مقاله رایگان درمورد ارزش بازار، ارزش افزوده، بورس اوراق بهادار، هزینه سرمایه

دانلود پایان نامه ارشد

1-6)فرضیه پژوهش
1) ارزش افزوده اقتصادی (EVA)) بر روی ارزش بازار سهام (MV) شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیرگذار است.
2) سود هر سهم (EPS) بر روی ارزش بازار سهام (MV) شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تاثیرگذار است.

1-7)متغییر پژوهش: متغییرهای موجود در این پژوهش در دو فرضیه ذکر شده بصورت زیر می باشد:
فرضیات
متغییر مستقل
متغییر وابسته
1
ارزش افزوده اقتصادی
ارزش بازار
2
سود هر سهم
ارزش بازار

1-8)روش پژوهش
روش کاری این پژوهش روش رگرسیون از نوع پس رویدادی می باشد و قلمرو زمانی آن سالهای 88 تا 92 بوده و قلمرو مکانی پژوهش، در برگيرنده شرکتهاي عضو بورس اوراق بهادار مي باشد. در این پژوهش از مدل رگرسیون خطی برای داده های ترکیبی (Panel Data) استفاده و تجزیه و تحلیل آن توسط نرم افزار eviwes صورت گرفت.

1-9)جمع آوری اطلاعات
به طور کلی منابع اطلاعاتی ارائه دهنده اطلاعات مربوط به بورس اوراق بهادار عبارتند از صورتهای مالی و یادداشت های همراه سالانه شرکت ها (که در کتابخانه بورس وجود دارد)، لذا با مراجعه به منابع کتابخانه ای شامل؛ کتاب ها، مجلات، انتشارات مراکز پژوهش هایی و پژوهشی (نظیر انتشارات سازمان حسابرسی)، پایان نامه های تحصیلی و رساله های پژوهشی مرتبط، جستجو در پایگاههای الکترونیکی اطلاعات بخش تئوریک و ادبیات موضوع مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. همچنین با استفاده از نرم افزار تدبیر پرداز و دیسکت های اطلاعاتی بورس اوراق بهادار تهران اطلاعات آماری مورد نیاز شرکت ها استخراج و جهت نتیجه گیری مورد مطالعه، توسط نرم افزار eviwes مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
1-10)قلمرو پژوهش
قلمرو زمانی آن سالهای 88 تا 92 بوده و قلمرو مکانی پژوهش، در برگيرنده شرکتهاي عضو بورس اوراق بهادار مي باشد.

1-11)محدویت های پژوهش
عدم وجود بسته های اطلاعاتی کامل،دقیق،جامع و بدون اشتباه در ارتباط با شرکتهای پذیرفته شده در
بورس اوراق بهادار است به گونه ای که وجود این محدودیت ممکن است نتایج یک پژوهش را تحت
تاثیر قرار دهد.
1-12)واژگان کلیدی
1-12-1)ارزش افزوده اقتصادی
در صورتهای مالی سود به عنوان مبلغ باقی مانده پس از کسر همه هزینه های عوامل تولیدی و غیر تولیدی ارائه می شود. این سود باقیمانده سودی است که متعلق به سهامداران می باشد.
حقوق صاحبان سهام یکی از منابع اقتصادی شرکت می باشد که در صورتهای مالی هزینه فرصت مربوط به این منبع لحاظ نمی شوند. ارزش افزوده اقتصادی (EVA) از حاصل کسر هزینه فرصت حقوق صاحبان سهام از سود خالص شرکت به دست می آید. بنابراین ارزش افزوده اقتصادی معیاری است که در محاسبه آن هزینه کلیه ی منابع بکار گرفته شده در شرکت مدّ نظر قرار می گیرد.
EVA =NOPAT – (C × Capital)
1-12-2) ارزش بازار
ارزش بازار معرف ارزشی است که سرمایه گذاران با توجه به جمیع جهات در جریان عرضه و تقاضای بازار حاضر به پرداخت آن می باشند. ارزش بازار اوراق بهادار برآوردی است که به وسیله قضاوت فردی خریدار یا فروشنده تعیین شده و تابع فرآیند چانه زنی است. در تئوری قیمت، بازار مکانی است که در آن تقاضا کنندگان و عرضه کنندگان برای مبادله کالای کاملاً مشخصی با یکدیگر تبادل نظر می نمایند و در خصوص سهام، ارزش بازار بهایی است که در یک زمان مشخص در داخل بازار بورس و یا خارج از آن و با اختیار کامل معامله پرداخت می گردد. در این تحقیق با توجه به اعلام سود هر سهم واقعی شرکت، ده روز قبل از تاریخ مجمع عمومی سالانه به بورس و اثر آن روی قیمت هر سهم، ارزش بازار سهام قبل از مجمع به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده است.
میانگین ارزش دفتری حقوق صاحبان سرمایه – میانگین ارزش بازار حقوق صاحبان سرمایه طی سال=ارزش بازار
میانگین ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام از مجموع حقوق صاحبان سرمایه در ابتدا و انتهای دوره تقسیم بر دو

