پایان نامه ارشد درباره انسان کامل، شناخت انسان، معرفت نفس، امام خمینی

دانلود پایان نامه ارشد

فرضیه ‌های فرعی 10
ز) روش تحقیق 11
ح) پیش فرض های تحقیق 11
گفتار دوم: مفاهیم 12
1.انسان در عرفان 12
2. انسان در قرآن 16
3. واژه عرفان 20
1ـ 3ـ 1. منبع، موضوع و مسائل عرفان 22
مبانی انسان شناسی عرفانی 24
فصل دوم 34
امام (و انسانشناسی عرفانی 34
مقدمه 36
گفتار اول 37
حقیقت و ماهیت انسان 37
2-1-1. امام و شناخت انسان در عرفان 37
2-1-2. ناتوانی در شناخت انسان 39
2-1-3. انسان حیوان بالفعل و انسان بالقوه 42
گفتار دوم 46
جایگاه انسان 46
2-2-1. حضرات خمس( مراتب هستی) در اندیشه امام خمینی 47
2-2-2. مرتبه ملکی و ملکوتی انسان 51
2-2-3. بقا و نفاد انسان 52
2-2-4. انسان آیت عظمای الهی 54
2-2-5 . هبوط آدم به عالم 56
2-2-6 . ارتباط انسان با عوالم هستی 59
2-2-7 . نسبت کتاب تکوین و تدوین 62
گفتارسوم 65
ساحت های وجودی انسان 65
2-3-1. اطوار نفس 65
2-3-2. قابلیت وجودی انسان 68
2-3-3. ابعاد وجودی انسان 70
گفتار چهارم 72
وحدت نفس وتعدد قوای انسان 72
2-4-1. سیالیت و صیرورت انسان 72
2-4-2. معیار ارزش انسان 74
2-4-3.صیرورت و صعوبت معرفت انسان 75
گفتار پنجم 77
کمال انسان 77
2-5-1. مقدور بودن کمال انسان 77
2-5-2. طریق نیل به کمال 82
2-5-3. صعود و سقوط انسان 84
2-5-4. مناطات صعود و سقوط 86
2-5-5. مراتب کمال انسان 89
2-5-6. کمال حقیقی انسان 100
گفتار ششم: انسان کامل 104
2-6-1.انسان کامل، مقامات و اوصاف 104
2-6-2. نَفَس رحمانی و انسان کامل 112
2-6-3. معراج های سه گانه و فتوحات ثلاثه 114
2-6-4. کمال استجلا در آینه انسان کامل 116
2-6-5. ابنای آدم وامکان راهیابی به باطن عالم 118
2-6-6. مراتب ولایت در انسان کامل 122
2-6-7. مقامات انسان کامل 126
2-6-8. جامعیت انسان 130
2-6-9. ضرورت وجود انسان کامل 131
جمع بندی 133
فصل سوم 138
علامه و انسانشناسی عرفانی 138
مقدمه 140
گفتار اول: حقیقت و ماهیت انسان 141
3-1-1. علامه و حقیقت انسان در عرفان 141
3-1-2.درک یا عجز شناخت انسان (معرفۀ النفس) 143
3-1-3. علم‏النفس و معرفةالنفس 145
گفتار دوم: جایگاه انسان 146
1ـ2ـ3 انسان آیت عظمای الهی 146
2ـ2ـ3. رابطه انسان با عوالم هستی 148
3ـ2ـ3. هماهنگی کتاب تکوین و تدوین 150
غفلت از یک واقعیت 153
4ـ2ـ3. جایگاه نفس در سلوک 155
5ـ2ـ3. جایگاه انسان در نظام هستی 157
6ـ2ـ3. امتیاز انسان از فرشتگان 159
گفتار سوم: ساحت های وجودی انسان 163
3-3-1. شئون وجودی انسان 163
3-3-2. تعالیم الهی و توجه به ساحات باطنی 165
گفتار چهارم: اغراض در افعال الهی 168
3-4-1. هدف داری نظام هستی 168
3-4-2. انسان و هدف خلقت 169
3-4-3. صعوبت فهم در غایت هستی 173
3-4-4. سیر تکاملی انسان 174
گفتار پنجم: کمال انسان 177
3-5-1. حقیقت کمال 177
3-5-2. سیر تکاملی و کمال حقیقی انسان 181
