منبع مقاله درمورد زنان شاغل، بهزیستی روانشناختی، نیروی کار، دلزدگی زناشویی

دانلود پایان نامه ارشد

پیوست ها
پرسشنامه 84 سوالی بهزیستی روانشناختی ریف ……………………………………….120
پرسشنامه دلزدگی زناشویی پاینز……………………………………………………..124
فهرست جداول
جدول(1-4):توزیع فراوانی درصد سن زنان شاغل …………………………………………….65
جدول(2-4):توزیع فراوانی درصد سن زنان غیر شاغل ………………………………………..66
جدول(3-4):توزیع فراوانی درصد تحصیلات زنان شاغل………………………………………..67
جدول(3-4):توزیع فراوانی درصد تحصیلات زنان غیرشاغل……………………………………..69
جدول(5-4): بررسی نرمال بودن متغیرهای پژوهش…………………………………………74
جدول(6-4): مقایسه بهزیستی روانشناختی زنان شاغل و غیر شاغل……………………….. …..75
جدول(7-4): آزمون T مستقل بین زنان شاغل و غیر شاغل در متغیر بهزیستی روانشناختی…75
جدول(8-4): مقایسه دلزدگی زناشویی زنان شاغل و غیر شاغل………………………………….77
جدول(9-4): آزمون T مستقل بین زنان شاغل و غیر شاغل در متغیر دلزدگی زناشویی…….77
جدول (10-4): همبستگی پیرسون بین بهزیستی روانشناختی و دلزدگی زناشویی …………………..79
جدول (11-4): همبستگی پیرسون بین بهزیستی روانشناختی و خستگی جسمانی ………………….80
جدول (12-4): همبستگی پیرسون بین بهزیستی روانشناختی و خستگی عاطفی ……………………81
جدول (13-4): همبستگی پیرسون بین بهزیستی روانشناختی و خستگی روانی ……………………82
فهرست نمودارها
نمودار(1-4): سن زنان شاغل ………………………………………………………………68
نمودار(2-4): سن زنان غیر شاغل ……………………………………………………………69
نمودار(3-4): تحصیلات زنان شاغل …………………………………………………………71
نمودار(4-4): تحصیلات زنان غیرشاغل ……………………………………… ……………..73
نمودار(5-4): مقایسه متغیر بهزیستی روانشناختی بین زنان شاغل و غیر شاغل …………………. …76
نمودار(6-4): مقایسه متغیر دلزدگی زناشویی بین زنان شاغل و غیر شاغل ………………………..78

فصل اول
کلیات پژوهش
مقدمه
تعالی و پیشرفت هر جامعه‌ای مستلزم داشتن افراد سالم و بانشاط است، روابط سالم با دیگران می‌تواند تکامل و رشد شخصیت را موجب شود(بخشی سورشجانی،1379 ؛ نقل از بخشایش و انتظاری،1390).
پديده اشتغال و كار از ابتداي زندگي بشر موردتوجه بوده است. با صنعتي شدن جوامع، زن نيز مانند مرد بيرون از خانه به كار و فعالیت‌های مختلف می‌پردازد و به زندگي اقتصادي خانواده كمك می‌کند زنان بسياري در خارج از خانه مشغول هستند. توسعه تكنولوژِي، بالا رفتن سطح تحصيلات زنان، دستيابي به تخصص‌های مختلف و بهبود وضع كار از یک‌سو و علاقه زنان به استقلال اقتصادي و افزايش عزت‌نفس از سوي ديگر منجر به افزايش فعاليت زنان شده است (بنی اسدی شهربابک، رشیدی، حسینی فرد، 1391).