1-12-3) سود هر سهم
سود هر سهم گزارش شده توسط شرکتهای عضو نمونه از طریق نرم افزار های بورس استخراج شده است، که نحوه محاسبه آن به شرح ذیل می باشد:
سهم هر سود= (ماليات کسر از پس دوره خالص سود)/( شرکتها سهام تعداد )
1-12-4)هزینه سرمایه
هزینه سرمایه شامل هزینه اجزای تشکیل دهنده سرمایه می باشد که مجموع ساختار سرمایه شرکت را تشکیل می دهند. اجزای عمده ساختار سرمایه عبارت است از بدهی با بهره، سهام ممتاز، سود انباشته و سهام عادی. با توجه به این که صاحبان هر یک از منابع دارای نرخ بازده مورد انتظار خاص خود هستند، لذا هزینه هر یک از آنها نیز متفاوت بوده و با توجه ماهیت متفاوت هر یک از این منابع روش محاسبه هزینه سرمایه آنها نیز با هم تفاوت دارد.
برای تعیین هزینه سرمایه شرکت ابتدا ضروری است هزینه هر یک از اجزای سرمایه بطور مستقل محاسبه و براساس نسبت آنها در کل ساختار سرمایه، متوسط هزینه سرمایه شرکت به دست آید. (Miller، 1963) .
WACC = (D/(D+E)) K_d + (E/(D+E)) K_e
1-13)ساختار پژوهش
پژوهش انجام شده در پنج فصل ارائه می گردد
فصل اول: کلیات پژوهش
فصل دوم: چارچوب نظری و پیشینه پژوهش
فصل سوم: روش شناسی پژوهش
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات
درپایان نگاره و پیوست ها آورده خواهد شد

