پایان نامه با کلید واژه های مالیات بر درآمد، سلسله مراتب، فرار مالیاتی، سلسله مراتبی

دانلود پایان نامه ارشد

3-2-2 نقاط ضعف 61
3-3 جامعه آماري 62
3-3-1 نمونه گیری گلوله برفی 62
3-4 روش گرد آوری اطلاعات 63
3-5 تصمیم گیری چند معیاره 63
3-6 فرایند تحلیل سلسله مراتبی 65
3-6-1 اصول فرایند سلسله مراتبی 65
3-6-2 سازگاری در قضاوت ها 68
فصل چهارم تحليل داده ها 70
4-1مقدمه 71
4-2 تعيين شاخص هاي پيچيدگي مالياتي در ايران 71
4-3 مقایسه بین شاخص ها نسبت به هدف 74
4-4 فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) 74
4-5 اصول فرآيند تحليل سلسله مراتبي 75
4-6 مراحل فرايند تحليل سلسله مراتبي 75
4-7 نتايج سطح معيارها 78
4-8 نتايج سطح زيرشاخص 79
4-9 زيرشاخص هاي كارايي 80
4-10 زيرشاخص هاي بهره وري منابع 80
4-11 نتيجه نهايي 81
4-12 جمع بندي 82
4-13 پيوست ها 83
فصل پنجم بحث و نتیجه گیری 84
5-1 مقدمه 85
5-2 پاسخ گویی به سؤالات تحقیق 85
5-2-1 پاسخ سؤال اصلي 85
5-2-2 پاسخ سؤالات فرعي 86
5-3 بحث و نتيجه گيري 88
5-4 پيشنهادات مبتني بر نتايج 89
5-4-1 پیشنهادات برای تحقیقات آتی 90
5-5 محدودیت‌ها 91
منابع فارسی 91
منابع لاتین 92

فصل اول کلیات

1-1مقدمه
پرداخت مالیات برای تنظیم یک کشور از اهمیت برخوردار است که در کنار درآمدهای دیگر مانند منابع طبیعی٬ سودهای شرکت های متعلق به دولت٬ مخارج و منابع درآمد دیگر قرار دارد. می توان گفت که درآمد مالیاتی هم ارزش با بزرگترین درآمد داخلی می باشد. بدون تمکین مالیاتی توسط مودیان مالیاتی٬ درآمد مورد هدف از مالیات کسب نمی شود. عوامل اقتصادی و غیر اقتصادی می توانند تمیکن مالیاتی را تحت تاثیر قرار دهند(برایان وراسیدی1 ،2013) ساده سازي قوانين و مقررات، پيدا كردن ساده ترين رويكردها، حداقل كردن هزينه هاي تمكين مالياتي، پرهيز از تغييرات مكرر قوانين مالياتي، استفاده از مفاهيم و تعاريف يكسان، در نظر گرفتن هزينههاي اداري،پرهيز از كاربردهاي محدود قوانين مالياتي در كنار كاهش تعدد نرخها، ساده كردن نرخها، محدود كردن مشوقهاي مالياتي و..، از جنبههاي مختلف برنامه ساده سازي سيستم مالياتي محسوب ميشوند. (زایر ،1388) یکی از عوامل مهم در وصول اسان درامدهای مالیاتی کاهش پیچیدگی مالیاتی است
پیچیدگی مالیاتی مبحثی است که در تحلیل اقتصادی استاندارد سیستم های مالیتی گنجانده نمی شود و تعریف دقیقی ندارد. این مفهوم می تواند ویژگیهای متفاوتی را شامل شود مانند عدم فرانمایی. یک سیستم مالیاتی متشمل از گروهی قوانین و قواعد مالیاتی است که نرخ های متفاوت و مسئولیت هایی را شامل می شود که مربوط به تراکنش های مختلف توسط اشخاص یا تجارت ها می باشد و روش های کارکردی اجرایی ای است که افراد یا شرکت ها می بایست طی کنند تا از قواعد مربوط به فراهم آوری اطلاعات٬ تکمیل فرم های مالیاتی٬ پرداخت مالیات و تحمل تفصحات در صورتیکه فرم های مالیاتی به چالش کشیده شوند پیروی کنند.(داویس الف 2،2014) در این فصل به بیان مسئله وضرورت واهمیت سنجش شاخص پیچیدگی وتعاریف اولیه از کلمات کلیدی تحقیق پرداخته ایم .

