تحقیق رایگان درباره جامعه اسلامی، هستی شناختی، منابع معتبر، معرفت شناختی

دانلود پایان نامه ارشد

فاهیم مهمی چون توحید، نبوت و معاد برآنها پایه ریزی می گردد.
سلفیه عربستان، در عصر حاضر یکی از مشهورترین و با نفوذ ترین فرقه های اهل سنت است. اندیشه ها و تفسیر های خاص این فرقه در اصول اعتقادات، به ویژه توحید و شرک، منشأ تمام إتهام زنی ها أعم از: تحقیر، تکفیر، انتساب شرک، هدم بقاع متبرکه و در مرتبه ای بالاتر ترور، کشتار، جنگ و بر اندازی در کشورهای اسلامی است.
این برداشت خاص از مهمترین اصول اعتقادی، مبتنی بر مبانی خاص این فرقه است. در این رساله سعی شده به طور کامل، مبانی سلفیه در زمینه های مختلفِ هستی شناختی، معرفت شناختی، روش شناسی و معنی شناسی، با عرضه بر مبانی شیعه إمامیه، مورد تطبیق و بررسی قرار بگیرد.
فرضیه؛
إنکار مجردات، نفی حجیت عقل، تصویر نا صحیح از توحید عبودی، تنقیص ذات الهی در مباحث مربوط به ذات و صفات، تنقیص مقام نبوت، نفی حیات برزخی، نفی ارتباط مردگان با دنیا و موارد دیگر، از ثمرات مبانی سلفیه در توحید و نبوت است. از این رو، اینان با تکیه بر این مبانی به إتهام زنی به مسلمانان پرداخته، اهل قبله را کافر و مشرکتر از مشرکان زمان بعثت می دانند.
پیشینه بحث از موضوع؛
بحث و نقد پیرامون معتقدات هر مکتبی به دو صورت متصور است:
آ: بررسی مسائل اعتقادی و نقد آنها در ابواب خاص؛
ب: بررسی مبانی اعتقادی و متعاقب آن، بررسی مسائل اعتقادی بر اساس آن مبانی.
در رابطه با اعتقادات سلفیه، بیشتر تالیفات چه در راستای تبلیغ و چه در نقد متمرکز بر روش اول است. این تالیفات بسیار زیاد بوده، که به عمده آنها در فصل های آینده اشاره می شود.
اما در این بین، متفکران برجسته ای هم از روش دوم در نقد این تفکرات استفاده کرده اند، که می توان از معاصرین به تالیفاتی چون کتاب جناب دکتر علی اله بداشتی، با نام بررسی و نقد آرای سلفیه در باره توحید اشاره کرد. استاد محترم در چند فصل، به بررسی تفصیلی أهم مبانی این فرقه در بحث توحید پرداخته اند.
در همین راستا، کتاب دیگری از استاد فرمانیان، با نام بررسی مبانی سلفیه به چاپ رسیده است. این کتاب در اصل، رساله دکترای ایشان بود، که تحت راهنمایی استاتید محترم آقایان دکتر بهشتی ، دکتر علی اله بداشتی و دکتر احمد عابدی به پایان رسید.
و اما کتاب سوم، اثر استاد سید مهدی علیزاده موسوی است. ایشان در کتاب سلفی گری و وهابیت (مبانی)، به بحث علمی با گزینش روش دوم پرداخته است.
در منابع عربی، آثار خاصی در این زمینه با روش دوم به چشم نمی خورد، هر چند که برخی نام ها مثل قواعد المنهج السلفی، رهزن است؛ چرا که فقط بخش کمی از این کتب به مبانی اختصاص داده شده است.
در این پایان نامه سعی بر این است، که با استفاده از روش دوم در راستای إرتقای بحث، گامی جدیدتر بر داشته شود و مبانی سلفیه عربستان به خاص مورد بررسی قرار گیرد ، و من الله المستعان و الله هو المعین.

