منابع و ماخذ مقاله سلامت روان، بهداشت روان، استان کردستان، عدم تمرکز

دانلود پایان نامه ارشد

1-2 : بيان مسأله
بيماريهاي رواني از بدو پيدايش بشر وجود داشته است و هيچ فردي در مقابل آن مصونيت ندارد و اين خطري است که بشر را مرتباً تهديد ميکند، ولي در قرن بيست و يکم شيوههاي زندگي، روابط اجتماعي و مسائل مربوط به سلامتي دستخوش تغيير و دگرگوني شده است و از سويي ديگر فرايند صنعتي شدن و گسترش سريع شهرنشيني و سبک زندگي افراد را به شدت متأثر ساخته و تأثير زيادي بر سطح سلامت رواني و جسماني افراد گذاشته است.
با در نظر گرفتن سلامتي به عنوان مفهومي متأثر از مجموعهي پيچيدهاي از عوامل زيستي، رواني- اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، مذهبي، و محيطي بايد اذعان داشت که در اين معنا، سلامتي ديگر تنها دغدغه دست اندرکاران علوم پزشکي نيست، بلکه تمامي دانشمندان علوم اجتماعي، به ويژه جامعهشناسان و روانشناسان، به بررسي آن علاقه مند ميگردند.
جامعهشناسان بر اين باورند که سلامتي و بيماري رواني، صرفاً واقعياتي زيستشناختي و يا روانشناختي نيستند، بلکه به طور همزمان، داراي ابعاد و ماهيت اجتماعي نيز ميباشند. عوامل اجتماعي، همان گونه که ميتوانند نقش مهمي در ايجاد، حفظ و ارتقاء سلامتي ايفا نمايند در بروز، شيوع و تداوم بيماري نيز داراي سهمي اساسياند. به ديگر سخن، گرچه ترديدي نيست که افراد در ميزان آسيبپذيري نسبت به بيماريهاي رواني با يکديگر تفاوتهاي زيستي و فردي دارند، اما مسأله اين است که ميزان اين تفاوتها تحت تأثير موقعيت اجتماعي و حتي مهمتر از آن، برداشتي که افراد از آن موقعيت دارند به مراتب بيشتر ميشود. از آنجا که گروههاي مختلف اجتماعي، به دليل ويژگيها و مشخصههاي اجتماعي خود نسبت به ابتلا به بيماريهاي رواني با يکديگر تفاوت دارند و برخي اقشار اجتماعي آسيبپذيري بيشتر و بعضي آسيبپذيري کمتري دارند، و نيز اين ويژگيهاي اجتماعي تا حد زيادي تعيينکننده شيوه پاسخدهي مردم به ناراحتيها و مشکلات رواني است و سرانجام اينکه اثر روشهاي گوناگون مواجهه و مقابله با عوارض ناشي از مشکلات رواني نيز تحت تأثير ويژگيها و مشخصههاي اجتماعي افراد و اقشار مختلف خواهد بود، توجه به عوامل اجتماعي مؤثر بر سلامت رواني بسيار مهم است.
يکي از ابعاد سلامت، سلامت عاطفي و رواني ميباشد. فرهنگ بزرگ روانشناسي لاروس بهداشت رواني را چنين تعريف ميکند: «استعداد روان براي هماهنگ، خوشايند و مؤثر کار کردن؛ براي موقعيتهاي دشوار انعطافپذير بودن و براي ارزيابي تعادل خود توانايي داشتن» (گنجي، 1376: 37).
سازمان جهاني بهداشت2، سلامت رواني را بخش بسيار مهمي در حيطه سلامت ميداند كه برنامهريزي در جهت بهبود آن را موثر و ضروري ميداند. سلامت رواني از ديدگاه اين سازمان عبارتست از حالتي از سلامتي كه درآن فرد، تواناييهاي خود را ميشناسد، با فشارهاي طبيعي زندگي مقابله ميكند، براي جامعه مثمر ثمر ميباشد و قادر به تصميمگيري و مشاركت جمعي است. براين مبنا، سلامت رواني مبناي رفاه و سلامتي براي افراد و جامعه است (سازمان جهاني بهداشت، 2004: 10).