1-2بیان مسئله
پیچیدگی مالیاتی حاصل از افزایش پیچیدگی در قوانین مالیاتی است (,راچارد وساوای 3،2001) پیچیدگی مالیاتی شکل های گوناگونی از جمله مشکل بودن محاسبات٬ پیچیدگی فرم ها (,موسسه رسمی حسابداران امریکایی4 ،1992)٬ پیچیدگی تمکین٬ پیچیدگی قواعد ( کارنس وکوشیا 5،1996), ٬ پیچیدگی مراحل (کاکس وانگر،20066)٬ و دشواری در خواندن(پائول وهمکاران7 ،2007 ؛ساو وسایر8 ،2010)می تواند داشته باشد (ناترا ساد 9،2014)
روش های متعددی برای توضیح یا تعریف پیچیدگی مالیاتی (یا بلعکس سادگی آن) وجود دارد. بدیهی ترین رویکرد توصیف آن توسط گروهی خواص بنیادین و مفصل می باشد. با استفاده از این روش اسلمراد (1989) چهار جنبه از پیچیدگی سیستم مالیاتی را مشخص می کند: قابل پیش بینی بودن٬ قابل به اجرا گذاشتن٬ مشکلات و قابل تغییر بودن. قابل پیش بینی بودن و به اجرا درآوردن مربوط به قوانین مالیاتی بوده در حالیکه مشکل بودن و قابل دست بردن مربوط به پاسخگویی مودیان مالیاتی به قانون مالیاتی می شود. .(اوانس وهمکاران ،2013) همچنین تقسیم بندی های دیگری که درپیچیدگی مالیاتی بیان شده است اوانس (2010) ان را به دو گروه سادگی قانونی (قابل خواندن و فهم بودن قانون مالیاتی) و سادگی موثر (قابلیت تعیین میزان مالیات پرداختی بصورت صحیح) نیز تقسیم بندی کرد. (اوانس وتران 10،2010) انجمن رسمی حسابداران امریکایی در بررسي عوامل ايجاد كننده پيچيدگي به دو گروه عمده از عوامل عمومي ناشي از اعمال سياستهاي مالياتي و عوامل خصوصي ناشي از فضاي حاكم بر روابط اقتصادي به عنوان علل ايجاد كننده پيچيدگي سيستم مالياتي اشاره ميکند)انجمن رسمی حسابداران امریکایی11 ،2002) می توان تمایزی نیز بین پیچیدگی قانونی و پیچیدگی موثر قائل شد. پیچیدگی قانونی می تواند پیچیدگیهای سیاست گذاری و اجرایی را شامل شود. پیچیدگی موثر (یا اقتصادی) منظور زمان و تلاش (برای مثال ارزش منابع) صرف شده توسط اجتماع در جمع آوری درآمد مالیاتی معینی باشد.(چریس اوانس وهمکاران12 ،2013)
در این پژوهش سعی می شود با توجه به تقسیم بندیهای در مطالعات گذشته شاخص ها ی پیچیدگی مالیاتی در داخل شناخته واندزه گیری شود چراکه به علت شناخته نشدن شاخص های پيچيدگي و غيرقابل فهم بودن قوانين مالياتي ، فرهنگ مالياتي در ميان عموم موديان مالياتي ارتقا نيافته است. براي آنكه مردم ماليات خود را به طور داوطلبانه پرداخت نمايند ارائه خدمات مداوم ، بي طرفانه و سريع همچنين هماهنگي نزديك و حسن تفاهم و همكاري و مشاركت با آنها شرط اصلي مي باشد . ارائه خدمت به موديان ميزان اطاعت از قوانين را بالابرده ، اعتماد آنها را جلب كرده و تحمل تمكين