تولستوی در نامه 1856 به والریا آرسنیو نوشته است کسی می‌تواند در این جهان عالی زندگی کند که بداند چطور کار کند و چطور عشق بورزد (ترویات1،1990؛ نقل از پاینز2 و نانز3،2003). به قول فروید توانایی عشق ورزیدن و کار کردن شاهدی برای بهزیستی روانشناختی است. انتخاب افراد از شغل و شریکشان می گوید یک رابطه بزرگی درباره اینکه چطور آنها تاثیر عمده بر زندگیشان داشته و دارند. تاثیر کار و عشق هردو بر عملکرد سالم اثبات تجربی شده است (بارنت4،1993، بارنت و هاید5،2001؛نقل از پاینز و نونز،2003).
در طول دهه ی گذشته افزایش سریع مشارکت زنان متاهل در نیروی کار وجود داشته است. همراه با افزایش نسبت زنان در نیروی کار، نشانه های تغییر در الگوهای تغییر در زندگی زنان نیز رخ داده است.به طور سنتی ورود و خروج زنان در نیروی کار همراه با مراحل همتایی در زندگی خانواده است(گوزمن6،2000).
امروزه درزمینه جامعه‌شناسی پزشکی به مبحث بررسی اختلاف در میزان سلامت و بیماری زنان توجه زیادی شده است. در بررسی تفاوت‌های موجود در میزان سلامت زنان، عده‌ای از جامعه شناسان در چهارچوب تحلیل نقش‌های اجتماعی زنان به امر اشتغال زنان توجه نموده‌اند. نقش شغلی زنان به‌عنوان نقشی جدید در کنار نقش‌های سنتی آنان که شامل نقش مادری و همسری می‌شود، موردتوجه قرارگرفته و در ارتباط با پیامدهای این تلفیق نقش‌ها، با توجه به تأثیرات سوء یا مثبتی که اشتغال می‌تواند بر سلامت جسم و روان زنان داشته باشد، نظریه‌هایی عنوان‌شده است یک دسته کسانیکه موافق نقش شغلی خانم‌ها هستند و معتقدند اشتغال اثرات مثبتی را در جهت ارتقاء شرایط سلامت روانی زنان در پی دارد و دسته دوم مخالفین نقش شغلی زنان است که اثرات سوئی را به دنبال کارکردن زنان بر آن‌ها متصور می‌شوند (احمد نیا،2002 ؛نقل از دل آرام، صفدری، فروزنده، کبری، 1384).
و همچنین تغییرات در جوامع کنونی و افزایش تعداد زنان شاغل، نقش‌هایی متفاوت را برای زوج‌ها به وجود آورده است. ورود زنان به بازار کار در دهه‌های 1970 و 1980 بیشتر شد چراکه تحولات اقتصادی کفایت تک درآمدی بودن خانواده را زیر سؤال برد (لانگ و یانگ، 1997 به نقل از بوستانی پور،1386).
پیامدهای این تغییرات در زندگی خانوادگی هم گسترده و هم چشمگیر است. وقتی همسر به بازار کار وارد می‌شود مرد و زن هردو باید نقش‌هایشان در ازدواج خود را بازتعریف کنند. اکثریت بزرگی بااین‌حال، نقش جدید خود را با برخی از تردیدها مشاهده می‌کنند. درحالی‌که برخی از آن‌ها، سهم خود را در بهزیستی اقتصادی خانواده‌شان تشخیص می‌دهند و از کار لذت می‌برند. گروهی دیگر بر مشارکت اقتصادی و فعالیت کاری به‌عنوان نقش ثانویه نسبت به شوهران نگاه می‌کنند.
همان‌طوری که زنان به‌ سوی نیروی کار می‌روند مردان بیشتر مسئولیت‌های خانه‌داری و نگهداری کودک را به عهده می‌گیرند. اگرچه ذکر این نکته مهم است زنان اکثریت مسئولیت نگهداری کودک و وظایف خانه‌داری را همچنان بر عهده می‌گیرند. علاوه بر این افزایش مشارکت نیروی کار زنان با افزایش مقدار زمان صرف شده توسط همسرانشان در خانه هماهنگ نشده است. زنان کاملاً زمانی را که در وظایف خانه‌داری صرف می‌کنند کاهش نداده‌اند و در مقابل نیروی کار را افزایش داده‌اند. بنابراین بسیاری از زنان متأهل با فعالیت کردن در دو شیفت کار در خانه و بیرون خانه مقدار بیشتری کار می‌کنند. استرس و تقاضاهای شغل اغلب تأثیر منفی بر ارتباطات خانواده، بهزیستی روان‌شناختی و رضایت زناشویی دارد (گوزمن،2000).