فصل اوّل

امام صادق علیه السلام:
“اى علقمه، زبان هائى كه ذات مقدس خداوندى را، به چيزهائى كه هيچ شايستگى و تناسبى با خداوند ندارد، نسبت مي دهد، چگونه ممكن است از نسبت‏هاى ناراحت‏كننده به شما خوددارى نمايد؟
پس بايد شما از پروردگار يارى بطلبيد و صبر و استقامت داشته باشيد، كه زمين ملك خدا است. او را به هر كس كه بخواهد، مي دهد و البته پايان امر و عاقبت نيك براى پرهيزكاران است”. 2

1-1. منشأ فکري و ريشه هاي تاريخي سلفي گري در اسلام:
چه عواملی در تاریخ، باعث ایجاد رشد و تثبیت سلفی گری در جهان اسلام شد؟ در جواب این سوال، بررسی چند عامل بسیار مهم مد نظر قرار می گیرد.
1- جریان جدائی ثقلین؛
2- جریان منع حدیث؛
3- جريان تحريف حدیث؛
4- ظهور بعضی از خواص در این جریان؛
سلفیه در عصر حاضر، چه فرقه ای حق باشد! و چه باطل! در هر صورت مصداق حق يا باطلِ حدیث مشهوری است، که فریقین از نبی مکرم اسلام محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم، نقل نموده اند:
“ستفترق أمتي بعدي على ثلاث و سبعين فرقة، واحدة منها ناجية و الباقون في النار”.3
امت من بعد از من بر هفتاد و سه فرقه خواهند شد؛ یکی از آنها نجات یافته و دیگر فرقه ها در آتش خواهند بود.
قبل از بررسی سوال اول، باید جواب این سوال مشخص گردد، که چه عواملی در تاریخ، باعث ایجاد فرقه های مختلف در میان مسلمین گردید؟ هر جوابی از این سوال دهیم، همان جواب از سوال اول است لذا؛ به طور دقیق عوامل را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