3-5-3. انسان و امکان نیل به کمال 183
3-5-4. اصناف سه گانه در نیل به کمالات عالیه 185
3-5-5. قرآن و کمال مظهریت انسان 189
3-5-6. مراحل سلوک انسان 190
3-5-7. انسان و شرط اصلی وصول به کمال 195
3-5-8. تعالیم اسلام و تعالی انسان 196
3-5-9. انسان متعالی و دوام فیوضات الهی 199
3-5-10. نقش توحید در کمال انسان 201
3-5-11. صعود و سقوط انسان 204
3-5-12. علامه و طی مراتب کمالات عالیه 206
گفتار ششم: انسان کامل 209
3-6-1. طریقه سلوک برای نیل به کمال 209
3-6-2. ابنای آدم و امکان دستیابی به باطن عالم 214
3-6-3. استدلال منکرین و پاسخ علامه 217
3-6-4. جامعیت انسان 219
3-6-5. تجلی انسانیت در پرتوولایت 222
3-6-6. ولایت وملاک انسانیت 225
3-6-7. مراتب ولایت 228
3-6-8. شبهه ولایت تصرف و پاسخ آن 233
3-6-9. رام بودن عالم برای ابنای آدم 237
3-6-10. ادعیه ائمه ( مستندات اندیشه عرفانی علامه 239
3-6-11. کمال استجلا در آینه انسان کامل 241
3-6-12. ضرورت وجود انسان کامل 243
جمع بندی 245
فصل چهارم 248
مقایسه و تحلیل نظرامام( و علامه( 248
مقدمه 250
4-1. وجوه اشتراک 250
4-1-1. جایگاه انسان 250
4-1-2. ساحت وجودی انسان 252
4-1-3. ارتباط انسان با عوالم هستی 253
4-1-4. غایت خلقت انسان 255
4-1-5. صیرورت انسان 256
تنبیه 259
4-1-6. کمال حقیقی واوصاف انسان کامل 261
4-1-7. جامعیت انسان 263
4-1-8. ولایت 267
4-2. وجوه افتراق 271
4-2-1. شناخت انسان و معرفت نفس 271
4-2-2. انسان کامل 275
4-2-3. فتوحات سه گانه 277
4-2-4. هستی و هبوط 279
4-2-5. جلا و استجلا 282
بررسی علل افتراق 284
نوآوری 288
نتیجه 289
فهرست منابع 294
Abstract 308

مقدمه
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَميعاً فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ.»1 ای اهل ایمان، خود حقیقی و مقام و جایگاه انسانی خود را دریابید و نیک بدانید که به زودی با ملکات اعمال نزد پروردگارید، چرا که شما انسان ها خلیفه خدایید. ِ« إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً.»2 و تعلیم یافتگان به اسمای الهیید. « وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها»3 شما ابنای بشر صاحب تجلیل و تکریم پروردگارید. « وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني‏ آدَم»4 از شخصیت و عزت نفس خویش و اهلتان در افتادن به آتش عذاب الهی حراست کنید و در صورت عدم مراقبت، اهل نارید. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً»5 من شما را برای معرفت و عبادت آفریدم پس این را هم بدانید.« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُون»6 از میان همه مخلوقات فقط شما در ارض و سماء امین خدایید. « إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولا»7 خودِ خودتان را بشناسید که گوهر گرانبهائید. «افضل الحكمة معرفة الانسان نفسه و وقوفه عند قدره‏»8 و بدانید که شما در صورت انسانی، بزرگترین دلیل و راهنما و حجت خدایید.