مقاله درمورد دانلود سیاست خارجی، نظام بین الملل، رئالیسم تهاجمی، آسیای مرکزی

دانلود پایان نامه ارشد

فصل ششم:نتیجه گیری و چشم انداز آینده 132
نتیجه گیری و چشم انداز آینده 110
منابع و مآخذ 115

چکیده
نقش اوراسیاگرایی در سیاست خارجی روسیه
سمیرا طالبی
فارسی:
فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نقطه ی عطفی برای تغییر ماهیت نظام بین الملل از دوقطبی به تک قطبی و همچنین تقلای کشور روسیه برای بدست آوردن ثبات و امنیت بود. روسیه در جستجوی هویت از دست رفته ی خویش به این واقعیت دست یافت که سیاست آتلانتیک گرایی و دنباله روی از تک قطب نه تنها دردی از آن دوا نکرد، بلکه سبب انحطاط و سرخوردگی هر چه بیشتر آن در سطح داخلی و خارجی شد. اما با روی کار آمدن پوتین پنجره ای از امید به روی مردم روسیه گشوده شد و اتخاذ رویکرد اوراسیاگرایی از سال 2000 میلادی، سبب جلب توجه روسیه به کشورهای حوزه ی آسیای مرکزی و قفقاز شد و از آن پس، روسیه نه تنها از تک قطب دنباله روی نمی کند بلکه با ابزاری همچون انرژی، تشکیل اتحادیه ها و سلطه بر جمهوری های بازمانده از شوروی آن را به چالش نیز می کشد و از سوی دیگر رویکرد اوراسیاگرایی روحیه ی تهاجمی را نیز در روسیه افزایش داده است؛ لذا، پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد رئالیسم تهاجمی در صدد پاسخ به این سوال است که، نقش و تأثیرات نگرش اوراسیاگرایی در سیاست خارجی روسیه چیست؟ روسیه برای اجرای سیاست اوراسیاگرایی در سه سطح بین المللی، منطقه ای و ملی با چه چالش ها و فرصت هایی روبرو است؟ فرضیه ی نویسنده این است که اوراسیاگرایی به عنوان یک رویکرد محبوب در میان اکثر مردم روسیه با نگاهی ویژه به کشورهای استقلال یافته از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، سعی در تأمین منافع ملی روسیه و تثبیت جایگاه آن در عرصه ی بین المللی از طریق ایجاد اتحادیه های منطقه ای، همگرایی با کشورهای مشترک المنافع و معرفی روسیه به عنوان یک قطب رقیب در برابر هژمون، است. روش جمع آوری اطلاعات این رساله، کتابخانه ای و یافته های تحقیق عمدتاً به شیوه ای توصیفی- تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است.

واژگان کلیدی: اوراسیاگرایی، سیاست خارجی روسیه، نظام بین الملل، رئالیسم تهاجمی، کشورهای مستقل مشترک المنافع.

چکیده انگلی
Abstract
The Role Of Eurasianism In Russia Foreign Policy
Samira Talebi

The Collapse of the USSR was a turning point for changing the nature of the international system from bipolar to unipolar and Russia and also the striving to achieve stability and security. Russia in search of its lost identity found this fact that the following of Atlantics policy and Uni polar not only has no benefits but also caused degeneration and more frustrated in its domestic and foreign. But with the rise of Putin, a window of hope has opened for Russian and the Eurasians’ approach, from 2000, led attention to the countries of Central Asia and the Caucasus in Russia. So, Russia does not obey America and with tools such as energy, unionization and domination on legacy of Soviet also takes on the challenge and the adaptation of Eurasian approach has improved the aggressive mood in Russian too. Therefore, this study utilizes realism offensive approach that seeks to answer the question, what is the impact of Eurasians’ attitude in Russian foreign policy? Which challenges and opportunities are there for Russia in implementing Eurasian Policy at three levels: international, regional and national? The author’s hypothesis is that Eurasianism as a popular approach among Russian, with a special focus on the states of the Soviet Union, Trying to provide Russia’s national interests and stabilize its position in the international arena through the creation of a regional union, convergence with CIS and a rival pole of hegemony. The method of collecting data for this thesis is library and research findings have been studied mainly descriptive and analytical manner.

Keywords: Eurasianism, Russia Foreign Policy, International System, Offensive Realism, Commonwealth of Independent States (CIS).