1-1-1. جریان جدائی ثقلین:
مهمترین عامل فرقه گرائی در میان مسلمانان، جدائی آنها از ثقلین است. حدیث ثقلین از معتبر ترين ومعروفترین احادیث نقل شده در منابع شیعه و سنی است.
این حدیث با متن های مختلفی روایت شده است.4
آية الله علامه مير حامد حسين لكهنوى هندى نيشابورى رضوان الله عليه، جلد دوازدهم از کتاب عبقات الانوار خود را به بحث در پيرامون اين حديث اختصاص داده و آن را به دو جزء تقسيم كرده و جزء اول را اختصاص به بحث از سند حديث و جزء دوم را اختصاص به بحث در دلالت آن داده است.
ميرزا نجم الدين شريف عسگرى نيز، كتابى مستقل به نام محمد و على و حديث الثقلين و حديث السفينة از مصادر عامه ، درباره اين حديث و حديث سفينه تأليف نموده است‏.5
عباراتی چون: ما إنْ أَخَذْتُمْ، أخْذ، تمسک و إتباع در منابع معتبر اهل سنت آمده است.6 منظور از واژگان فوق، تبعيت و پيروى است.
واژه اعتصام نیز در قرآن، حديث، لغت عربى و استعمالات فصيح، همان معناى تمسك است. 7 و تمسك به معناى اتباع و پيروى است.
عبدالرؤوف مَناوى مصرى، در شرح كلمه عِتْرَتي مى‏گويد:
“عترت رسول خدا صلى الله عليه وآله، همان اصحاب كسائى هستند، كه خداوند متعال، هر گونه پليدى را از آن‏ها دور كرده و آنان را به طور كامل پاك فرموده است”.
نتيجه سخن اين است، كه حديث ثقلين، گرچه به متن‏هاى گوناگون نقل شده ولى تمامىِ آن‏ها مفيد يك معنا بوده و اثبات امامت و خلافت، یعنی مرجعیت سیاسی و علمی أهل بیت است.
در بين متن های حدیث، دلالت كلمه خليفتين، در روایت پيامبر صلى الله عليه وآله از همه صريح‏تر است و هيچ اختلافى در مورد دلالت آن بر مرجعیت فوق نيست لذا؛ از اين جا درمى‏يابيم، كه قرآن كريم و روايات صادره از رسول خدا صلى الله عليه وآله، چگونه يكديگر را تصديق مى‏نمايند. قرآن كريم مى‏فرمايد:
“وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِيعاً وَلَا تَفَرقُوا”.
و همگى به ريسمان خدا تمسك كنيد و پراكنده نشويد.
و رسول خدا صلى الله عليه وآله نيز در حديث ثقلين مى‏فرمايد:
“إني تارك فيكم الثقلين: كتاب الله وعترتي أهل بيتي، ما إن تمسكتم بهما لن تضلوا بعدي أبداً”.
من دو چيز گران‏بها در بين شما مى‏گذارم: كتاب خدا و عترت و خاندانم. مادامى كه به آن‏ها تمسك كنيد، هرگز گمراه نخواهيد شد.
آن چه را كه قرآن كريم به عنوان حبل الله به تمسك به آن امر مى‏فرمايد، رسول خدا صلى الله عليه وآله، به عنوان عِترتي و أهل بيتي به تمسك به آن دستور مى‏دهد.8
به راستى اگر به اين حديث شريف عمل مى‏شد و بر مصاديق صحيحش – خاندان پیامبر علیهم السلام – تطبيق مى‏گرديد، آیا هیچ گاه شاهد رخداد چنين اختلافات و فرقه های ضال و مضل در میان امت اسلام می بودیم؟ و امت اسلامی مصداق حدیث افتراق قرار می گرفت؟
با توجه به مطالب سابق تکلیف جامعه اسلامی بعد از پیامبر مشخص است و اگر مسلمانان به تکلیف خود عمل نکنند، با فاجعه ای بنام فرقه های انحرافی فراوان، دست به گریبان خواهند بود.
اما بزرگترين خيانت ها در تاريخ اسلام و بشريت و ضربتى كارى، كه بر وحدت اسلامى خورد همين بود، كه جریان نفاق، مرموز ترین و خطرناکترین جریانهای زمان پیامبر نگذارد پيامبر با سند كتبى، آنچه را امت پس از آن هرگز گمراه نگردند، بنويسد و با عبارت سخيف:
ان الرجل ليهجر !!! 9
خطاب به پیامبر، كمال بي ادبي و اوج نفاق را هويدا نماید.
ابن عباس، براى اين مصيبت عظیم بشدت مى‏گريست و آن قدر اين مصيبت را بزرگ مى‏شمرد، كه مى‏گفت‏:
“الرزية كل الرزية ما حال بين رسول الله و بين ان يكتب لهم ذلك الكتاب”.10
اگر اين كلام، كلام پيغمبر هم نباشد، كجايش هذيان و ياوه گويى است؟
چه قدر اين مصيبت جانكاه است و چه قدر براى مسلمانان اين موقف سوء عمر خسارت و زيان داشت!!!
در حالى كه، اگر يك مرد عادى در چنين حالى بخواهد وصيتى كند، همه استقبال مى‏نمايند و با روى گشاده و مهر و ملاطفت جواب مى‏دهند اما پيغمبر خدا، كه رحمة للعالمين بود (وامصيبتاه)، با چنين خشونت عمرى در اين لحظه مواجه شد و ان نبى الله ليهجر، شنيد.
اصولًا چه مقامى صلاحيت دارد، كه امر اكيد پيغمبر را آن‏هم در موضوعى، كه مستقيماً مربوط و در صلاحيت مقام رسالت است، يعنى تضمين هدايت مردم، رد كند؟ و آيا چنين عملى با اسلام و ايمان به رسالت و دستور صريح قرآن ‏- مَا آتَاكُمُ الرسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا (حشر/7) – سازگاری دارد؟
این ناسازگاری ها ادامه داشت و در آخر منجر به فاجعه سقیفه – جدائی سیاسی – و منع حدیث – جدائی علمی -، که این دو، مصداق أتم جدائی قرآن و عترت است، گردید و این ثمره ای جز ایجاد فرقه های انحرافی و فهم های خاص و باطل از قرآن نبود که فرمود : إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدي لِلَّتي‏ هِيَ أَقْوَمُ (إسراء/9) .

