منابع تحقیق درباره حقوق شهروندی، حریم خصوصی، نظام سیاسی، جامعه مدنی

دانلود پایان نامه ارشد

زم و ملزوم يكديگرند و هيچ يك را نمي‌توان بدون ديگري تصور نمود».
حقوق شهروندی، مفهومی سیاسی-حقوقی است. سیاسی از این جهت که رابطه فرد با نظام سیاسی را مد نظر قرار دارد. و حقوقی است بدین علت که حقوق و تکالیفی برای شهروند در ارتباط با جامعه و نظام اجتماعی- سیاسی که از آن پیروی می کند ارائه می دهد.
پس می توان گفت اساسا شهروند امروزي كسي است كه وظايف او حقوقش را معين مي‌كند و به همين‌سبب، شهروند مطلوب شهروندي است كه مسؤلا‌نه رفتار كند. يعني در برابر حقوقش مسئوليت‌پذير باشد شود. امروزه، وضع حقوقی شهروند تا حدودی از حمایت بین المللی برخورداراست.

در اینجا اشاره ای هم به مفهوم شهروندی در گفتمان لیبرالی غرب می کنیم. لیبرال‌ها بدین دلیل شهروندی را ارزشمند می‌دانند که با اعطای حقوق، فضای لازم را به فرد می‌دهد تا فارغ از هر گونه دخالت، منافع خود را دنبال کند و در شکل دادن به نهادهای حکومتی عمومی دستی داشته باشند. این مفهوم علاوه بر حقوق، در بردارندۀ وظایف و تعهدات نیز می‌باشد و طبیعی است باید در قبال حقوق جامعه بر یک شهروند، مورد توجه قرار گیرد. از این منظر است که در برخی از کشورها از جمله بریتانیا در مدارس، آموزش احیای حقوق شهروندی را به اجرا در می‌آورند. حقوق شهروندی در یك جامعه مدنی شكل می‌گیرد. بنابراین، باید واژه حقوق در مفهوم شهروندی را به معنای تخصصی خاصی دانست كه شخص همان گونه كه حقوق خود را می‌طلبد، باید حقوق و تكالیف مردم در قبال یکدیگر و در برابر دولت حاكم را بشناسد و به عنوان یك وظیفه و مسئولیت شهروندی انجام دهد و به جان بخرد. از اینجاست كه تضاد و تناقض در مفهوم شهروندی لیبرالی خودنمایی می‌كند و در مقام عمل با تضادها و تناقض‌های بسیاری مواجه می‌شود. همان طور كه برای شهروندان حقوقی بیان می‌شود، مسئولیت‌ها و وظایفی برعهده آنان نیز هست كه در قبال دیگران و دولت است و گاه این وظایف و تكالیف بیشتر از حقوقی است كه برای شهروندان بیان می‌شود. بهترین حالت متصور تعادل میان حقوق و تكالیف است. در حوزه عمل هرگاه حقوق شهروندی كه از طریق اختیار قانونی قانونگذاری و حق سیاسی انتخابات و رای اعمال می‌شود، حقوق مدنی یعنی اختیارات، حقوق دولت و دیگران را محدود سازد، در تقابل و تزاحم قرار می‌گیرد. اگر مثلا شهروندان با حق قانونگذاری كه از سوی اكثریت اعمال می‌شود، حقوق اقلیت‌های مذهبی، نژادی و مانند آن را محدود سازند، حقوق شهروندی اكثریت، حقوق شهروندی اقلیت را سلب می‌كند. در یك مرحله بالاتر، اگر جامعه مدنی بخواهد حقوق دولت را افزایش دهد و محدودیت‌هایی را بر شهروندان اعمال و برخی از حقوق طبیعی و اساسی آنان از جمله حق حریم خصوصی را نقض كند و جنبه لیبرالی شهروندی در برابر جنبه سوسیالیستی آن قرار گیرد، كدام ارجح است؟ آیا حقوق جمعی بر حقوق فردی چیره شود یا حقوق فردی بر جمعی غلبه كند؟ با نگاهی به جوامع غربی كه مدعی لیبرال هستند، این تضادها را بارها در همه ابعادی كه به عنوان حقوق شهروندی شناخته می‌شود می‌توان دید و پیگیری کرد. در انگلستان، هر فرد انگلیسی روزانه به طور متوسط سیصد بار در محوطه تحت پوشش دوربین‌های مدار بسته قرار می‌گیرد و حریم خصوصی او نقض می‌شود. در كشورهای غربی، ایمیل‌های افراد و دیگر حوزه‌ هایی كه به عنوان حریم خصوصی افراد ناشناخته می‌شود و جزو ابتدایی ترین حقوق شهروندی است از سوی جامعه مدنی و دولت كنترل می‌شود. در این جوامع، حقوق شهروندی از طریق دولت و حتی ملت (اكثریت قومی، دینی، جنسی و غیره) نقض می‌شود. در فرانسه در حالی كه حجاب و نمادهای اسلامی برای شهروندانی منع قانونی یافته و به یك معنا حقوق ابتدایی انتخاب مذهب و دین و آزادی‌های فردی نقض شده است. در همان حال اكثریت می‌تواند از نمادهای مسیحی استفاده كند و صلیب بر گردن آویزد. آزار و خشونت نژادی و دینی در همه كشورهای عضو اتحادیه اروپایی از خشونت پلیسی تا تبعیض در اشتغال و كار و ارائه خدمات عمومی و بهداشتی و رفاهی نسبت به شهروندان اقلیت وجود دارد. اینان هر چند كه دارای عنوان شهروندی رسمی هستند ولی از كمترین حقوق شهروندی برخوردار می‌باشند. این شواهد نشان می‌دهد كه شهروندی در لیبرال دمكراسی غربی تنها یك شعار فریبنده همانند حقوق بشر، دموكراسی، آزادی و برابری و مساوات است.
در رابطه با حقوق شهروندي از ديدگاه رهبر معظم انقلاب هم بايد گفت: از نظر ایشان انقلاب اسلامي مقوله شهروندي را در ايران احيا كرد. ما قبل از انقلاب اسلامي چيزي به نام حقوق شهروندي نداشتيم. آن چيزي كه در ايران مطرح بود بحث ارباب، رعيت، عبد و مولا بود نه بحث شهروندي. لذا انقلاب اسلامي را باني مقوله شهروندي معرفي مي كنند و شهروندي كه ايشان مطرح مي كنند شهروند كريمانه و متعالي است كه هم توجهي به حقوق انساني آن مطرح مي شود و هم تكاليف ديني كه براي او كرامت ايجاد كرده اند. اين مقوله دوگانه در هيچ فلسفه سياسي در دنياي معاصر وجود ندارد. معمولا حقوق شهروندي در فلسفه سياسي غرب حقوقي است كه انسانها به صورت قراردادي و قرارداد اجتماعي و وضعيت طبيعي در جامعه پيدا مي كنند و هيچ حق ماورائي و حق الهی كه انسانها را متعالي كند، آن جا ديده نشده است. مقام معظم رهبري حقوق شهروندي را در مقوله هايي همچون حق زندگي، حق دادخواهي، حقوق انساني، حقوق سياسي و غیره مي داند. ايشان در اين زمينه معتقدند: البته كسي كه دشمن نظام است، اين طور نيست كه نمي تواند در اين نظام زندگي كند؛ نه. مخالفان اسلام مي توانند در اين نظام زندگي كنند؛ كساني هم كه اسلام را اصلا قبول ندارند، مي توانند در اين نظام زندگي كنند. اسلام نگفته كه هر كس در پناه و سایه نظام اسلامي زندگي مي كند، بايد معتقد به اسلام و مباني اسلام باشد؛ نه. زندگي كنند و از حقوق شهروندي و امنيت هم برخوردار باشند. اگر دزدي در خانه يك غير مسلمان را بشكند و برود دزدي كند، آن دزد را هم مجازات مي كنند. در مجموع، بين كساني كه به نظام معتقدند و كساني كه مخالف نظامند، در حقوق شهروندي تفاوتي نيست. مي توانند زندگي كنند13.
