منبع مقاله درمورد نهج البلاغه، حکمت سینوی، علت فاعلی، عالم ماده

دانلود پایان نامه ارشد

2-3-2-1-کیفیت صدور کثرت از وحدت 65
2-4-نقد دیدگاه ابن سینا در باب آفرینش بر اساس نهج البلاغه 67
2-5- مقایسه نظریهی فیض و تجلّی 67
2-5-1-کیفیت تجلی و تشأن 69
2-6-تطابق دیدگاه صدرا با دیدگاه امام ( 70
نتیجه فصل 71
فصل سوم: علل آفرینش 72
3-1-اصل علیت در تفکر علوی 76
3-2-اقسام علت 78
3-2-1-علل وجود 80
3-2-1-1-علت فاعلی 80
3-2-1-1-1-علت فاعلی طبیعی 81
3-2-1-1-2-علت فاعلی الهی 81
3-2-1-1-3-اقسام فاعل 82
3-2-1-1-3-1-فاعل بالعنایه 83
3-2-1-1-3-1-1-تفسیرعنایت الهی 83
3-2-1-1-3-2-فاعل بالتجلّی 85
3-2-1-2-علت غایی 86
3-2-1-2-1-علت غایی در طبیعت 86
3-2-1-2-1-1-نظریهی ارسطو دربارهی علت غایى 86
3-2-1-2-2-علت غایی خداوند ازخلقت 88
3-2-1-2-2-1-غایتمندی با توجه به غایت فاعل 89
3-2-1-2-3-1-1-غنای پروردگار 89
3-2-1-2-2-1-2-غرض از خلقت، علم و عشق ذاتی خدا به خیر و کمال 91
3-2-1-2-2-2-غایتمندی با توجه به غایت فعل 92
3-2-1-2-2-2-1-خداوند غایت الغایات است 93
3-2-1-2-2-2-2-وصف غایت الغایات درکلام امیرالمؤمنین(( 96
3-2-1-2-2-2-3-خدای حکیم و غایتمندی در نهج البلاغه 97
3-2-1-3-رابطهی علت غایی با علت فاعلی 98
3-2-2-علل ماهیت 99
3-2-2-1-1-ملاک نیاز معلول به علت 100
3-2-2-1-2-نظریهی امکان ماهوی 100
3-2-2-1-3-ریشه یابی نظریهی فقروجودی درحکمت سینوی 102
3-2-2-1-3-1-فاصله گرفتن ابن سینا ازتفسیر ارسطویی علیت 102
3-2-2-1-3-2-گامی ازامکان ذاتی به سوی فقروجودی 104
3-2-2-2-علت مادی 108
3-2-2-2-1-اثبات هیولا ی اولی 112
3-2-2-2-2-علت مادی عالم درنهج البلاغه 113
3-2-2-3-علت صوری 115
نتیجه فصل 117
فصل چهارم: مراتب آفرینش 118
4-1-اقسام موجودات 119
4-2-(قاعدهی الواحد) یا ربط کثیر به واحد 121
4-3-قاعده الواحد ونقدآن براساس نهج البلاغه 123
4-4-عقول وافلاک کثیر 126
4-5-عالم عقول در حکمت سینوی 128
4-5-1-عقل اول 129
4-5-2-تطبیق عقل اول در روایات با عقل اول در آثار ابن سینا 130
4-5-3-نظریهی افلاک نهگانه 131
4-6- عالم عقول یا فرشتگان درنهج البلاغه 133
4-6-1-ملائکه در نهج البلاغه 133
4-6-1-1-تجرد ملائکه 134
4-6-1-2-زمان خلقت ملائکه 134
4-6-1-3-رؤیت فرشتگان 138
4-6-1-4-خواب فرشتگان 140
4-7-نقد نظریهی افلاک نه گانه و عقول عشره بر اساس نهج البلاغه 143
4-7-1-آسمانهاى هفتگانه 144
4-8-عالم مثال 146
4-8-1-دیدگاه حکماء مشاء 148
4-9-عالم ماده 148
4-9-1-نقش عقل فعال در حیات مادی 148
4-9-2-حدوث وقدم جهان 149
4-9-2-1-اقسام حدوث و قدم 149
4-9-2-1-ادلهی متکلمان بر حدوث جهان 150
4-9-2-2-استدلال ابن سینا بر قدم زمانی عالم 151
4-9-2-3- پذیرش حدوث ذاتی عالم ودلایل آن 152
4-9-3-حدوث عالم از دیدگاه نهج البلاغه 154
4-9-4-کیفیت پیدایش عالم محسوس یا مادی 156
4-9-4-1-عالم طبیعت 158
4-9-4-1-1-طبیعت کل 159
4-9-4-1-2-عنصر کل 159
4-9-4-1-3-ماهیت جسم 160
4-9-4-1-3-1-اقوال مختلف در حقیقت جسم 164
4-9-5-عالم نفوس 165
4-9-5-1-تعریف نفس 166
4-9-5-2-پیدایش نفوس و چگونگی حدوث آن 167
4-9-5-2-1-حدوث روحانی نفوس 169
4-9-5-2-2-دلایل حدوث نفوس 170
4-9-5-3-اقسام نفوس 171
4-9-5-3-1-تکوین نفس نباتی 172
4-9-5-3-2-تکوین نفس حیوانی 172
4-9-5-3-3-نفس انسانی 174
4-9-6-سلسله های بعدی موجودات تا مبدأ کل 176
نتیجه فصل 178
الف) منابع فارسی 179
ب) منابع عربی 184
ج) مقالات 188
د) سایتها 188

