منابع پایان نامه ارشد درمورد امام خمینی، انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره)، حکومت اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

ین میان حساس،مهم وتعیین کننده است(تاجیک،1376: 87)
به طور كلي هر بحران از يك سري روابط متقابل پيچيده تشكيل مي شود كه در بسياري از موارد، شناخت ريشه اصلي آن اگر نگوييم غير ممكن است، بايد اعتراف كنيم، بسيار مشكل است. بحران ها عمدتاً نظام هاي سياسي و نخبگان حاكم را با شرايطي مشحون از بيم و اميد روبرو مي سازند. از اين رو خالق وضعيتي به شمار ميروند كه ممكن است به عجز و درماندگي تدبيرگران در برابر تهديدات بحران ها كه غالباًملموس ترند بيانجامد و يا اينكه استراتژيست ها و نخبگان تدبيرگر با شناسايي و تشخيص فرصت هاي يك وضعيت بحراني، آن را تبديل به «عرصه بازي هوشمندانه»خود در جهت بهره برداري از اين فرصت هاي استثنايي نمايد. معمولاً بحران ها را با 3 ويژگي ذيل مورد شناسايي قرار مي دهند: الف)هدف هاي برتر نهاد تصميم گيرنده را به خطر مي اندازد. ب)زمان پاسخ دهي به موقعيت بحراني به شدت محدود است. ج)وضعيت بحراني ، تصميم گيران را با غافلگيري و سر درگمي مواجه مي سازد.
ويژگي هاي مذكور، شرايطي را ترسيم مي نمايد كه حاكي از تهديد وخطر است. شرايطي كه در آن يك اشتباه كوچك ممكن است وضعيت بحران را وخيم تر نمايد. اين وضعيت ناظربر زمينه ها و موضاعات سياسي،فرهنگي، اقتصادي، نظامي و … و همچنين عرصه هاي بين المللي ،ملي و منطقه اي، مي باشد در نظام سياست بين الملل، بحران ها، طيف وسيعي از ديپلماسي گرفته تا جنگ را شامل مي شوند.
پس از اينكه شرايط از حالت عادي ‌‌به صورت ارادي يا غير ارادي ـ به يك وضعيت بحراني سوق مي يابد، لزوماً مهار ، كنترل و يا حل و فصل آن مطرح مي گردد. اينجاست كه «مديريت بحران» در عكس العمل به بحران ها تبلور مي يابد. مديريت بحران،اصطلاحي است كه بر يك سري فعاليت هاي سازماندهي شده در جهت پاسخ دهي به موقعيت هاي بحراني، اطلاق مي گردد. فرايندهاي مديريت بحران با توجه به اينكه ناظر بر چه « اهداف و اصولي» باشد با رويكردهاي متفاوتي نيز تفسير و تحليل مي گردد. آنگاه كه هدف از مديريت بحران ،پيشگيري از بحران و «بناي جامعه امن است» تدبيرگران در پي آنند كه اولاً: از بروز هرگونه بحران ممانعت نمايند. ثانياً: از طريق شناسايي نشانه ها و علل بروز بحران ها و كسب آمادگي قبلي براي رويارويي با بحران، ضمن آنكه وقوع بحران ها را پيش بيني مي نمايند، با آمادگي قبلي از بروز پيامدها و آثار زيانبار ناشي از بحرانها جلوگيري كنند. ( سعادت، 1369 :21 )
ضرورت واهمیت مطالعه مدیریت:مدیریت به عنوان یک رشته علمی ،تخصصی ودانشگاهی از ابتدای قرن بیستم میلادی پا به عرصه ظهورگذاشت وطی سالیان گذشته تحول وتکامل یافت.اما پیدایش موضوع اداره کردن ومدیریت از بدو خلقت بشر وبا آغاز تاریخ انسان همزاد و همراه بوده است وتصویر زندگی انسان بدون تدبیر ومدیریت غیر ممکن ومحال است.
