منبع پایان نامه درباره آموزش عالی، نیروی انسانی، تکنولوژی آموزشی، دانش آموختگان

دانلود پایان نامه ارشد

روایی و پایایی پرسشنامه 51
پایایی ابزار سنجش 51
روشهای تحلیل داده ها 52
آلفای کرونباخ 56
مقدمه 58
آمار توصیفی 59
تحلیل سوال های پژوهش 63
عامل اقتصادی 63
عامل اجتماعی 68
عامل توانمندسازیهای شخصی (مهارت های عمومی) 71
عامل آموزشی (دانشگاهی) 75
رگرسیون لجستیک 84
مقدمه 90
تحلیل نتایج 90
تحلیل نتایج سوال اول (آیا بین عوامل اقتصادی و بیکاری فارغ التحصیلان تکنولوژی آموزشی ارتباط وجود دارد)؟ 90
تحلیل نتایج سوال دوم 93
تحلیل نتایج سوال سوم 95
تحلیل نتایج سوال چهارم 96
تحلیل نتایج سوال پنجم 98
تحلیل نتایج سوال ششم 99
نتیجه گیری نهایی 100
جنبه نوآوری پژوهش 101
محدودیت اجرایی تحقیق 102
پیشنهادات کاربردی 102
پیشنهادهای مربوط به نظام آموزش عالی 102
پیشنهادهایی جهت بهبود کیفیت آموزش به منظور توسعه اشتغال دانش اموختگان 104
پیشنهادهای برای تحقیقات آتی 105
ضمیمه( پرسشنامه محقق ساخته) 113

فصل اول
کلیات تحقیق

مقدمه
بحث اشتغال و بیکاری امروزه به یکی از اساسیترین مسایل جوامع تبدیل شده است. مساله بیکاری در دو قرن اخیر با تاثیر پذیری فعالیتهای اقتصادی از سیستم اقتصاد سرمایهداری و جایگزینی پارادایم سودگرایی به جای رفع نیاز در اکثر کشورها به یک مشکل اقتصادی – اجتماعی تبدیل گردیده است. بیکاری به صورت حاد از قرن هجدهم در جوامع صنعتی به عنوان یک مساله و مشکل اجتماعی مطرح گردید که ناشی از انقلاب صنعتی و تغییر الگوهای تولید، مهاجرت گسترده روستاییان به شهرها و توجه سرمایهداران به کسب سود و ایجاد نیاز جدید به منظور کسب سود بیشتر به جای توجه به رفع نیازهای واقعی جوامع بود، امروزه جوامع در حال توسعه بیشتر از جوامع صنعتی در معرض آسیبها و چالشهای ناشی از بیکاری نیرویکار قرار دارند.
نقش و اهمیت نیروی انسانی در فرایند تولید جوامع بشری به عنوان مهمترین عامل تولید جلوهگر و مشخص شده، که در نیم قرن گذشته بخش قابل توجهای از پیشرفت کشورهای توسعهیافته مرهون تحول در نیروی انسانی کارآزموده و متخصص آنها بوده است. برای تربیت و رشد انسانهای با کفایت و توانا و به تبع آن سرعت بخشیدن به فرایند تبدیل عامل کار به سرمایههای انسانی در جوامع بشری، لازم است مسایل نیروی انسانی به خوبی شناسایی شود، اما شناسایی مسایل به تنهایی کافی نیست، تربیت و پرورش منابع انسانی نیز لازم است و از آن گذشته استفاده بهینه از منابع مذکور به برنامه دقیق و منسجم نیازمند است . بیکاری اقشار مختلف به طور عام و بیکاری اقشار تحصیلکرده دانشگاهی به طور خاص، از شوم ترین و خطرناک ترین پدیده های عصر کنونی و زاییده ماشینیسم دنیای مدرن است . بیکار مظلوم ترین انسان عصر کنونی است . زیرا جامعه بر اثر خودپسندی ، زیاده طلبی و بی عدالتی ، طبیعی ترین حقوق خدادادی او ، یعنی فرصت بروز استعداد و خلاقیت های کاری و ادامه حیات ارزشمندانه و در یک کلام “فرصت اشتغال” را از او ربوده است. (ملک پور، محمدی، 1392).
