد، دچار سرگردانی و گمراهی میشود، دیگر امید و انگیزهای به توسعه و پیشرفت در زندگی معنا نخواهدداشت.
لذا، برای رسیدن به سعادت نیاز به شناخت راه درست و حرکت در آن است. از این رو، مهمترین مبنا و اساس رسیدن به کمال مطلوب ـ آرمانها ـ معرفت و داشتن بینش صحیح در زندگی میباشد.
زمانی که نیروی فطری حقیقتجویی و استفادۀ درست از عقل که موهبتی الهی است، در وجود انسان فعال شود، وی به توفیق شناخت درست واقعیات نایل میآید.
البته وقتی که غریزۀ واقعبینی انسان زنده شد و خوی پیروی حق در وی شروع به فعالیت نموده، حقایق یکی پس از دیگری برای وی جلوه خواهدکرد و هر حق و حقیقتی را که یافت با آغوش باز خواهدپذیرفت و هر روز، یک قدم تازه در راه سعادت و نیکبختی برخواهدداشت.
از این رو، در این پژوهش، تبیین مبانی واقعبینی و آرمانگرایی در نهجالبلاغه امری ضروری میباشد.

2.1.مبانی خداشناختی واقع بینی و آرمانگرایی در نهجالبلاغه
مهمترین مبنا و اساس در زندگی انسان، سیر تکاملی و رسیدن به تعالی است. این امر نیازمند به معرفت و شناخت میباشد. هیچ حرکت و عملی بدون شناخت و بینش صحیح به سرانجام مطلوب نمیرسد. در این زمینه امام علی × خطاب به کمیل بن زیاد میفرمایند:
«یَاکُمَیلُ! مَا مِن حَرَکَة إلاّ وَأنتَ مُحتَاج فِيهَا إِلى مَعرِفَة…»56
ای کمیل، هیچ حرکتی وکاری نیست،جزآنکه درآن به شناخت ومعرفت نیازمندی.
بر مبنای این کلام امام × میتوان دریافت که شناخت و معرفت در هر کاری تاثیر بسیار مهمی دارد و در حقیقت شناخت نقطۀ آغاز و مبنای حرکت درست در مسیر رشد و کمالیابی و نیل به کمال مقصود است و بالاترین کمالات در این راه، معرفت الهی است. امام علی × دربارۀ ضرورت این امر، میفرمایند:
«معرفه الله اعلی المعارف»57
خداشناسی برترین معرفت هاست.58
لذا، با توجه به امر مهم در این پژوهش، اولین گام را بر مبنای خداشناسی برمیداریم. از آنجایی که خداوند کمال مطلق است، باید کمالات همۀ مخلوقات را به صورت کاملتری دارا باشد. از این رو، در اینجا مبانی خداشناسی آرمانگرایی و واقعبینی را با توجه به آن دسته از اوصاف پروردگار میپردازیم که ناشی از کمال نامتناهی الهی میباشد.

2.1.1. الوهیت
والاترین صفت الهی، صفت الوهیت است. الوهیت يعنى اعتقاد به اينكه معبودى جز الله نيست، تنها اوست كه شايستۀ عبوديت است و مىتوان در برابر او به عبادت و پرستش پرداخته و تضرع و تذلل نمود.
اسم جلالۀ اللَّه علم و نام ساحت كبريائى است كه مستجمع صفات ذاتى و كمالات وجودى و جامع توحيد افعالى است و بهمنزلۀ همۀ صفات وجودى ذاتى و فعلى است بر اين اساس اصل و اساس همه صفات ذات و فعل ساحت كبريائى و همه بركات و آثار خير كه بر عوالم امكانى افاضه شده و تا ابد ادامه خواهدداشت همه از بركات و خيرات نام كبريائى اللَّه مى‏باشد و بهساحت او اختصاص دارد و بهغير او اطلاق نمى‏شود و بهمعناى مستحق الوهيت‏ و معبوديت و از جمله آثار ساحت كبريائى تعالى ذكر و ياد نعمتهاى او است كه صحنۀ امكان را نور بخشيده و همۀ موجودات از ريز و كلان با زبان وجودى خودشان مدح ثناگويان و كمال او را ارائه ميدهند از اين جهت شايسته تسبيح و تنزيه از نقص و از امكان است و مقدس و منزه از مانند و نظير و شبيه است.59
در قرآن خداوند میفرمایند:
﴿أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ﴾60
كه خداى شما خدايى يگانه است.
خداى تعالى نامش بزرگوار و كثيرالبركات و از عيوب و نقايص مبرّاست و آوازه‏اش برتر از بيان مدح، و ثنايش بزرگ است و پاك , منزه و پاكيزه است و متفرّد است در الوهيت‏ و

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد علامه طباطبایی، امام صادق Next Entries منبع تحقیق درباره تعالیم اسلام، وجود خداوند، ظاهر و باطن، کمال مطلق