«در واقع شهروندی طرح‌ریزی سیستمی است اجتماعی برای تحریر دولت و مدیریت اجتماعی که بیش‌تر جنبه‌ اجتماعی دارد، در این سیستم که رکن اساسی آن عضویت است، در کنار حقوق به مسئولیت‌های اجتماعی مانند دفاع از کشور، دادن مالیات و تبعیت از قانون نیز توجه خواهد شد. مسئولیت اجتماعی شهروند فقط منحصر به دولت نیست بلکه در مقابل شهروندان دیگر هم مسئولیت دارد. ارزش‌های این سیستم الزاما هنجاری نیستند، بلکه سرشتی تاریخی، اجتماعی و فرهنگی دارند یا به طوری که، شهروندی را به تاریخ و تحولات اجتماعی پیوند می‌زند14».
پایبندی به مفهوم شهروند و حقوق شهروندی مستلزم رعایت مواردی است که باید در قوانین کشور جاری شود: نخست اینکه کلیه افرادی که در ایران زندگی می کنند و تابعیت این کشور را دارند، شهروند محسوب می شوند و در برابر قانون، برابرند. دوم اینکه کلیه شهروندان ایرانی از حقوقی برابر در همه زمینه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی برخوردارند. سوم، زمینه مشارکت در حیات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور بایستی برای کلیه شهروندان ایران زمین فراهم باشد. در واقع، کلیه شهروندان باید از حق آزادی بیان، رسانه و توسعه نهادهای مدنی و گردش اطلاعات برخوردار باشند. چهارم، کلیه شهروندان ایرانی بایستی برای ایجاد و تقویت امنیت، ثبات، توسعه و اعتلای کشور احساس مسئولیت اجتماعی داشته باشند .پنجم، این مسئولیت اجتماعی شامل، حق انتقاد از دولت و کلیه کسانی است که منتخب شهروندان به حساب می آیند.
اصولا حق و تکلیف در برابر هم قرار دارند و حق، تکلیف را به دنبال دارد. بنابراین می توان گفت: مفهوم شهروندی و حقوق شهروندی در برگیرنده مجموعه‌ای از تکالیف و مسئولیت های شهروندان در قبال یکدیگر و در قبال شهر و دولتی است که در آن زندگی می کنند.
با توجه به تعاریف بالا از شهروند و حقوق شهروندی چند نکته مهم بدست می آید: نخست اینکه حقوق شهروندی شامل امتیازاتی است که فرد انسانی یا طبعا دارای آن است و یا قوانین کشورها به آنها اعطاء کرده است. دوم، حقوق شهروندی بر خلاف حقوق بشر که در آن تابعیت موثر نیست درمورد اتباع یک کشور به رسمیت شناخته شده است. سوم اینکه حقوق شهروندی امتیازاتی است که به وسیله قوانین اساسی کشورها مورد حمایت قرار گرفته ورعایت آن ضمانت شده است. و در پایان حقوق شهروندی از جمله حقوقی است که برای بشر به جهت رعایت کرامت و شان او شناخته شده است.

گفتار دوم: انواع شهروند

نوع شهروندي به ميزان مشاركت شهروندان در عرصه شهروندي اشاره دارد، كه ممكن است شهروندان مشاركتي فعال يا منفعلانه داشته باشند. نوع شهروندي مي تواند ميزان فعاليت يا انفعال شهروندان را در نظام سياسي مشخص كند. امروزه صاحب نظران و کارشناسان، شهروندی را با معیارها و سبک های متفاوتی تقسیم بندی می کنند و از انواع مختلف شهروندی سخن می گویند. آنها با توجه به معیار قلمرو و دامنه و معیار جهت گیری شهروندی، انواعی از شهروندی را ارائه می دهند.