مقدمه
مسألهی کیفیت آفرینش از جمله مباحثی است که از آغاز خلقت ذهن بشر با پرسشهایی در موردآن روبرو بوده است واین مسأله موجب شکلگیری مکاتب مختلف فلسفی گردیده است. در این پژوهش به بررسی مسألهی آفرینش از نگاه ابن سینا نمایندهی مکتب فلسفی مشاء و همچنین به بررسی میزان تطابق دیدگاه این فیلسوف با نظریات و بیانات امام علی (در نهج البلاغه که مستقیما از مکتب وحی ونبوت سرچشمه گرفته است می پردازیم. نیز از آنجا که بررسی میزان تطابق اندیشه های یک فیلسوف با آموزههای دینی حائز اهمیت بالایی میباشد؛ اهمیت موضوع روشن میگردد. بنابراین ضرورت، یکی از مهمترین اهداف این پژوهش دستیابی به نقاط اشتراک و افتراق دیدگاه ابن سینا با دیدگاه وحیانی امام علی علیه السلام در نهج البلاغه می باشد. هرچند که چنین مقایسهای در واقع قیاسی مع الفارق میباشد و آموزهای که ازذهن خام بشری سرچشمه گرفته، فاصله ای بسیار با منبع جوشان وحی الهی و تربیت یافتهی دامان نبوت امام علی (دارد. با این وجود و بنابر ضرورتی که بیان گردید؛ یکی از اهداف این پژوهش، بررسی میزان بهرهگیری این فیلسوف مسلمان از همین آموزههای وحیانی می باشد. پرسشهایی که این پژوهش مطرح و به دنبال پاسخ برای آنهاست پیجویی مبانی وچارچوبهای نظریهی آفرینش از دیدگاه این فیلسوف درمیان عباراتی که امام علی (در نهج البلاغه در زمینهی خلقت بیان داشتهاند، میباشد. قرابت وسازگاری نظریات ابن سینا درمسألهی خلقت با آموزههای وحیانی نهج البلاغه، یکی از فرضیات این پژوهش میباشد. فرضیهی دیگر این پژوهش این است؛ که نظریهی فیض وعنایت الهی و پذیرش آن از سوی ابن سینا میتواند راهگشای بسیاری از مباحث کیفیت آفرینش از جمله؛ مسألهی حدوث و قدم عالم باشد.
پیشینهی مسألهی مورد بحث در این موضوع (آفرینش)، به فلاسفهی یونان باز میگردد وهمواره دغدغهی فلاسفهی مختلف چه درغرب و چه درجهان اسلام بوده است. درجهان اسلام همواره سه مکتب فلسفی مشاء، اشراق و متعالیه سعی داشتهاند؛ معضلات فلسفی در این زمینه از جمله؛ خلق ازعدم و حدوث عالم را به گونهای تبیین نمایند. نمایندگان این سه مکتب هریک آثاری از جمله؛ کتب و رسالههای مستقل را به تبیین این موضوع اختصاص دادهاند. این پژوهش نیز به منبعشناسی جایگاه خلقت در آثار سینوی پرداخته است. پس از تتبع درزمینهی موضوع مورد بحث، پژوهشی که بهطور مستقل در قالب پایاننامه یا مقاله به بررسی ابعاد کامل مسألهی آفرینش درحکمت سینوی پرداخته باشد، یافت نشد وپایان نامهها ومقالاتی که مورد مطالعه واقع گردید، هریک به بخشی از این موضوع(مسألهی آفرینش)، از جمله حدوث و قدم عالم، عالم عقول، قاعدهی الواحد وعنایت الهی پرداختهاند. همچنین برخی ازکتبی که در رابطه با این موضوع تألیف شدهاند؛ به آفریش ازابعاد مختلف آن، نگریستهاند؛ اما نگاهی تطبیقی و مقایسهای به این موضوع با نهج البلاغهی شریف نداشتهاند. بههمین دلیل این موضوع، یعنی بررسی مسألهی آفرینش درحکمت سینوی برمبنای نهج البلاغه مورد نظر بوده و این پژوهش درراستای پاسخ به پرسشهایی است که در زمینهی این تطابق و میزان قرابت و سازگاری این دو دیدگاه مطرح میباشند.