دلزدگی از عشق یک‌روند تدریجی است، به‌ندرت و به‌طور ناگهانی بروز می‌کند. صمیمیت و عشق به زندگی رنگ‌باخته و خستگی عمومی عارض می‌شود.، در شدیدترین نوع فرسودگی با فروپاشی رابطه همراه است (برنشتاین، ترجمه توزنده جانی، 1380).

تعريف مساله و بيان سوالهاي اصلي تحقيق:
سال‌هاست روان شناسان درصدد هستند به اين سؤالات پاسخ دهند كه چرا برخي از مردم نسبت به بعضي ديگر از بهداشت رواني بهتري برخوردارند؟ اين سؤال، سؤال ديگري را به همراه می‌آورد كه چرا بر خي نسبت به برخي ديگر در زندگي موفق‌ترند؟ چه عواملي اين تفاوت‌ها ر ا رقم می‌زند؟(گلزاری و یزدی،1384). ازدواج به‌عنوان یک‌نهاد اجتماعی است که پایه و اساس ارتباط انسانی را تشکیل می‌دهد و در آن زن و مرد از طریق یک نیروی رمزی ناشی از غرایز و آیین و شعائر و عشق به هم جذب می‌روند و به‌طور آزادانه و کامل تسلیم یکدیگر شده تا واحد پویایی را به‌عنوان خانواده ایجاد کنند (برنو7،2009، به نقل باقریان و بهشتی،1390).
یکی از جنبه‌های اثرگذار اجتماعی حاضر بر سلامت افراد، حرفه و شغل هست که پرداختن به آن حائز اهمیت بوده و جای بحث دارد (حدادی، کلدی، سجادی و یوسفی،1390). حدود نیمی از نیروی کار جامعه را زنان تشکیل می‌دهند و گذشته از نقش فعال و چشمگیری که در عرصه خانواده ایفا می‌کنند، اشتغال اجتماعی آن‌ها امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر است. در حال حاضر زنان در عرصه کار و فعالیت اعم از بخش صنعت، کشاورزی، بهداشت و درمان، تعلیم و تربیت و غیره حضوری قابل‌توجه دارند و با توجه به نقش‌های متعدد و چشمگیر آن‌ها در عرصه خانواده و اجتماع، سلامت و ارتقاء سطح سلامتی آن‌ها اهمیتی خاص می‌یابد (شاهرخی،1380). زنان یکی از گروه‌های حساس بهداشتی بوده که نسبت به مردان درخطر بالاتري براي اکثر اختلالات روانی هستند. سلامت روان زنان، سلامت خانواده و متعاقب جامعه را تضمین می‌کند (سپهرمنش،1387).
در سالیان اخیر رویکرد آسیب‌شناختی به مطالعه سلامتی انسان موردانتقاد قرارگرفته است. برخلاف این دیدگاه که سلامتی را به‌عنوان نداشتن بیماري تعریف می‌کند، رویکردهاي جدید بر “خوب بودن8” به‌جای “بد یا بیمار بودن9” تأکید می‌کنند. از این منظر، عدم وجود نشانه‌های بیماری‌های روانی، شاخص سلامتی نیست. بلکه سازگاري، شادمانی، اعتمادبه‌نفس و ویژگی‌های مثبتی ازاین‌دست نشان‌دهنده‌ی سلامت بوده و هدف اصلی فرد در زندگی، شکوفاسازي قابلیت‌های خود است. گروهی از روانشناسان به‌جای اصطلاح سلامت روانی10 از بهزیستی روان‌شناختی11 استفاده کرده‌اند. زیرا معتقدند این واژه ابعاد مثبت را به ذهن متبادر میکند.(میکائیلی منیع،1389).