تحقيقات متعددي ضرورت توجه به موضع سلامت روان را مورد تأکيد قرار داده اند. در مطالعه نوربالا و همکاران (1381) که بر روي وضعيت سلامت روان در افراد بالاي 15 سال کشور انجام شد، مشخص شد که بالاترين ميزان شيوع اختلالات رواني در کشور مربوط به استان چهارمحال و بختياري و کمترين آن مربوط به استان يزد ميباشد. شيوع اختلالات رواني در مناطق روستايي 3/21 درصد و در مناطق شهري 9/20 درصد بوده است. در اين بررسي مشخص شد که ميزان شيوع اختلالات رواني با سن همبستگي معنيداري دارد (نوربالا و همکاران، 10:1381). در استان کردستان نيز در مطالعه انجام شده در سال 1378 بر روي جمعيت عمومي شيوع عدم سلامت روان 7/35% ذکر شده است (خيرآبادي و همکاران، 1378: 7).
امروزه چگونگي افزايش و بهبود سلامت رواني جوانان به عنوان يکي از چالشهاي اساسي براي دست اندرکاران تعليم و تربيت محسوب ميشود. شناسايي مؤلفههاي مرتبط با سلامت رواني به حل اين چالش کمک زيادي مينمايد. اگر چه برخي اعتقاد دارند که بسياري از اختلالات يا بيماريهاي رواني با آموزش و گسترش بهداشت روان قابل پيشگيري هستند اما قبل از هر گونه آموزشي لازم است عناصر و عوامل مؤثر بر سلامت روان روشن گردند.
جوانان اغلب به انواع استرسهايي مبتلا ميشوند که سبب ناپايداري رواني است. جوانان نه تنها با چالشهاي مربوط به دوران رشد روبرو هستند بلکه، با مسائل اجتماعي مدرن مانند: تضعيف روابط خانوادگي، رشد شهرنشيني، رقابت شديد براي تحصيل و شغل و … نيز مواجه هستند.
جواني، دوره ناپايداري عاطفي است که افسردگي و اضطراب به طور شايع در آن رخ ميدهد. برخي از بيماريهاي رواني مانند اسکيزوفرني، افسردگي و مانيا براي اولين بار در دوران نوجواني و جواني آشکار ميشود و اگر به طور صحيح درمان نشود، مزمن شده و بار سنگيني بر دوش فرد و جامعه تحميل ميکند. برخي از شيوههاي رفتاري از جمله اقدام به خودکشي، سوء مصرف الکل و داروها و بزهکاري از تظاهرات باليني برخي از بيماريهاي رواني است. به هر حال، اکثراً جوانان درجاتي از استرس را تجربه ميکنند، اما نسبتاً عده کمي از آنها دچار بيماريهاي رواني، رفتاري و عاطفي ميشوند.
لذا با توجه به مباحث ذکر شده و اهميت سلامت رواني جوانان ضروري به نظر ميرسد بررسي اين مسئله که ميزان سلامت روان جوانان چه ميزان است و چه عوامل فرهنگي- اجتماعي بر آن مؤثر ميباشد. تا بتوان بر اساس نتايج بدست آمده در جهت ارتقاي سلامت روان اين قشر مهم جامعه گام برداشت. لذا مسئله اصلي اين تحقيق بررسي عوامل فرهنگي- اجتماعي اثرگذار بر سلامت روان جوانان شهر نسيمشهر مي باشد.
