پایان نامه ارشد درمورد علامه طباطبایی، تاثیرپذیری، زبان فارسی، صدرالمتألهین

دانلود پایان نامه ارشد

6-1-2- جامعه در لغت 143
6-1-3- تعریف جامعه 143
6-1-4- واژه شناسی تاریخ 144
6-1-5- تاریخ در لغت 144
6-1-6- تعریف تاریخ 144
6-2-دیدگاه علامه طباطبایی 146
6-2-1-جامعه 146
6-2-2- تاریخ 148
6-3-دیدگاه استاد مطهری 151
6-3-1- ضرورت بحث 151
6-3-2- تعریف جامعه 151
6-3-3- آیا انسان بالطبع اجتماعی است؟ 152
6-3-4- اصالت فرد یا اصالت جامعه 155
6-3-5- جامعه و سنت 161
6-3-6- تعریف تاریخ 163
6-3-7- آیا طبیعت تاریخ مادی است یا نه؟ 165
6-4-نتیجه گیری 173
فهرست منابع……………………………………………………………………………………………………………………175

فصل اول
کلّیّات
1-1-بیان مسئله
همواره در طول تاریخ یک سنتی در بستر اندیشه و تفکر جریان داشت که انسان ها ناگزیر از این سنت جاری بودند. تاثیرگذاری و تاثیرپذیری یک سنت جاری در بین اندیشمندان و متفکران طول تاریخ بوده است. تاملی چند در آراء متفکران تاریخ، نمایانگر این سنت کهن در تفکر بشر می باشد. چنانچه در تاریخ فلسفه، می توان برای نمونه به سقراط و افلاطون اشاره کرد. با بررسی آراء این دو فیلسوف، می توان به ارتباط فکری بین این دو فیلسوف دست یافت. چنانچه این مسئله، بین فیلسوفان اسلامی نیز جریان داشته است. برای مثال، تاثیرات فکری ابن سینا بر تمامی فیلسوفان متاخر، بر کسی پنهان نیست. گستره تاثیرات تفکر ابن سینا را می توان در فیلسوفان اسلامی متاخر و همچنین منتقدان مشاهده کرد. این تاثیرگذاری لزوماً به معنای تاثیرگذاری تام و تمام و همه جانبه نیست. بلکه این تاثیرگذاری می تواند از چند وجه بررسی و مورد قضاوت قرار بگیرد. گاهی این تاثیرگذاری در تمام وجه بوده است. چنانچه در طول تاریخ می توان متفکرانی را یافت که به تمام معنا، تحت تاثیر یک متفکر دیگری بوده و در واقع، صرفاً تبیین کننده آراء و اندیشه های آن متفکر بوده اند. در وجه دیگر، این تاثیرگذاری، همه جانبه نبوده و اما در بخش اعظمی از اندیشه، تاثیرگذار بوده است. شاید در اینجا برای نمونه، بتوان به ملاصدرا اشاره کرد که در تاثیرگذاری بر تمام فیلسوفان بعد خود سهم به سزایی داشت. قطعاً این تاثیرگذاری را نمی توان از نوع تاثیرگذاری تام و تمام دانست. چرا که همه فیلسوفان بعد ملاصدرا، نقدهای اساسی را در برخی آراء این فیلسوف اسلامی وارد کرده اند. اما همین انتفادها نیز گاهاً بر اساس مبانی خود ملاصدرا بوده است. این یعنی، مبانی ملاصدرا در فلسفه بعد خود، ساری و جاری بوده است.
در مقابل گاهی تاثیرگذاری نه از نوع تاثیرگذاری های مذکور، بلکه از نوع مقابل آن بوده است. تاثیرگذاری ای که در آن، ضدیت طرف مقابل را برانگیخته است. شاهد مثال این ادعا را می توان در تقابل بین امام محمد غزالی در تهافت الفلاسفه و ضدیت با اندیشه های ابن سینا دانست. یا انتقادهای اساسی که امام المشککین، فخررازی به ابن سینا داشت شاهد مثال این تاثیرگذاری اما نه در جهت موافق می باشد.