نظریه های مدیریت،مانند نقشه ای است که فضا نوردان را بطور اجمالی با موقعیت مکانی آشنا می سازد. سازمان، مانند سفینه ایست که هدایت آن را فرمانده فضا نوردان به عهده داشته و بنا به اختیارات، صلاحیت ها،دانش ها وبینش های فنی خود،کلیه فرامین ودستورات را برای کسب موفقیت سفر فضایی خود ، صادر می کند و عدم استفاده از نقشه ، ابزار شانس وموفقیت را کم می کند. در حقیقت این تئوریها ، مانند نقشه ویا الگوهایی هستندکه بنا به ضرورت شکل و فرم ظاهری سازمانی ، راه حلهایی را برای ما روشن می سازند و اداره امور یک سازمان یا مجموعه ، بدون نقشه و یا تئوری، غیر ممکن و محال است (پرهیزگار،1373: 195-196)
زماني كه هدف مديريت بحران، مهار و كنترل شرايط بحراني است،با بهره گيري از عنصر اساسي«اطلاعات» جهت كسب آگاهي از جزئيات و كيفيت بحران به«تصميم گيري»جهت تدبير و تحديد موثر و مطلوب بحران ها مي پردازند.
پس از گذري بر ادبيات مديريت بحران و بحران شناسي، به نظر مي رسد كه اين واقعيت كه سطح و جايگاه ناظران و تحليل كنندگان،تأثيري ژرف بر درك و تعريف بحران و جوانب مختلف مديريت بحران بر جاي مي گذارد، نمي توان ناديده گرفت. بر اين اساس در تشريح و تعاريف ابعاد مختلف بحران ها و مديريت بحران، نمي توان به تعاريف فراگير و تعميم پذير و جهان شمول و يا به تعبيري،به «فراروايت» انديشيد. همچنانكه ديگر پديده اجتماعي – انساني را با دليل پيچيدگي و چند بعدي بودن آن كمتر مي توان از منظر يك تئوري و روش واحد تبيين نمود. در عرصه بحران شناسي و مديريت بحران بيشتر به دليل آن تئوري ها با چارچوب هاي تحديد كننده و مبتني بر پيش فرض هاي خود به سراغ تحليل در اين عرصه مي روند، اتكاء به يك روش تحليل و يا يك تئوري ، باعث خواهد شد كه بخشي از واقعيت ،ناديده گرفته شود. از اين رو در موضوعات مختلف اين پژوهش از تحليل ها و تعابير متفاوت و متنوع رايج در عرصه«مديريت بحران» و«رهبري» بهره گرفته شده است. تحليل گفتماني كه در آن در بستر گفتمان هاي مختلف، «دال» بحران به «مدلول هاي» متناسب باآن گفتمان ارجاع داده مي شود، مناسب ترين روش، جهت حركت در مسير تحليل بحران و مديريت بحران به شمار مي رود.
در اين فصل، دغدغه عمده ما پاسخ به سئوال هايی است كه هر يك به ويژه در محيط ايران(دهه اول حيات جمهوري اسلامي) تحليل شده و بنا به اقتضاي اين پژوهش به مباحث تئوريك رهبري و رابطه آن با مديريت و همچنين رهبري در انقلاب اسلامي به عنوان نخستين عامل و عنصر مواجه با بحران هاي اين دوره، پرداخته مي شود.
2-2-پیشینه تحقیق:
پایان نامه هاومقالات:
*محمدحسین دهقانی اشکذری(1380) درپایان نامه ای باعنوان «علل موفقیت امام خمینی در تاسیس واداره جمهوری اسلامی» به تبیین چگونگی تحقق مردم سالاری توسط امام خمینی می پردازدکه باطرح جمهوری اسلامی براي اولين بار در عصر غيبت موفق به تأسيس و اداره جمهوري اسلامي در ايران گرديد ،نویسنده جهت اثبات آن به بررسي اهداف انقلاب از ديدگاه ايشان به عنوان ايدئولوگ و معمار انقلاب می پردازد،وی براین باوراست که جمهوری اسلامی ایران حاصل استقلال طلبي، آزادي خواهي، اسلام خواهي و عدالت خواهي مي باشد. در طول تاريخ افراد بيشماري بوده‌اند كه هر يك از اين آرمانها و اهداف را دنبال مي كرده اند، اما ويژگي مبارزات و آرمانهاي امام خميني (ره) متكي بر حق حاكميت مردم بر سرنوشت خويش يا به عبارت روشن تر مردم سالاري بود كه همچون بند تسبيح، اهداف انقلاب را به هم متصل مي كند،ایشان درادامه اندیشه ناب امام رانشأت گرفته از نص قران مجید وباور وعمل به این آیه شریفه که خداوند سرنوشت هیچ قومی راتغییر نمی دهد مگر آنکه آن قوم خود سرنوشتشان راتغییر دهند ،می داند وبه نقش کاریزماتیک حضرت امام ونحوه تدبیر بحرانهای دهه نخست انقلاب واداره جمهوری اسلامی هیچ اشاره ای ننموده است.