1-3 : اهداف تحقيق
هرتحقيقي به دنبال مسألهاي که از واقعيت اجتماعي سرچشمه ميگيرد آغاز ميشود و با توجه به مسأله محور بودن تحقيقات علمي، هدف از تحقيق چيزي نيست جز پاسخ به مسألهاي که بدنبال يک آشفتگي و اختلال در وضع موجود جامعه ايجاد شده است. اين نکته حائز اهميت است که بيماريهاي رواني در جامعه روز به روز در حال افزايش ميباشد. اما آنچه در خصوص مسائل اجتماعي مهم است، آن است که با شناخت بهتر مسأله (در اينجا سلامت روان) و عوامل مرتبط با آن، مانع از افزايش بيماريهاي رواني درجامعه گرديم. افزايش سطح سلامت رواني از طريق پيشگيري از ابتلا به بيماريهاي رواني، کنترل عوامل مؤثر بر بروز بيماريها و ايجاد محيطي سالم براي برقراري ارتباط صحيح انساني و پويايي اجتماعي قشر جوان جامعه، اهدافي هستند که رسيدن به آنها در گرو تحقق هدف کلي اين تحقيق است.
اين تحقيق تلاش ميكند مقوله سلامت روان و ميزان تأثيرپذيري آن از عوامل اجتماعي و فرهنگي در زندگي جوانان را مورد بررسي قرار داده و با ارائه يك الگوي مناسب از نحوه تعاملات اين مقولهها با يكديگر مسئولين مربوطه را علاوه بر آشنا نمودن بيشتر به واقعيتهاي موجود در فراهمسازي بستر مناسب براي سلامت رواني در ميان جوانان ياري رساند. و از سوي ديگر اين تحقيق بدنبال آن است كه با كسب شناخت نسبي از وضعيت اجتماعي- فرهنگي جوانان علت وجود بعضي از مشکلات رواني را بررسي و راهكار مناسبي را ارائه نمايد.
هدف کلي تحقيق، شناسايي عوامل اجتماعي- فرهنگي مرتبط با سلامت روان جوانان در شهر نسيمشهر تهران است.
در خصوص اهداف فرعي اين پژوهش نيز ميتوان به موارد زير اشاره کرد:
– بررسي وضعيت سلامت روان جوانان با توجه به ابعاد سلامت روان
– بررسي و آزمون چارچوب نظري اين پژوهش جهت تأييد، رد يا تعديل آن
– بررسي رابطه ميزان حمايت اجتماعي ادراکشده با سلامت روان جوانان
-بررسي رابطه نوع جهتگيري مذهبي (دروني و بيروني) با سلامت روان جوانان
– بررسي رابطه ميزان دينداري با سلامت روان جوانان
– بررسي رابطه وضعيت فعاليت با سلامت روان جوانان
– بررسي رابطه شکل زندگي خانوادگي با سلامت روان جوانان
– بررسي رابطه متغيرهاي جمعيتشناختي(جنس، سن، تحصيلات، بعد خانوار يا تعداد اعضاي خانواده، وضعيت تأهل، مدت اقامت) بر روي سلامت روان جوانان

1-4 : ضرورت و اهميت موضوع
دارا بودن ميزان بالايي از سلامت رواني در افراد جامعه از جمله پيشفرضهاي مهم در مسير توسعه هر کشوري محسوب ميشود، در نتيجه بررسي سلامت رواني جوانان به عنوان يکي از اصليترين قشرهاي تاثيرگذار در تحولات هر کشوري ضرورت مييابد.
سلامت روان لازمه يک زندگي مفيد، موثر و رضايتبخش فردي است و سلامت روان اقشار يک جامعه، خصوصاً اقشار مؤثر و سازنده آن، لازمه پويايي، بالندگي و اعتلاي آن جامعه است. جوانان به عنوان مهمترين سرمايههاي هر سرزمين محسوب ميشوند که نقش عميقي را در چگونگي پيشرفت جامعه ايفا ميکنند.
برخورداري از تعادل رواني به عوامل متعددي بستگي دارد که مهمترين آنها احساس امنيت و خودارزشمندي، فقدان اضطراب و افسردگي، عملکرد اجتماعي بالا و سلامت جسماني و رواني است. افرادي که دچار مسائل و مشکلات عصبي و رواني ميشوند مضطرب، افسرده، بلاتکليف و بيهدف بوده و در خود فرو ميروند و تداوم آن موجب مشکلاتي از قبيل آشفتگي و پريشاني فکر، عدم تمرکز حواس و کاهش توان يادگيري و اختلال در عملکرد فرد ميشود. با توجه به موارد گفته شده و عنايت به نقش سلامت روان و تأثيري که بر جنبههاي زندگي دارد، لذا پرداختن به آن از اهميت زيادي برخوردار است (لهسائيزاده، 1386 : 169).