با این بیان و طرح این ادعا، می توان بین علامه طباطبایی و استاد مطهری نیز این تاثیرگذاری را شاهد بود. بررسی این ادعا که علامه طباطبایی بر آراء استاد مطهری تاثیرگذار بوده یک بحث مهم و اساسی می باشد. اینکه استاد مطهری به عنوان یکی از تئورسین های انقلاب اسلامی و یک شخصیت بسیار اثرگذار در نظام اسلامی ایران در اندیشه خود از چه مبانی و تفکراتی متاثر بوده است بسیار حائز اهمیت است.
قطعاً اینکه هر نظریه پردازی مبانی فکری خود ارا از کجا وام گرفته باشد مهم است و این یعنی اینکه در مورد استاد مطهری نیز به عنوان یک فیلسوف و متفکر اسلامی که در تاثیرگذاری عرصه تفکر در حوزه فلسفه و معارف دینی سهم به سزایی داشته مهم است.
خود استاد مطهری در نوشته ای در مورد کتاب المیزان علامه طباطبایی و تاثیرگذاری آن بر اندیشه های خود می فرماید: «كتاب تفسیر المیزان، یكی از بهترین تفاسیری است كه برای قرآن مجید نوشته شده است . من می توانم ادعا كنم بهترین تفسیری است كه در میان شیعه و سنی از صدر اسلام تا امروز نوشته شده است.» شهید مطهری معتقد بود كه این تفسیر همه اش با فكر نوشته نشده است و بسیاری از مطالب آن از الهامات غیبی است و اضافه می كند: « كمتر مشكلی در مسائل اسلامی و دینی برایم پیش آمده كه كلید حل آن را در تفسیر المیزان پیدا نكرده باشم.» (الاوسی،1381)
این جمله و شاید بیانات دیگری از این متفکر اسلامی معاصر بیانگر تاثیرات زیاد علامه بر ایشان می باشد. قطعا بررسی این مسئله در دست یافتن به ریشه های مبانی فکری استاد مطهری بسیار مهم بوده و ضرورت ارزیابی مبانی این دو فیلسوف را قطعیت می بخشد.
در بررسی این آراء این دو اندیشمند در 5 محور بحث خواهیم کرد: آزادی، فلسفه اخلاق، مبانی فلسفی حقوق زن، اسلام و مقتضیات زمان، جامعه و تاریخ
1-2-سوابق مربوط
در رابطه با فصل دوم، که بررسی دیدگاه های استاد مطهری می باشد کارهای زیادی صورت نگرفته است. در فصل سوم که بررسی دیدگاه های علامه طباطبایی می باشد در بخش اخلاق کارهای نسبتا خوبی انجام شده است. اما در مجموع به خاطر اینکه کارهای زیادی در رابطه با این 5 محور در بیان دیدگاه های این دو فیلسوف انجام نگرفته و از طرفی باید به منابع اصلی، یعنی کتاب های این دو فیلسوف مراجعه میشد، اصل بر مراجعه به کتاب های موجود از این دو فیلسوف گذاشته شد.
3-1-فرضیه ها یا سوال های تحقیق
1-3-1-سوالات اصلی
-آیا علامه طباطبایی بر آراء استاد مطهری تاثیرگذار بوده است؟
-گستره این تاثیرگذاری تا چه حدی بوده است؟
-گستره این تاثیرگذاری در چه حوزه هایی بوده است؟
1-3-2-سوالات فرعی
-آیا مسائلی بوده که استاد مطهری در آن ها از علامه طباطبایی متاثز نبوده باشد؟
-آیا اسنتاد مطهری در برخی مبانی و مسائل به علامه طباطبایی منتقد بوده است؟
1-3-3-فرضیه ها
1.آنچنان که از مجموع نظریات استاد مطهری در کتب وی برمی آید به نظر می رسد بیشتر آراء و مبانی خود را از علامه طباطبایی متاثر بوده است.