فصل اول: کلیات

1-1-مفاهیم پایه
قبل از بحث در رابطه با موضوع آفرینش؛ بیان تعاریفی از واژههایی که در این پژوهش با آنها روبرو هستیم ضروری میباشد.

‏1-1-1-آفرینش،خلق
کلیدواژهای که در این تحقیق با آن روبرو هستیم «آفرینش» است آفرینش در لغت به معنای خلقت1 آمده است و از آنجا که آفرینش یک واژهی فارسی است و در کتب عربی و فلسفی بیشترتعبیر خلقت استعمال میشود، بنابراین ما به تعریف واژهی خلقت میپردازیم. خلقت از مشتقات خلق است و خلق در لغت به معنای آفریدن و آفریده است.
ناگفته نماند، اصل خلق به معنای اندازه گیری و تقدیر است.خلق درقرآن کریم اغلب در مورد کار خداوند استعمال شده، ولی بعضا درکار آدمی نیز به کار رفته است. البته این خلق، تصرف درخلق الله است؛2و خلق به معنای إبداع فقط در مورد حق تعالی است.3 درلسان العرب نیزبه معنای پدید آوردن چیزی بدون نمونه4 آورده شده است.خداوند آفرینندهی همه چیز است و از اسماء حسنای او «خالق» میباشد.5 بنابراین در این اثر، منظور از آفرینش و خلقت به معنای فعل آفرینشگری خداوند متعال است.