فصل دوم
چارچوب نظری و پیشینه پژوهش

2-1)مقدمه
در عصرکنوني اقتصاد، فشار فراوان و انگيزه هاي شخصي براي مديران جهت ارائه گزارشهاي مالي گمراه کننده ولي سرمايه گذار پسند وجود دارد. گزارش کميسيون معاملات اوراق بهادار امريکا (SEC) نشان مي دهد که شرکتهاي زيادي به ارائه گزارشهاي گمراه کننده مالي و بازي با ارقام سود(profit) مي پردازند، در نتيجه اين سهامداران هستند که از اين استراتژيهاي تهاجمي حسابداري زيان مي بينند و زماني که با مشکلات روبرو مي شوند، ارزش سهام آنها با افت شديدي مواجه مي شود. (هرمن و يانگ3،2001، 7)
بعضي از عوامل، مديران شرکتها را در برخورد با مسائل تحريک نموده تا در نتيجه آن سود شرکتها را هموار نمايند. مديران اين شرکتها تلاش مي کنند از طريق هموارسازي (ساختگي) سود، رشد سودآوري شرکتهاي تحت مديريت خود را يکنواخت نشان دهند. (جواديان کوتنائي، 1379، 34)
بازي با ارقام سود به اين معني است که مديران با اتخاذ روشهاي حسابداري مي توانند سود شرکت را به صورت غير واقعي ارائه کنند و سرمايه گذاران را با اتکا به اين سود غير واقعي گزارش شده، براي سرمايه گذاري ترغيب کنند. در کوتاه مدت، ممکن است بازده سهام افزايش يابد امّا چون سود حسابداري گزارش شده، از طريق مديريت مبتني بر ارزش ايجاد نشده است، طولي نخواهد کشيد ارزش سهام شرکت سقوط نمايد و سرمايه گذاران متضرر شوند. بنابراين نيازمند معياري هستيم که بتواند سرمايه گذاران را با ارزش واقعي شرکت آشنا سازد و اثرات ترفندهاي حسابداري بازي با اعداد سود را به حداقل برسانند. (شاکري، 1384، 7)
از طرفي حضور شرکتهاي بزرگ و مدرن در ساختار اقتصادي کشورها تأثير بسيار زيادي دارند. به همين دليل، بحث درباره شرکت و موارد مربوط به آن، مانند نظريه شرکت، نقش شرکتها در توسعه و پيشرفت اقتصادي و رفاه اجتماعي، هدف شرکتها، عملکرد شرکتها، مسئوليت اجتماعي شرکتها، تفکيک مالکيت و کنترل شرکتها و نظاير آن، مورد توجه نظريه پردازان و محققان علم اقتصاد و کليه شاخص هاي علوم کاربردي قرار گرفته است و در اين راستا تحقيقات گسترده اي به انجام رسيده است.
يکي از مهم ترين موضوعات مورد توجه سرمايه گذاران، اعتبار دهندگان، مديران و دولت ها ارزيابي عملکرد شرکتها مي باشد. جهت ارزيابي عملکرد واحد تجاري معيارهاي مختلفي ارائه شده است که مي توان آنها را به معيارهاي سنتي و معيارهاي مبتني بر ارزش تقسيم نمود. هر يک از معيارهاي ياد شده براساس يک تئوري خاص تدوين شده اند. مثلاً معيارهاي سنتي مانند سود هر سهم، سود عملياتي، منطبق باتئوري حداکثر کردن سود و معيارهاي مبتني بر ارزش مانند ارزش افزوده اقتصادي و ارزش افزوده نقدي4 منطبق با تئوري حداکثر کردن ارزش بنا شده اند.
يکي از معيارهاي مديريت مبتني بر ارزش5 ، ارزش افزوده اقتصادي يا همان سود اقتصادي است که در دهه 1990 توسط مؤسسه استرن استوارت مطرح گرديد. ارزش افزوده اقتصادي روشي است براي محاسبه سودآوري واقعي شرکت. (جهانخاني ، 1380، 67)
مطالعات متعددي مانند مطالعات اساتيد دانشگاه انسيد فرانسه و شواهد موجود در مؤسسه استرن استوارت نشان مي دهد که بين بازدهي سهام و ارزش افزوده اقتصادي ارتباط معناداري وجود دارد.