تربیت نیروي انسانی متخصص مورد نیاز جامعه، ترویج و ارتقاي دانش، گسترش تحقیق و فراهم ساختن زمینه مساعد براي توسعه کشور، یکی از وظایف مهم آموزش عالی است. نظام آموزش عالی در تامین و تربیت نیروي انسانی ماهر و متخصص، به منظور مشارکت در برنامه های سازندگی هر کشور، نقش و جایگاه منحصر به فردي دارد. چنانچه به هدف هایی که این نظام وظیفه تحقق انها را به عهده دارد به خوبی نگریسته شود، به رسالت آن در تربیت نیروي انسانی متخصص، سهم عظیم این نیروها در رفع تنگناها و کمک به پیشبرد امور اجتماعی، اقتصادي، فرهنگی، سیاسی و نظامی در فرایند توسعه بیش از پیش واقف می شویم.
نقش و جایگاه آموزش عالی در این عرصه زمانی اشکار می شود که بدانیم پیش بینی ها و براوردهاي علمی، تغییرات و پیشرفت هاي سریعی را در حوزه فناوري و به تبع ان در کارکرد نهادهاي اقتصادي جامعه پدید می اورد. لذا، از انجا که آموزش عالی افراد را با مهارتهاي فنی و علمی مناسبی تربیت و اماده می کند، یکی از عناصر کلیدي در پیوند بین دانش علمی و کاربردهاي ان به منظور تحقق پیشرفتهاي اقتصادی محسوب می شود. به هر حال، ساختار اقتصادي جوامع به شدت در حال تغییر است و این امر نیاز به مهارتها، تواناییها و قابلیتهاي جدید را افزایش میدهد. بنابراین، بسیار مهم به نظر می رسد که سیاستگذاران ارشد، تحولات و تغییرات اقتصادي و صنعتی را درك و روشن کنند، که چگونه میتوان نظام آموزش عالی را با این شرایط نوین تطبیق داد. توجه به این امر در کاهش نگرانیها در خصوص بیکاري وسیع دانش آموختگان مؤثر است. به همین دلیل، براي پاسخگویی به تقاضاي بازار کار براي دستیابی به نیروي کار ماهر و کارآمد، همه کشورها توجه خاصی را به مقوله آموزش عالی معطوف داشته اند(بازرگان، 1391).
بیان مساله
اشتغال و بیکاری نیروی انسانی از مهمترین مسایل جوامع انسانی معاصر است، که در کشور ما، با توجه به عدم توازن ساختارهای جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، جمعیتی و سیاسی، نقش و سهم قابل توجهی را در میزان استمرار فرایند توسعه بر عهده دارد. بیکاری دانش آموختگان آموزش عالی کشور که مهمترین بخش سرمایه انسانی به حساب میآیند، طبعا دارای آثار و پیامدهای پیچیده و زیانباری در حیات اجتماعی کشور است، نخست به دلیل آنکه سهم قابل توجهی از منابع انسانی و محدود کشور ، صرف تربیت این گروه می شود و دوم اینکه طی دهه اخیر، به نحو فزاینده، سطح پیشرفت و توسعه کشور ، تحت تاثیر نحوه استفاده از سرمایه انسانی قرار گرفته است و دانشآموختگان آموزش عالی، مظهر و نمونه اعلای سرمایههای انسانی جامعه محسوب می شوند ( صنعت خواه، 1388).
از طرفی، ادامه روند فعلی نیز چشم انداز اشتغال آینده این گروه را تیرهتر مینماید. این پیش بینی و استدلالهای مربوط به حساسیت بیکاری این گروه، لزوم برنامهریزی اصولی و تدوین سیاستهای دقیق برای تنظیم عرضه و تقاضای نیروی انسانی متخصص را برای توجه بیشتر مسئولان و برنامهریزان، مورد تاکید قرار داده است. تحقق این امر نیازمند تولید اطلاعات و پردازش آن برای شناخت واقعیتهای درونی است و عنصر پژوهش در کلیه ابعاد آن، میتواند در تولید این اطلاعات، پردازش آن، و چگونگی به کارگیری آن، نقش کلیدی بازی کند( صبوحی، 1380).