1-1-2. جریان منع حدیث:
این مساله مورد اتفاق همه است که ، در عهد پیامبر فرض و تخمین یعنی اجتهاد، معنی نداشت و در آن زمان جزم و یقین حاکم بود. کتاب خدا و خود پیامبر، که لا ینطق عن الهوی، عهده دار جواب به تمام سوالات گردیدند.
اما بعد از وفات پیامبر، در جریان سقیفه مسأله جور دیگر رقم خورد. زمام سیاسی به دست افرادی افتاد، که رسما اعلان کردند: قرآن به تنهائی کافی است و دیگران را از نقل روایت به شدت بر حذر داشتند!
اما موضوعی که در زمان خلفا آغاز شد، فراتر از منع کتابت حدیث بود. پس از پیامبر اسلام (ص)، خلفای سه‌گانه از نشر و ترویج احادیث رسول مکرم اسلام ممانعت به عمل آوردند. ممنوعیت حدیث از زمان ابوبکر، خلیفه‌ی اول آغاز شد و در عصر عمر و عثمان، با شدت بیشتری ادامه یافت.
ذهبی می نویسد:
“بعد از وفات پیامبر، ابابکر مردم را جمع کرد و گفت: “شما از رسول الله احادیثی نقل می کنید، که در آن اختلاف دارید! به تبع آن، اختلاف مردم بعد از شما بیشتر خواهد شد! لذا؛ هیچ چیزی از پیامبر نقل نکنید! اگر از شما سؤال کردند، بگوئید میان ما و شما کتاب خدا حاکم است. حلالش را حلال و حرامش را حرام شمارید و سیره عمر نیز، در سیاست همان رویه ابابکر بود! ابن سعد در طبقات نقل کرده است که “در عصر عمر بن خطاب أحادیث متناقض زیاد شده بود، پس به مردم نوشت، آنها را بیاورند و امر به پاره کردن و نابودی آنها کرد. !” 11
عمر، به دنبال همین سیاست به برخی از صحابه – مانند ابو درداء و ابوذر – اجازه‌ی خروج از مدینه را نداد، 12مگر کسانی که به عنوان والی به مناطق مختلف رفتند.
ابو هریره نقل می‌کند که:
“ما در زمان عمر نمی‌توانستیم بگوییم : قال رسول الله تا این‌که عمر از دنیا رفت”.13
در طبقات ابن ‏سعد آمده است:
“در روزگار عمر بن خطاب، احادیث فزونی یافت و عمر از مردم خواست، که احادیث را پیش او آوردند و چون آنها را آوردند، دستور داد همه را بسوزانند.14 سپس گفت: “مثناة کمثناة اهل الکتاب”.15 طبق این بیان، خلیفه‌ی دوم، چون سابقه‌ی دوستی با اهل کتاب داشت، می‌دانست، که یهودیان غیر از تورات کتابی دارند، که در آن اسرائیلیات بود و به آن مثناة یا مشناة16 می‌گفتند، او به زعم خود می‌خواست، تا قرآن به سرنوشت تورات گرفتار نشود”.
شاید گفته شود: به هر حال اینان با اصل نقل حدیث مخالفت نداشتند؛ بلکه، مشكل اصلي خلط احادیث صحیح و باطل بود؟
در جواب می گوییم: راهکار آن بسیار ساده

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد مقدار خطا، بورس اوراق بهادار تهران، بورس اوراق بهادار، شرکت های پذیرفته شده Next Entries تحقیق رایگان درباره قرآن کریم، رسول خدا (ص)، رسول اکرم (ص)، پیامبر اسلام (ص)