مقدمه:
فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی پیامدهای منفی زیادی را برای روسیه در حوزه های مختلفِ ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی به همراه داشت و علاوه بر این سبب تحولات گسترده ای در سه سطوح مختلف بین المللی، منطقه ی اوراسیا و همچنین اوضاع داخلی کشور روسیه شد. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، نظام بین الملل یک سر قطب خود را از دست داد و آن را به هژمون آمریکا واگذار کرد. بنابراین نظام دوقطبی تبدیل به یک قطب تبدیل شد و بازیگران زیادی در این بازی قدرت، متضرّر شدند.
در سطح منطقه ای، کشورهای زیر سلطه ی شوروی نفس تازه ای کشیدند و برای نشان دادن استقلال و حاکمیت خود، درهای روابط تجاری و سیاسی را به روی کشورهای مختلف از جمله آمریکا گشودند اما معضلی که این کشورها با آن روبرو هستند، کشمش و درگیری های بین آمریکا و روسیه است. روسیه این جمهوری ها را حیات خلوت خود می پندارد و در صدد دستیابی به امپراتوری دوره ی شوروی است اما در مقابل پانزده کشور بازمانده، از سلطه ی روسیه واهمه دارند بدین سان برای جلوگیری از این سلطه گری، تدابیر زیادی را اندیشیده اند.
اما در سطح داخل روسیه نیز، یادگاری که از شوروی باقی مانده بود چیزی جز اوضاع بد اقتصادی، بی هویتی، فلاکت و بدبختی نبود. روی کار آمدن یلتسین پس از فروپاشی نیز نه تنها اوضاع را بهبود نبخشید بلکه سست بودن شخصیت وی، اوضاع را وخیم تر از پیش کرد. اما در این میان روي كار آمدن پوتين، نقطه عطفي در سياست هاي داخلي و خارجي اين كشور پس از جنگ سرد به شمار می آيد. پوتين كوشيده است از یک سو با حل بحران هاي داخلي، ثبات و انسجام را به روسيه بازگرداند و از سوي ديگر با بيرون آوردن روسيه از لاك خويش با رويكردي پيشرونده و تهاجمي در برابر محدوديت هايي كه عمدتاً غرب با توسعه طلبي خود عليه روسیه پديد آورده است، بايستد. هدف پوتين از اين رويه ها بازگرداندن بلندآوازگي گذشته ملت روسیه و بازيابي روسيه به عنوان یک قدرت جهاني است. در اين راستا مي توان گفت رويكرد تهاجمي پوتين در سياست خارجي، واكنشي در برابر وادادگي يلتسين در برابر غرب و به ويژه آمريكا بوده است.
پوتین با برگزیدن سیاست اوراسیاگرایی و در کنار آن توجه به رویکرد پراگماتیستی تلاش کرد تا اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور را بهبود بخشد و در این امر تا حدودی نیز موفق شد. این رویکرد برخلاف دوره ی یلتسین سبب شد تا پوتین، اولویت سیاست خارجی خود را به کشورهای منطقه و حوزه اوراسیا بدهد. در راستای نایل شدن به این هدف، تلاش کرد با تشکیل اتحادیه های مختلف از جمله اتحادیه کشورهای مستقل مشترک المنافع یا دیگر اتحادیه ها علاوه بر حفظ حاکمیت و سلطه ی خود بر کشورهای منطقه، نوعی بازدارندگی در مقابل ایالات متحده آمریکا نیز ایجاد کند. زیرا این کشورها به عنوان حیات خلوت روسیه، نقش حیاتی در تأمین امنیت روسیه دارند و هر نوع درگیری در آن ها اوضاع روسیه را دچار چالش می کند. بنابراین روسیه با اتخاذ این سیاست و رفتار پراگماتیستی تلاش دارد سلطه و روابط خود با جمهوری های سابق بازمانده از شوروی را حفظ کند و علاوه بر این در هر نوع احساس ناامنی از روابط این جمهوری های با دشمنان خود، به ویژه آمریکا، واکنش لازم را اعمال کند.

فصل اول:

طرح پژوهش

تبیین مسئله:
نظام بین الملل عرصه ی روابط و تعامل است،گاه این روابط با صلح و آرامش و گاه با تعارض و کشمکش همراه است. در این راستا کشورها برای تعریف و شناساندن خود در عرصه ی بین المللی به ایدئولوژی ها و رویکردهایی متوصل می شوند که می تواند سبب ارتقا یا تنزل جایگاه آنها گردد. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نقطه ی عطفی برای تغییر ماهیت نظام بین الملل – از دوقطبی به تک قطبی- وهمچنین تقلای کشور روسیه در تعریف هویت از دست رفته ی خود بود که مقدمات ورود مباحث و رویکردهای جدید به عرصه ی بین الملل را فراهم آورد.
روسیه در جستجوی هویت از دست رفته ی خویش به این واقعیت دست یافت که سیاست آتلانتیک گرایی و دنباله روی از تک قطب نه تنها دردی از آن دوا نکرد بلکه سبب انحطاط و سرخوردگی هر چه بیشتر آن در سطح داخلی و خارجی نیز شد؛ بنابراین با روی کار آمدن پوتین نقطه ی عطف دیگری در سیاست خارجی روسیه مطرح شد که با افزایش قیمت نفت و مدیریت استراتژیک پوتین، اوضاع اقتصادی روسیه بهبود یافت. اما سیاست و نگرش اتخاذ شده در روسیه، ناشی از اعتماد به نفسی بود که کسب کرده بود، این امر نه تنها قدرت مانور روسیه را در سطح منطقه افزایش داد بلکه زمینه های روبرو شدن با آمریکا و به چالش کشیدن نظام تک قطبی را نیز به دست داد.
بنابراین اتخاذ رویکرد اوراسیاگرایی از سال 2000 میلادی سبب جلب توجه روسیه به کشورهای حوزه ی آسیای مرکزی و قفقاز شده است و در مقابل، نه تنها اینکه از تک قطب دنباله روی نمی کند بلکه آن را به چالش نیز می کشاند و با ابزاری همچون انرژی و تشکیل اتحادیه ها، با قدرت از مرزهای سیاسی و امنیتی خود دفاع می کند. از سوی دیگر رویکرد اوراسیاگرایی روحیه ی تهاجمی را در روسیه افزایش داده است؛ لذا، پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد رئالیسم تهاجمی به واکاوی نقش و تأثیرات نگرش اوراسیاگرایی در سیاست خارجی روسیه می پردازد.
ضرورت و اهمیت موضوع:
با توسعه روابط بین الملل، تعاملات نزدیک و سازنده و وابستگی متقابل سیاسی، اقتصادی و امنیتی میان کشورها افزایش یافته است و به این دلیل شناخت لازم و کافی از ایدئولوژی و جهت گیری سایر کشورها به منظورایجاد روابط خارجی درست و کارآمد، اجتناب ناپذیر است. روسیه از دیرباز چه در القاب امپراتوری تزار و اتحادیه جماهیر شوروی و هم اکنون نیز به عنوان فدراسیون روسیه، همواره یکی از قطب های اثرگذار در عرصه ی بین الملل بوده است و علاوه بر این، به دلیل نزدیکی به کشور ایران و نقش و تاثیر سیاست های اتخاذی آن بر برنامه های هسته ای ایران، بهبود و یا تشدید روند تحریم های سازمان ملل به دلیل دارا بودن حق وتو و همچنین گسترش روابط دو کشور مذکور به دنبال رویکرد اوراسیاگرایی روسیه و وجود مرز دریایی و مسائل مربوط به امور گمرکی، روابط تجاری و اقتصادی، شناخت ماهیت و سیاست های این کشور دارای اهمیت فراوان است.
با این هدف، رساله حاضر در صدد شناخت عوامل و رویکردهای تأثیرگذار بر سیاست خارجی روسیه به طور کلی، نقش و تأثیر رویکرد اوراسیاگرایی به طور اخصّ است که شناسایی آن می تواند در تصمیم گیری و تصمیم سازی و سیاست گذاری خارجی جمهوری اسلامی ایران، نقش مهمی ایفا کند.
اهداف پژوهش
هدف از پژوهش حاضر ارائه ی دیدگاه روشن و جامع در شناخت عوامل مؤثر بر سیاست خارجی روسیه، واکاوی نقش روسیه در روابط بین الملل و در مقابل، بررسی عوامل داخلی و منطقه ای از قبیل اتحادیه ها و همچنین مهمترین عامل یعنی بررسی سیاست های دو کشور روسیه و آمریکا در به تعدیل رساندن فرصت ها و به چالش کشیدن امنیت نظام بین الملل است.
سوالات تحقیق
رساله در صدد تبیین این بحث است که روسیه برای اجرای صحیح سیاست اوراسیاگرایی در سه سطح بین المللی، منطقه ای و ملی با چه چالش ها و فرصت هایی روبرو بوده است که شناسایی درست این عوامل می تواند چشم انداز روشنی از روسیه به عنوان یکی از بازیگران مهم بین المللی را برای دیگر کشورها به ارمغان بیاورد.
• سوال اصلی:
1. نقش و تأثیر سیاست اوراسیاگرایی در تامین منافع ملی روسیه چیست؟
• سوالات فرعی:
2. مهم ترین موانع و چالش های بین المللی در پیشبرد سیاست اوراسیایی گرایی روسیه کدامند؟
3. اتخاذ سیاست اوراسیاگرایی چه فرصت ها و بسترهایی را پیش روی روسیه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های دانشگاه تهران، دانشگاه امام صادق(ع)، فلسفه اخلاق، ناصر خسرو Next Entries مقاله درمورد دانلود سیاست خارجی، نظام بین الملل، واقع گرایی، آسیای مرکزی