جواناني که از لحاظ عاطفي و رواني سالم هستند، احساس هويت کرده و به آساني وضعيت فرهنگي ويژه خود را درک و شناسايي ميکنند و افکاري مثبت و هدفدار براي آيندهاي درخشان دارند و از لحاظ عاطفي، رواني و جسمي احساس امنيت ميکنند و در صورت نياز به کمک و حمايت، نحوه مراجعه و چگونگي برخورد با آن را ميدانند و قادر به ايجاد و حفظ روابط دوستانه هستند و در برابر تبعيض و پذيرش آن واکنش دارند. همچنين قادر به به مديريت مشکلات خود بوده، عواطف مثبت و منفي خود را به آساني بيان ميکنند و فرصت کشف تواناييهاي بالقوه خود را در زمينههاي مختلف شغلي، تحصيلي، هنري و ورزشي دارند (اکرمي و همکار، 1384 :14).
با توجه به اينکه قشر جوان جامعه به عنوان جمعيت فعال نقش مهمي در پيشرفت کشور دارند بررسي ميزان برخورداري آنان از سلامت رواني ضروري به نظر ميرسد تا از طريق شناسايي متغيرهاي مرتبط با آن بتوان در ارتقاي آن در جامعه گام برداشت. براي برنامهريزي صحيح و جامع لازم است پژوهشهايي در زمينه شناخت ميزان سلامت رواني جوانان و همچنين شناخت عوامل تأثيرگذار برآن انجام شود.
با توجه به موارد گفته شده و عنايت به نقش سلامت روان و تأثيري که بر جنبههاي زندگي دارد، لذا پرداختن به آن از اهميت زيادي برخوردار است.
1-5 : انگيزه پژوهشگر
از آنجا که نگارندهي تحقيق حاضر در طول زندگي خود و بخصوص از سال 1383 که دانشجوي مددکاري اجتماعي بوده تا هم اکنون که در حال اتمام مقطع کارشناسي ارشد اين رشته و ضمناً سمت مسئول فني کلينيک مددکاري و مشاوره رهيار را دارد و در برخوردهاي روزانه با اقشار مختلف جامعه با مسأله سلامت رواني اقشار مختلف جامعه و تأثيرات منفي عدم سلامت رواني بر عملکرد و کارکرد اجتماعي افراد در ارتباط بوده و بخصوص اهميت بررسي اين موضوع را در مورد گروه جوانان به عنوان قشر فعال جامعه احساس کرده به انتخاب اين موضوع براي انجام تحقيق خود پرداخته است. علاوه بر اين انگيزه پژوهشگر از انجام اين تحقيق علاقه زياد به موضوعات روانشناختي ميباشد و سلامت رواني نيز از محوريترين موضوعاتي بوده که در قالب مسائل متعدد، در چند سال اخير ذهن پژوهشگر را به خود مشغول کرده است. از اين رو اين پژوهش بهانه بسيار خوبي را جهت پرداختن نسبتاً مفصل به اين مقوله فراهم ميآورد و پژوهشگر با علاقه وافر به انجام اين کار روي آورده است.
1-6 : فايده تحقيق
به طور خلاصه فوايد اين پژوهش را ميتوان در موارد زير عنوان نمود:
_ آشنايي و آگاهي بيشتر نسبت به وضعيت سلامت رواني جوانان کشورمان.
_ جلب توجه افراد، متخصصين و مسئولان نسبت به وضعيت سلامت جوانان بعنوان گروه قابل توجهي از اعضاي

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع تجارت خارجی، تجارت آزاد، تجارت بین الملل، اقتصاد باز Next Entries منابع و ماخذ مقاله سلامت روان، سلامت و رفاه، بهداشت روان، حقوق بشر