2.با بررسی برخی موضوعات، احتمال تاثیرپذیری در حد مبانی، و در برخی موارد، عدم تاثیرپذیری محتمل است.
1-4-اهداف تحقیق
بررسی چنین موضوعی، علاوه بر اینکه تاثیر گذاری و تاثیرپذیری بین دو فیلسوف را نشان می دهد بلکه در جهت اشراف کلی بر این تاثیر و تاثر و شناخت دیگر تفکرات این دو فیلسوف حائز اهمیت می باشد
1-5-روش تحقیق
موضوع پایان نامه از مباحث تئوریک دینی فلسفی می باشد. لذا هم با روش عقلی در مباحث فلسفی و هم به روش نقلی در مباحث دینی، این پایان نامه مورد بررسی قرار گرفته است. لذا روش این رساله در طرح مباحث، به شیوه‌ی توصیفی و تحلیلی خواهد بود و در بررسی نظرات از راه و روش عقلی و نقلی بهره می‌گیرد.
گردآوری اطلاعات و داده‌ها در مباحث نظری، جز به شیوه‌ی کتابخانه‌ای میسر نخواهد بود. چرا که بنیان مباحث، نظری است و مباحث نظری جز از طریق مکتوبات و مباحثات علمی منتقل نمی‌شود. لذا نگارنده در نقل بیانات و تقریر استدلال‌ها و دیدگاه‌ها به کتب و مقالات رجوع نموده و از برخی پایگاه‌های آرشیو مقالات علمی‌ـ ‌پژوهشی مانند www.noormags.com بهره‌ی فراوان برده است.
در بررسی موضوعات این پایان نامه، به اکثر کتاب ها و مقالات مربوطه مراجعه و بیشتر از منابع دسته اول این دو فیلسوف استفاده شده است.

فصل دوم:آزادی

2-1-واژه شناسی و تعاریف از کلمه آزادی
2-1-1-آزادی در لغت
واژه آزادی در لغت نامه های فارسی دارای معانی مختلفی می‌باشد که به چند مورد آن اشاره می‌کنیم:
در لغت نامه دهخدا واژه آزادی در این معانی به کار برده شده است: «حریت. اختیار. خلاف بندگی و رقیت و عبودیت و اسارت و اجبار. قدرت عمل و ترک عمل. قدرت انتخاب» (لغت نامه دهخدا)
«در زبان فارسی، دو واژه آزادی و رهایی، نقطه مقابل محدودیت، قید و بند، اسارت و مجبور بودن به کار رفته‌اند؛ یعنی هم ناظر به آزادی اراده‌اند (آزادی تکوینی)، هم ناظر به رهایی از اسارت هوای نفس و شهوت (آزادی معنوی) و هم ناظر به حق انتخاب و تصمیم گیری در امور مربوط به زندگی (آزادی رفتار فردی و اجتماعی)
معادل عربی واژه های آزادی و رهایی، دو واژه» حریت و «اختیار» است، چنان که معادل انگلیسی آن دو، واژه Freedom و Liberty است»(اسحاقی،1384)
با توجه به معانی ذکر شده، معادل کلمه آزادی دو واژه حریت و اختیار می‌باشند. واژه حُر به ضم حاء به معانی گوناگونی آمده که از آن جمله است: «آزادمنش، برخلاف برده و اسیر، با کرامت، با سخاوت، خالی از عیب و نقص، برگزیده از هر چیز، بهترین هر چیز، وسط، برجستگی، بچه کبوتر، پرنده ای شکاری به نام چرخ، باز شکاری، صاف و خالص» (لغت نامه دهخدا،)
در لسان العرب آمده: «حرّ با ضم به معنای نقیض عبد بر وزن احرار و حرار و حرّة به معنای نقیض امه بر وزن حرائر جمع بسته می‌شوند. »(ابن منظور،بی تا،ص117)
«واژه اختیار از ریشه «خیر» گرفته شده و به معنی برگزیدن است. گزینش، با خیر بودن آنچه برگزیده می شود، ملازمه دارد؛ یعنی برگزیننده، آن را خیر و مطلوب می داند، هرچند در واقع و نفس الامر چنین نباشد. در اصطلاح علمای الهیات، اختیار به معنی قدرت بر فعل و ترک است. بنابراین، اختیار در دو مورد به کار می‌رود:
الف. قدرت بر انتخاب فعل یا ترک که مقدم بر فعل یا ترک است (صفت ذاتی)
ب. برگزیدن فعل یا ترک که همراه با فعل یا ترک است (صفت فعلی)
در اصطلاح فقها نیز کلمه «خیار» به کار می رود که به معنی حق فسخ معامله است که اقسام و احکام ویژه ای دارد. در همه موارد یاد شده، ملزم و مجبور نبودن به عنوان جامع مشترک یافت می شود. بنابراین، اختیار، نقطه مقابل جبر و الزام است» (اسحاقی، بی تا،1384)
از دقت در کاربردهای واژه آزادی و رهایی در زبان فارسی و نیز کاربردهای آن در زبان عربی چنین برمی آید که در نقطه مقابل محدودیت و مجبوریت قرار دارد که گاهی وصف روح و بیانگر حالتی نفسانی است و گاهی وصف جسم و بیانگر حالتی بدنی و جسمانی است. در جنبه نخست، گاهی ناظر به بُعد غریزی و حیوانی نفس است و گاهی ناظر به بُعد عقلانی و معنوی نفس. این جنبه از آزادی نیز دو صورت دارد؛ یکی، قدرت تصمیم گیری و انتخاب گری است که در انسان های عاقل عمومیت دارد و دیگری، ویژه پارسایان و تقواپیشگان است که آن نیز مراتب گوناگونی دارد.(همان)
2-1-2-تعریف آزادی
برای آزادی تعاریف مختلفی از سوی اندیشمندان اسلامی و غربی ارائه شده است که به اختصار به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.
2-1-2-1- آزادی در تعریف اندیشمندان اسلامی
1- آزادی، قناعت و توجه به دخل و خرج صحیح در زندگی است. کندی می گوید: «بردگان، مادامی که قانع هستند، آزادند و انسان های آزاد مادامی که آرزوی چیزهایی داشته باشند، برده اند» (همان)
2- آزادی، رهایی از تمایلات جسمانی و شیفتگی به امور عقلی و مجرد است. در این باره، صدرالمتألهین شیرازی می گوید: «شرح حریت به این است که نفس یا برحسب غریزه، خود را در رسیدن به امور بدنی و لذت های حیوانی تسلیم می کند یا نمی کند. پس آن نفس که تسلیم نیست، حرّ است. علت نام گذاری به حرّ هم این است که حریت در لغت، بر مقابل عبودیت اطلاق می گردد و روشن است که اطاعت شهوات، بردگی است. در چنین صورتی، نفس، بنده شهوت می شود و از اطاعت قوای مادی رهایی نمی یابد. خلاصه، هر نفسی که علاقه اش به امور بدنی، ضعیف تر و علاقه اش به امور عقلی، قوی تر باشد، حریتش بیشتر است و هر نفسی برعکس آن باشد، عبودیتش زیادتر خواهد بود» (صدرالمتألهین،1410،ج 9، صص 87 و 88.)
امام فخر رازی در همین باره می نویسد:
«ما وضعیتی را که در آن روح به تمایلات نفسانی اشتیاقی ندارد، آزادی می نامیم و آزادی، یک نوع عفت غریزی روح است و از طریق عادت ها و آموزش به دست نمی آید». (رازی، ، ج 2، ص 413)
3- «مطابق نقل مجمع السلوک، حریت در نزد صوفیان به معنای انقطاع کامل فکر از اتصال و پیوستگی به هر چیزی جز خداوند است. از آنجا که بعضی از ملحدین می گویند که چون بنده به مقام حریت

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره دانشگاه تهران، قانون کار Next Entries تحقیق درباره قانون کار، مواد مخدر