«اعلم ان الصورة الانسانية هي اكبر حجج‏ اللَّه على خلقه»9 انسان، اسم اعظم حق و جامع جمیع حضرات خمس، مصور به صورت الهی و مصداق نَفَس رحمانی است، مغز عالم وجود، نزد فرشتگان مسجود، کتاب جامع غیب و شهود و با براق قربِ نوافل به پیشگاه پروردگار محبوب است. « مَا يَتَقَرَّبُ‏ إلَىَّ عَبْدٌ مِنْ عِبَادِى، بِشَى‏ءٍ أحَبَّ إلَىَّ مِمَّا افْتَرَضْتُهُ عَلَيْهِ. وَ إنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إلَىَّ بِالنَّوافِلِ‏ حَتَّى احِبُّهُ؛ فَإذَا أحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِى يَسْمَعُ بِهِ، وَ بَصَرَهُ الَّذِى يَبْصُرُ بِهِ، وَ لِسانَهُ الَّذى يَنطِقُ بِهِ، وَ يَدَهُ الَّتى يَبْطِشُ بِهَا، إن دَعانى أجَبْتُهُ، وَ إنْ سَأَلْنى أعطَيْتُهُ.»10
تو مغز عالمــــی زآن در میـــــانی بدان خــــــــــود را که تو جان جهانی
جهان عقل است و جان سرمایه تـــو زمین و آسمــــــــــان پیرایــــهی تو11
انسان در عرف عرفان جلیس خدای سبحان، انیس فرشتگان، روح جهان و جان عالم امکان، مجموعه صورت جهانیان، غایت نزول قرآن است، و این سخن نغز از سخن گوی عرفان است که: «در متن دین اسلام یعنی قرآن دو چیز نمایان است که آن خدا و انسان است، چه این که تمام معارف آن یا در باب اسمای حسنای خدای سبحان است و یا مربوط به مراتب انسان است و چون انسان مظهر اسم جلال و جمال است، لذا در تمام قرآن یک واژه نمایان است و آن کلمه انسان است، قرآن نیز صورت کتبی و عالم، صورت تکوین انسان است.»12 پس او در اول و آخر و ظاهر و باطن به مثال خدای سبحان است. « هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ »13 البته این نه به معنای الهیات تشبیهی و تنزیهی بل اثبات الوهیت حق بدون تشبیه است. چون گوهر وجود آدمی دارای چنین ارزشی است لذا عارفان و عالمان سترگی در این وادی گام نهاده تا نخست حقیقت نفس خویش را بشناسند و انسان به معنای واقعی را معرفی نمایند.
عارفان با استمداد از آیات قرآن کریم و بیانات نورانی معصومین( حقایقی را در باره انسان تبیین نموده اند که این تحقیق به دنبال روشن ساختن گوشه ای از این حقیقت در اندیشه دو عارف ربانی، امام خمینی( و علامه طباطبایی( است. امید به این که نگارنده با بضاعت مزجاۀ در تحلیل بیانات مصاب باشد.

فصل اول

کلیات و مفاهیم

گفتار اول: کلیات
الف) تبیین مساله
توجه خاص عالمان و متفکران در شناخت انسان در طول تاریخ اسلام و نیز قبل از اسلام در میان سایر متفکران بر هیچ اهل علمی پوشیده نیست. اهمیت انسان شناسی زمانی ممتاز می گردد که با توحید و خداشناسی همتراز می گردد. این که انسان بر اساس عرفان دارای چه حقیقتی است و وجه تمایزش از انسان در غیرعرفان چیست کمک زیادی در معناداری حیات میتواند ایفا نماید.