2-2) اهداف واحدهاي تجاري( انتفاعي)
اگر از ديدگاه تئوري هاي سنتي به شرکت نگاه کنيم بايد براي شرکت هدف قائل شد و اين هدف مي تواند به حداکثر رسانيدن سود يا ارزش شرکت باشد ولي اگر براساس تئوري نمايندگي به شرکت به عنوان مجموعه اي از قرار دادها نگاه کنيم در اين صورت، هدف قائل شدن براي شرکت معنايي پيدا نمي کند، بلکه بايد به هدف افرادي توجه کنيم که طرف اين قراردادها هستند، (هدف آنها مي تواند به حداکثر رسانيدن ثروت باشد). با توجه به اينکه رقابت، جوهره اقتصاد بازار آزاد و يا سرمايه داري است، حداقل به صورت نظري عنوان مي شود که در بازارهاي رقابت کامل، عوامل اقتصادي در نقطه تعادل قرار مي گيرد و لذا هدف طرفين اين قراردادها نيز مي تواند دستيابي به اين نقطه تعادل باشد. (گروه، 1382،12)
بنابراين در ابتدا بايد اهداف قابل اجرا براي شرکت به خوبي تعريف شده باشد تا مدير مالي واحد تجاري بتواند وظايف معيني را براي تحقق اهداف از پيش تعيين شده دنبال کند. ارائه تعريف مناسب و قابل فهم مي تواند کليد موفقيت شرکت براي تعيين مسير مناسب در آينده باشد و از آنجايي که سازمان هاي انتفاعي از نظر سود اهداف خود را مشخص مي کنند، معمولاً دو هدفي که بيشتر مورد بحث قرار مي گيرد حداکثر نمودن سود و حداکثر ثروت مي باشد. (مهدوي، 1385، 20)
2-2-1) حداکثر کردن سود
اين هدف به کوشش شرکت جهت کسب سود بيشتر، توجه دارد. هندريکسون از سود به عنوان معيار ارزيابي عملکرد نام برده و معتقد است که عمليات کاراي يک واحد تجاري بر روند سود سهام به سهامداران تأثير مي گذارد.
سهامداران قبل از خريد سهام شرکت مبادرت به ارزيابي کارايي مديريت آن شرکت مي کنند. يکي از مصاديق کارايي مديريت استفاده بهينه از منابع موجود در شرکت مي باشد که در نهايت باعث افزايش بازدهي صاحبان سهام مي گردد و سود به عنوان شاخص ارزيابي کارآيي مديران مطرح مي شود. واژه کارآيي به استفاده بهينه از منابع موجود در عمليات واحد تجاري که منتج به کسب سود شده است مربوط مي شود و در تعبير گسترده اقتصادي کارآيي به ترکيب صحيح عوامل توليد يعني کار، زمين، سرمايه و مديريت ارتباط پيدا مي کند. (هندريکسون6 ، 1982، 138)
بررسي هاي تجربي نيز نشان داده که سود گزارش شده هر سهم بر قيمت بازار سهام تأثير داشته است و بين قيمت اوراق بهادار و سود حسابداري رابطه وجود دارد.
البته هندريکسون معتقد است که بين سود و قيمتها همبستگي کامل وجود ندارد. دليل اين امر آن است که مجموعه نامحدودتري از اطلاعات در مقايسه با سود حسابداري (مثل وقوع جنگ، تغيير نرخ بهره اوراق قرضه و …) قيمت سهام را تحت تأثير قرار مي دهد.
علاوه بر موارد ذکر شده فوق، به حداکثر رسانيدن سود شامل معايب ديگري است از جمله اينکه ممکن است شرکت با سرمايه گذاري در فعاليتها و طرح هاي مخاطره آميز سود شرکت را افزايش دهد و چه بسا اين عمل باعث کاهش ارزش سهام و ثروت سهامداران شود. ديگر اينکه شرکتها مي توانند از طريق افزايش سرمايه يا استقراض، اقدام به سرمايه گذاري بکنند که موجب توسعه شرکت و افزايش فروش و سود آن شود ولي نرخ بازده اين سرمايه گذاري ها کمتر از هزينه منابع مالي بکار رفته باشد که در آن صورت سود هر سهم و در نتيجه ارزش شرکت کاهش پيدا خواهد کرد. (جهانخاني، 1380، 82)
بنا به دلايل ذکر شده فوق مي توان نتيجه گرفت که توجّه صِرف به سود حسابداري در ارزيابي عملکرد واحد تجاري و ارزش گذاري سهام آن گمراه کننده مي باشد و براي اين هدف

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع عملکرد شرکت، سرمایه انسانی، اطلاعات بازار، عرضه و تقاضا Next Entries مقاله رایگان درمورد ارزش افزوده، ارزش بازار، ارزش شرکت، ارزش افزوده بازار