و پرداخت ماليات را سهل تر مي سازد (بيرگرنر، 2001 ). بنابراين سازمان مالياتي بايد ابهامات موجود در قانون مالياتها و پيچيدگيهاي نظام مالياتي را شناسایی ورفع كرده و در محتواي برخي از قوانين تجديد نظر كند. (لشکری زاده،1390) در زمینه مطالعات تجربی مربوط به پیچیدگی مالیاتی کارهای متعددی ارائه شده اند که پیچیدگی را تعریف کرده٬ هزینه های آن و ارتباطشان را بسط می دهند. لافر و همکاران 13(2011) از افرادی هستند که معتقدند کد مالیات بسیار پیچیده بوده که از روی هزینه های آن قابل روئیت واندازه گیری است: هزینه اجرایی+هزینه تمکین+ضررهای بار مشقت+عایدات جمع آوری شده. رویکردهای سودمندی را در بنیاد مالیاتی کار (2005)٬ اسلمراد (2005) و موسسه سیاست پیش رونده (واینستین14 2014) می توان یافت. موسسه مالیاتی پیچیدگی مالیاتی را بر اساس میزانی می سنجد که مبتنی بر تعداد لغاط بکار رفته در کد سازمان عایدات داخلی و قواعد آن می باشد که از سال 1955 تا 2005 به اندازه 64% افزایش یافته است در حالیکه تعداد فصول 61% افزایش یافته است. اسلمراد بعنوان میزان سنجش پیچیدگی تعداد خطوط موجود در فرم مالیات بر درآمد و تعداد صفحات کتابچه دستورالعمل مالیات بر درآمد فزاینده را ملاک قرار می دهد. سپس میزان پیچیدگی را با استفاده از متغییرهای سیاسی٬ دموگرافی و مالیاتی توضیح می دهد. از یافته های او آنست که “اگر عوامل دیگر را ثابت نگه داریم٬ پیچیدگی بر اساس تعداد خطوط فرم ارتباط منفی ای با حضوریابی رای دهندگان و رابطه مثبتی با درآمد بیشتر قانونگذار و نرخ مالیاتی بیشتری دارد. (ماکرولاگو15 ،2014) واینستین تعداد خرج های مالیاتی توسط ایالت را نشانی از پیچیدگی مالیاتی می داند. نوع سیستم مالیاتی میزان پیچیدگی را تعیین نمی کند. سیستم های پیچیده مالیاتی (بر اساس تعداد هزینه های مالیاتی) در ایالتهایی یافت می شوند که مالیات بر درآمد پیش رونده داشته٬ نرخ مالیات بر درآمد آنها ثابت است و ایالتهایی که مالیات بر درآمد ندارند (ولیکن مالیات بر فروش و گونه های دیگر مالیاتی دارند). با توجه به این که يكي از مشكلات اساسي كه در نظام مالياتي كشور كمتر مورد توجه قرار گرفته است پيچيدگي سيستم مالياتي و از همه مهمتر پيچيدگي قوانين مالياتي مي باشد.در این پژوهش با هدف تعیین شاخص های برای اندازه گیری پیچیدگی مالیاتی انجا م شده است .
و آیا این متغیرهای تعیین شده در این پژوهش از پیچیدگی مالیاتی شاخص های مناسبی هستند؟ چگونه میتوان متغیرهای تعیین شده را با با توجه به درنظر گرفتن ویژگی های اصلی پیچیدگی مالیات است به قابلیت اندازه گیری شاخص های پیچیدگی وصول مالیات دست یافت ؟