بر اساس معیار قلمرو و دامنه شهروندی می توان به چهار نوع شهروندی اشاره کرد: نخست شهروند ملی است که برخاسته از نظام دولت-ملت است و موجب نوعی تمایز ملیتی بین یک ملت و ملیت های دیگر می شود؛ مثلا ایرانی را از غیر ایرانی مشخص می کند. نوع دوم شهروند منطقه ای است که همزمان با به وجود آمدن اتحادیه اروپا با پول واحد و همکاری های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که بین کشورهای اروپایی ایجاد شد.سومین نوع آن شهروندی جهانی است که مرز جغرافیایی ندارد.و متکی بر عواملی چون نژاد، جنسیت، طبقه اجتماعی و غیره است. به عنوان مثال سیاه پوستی که در امریکا زندگی می کند، ممکن است تعلقات شهروندی او متعلق به افریقا باشد.«آخرین مرحله تکامل حقوق شهروندی، نیل به شهروند جهانی است. شهروند جهانی مفهومی است حاصل باز اندیشی در عناصر شاکله شهروندی مدرن که هویت، حقوق، وظایف و گستره عمل و بسترهای اجتماعی جهانی برای خویش قائل است15». چهارم از شهروندی متحرک می توان یاد کرد که میان جمعیت توریست دیده می شود. این نوع شهروندی می تواند برای فرد و جامعه و حتی نظام سیاسی منشا مشکلات جدی باشد زیرا منجر به نوعی شهروندی بی مکان می شود.
بر اساس معیار دوم که جهت گیری شهروندی است می توان به چهار نوع شهروندی اشاره کرد: «1- شهروندی محیط زیستی که به کل کره زمین متعلق است. و از حقوق و مسئولیت شهروندان کره زمین بحث می کند. 2- شهروندی فرهنگی: به مشارکت فرهنگی افراد جامعه مربوط می شود. این نوع شهروندی را«برایون ترنر» مطرح کرده است. 3- شهروندی اقلیت ها: این نوع شهروندی مربوط به اقلیت هایی هستند که وارد یک جامعه جدید می شوند و در آن جامعه اقامت می کنند. 4- شهروندی دینی: پیروان ادیان مختلف، تعلق اجتماعی و فرهنگی عمیقی به سرزمین های مقدس دینی خود دارند. مثلا برای مسلمانان مکه، مدینه، کربلا و نجف نوعی وابستگی و تعلق فرهنگی ویژه ای را به وجود آورده است16».
برخی از کارشناسان انواع شهروند را به موارد ذیل تقسیم بندی میکنند: 1- شهروند افتخاری: ممکن است فردی تابعیت یک کشور را نداشته باشد اما شهروند آن کشور محسوب شود. این نوع شهروندی عنوانی افتخاری است. شهرداری اصفهان به پاس سالها خدمت پروفسور مجید سمیعی و تلاش های بی وقفه ایشان در مسیر گسترش علم و دانش، ضمن تقدیر از ایشان، نشان شهروند افتخاری اصفهان را به ایشان اعطا کرد. 2- شهروند درجه دوم: علاوه بر خارجیان، ممکن است که افرادی که درون مرزهای دولت هستند یا ساکنان قانونی، کارگران مهمان یا مهاجران بوسیله نظام سیاسی به عنوان بیگانه یا شهروند درجه دوم تلقی شوند. 3- شهروند چند فرهنگی: شهروند چندفرهنگی به حقوق اقلیت های مذهبی، قومی و زبانی اشاره دارد و بیان می دارد که گروهها نیز مانند افراد می بایست موضوع حقوق شهروندی قرار گیرند. در ایران هم اقلیت های زبانی، مذهبی و قومی به عنوان یک واقعیت وجود دارد. این اقلیت ها با کم و بیش اختلافی حقوقی

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد دستور موقت، اجرای احکام، دادرسی مدنی، آیین دادرسی مدنی Next Entries منابع تحقیق درباره حقوق شهروندی، قانون اساسی، قانون پذیری، قانون مداری