گسترش دانشگاهها در سالهاي گذشته باعث افزایش تعداد دانشآموختگان در بیشتر رشتهها گردیده است. از آن جا که بخش مهمی از سرمایههاي ملی صرف آموزش عالی میشود، به نظر می رسد که دانش آموختگان دانشگاهها پس از فراغت از تحصیل نباید مدت زیاد بیکار مانده و باید سریعا جذب بازارکار شوند. بنابراین تحقیق در زمینههاي اشتغال و تعیین سرنوشت شغلی دانش اموختگان اقدام مفیدي محسوب میشود و مشخص نمودن اینکه آیا بازده و محصول یک نظام با رسالت و اهداف آن هماهنگی داشته و پاسخ گوي نیاز جامعه میباشد یا نه، با کمک پژوهشهایی که در این زمینه انجام میشود، امکان پذیر است (سعیدی رضوانی، 1389).
در دنياي رقابتي امروز پيدا كردن شغلي مناسب با آموزش و تخصصي كه افراد كسب نمود اند به موضوعي چالشي تبديل شده است در اين ميان دانستن اين موضوع كه چه عواملي مي تواند بر انتخاب كردن شغل تاثير بگذارد از اهميت زيادي برخوردار است. اين عوامل با توجه به متفاوت بودن محيط هاي فرهنگي، آموزشي، اقتصادي، اجتماعي وتكنولوژي ميتواند متفاوت باشد. هر يك از اين محيطها مي تواند در برگيرنده عواملي باشند كه بر استخدام افراد تاثيرگذار باشد ( شاهسواری و غفاری، 1390).
تحقیقات زیادی در این زمینه در رشتههای مختلف از جمله کتابداري، پرستاری، کشاورزی انجام شده است،
از جمله پژوهشی که ملک پور، محمدی، (1382)، با عنوان بررسی زمینهها و موانع اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی مقطع کارشناسی رشتههای علوم انسانی شهرستان بیجار انجام دادهاند. همچنین پژوهش منصوریان (1391) که با عنوان “نگرش دانشجویان و دانشآموختگان دکتری کتابدای و اطلاع رسانی درباره چشم انداز فرصتهای شغلی این رشته “، صورت گرفته است، اما در رشته تکنولوژی آموزشی تحقيقي که درارتباط با وضعيت اشتغال فارغ التحصيلان اين رشته باشد به چشم نميخورد و لذا هدف از اين پژوهش بررسی چالشهای جذب دانشآموختگان رشته تکنولوژی آموزشی و ارایه راهکارهاست.
باید به این نکته توجه داشت که آموزش عالی به تنهایی قادر به حل این معضلات نمیباشد و نظام آموزشی ثمره ساختارهای اجتماعی و اقتصادی کشور است و ریشه یابی مشکلات و واقعیتها و مسایل می تواند نقطه آغازی برای چاره جویی یا تخفیف مساله باشد. با عنایت به اینکه افراد در جایگاه شغلی متناسب با رشته تخصصی خود قاعدتا میتوانند موثرتر باشند، بررسی مقوله آموزش عالی و ارتباط آن با نیازهای بازار کار میتواند مقدمهای بر تغیرات بعدی در جهت هماهنگی بیشتر باشد. این نیاز در مورد علوم انسانی محسوس تر است، لذا پژوهش حاضر به بررسی و شناسایی موانع اشتغال فارغ التحصیلان رشته تکنولوژی آموزشی میپردازد. این پژوهش با درک چنین رسالتی تهیه شده است.