*افتخاری (1384) درپایان نامه ای با عنوان « انقلاب اسلامی در سه جهت؛ شناسایی کانونهای بحران از دیدگاه امام خمینی (ره) » چنین بیان می دارد که در این نوشتار نویسنده ضمن ارائة تصویری از انقلاب اسلامی به مثابة یک گفتمان، هویتی مستقل و عملیاتی را برای انقلاب اسلامی مستند به اصول و مبانی مکتب امام خمینی(ره) شناسایی و معرفی می‌کند که بر سه رکن اصلی «ایمان»، «مردم‎سالاری دینی» و «کارآمدی» استوار است. در حالی که رکن اول فلسفة وجودی و شأن اعتقادی انقلاب اسلامی را شکل می‌دهد، ارکان دوم و سوم ناظر بر الگوی عملیاتی طراحی‎شده توسط گفتمان انقلاب اسلامی متناسب با جهان معاصر است.
در قسمت دوم نوشتار، مؤلف به صورت موردی از بحرانهای سه‌گانه احتمالی برای گفتمان انقلاب اسلامی سخن می‌گوید که عبارت‎اند از: «بحران معنا»، «بحران ساختار» و «بحران مدیریت». در همین ارتباط، پدیده‌های سیاسی- اجتماعی‎ای را که زمینة ظهور بحرانهای پیشگفته را فراهم می‌سازند، شناسایی و معرفی کرده ‌است که در چارچوب مکتب امام خمینی(ره)، تسخیر فرهنگی، دلزدگی فرهنگی، تضعیف جمهوریت، تضعیف اسلامیت، هزینه‎کرد ایدئولوژی و تحدیدات استراتژیک کشور را شامل می‌شوند.طرح انقلاب اسلامی به مثابة یک گفتمان، ارائة تصویری تازه از رخدادی بزرگ در ایران است که می‌تواند با اتکاء به مبادی نظری الگوی طراحی‎شده و نتایج حاصل ازآن، هویتی فرامکانی و زمانی پیدا کند که عرضه‎شدنی برای سایر بازیگران ‌باشد. از این منظر انقلاب اسلامی چونان گفتمانی با سه رکن اصلی، مستند به مکتب امام خمینی(ره) شناسانده می‌شود که ارکان معرفت‌شناختی، اجرایی و کاربردی را شامل می‌شود. طبیعی است که برای شناسایی بحرانهای احتمالی نیز لازم است که سیاق همین پیکره و ساختار گفتمان را تحلیل و پیش‌بینی کنیم .
*رضوانی ، محسن(1384) درپایان نامه ای با عنوان «کارآمدی حکومت اسلامی در اندیشه سیاسی امام خمینی قدس سره» چنین بیان می دارد که ارائه و تبیین دیدگاههای سیاسی اندیشمندان و فیلسوفان سیاسی معاصر، می‏تواند راهکارهای اساسی را در باب کارآمدی حکومت اسلامی پیش روی پژوهشگران قرار دهد.