پیرامون مفهوم و حقیقت انسان در بسیاری از علوم مباحثی مطرح شده و صاحبنظران هر علمی تلاش کردهاند که بهترین تعریف را از آن ارائه دهند، اما به نظر میرسد که تبیین انسان در عرفان شیعی با هیچ مبنایی از سایر علوم قابل قیاس نیست، چرا که از سرچشمه وحی و بخش معارف عمیق آن الهام گرفته است. در میان عرفا خصوصا عرفای معاصر آن چه بیش از همه به مبنای وحیانی نزدیکتر است اندیشه امام خمینی( وعلامه طباطبایی( است.
این دوعالم ربانی تقریبا در سطح همسان و برابر از جایگاه ویژهای برخوردارند، امادر موضوعات محوری مباحث عرفانی از قبیل وجودشناسی، معرفت شناسی و انسانشناسی، نگاه ایشان یکسان و همنواخت نیست، بلکه اختلافاتی میان آراء ایشان مشاهده میشود. به عنوان مثال علامه( در غالب مباحث عرفانی به صورت مستقل مسائل را مطرح نموده و کمتر تحت تأثیر ابن عربی و عرفای تاثیرگذار قبل از خود بوده و از اصطلاحات آنها در آثار خود بهره میگیرد. ولیکن امام( در عرفان، به شدت متأثر از ابن عربی است و از اصطلاحات عرفانی وی بهره میگیرد. پرسش این است که علت این دو رویکرد چیست؟ انسانشناسی عرفانی در اندیشه این دو عارف از چه مبنایی برخوردار است؟ و آیا نگاه عرفانی امام با علامه مباین است یا اینکه هر دو بر مبنای واحدی مشی نموده و اختلاف آنها در مباحث جزئی و ظاهری است؟ به عبارت دیگر چه تفاوتها و شباهتهایی در این دو اندیشه مشاهده می شود؟ پژوهش حاضر در پی بررسی موضوع است.
ب) اهمیت، فایده و ضرورت بحث
تمام تحیر و سرگردانی انسان مدرن در حیات فردی و اجتماعی به خاطر عدم تصویر صحیح از هویت انسانی است. اگر آدمی بداند که برای چه خلق شده، ماهیتش چیست، دارای چه قوای بالقوهای بوده، از چه جایگاهی برخوردار است و مسیر سعادت او چیست می کوشد تا برنامه درستی در زندگی برای خود تنظیم نماید. چنین انسانی مطابق حدیث علوی مشمول رحمت الهی است که فرمود: خدا رحمت کند کسی که خود را بشناسد و از حد خویش تجاوز نکند. «رحم‏ اللّه‏ امرأ عرف‏ قدره و لم يتعدّ طوره.» 14. که عکس نقیض قطع و عدم رحمت است که جاهل به خویشتن مشمول آن است، در سطح جامعه اگر حاکمان اجتماعی و سیاسی همین اندیشه و معرفت را داشته باشند، قادرند که نظام سیاسی و اجتماعی مطلوبی را ارائه نمایند با این وصف هم فرد و هم جامعه به سمت تعالی پیش خواهد رفت. علاوه بر این، معرفت به طبیعت مشترک در انسان، محدود نبودن حیات به دنیا و اعتقاد به حیات اخروی، شناخت خدا از طریق انسان، دارا بودن قوای فراطبیعی و مقام خلیفۀ اللهی، انسان را به برترین جایگاهش مینشاند. تحقق مدینه فاضله بدون معرفت نفس ناطقه از آمال باطله است. اگر گفته شود که مسائل تمام علوم عقلی و نقلی و اساس و شالوده تمام خیرات و سعادات بر محور معرفت نفس و شناخت انسان است سخنی به گزاف گفته نشده است. به تعبیر بزرگان اسلام، انسان بزرگترین جدول بحر وجود و جامعترین دفتر غیب و شهود است که هنوز بخش اعظمی از این جدول حل ناشده و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع حکمت متعالیه، جوادی آملی، ظاهر و باطن، انسان شناسی Next Entries پایان نامه ارشد درباره جنبه معنوی، تعریف انسان، تعالیم اسلام، عرفان و تصوف