با توجه به موارد مذکور میتوان گفت که هدف از پژوهش حاضر ریشه یابی موانع جذب دانشجویان تکنولوژی آموزشی از دیدگاه استادان و دانشجویان این رشته میباشد. ضمن اینکه در پایان برای رفع برخی از موانع موجود راهکارهایی مطرح می شود که برگرفته از نظرات دانشجویان و استادان این رشته و اعضای انجمنهای علمی رشته تکنولوژی آموزشی میباشد. باشد که راهی بسوی درک تازهای از رشته تکنولوژی آموزشی و کاربردیتر کردن این رشته در فضای اشتغال برداشته شود و پیشنهاد راهکارهای اساسی گامی در راستای پاسخگویی به رفع موانع موجود باشد.
ضرورت و اهمیت تحقیق
تحقیق در زمینههاي اشتغال و تعیین سرنوشت شغلی دانشآموختگان اقدام مفیدي محسوب می شود و مشخص نمودن اینکه آیا بازده و محصول یک نظام با رسالت و اهداف آن هماهنگی داشته و پاسخ گوي نیاز جامعه میباشد یا نه، با کمک پژوهشهایی در این زمینه امکان پذیر است.
در این زمینه ارتباط با دانش آموختگان و بررسی وضعیت شغلی آنان و تعیین میزان واقعی بیکاران هر رشته و بررسی علل و عوامل این مساله از اقدامات ضروري محسوب میگردد. به همین دلیل، اطلاع از سرنوشت شغلی دانش آموختگان هر رشتهاي از اولویتهاي تحقیقاتی در آن رشته است.
استفاده نادرست از نیروی انسانی تربیت شده که عدم جذب دانشآموختگان و یا استفاده غیرتخصصی از آنها در سایر مشاغل یکی از وجوه آن است؛ یک ضایعه مادی و معنوی است که در نهایت موجب از دست رفتن سرمایههای مملکت خواهد شد بنابر این لازم است وضعیت دانشآموختگان از جنبههایی که به جذب آنها در مشاغل مربوطه ارتباط دارد مشخص گردد چرا که شناسایی آنها به منظور رفع این موانع ضروری به نظر میرسد (سعیدی رضوانی، 1389).
مساله نیروی انسانی وسرمایه انسانی مقولهای است که با عوامل بسیاری در ارتباط میباشد. ویژگی کشورهای جهان سوم نیز به این پیچیدگی می افزاید. از یک سو عرضه نیروی انسانی با متغیرهایی همچون رشد جمعیت، توزیع سنی و جنسی جمعیت، مهاجرت و نرخ مهاجرت زنان در ارتباط است و از سوی دیگر تقاضای نیروی انسانی با متغیرهایی چون حجم سرمایه گذاری، تکنولوژی و رشد اقتصادی ارتباط پیدا می کند. (انتظاریان،1390).
بر این اساس تربيت نيروي متخصص، ايجاد اشتغال و استفاده از خدمات آنها در زمره مشغوليتهاي مهم هرسيستم آموزش عالي است. چرا که اشتغال دانش اموختگان مراکز آموزش عالی یکی از شاخصهاي مهم براي ارزشیابی درجه اثر بخشی آنهاست، به طوري که اتحادیه بین المللی دانشگاه ها1 ، بر آن تاکید میکند. بديهي است هنگامي که کسب مهارت و ايجاد تخصصهاي مختلف با نيازهاي جامعه هماهنگ باشد از هدر رفتن منابع مالي، نااميدي در قشر جوان و فرهيخته جامعه که به عنوان سرمايههاي توانمند و منابع انساني مطرح هستند، جلوگيري ميگردد و علاوه بر اين استفاده مناسب از اين سرمایه بی بدیل وسرنوشت ساز، کشور را به سمت توسعه روز افزون سوق میدهد. اگاهي از وضعيت شغلي دانش اموختگان دانشگاهها به منظور فراهم آوردن اطلاعات موردنياز برنامههاي آينده ضروري

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق با موضوع منابع سازمان، افراد فعال، امکان سنجی، سیستم ERP Next Entries منبع پایان نامه درباره تکنولوژی آموزشی، فارغ التحصیلان، آموزش عالی، دانشگاهها