1-3 اهمیت وضرورت
ساده سازي سيستم مالياتي يكي از اهداف كليدي بسياري از برنامه هاي اصلاح مالياتي در كشورهاي مختلف است.اين امر نه تنها به دليل اثراتي است كه پيچيدگي سيستم روي هزينه هاي تمكين و فرار مالياتي دارد بلكه در مورد سيستم ماليات بر درآمد مانع بزرگ در برابر عدالت و كارايي قلمداد ميشود بدون ترديد، ساده سازي سيستم مالياتي بدون شناخت عوامل ايجاده كننده پيچيدگي ميسر نيست.(زایر ،1388) با بررسی عوامل متعدد اقتصادی و غیر اقتصادی بر روی فرار مالیاتی دریافته است که بین تمامی عوامل موثر پیچیده بودن سیستم مالیاتی از اهمیت بیشتری برخوردار است. در بسیاری از کشورها پیچیده بودن قوانین و مقررات مالیاتی عامل اصلی فرار مالیاتی می باشد.(ریچارد سون 16،2006)
ساده سازی ورفع پیچیدگیهای نظام مالیاتی به دلیل تاثیر آن بر افزایش اثربخشی و کارآیی دستگاه مالیاتی موضوعی است که می تواند بسیاری از مشکلات ذکر شده را حل و فصل کند. زیرا وجود قوانین پیچیده و مبهم، دشواری هایی برای مودیان ایجاد می کند که این امر علاوه بر افزایش هزینه های تمکین، احتمال بروز فساد را نیز افزایش می دهد. ساده سازی قوانین، درک آن را برای مودیان آسان کرده و می تواند تاثیر بسزایی در کاهش فرار مالیاتی داشته باشد. لذا ساده سازی می تواند کارایی و اثربخشی نظام مالیاتی را افزایش داده و مودیان را وادار به تمکین کند.(عطایی ،1389) بدون شك تلاشها براي ساده سازي قوانين مالياتي با چالشهاي متعددي همراه است. اگرچه هدف اصلي سيستم مالياتي بايد تامين درآمد براي دولت باشد، از نظامهاي مالياتي براي دستيابي به مجموعهاي از اهداف سياسي، اقتصادي و اجتماعي استفاده ميشود.. بسياري از كساني كه به طور مستقيم يا غير مستقيم در سيستم مالياتي درگير هستند بر پيچيده بودن نظام مالياتي كشور اذعان دارند و بر اين اعتقادند كه ساده سازي ماليات براي تضمين برنامه هاي خوداظهاري از يك طرف و براي افزايش كارايي نظام مالياتي از طرف ديگر لازم و حياتي ميباشد(زایر ،1388) از اينرو حمايت مشهود براي توجيه و پيشبرد برنامه ساده سازي قوانين ورفع پیچیدگیهای مالياتي ضروري است. در این پژوهش به تعیین شاخص های پیچیدگی پرداخته می شود در مطالعاتی در کشور امریکا اهمیت این شاخص در اصلاحات مالیاتی نشان داده شد ،این شاخص چندین یافته را که مربوط به مباحثه اصلاح مالیات ملی می باشد برجسته می سازد:
1- کلیه سیستم های مالیاتی-چه بر درآمد یا فروش بوده٬ تک یا چند نرخی بوده-از پیچیدگی زیادی برخوردار اند.
2- نوع سیستم مالیاتی میزان پیچیدگی را تعیین نمی کند. سیستم های مالیاتی پیچیده (متناسب با تعداد هزینه های مالیاتی) در ایالاتی که مالیات بر درآمد پیش رونده دارند٬ ایالاتی که نرخ ثابت مالیات بردرآمد دارند و ایالاتی که هیچ مالیاتی بر درآمد ندارند (ولیکن مالیات بر فروش و غیره دارند) یافت می شوند.
3- کاهش پیچیدگی از طریق حذف هزینه های مالیاتی می تواند نرخ های مالیاتی پایین تر را از نظر مالی حمایت کرده و عدالت را افزایش دهد(پیش روندگی) زیرا که نفع آنها بیشتر به افراد با درآمد بالاتر و تجارت ها تعلق می گیرد.(پاول ویستین 17،2013)
برای کاهش پیچیدگی مالیاتی ، پيدا كردن ساده ترين رويكردها، حداقل كردن هزينه هاي تمكين مالياتي، پرهيز از تغييرات مكرر قوانين مالياتي، استفاده از مفاهيم و تعاريف يكسان، در نظر گرفتن هزينه هاي اداري،پرهيز از كاربردهاي محدود قوانين مالياتي در كنار كاهش تعدد نرخها،

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع اثرات ثابت، مصرف کننده، اصول موضوعه، تابع تقاضا Next Entries پایان نامه با کلید واژه های مالیات بر درآمد، مالیات بر ارزش افزوده، ارزش افزوده، خدمات عمومی