در این میان، طرح دیدگاه امام خمینی قدس‏سره در باب کارآمدی حکومت و تبیین اصول و مؤلفه‏های آن از اهمیت ویژه‏ای برخوردار است. بدین منظور سوال محوری این نوشتار این است که آیا اساساً می‏توان حکومت اسلامی را حکومتی کارآمد دانست؟ به عبارت دیگر آیا در حکومت اسلامی، قابلیتها و ظرفیتهای لازم برای کارآمدی حکومت وجود دارد.؟
نویسنده در راستای پاسخ به این سؤال مهم، تلاش کرده امور مهمی از جمله: تمدن‏سازی، حقوق بشر، آزادی و مردسالاری، حقوق متقابل دولت و ملّت را در اندیشه سیاسی امام خمینی قدس‏سره به‏عنوان مؤلفه‏های مختلف کارآمدی در حکومت اسلامی مطلوب بر شمرده و اصول و شاخصهایی را مبتنی بر اندیشه سیاسی امام و سنت رفتاری و گفتاری ایشان درباره حکومت اسلامی به صورت مستند ارائه کند.
همچنین تحقیق حاضر در تلاش است با پرهیز از تقسیم بندیهای رایج و نظریه‏ها، کارآمدی حکومت اسلامی را بر اساس مؤلفه‏های مآخوذ از کلمات امام و به صورت استقرایی ارائه کند.
*شمش الله مدبر(1391) در مقاله ای با عنوان «بررسی جریانی مدیریت امام خمینی(ره) در دوران دفاع مقدس»می نویسدامام خمینی با بهره گیری از آموزه هایی كه از اسلام داشت و بر اساس توانایی و قابلیتهای رهبری خویش در هنگام جنگ توانست با شناخت از وضع موجود، تصمیم گیری سنجیده و مطابق با شرایط انجام دهد. تأكید بر انسجام و بهره گیری از آموزههای مذهبی و ایجاد امواج مردمی در برابر نیروی متجاوز در آن شرایط، كاربرد بهینه ی داشته های كشور بود. ایشان با شناخت از واقعیتها و حقیقت های موجود سیستم نوپای جمهوری اسلامی، با تلفیق آموزه های مذهبی و ملی و برجسته كردن اتحاد درونی توانست تا سرمایه اجتماعی را تقویت نماید و همین امر یكی از ابعاد مثبت مدیریت رهبری در دروان جنگ تحمیلی بود. چنانچه كشوری كه در وضعیت بحران در بحران قرار داشت، توانست با مدیریت صحیح منابع انسانی و تقویت انسجام درونی، جنگ را به نفع خود پایان دهد. تجربه ی مدیریتی امام خمینی(ره) در چنین شرایطی، تبلور آمیختگی تواناییهای فكری، بسیج گرانه و سیاستگذارانه ی ایشان بود.
*حسین زاده جاغرق(1387) در تحقیقی با عنوان « الگوی مدیریت بحران سیاسی در سیره امام خمینی(ره)» چنین بیان می دارند در این تحقیق، نویسنده در پی پاسخگویی به این سؤال است که ارکان اصلی الگوی مدیریت بحران سیاسی در سیره امام خمینی(ره) کدامند؟ برای پاسخگویی به این سؤال نگارنده پس از برشمردن و بررسی مهمترین رهیافت های مدیریتی و رویکردهای اصلی و الگوهای رایج مدیریت بحران، به انتخاب الگوی مدیریت بحران سیاسی امام(ره) می پردازد و آنگاه با تحلیل زیرساخت های فکری، علمی و ارزشی بنیانگذار انقلاب اسلامی به عناصر اصلی الگوی مدیریت سیاسی ایشان به عنوان بستر الگوی مدیریت بحران سیاسی امام(ره) می پردازد. سپس با مطالعه موردی بحران تسخیر لانه جاسوسی به مثابه یکی از بزرگترین و مهمترین بحران های بعد از انقلاب اسلامی عناصر اصلی الگوی مدیریت بحران امام(ره) شامل (برنامه ریزی، سازماندهی، تصمیم گیری، هدایت و رهبری و کنترل و نظارت) را در سه مرحله قبل از بحران، حین بحران و بعد از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی بهبود عملکرد Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد الگوی مدیریت، مدیریت بحران، قبض و بسط