معنی لغوی بهزیستی یک حالت رضایت از شاد بودن، سلامتی و موفقیت است که به تجربه و عملکرد روان‌شناختی مطلوب اشاره می‌کند (دسی و ریان12 به نقل از عایشه گورل13، 2009).
اصطلاح بهزیستی اصطلاحاً به‌عنوان احساسی مثبت و احساس رضایتمندی عمومی از زندگی که شامل خود و دیگران در حوزه‌های مربوط به خانواده و شغل و … می‌باشد، تعریف‌شده است (چاو،2007، به نقل چالمه،1390). مفهوم بهزیستی روان‌شناختی یک ساختار چندبعدی نگرش به زندگی است. ریف (1989) اشاره می‌کند که برای توصیف بهزیستی روان‌شناختی رویکرد نظری خاصی وجود ندارد. او مطالعاتش را بر پایه روانشناسان رشد و شخصیت یعنی توضیحات نظری روانشناسان مثبت نگر14 بنا می‌کند و نیز مدل چندجانبه بهزیستی روان‌شناختی را ایجاد می‌کند (رجب اوزپولات15، یوجل اسکور16، سزر17،2012). طبق گفته ریف (1995) بهزیستی چندبعدی است و شامل ابعادی می‌شود مانند خویشتن پذیری18، رشد فردی19، هدف زندگی20، روابط مثبت با دیگران21، تسلط محیطی22 (توانایی مدیریت مؤثر زندگی شخص و جهان پیرامون) و حس خودمختاری23. همچنین برحسب دو مؤلفه تعریف‌شده است؛ یک مؤلفه عاطفی که شامل هیجانات مثبت و منفی می‌شود و یک مؤلفه شناختی، برای مثال رضایت از زندگی که به قضاوت کلی زندگی شخصی اشاره می‌کند درحالی‌که حوزه‌های خاصی (شامل سلامتی، دارایی و روابط) همه قضاوت‌ها را تعیین می‌کند. همه‌ی حیطه‌ها اهمیت یکسانی برای افراد ندارد (تارین24،2010).
درحالی‌که بعضی ازدواج‌ها موجب رشد و شکوفایی زوجین است، بسیاری از زن و شوهرها نیز می‌توانند به مصیبت‌هایی در مقابل همدیگر بدل شوند، ایجاد و حفظ روابط صمیمانه و ارضای نیازهای عاطفی و روانی در جریان ازدواج، هنر و مهارتی است که علاوه بر سلامت روان و تجارب سالم اولیه، نیازمند داشتن و کسب نگرش‌های منطقی، مهارت‌های ارتباطی، مهارت‌های زندگی و انجام وظایف خاص خویش است.(اعتمادي، نوابي نژاد، احمدي و فرزاد، 1385؛ به نقل عطاری، حسین پور، راهنورد، 1388).
ازجمله مخاطرات ازدواج و روابط بین زن و شوهر دل‌زدگی زناشویی است. دل‌زدگی زناشویی وضعیت دردناک فرسودگی جسمی، عاطفی و روانی است که کسانی که توقع دارند عشق رویایی و ازدواج به زندگی‌شان معنا بخشد را متزلزل می‌کند. دل‌زدگی زمانی اتفاق می‌افتد که زوجین متوجه می‌شوند علی‌رغم تلاش‌هایشان رابطه‌شان به زندگی معنا نداده و نخواهد داد (پاینز25، به نقل شاداب 1381).
فرسودگی یک‌روند تدريجی است و به‌ندرت به‌طور ناگهانی بروز می‌کند. درواقع صمیمیت

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع هدایت و رهبری، سبک رهبری، خودکارامدی، سیر تکاملی Next Entries مقاله رایگان با موضوع رهبری تحول آفرین، تحول گرا، تفویض اختیار، رهبری تحول گرا