1-1-1-1-دراصطلاح حکمت

خلق بهفتح خاء درفلسفه ايجاد شى‏ء است از شى‏ء ديگر و يا ايجاد مسبوق به ماده و مدت. عالم عناصر و جسمانيات را عالم خلق مينامند، درمقابل عالم امر و ابداع كه مسبوق به ماده و مدت نيست. به هرحال عالمى است كه موجود به ماده و مدت باشد، مانند افلاك و عناصر و مواليد ثلاث كه عالم شهادت و عالم ملك و عالم خلق‏ نامیده میشود.6 خلق دراصطلاح سالکان نیز به این معنا آمده است.7کاربرد دیگر خلق به معنای ایجاد این است که مخلوقات از مواد مخصوص و صور و اشکال معینی میباشند مانند اشیاء مصنوعی وگاهى به معنى صرف ايجاد است بدون توجه به اينكه چه چيزى ايجاد شده است.8
گاهی نیز به معنای صنعت و ابداع و نيز به معنى جعل آمده است وگاهی در معنای جمع(مخلوقات) به کار رفته است. از مشتقات آن لفظ خليقه‏ است به معنى طبيعت يا آنچه خدا آفريده است. میگويند انسان اشرف مخلوقات است.خلقى كه به معنى ايجاد شى‏ء از نيستى باشد، فقط مخصوص خداست كه آن را ابداع گويند. غزالى می نویسد:«خلق اسم مشترك است.گاهى مى‏گويند خلق و مقصود از آن افادهی چگونگى وجود است و گاهى مى‏گويند خلق و مقصود از آن افادهی وجود ماده و صورتى است به هر شكل كه باشد. گاهى نيز خلق را به معنى دوم به كار مى‏برند اما به طريق اختراع يعنى ايجاد بدون ماده قبلى كه قوهی وجود درآن باشد.»9
خلاصه خلق داراى دو معنى است: اول احداث چيزى از موادى كه قبلا وجود داشته است،مانند خلق يك اثرهنرى يا خلق صور خيالى.دوم خلق مطلق كه صفت خداوند است،زيرا او ايجادكنندهی باقى دارنده است و ابقاء او برابر ايجاد است. جهان را به ارادهی خود ايجاد مى‏كند و به اراده خود باقى مى‏دارد و اگر ابقاء خداوند نباشد وجود عالم باطل (و فاسد) مى‏شود. حال اگر عالم باقى باشد، نتيجهی اين است كه خداوند هستى آن را ادامه مى‏دهد.10
بهطورکلی واژهی خلق در معنای آفرینش درفلسفه در هر دو کاربرد خود استعمال شده است : یکی استعمال عام آن؛ یعنی به طور مطلق در معنای آفرینش به کار رفته است،یعنی بدون اتخاذ یاذکر قیودی مثل خلق از عدم و همچنین با و یا بدون ماده قبلی.11و درمورد دیگر به معنای خاص خود که دربالا ذکر شد یعنی خلق درمعنای اختصاصی برای آفرینش عالم ماده و محسوس بهکار میرود.12

1-1-1-2-کاربرد درنهج البلاغه

واژهی خلق درکلمات گوهر بار حضرت علی (در چندمعنا به کاررفته است:
1. در معنای اسم مصدرخلقت مانند:
«الذی ابتدع الخلق».13کسی که خلقت(آفرینش)را ابتداع(ابداع) کرد.
«الصاعدین باعمال خلقه».14 اعمال آفریدگان را بالا میبرند.
2. دیگری در معنای ابداع فلسفی به کار رفته است:
«خلق الخلائق علی غیر امتثال».15 آفریدگان را بدون نمونه و الگویی آفرید.
3. در معنای آفرینش و آفریدگان عالم ماده و جسمانیات :
«ولسنا لدنیا خلقنا».16 و ما برای دنیا خلق نشده ایم.
همانطور که بیان شد مفاهیم بیان شده در نهج البلاغهی شریف در حکمت و فلسفه نیز استعمال شده است.

1-1-2-مفاهیم قریب المضمون

1-1-2-1-إبداع

إبداع، همان إنشاء وآفريدن است كه بدون نمونهی قبلى ايجاد و انجام شود، هرگاه كلمهی بديع، در بارهی خداى تعالى به كار رود به معنى ايجاد و آفرينش چيزى است بدون مادّه و ابزار و بدون زمان و مكان، اين گونه آفرينش و إبداع، خاصّ خداوند است.واژهی بديع به مبدع يعنى ايجاد كننده گفته مى‏شود، مثل آيهی « بَدِيعُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ إِذٰا قَضىٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ. 17» 18و نیز گفته شده است که ابداع، احداث یا آفریدن شیء است بدون اینکه قبل از آن خلق شده باشد ویا شناختی قبل از آن نسبت بدان وجود داشته باشد. به همین دلیل یکی از اسماء الهی بدیع میباشد، زیراقبل ازخداوند چیزی موجود نبوده است.19
همانطور که ملاحظه شد راغب اصفهانی در کتاب خود و همچنین مؤلف کتاب العین واژهی إبداع را در لغت همان إنشاء و آفريدن تعریف نمودهاند كه بدون نمونه قبلى ايجاد و انجام شود.

1-1-2-1-1-دراصطلاح حکمت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره اعتماد متقابل Next Entries منبع مقاله درمورد نهج البلاغه، واجب الوجود، امام علی علیه السلام، فرهنگ فلسفی