تحقیق درباره عناصر داستانی، ادبیات داستانی، فرهنگ و تمدن، عناصر داستان

دانلود پایان نامه ارشد

عنوان: نمایش نحوه ی کارکرد تمثیل و انواع آن در آثار ادبی کودک و نوجووانند از نتایج تحقیق فوق استفاده
نمایند.

2-1- قصه
قصه ها تاثیری عظیم در ساخت و روند زندگی ما داشته اند، از همان آغاز قصه گویان و نقالان، عادت گوش كردن و شنیدن داستان های شفاهی را در ما به وجود آوردند و تخیل ما را نیرو و گسترش دادند. و بال های خیال مان را بر همه ی شهرها و كشورهای دنیا گستردند. و خیلی از اسامی شهرها را به ما شناساندند و ما را در رؤیاهای خود به آن شهرها بردند و با مردمان شان آشنا كردند. و از این طریق به ما همدردی و برادری و انســان دوســـتی آموختنـد. (میرصادقی2 ، 1390 :‌ 31)
قصه ها، به تدریج با ما بزرگ شدند و به تناسب ذهنی ما، پیچیدگی و گسترش و غنای بیشتری یافتند و داستان های امروزی را به وجود آوردند. قصه تاریخچه ای بسیار قدیمی دارد. مجموعه ای از قصه هایی كه تاریخ آن به حدود چهار هزار سال پیش از میلاد مسیح می رسد، از فرهنگ و تمدن مصری باقی مانده است. شاید بتوان گفت مصری ها اولین ملتی هستند كه قصه را به ادبیّات جهان هدیه كردند. (همان :32)
گاهی در قصه ها عناصر واقعی بر عناصر غیر عادی غلبه دارد، در قصه های قدیمی تر، این موضوع بیشتر صدق می كند تا قصه های متأخرتر. جالب توجه این است كه گاهی پردازنده ی قصه به این نوع امور غیر واقعی توجه داشته است و سـعی كرده برای آن ها دلایل توجیهی قابل قبولی ارائه دهد. هر چه قدمت قصه ها كمتر شود استدلال توجیهی برای واقعی جلوه دادن وقایع قصه ها كاهش می یابد و قصه ها با خیال پردازی ها و اغراق گویی های بی حد و حصر، به انحطاط روی می كند و از حقیقت مانندی و محسوسات معقول فاصله می گیرد و حوادث خیالی و توهمی و جادوگری در قصه ها فزونی می یابد، بدون آنكه گزارنده ی قصه ها نیازی حس كند كه این حوادث غریب و نامعقول را دسـت كم به نوعی توجیه كند. (میر صادقی 3 ، 1390 : 161 – 162)
2-2- حکایت
رضا براهنی، تمام داستان هاي دوران قبل از مشروطيت در ايران و دوران قبل از قرن هجدهم در اروپا (به استثناي داستان هاي رابله و سروانتس) را حكايت مي نامد. به دليل تفنني بودن شان و به دليل اين كه رفتاري هنرمندانه با مصالح اوليه ي داسـتان، كه عبارت از حوادث، اعمال و افكـار قهرمان ها و موقعيت آن ها باشد، نشده است و به دليل آن كه اگر حتي زندگي به شكلي از اشكال در صورت داستان تقليد شده باشد، الگويي كه از بينش عميق قصه نويس سرچشمه مي گيرد بر آن حاكم نيست. براهني آنچه را كه ساير منتقدان، داستان يا داستان كوتاه ناميده اند، قصه و قصه ها را حكايت مي نامد. (براهني، 1348 : 40)
بعد از قصه در فرهنگ داستاني كشورمان، به يقين حكايت جلب توجه مي كند، چرا كه حكايت در مفهوم عام در فرهنگ هاي لغت، به معناي داستان، قصه و سرگذشت مطرح شده است. اما از منظر خاص حكايت، حكايت يك گونه مستقل ادبي است و در اين معنا حكايت يك قالب روايي است كه داراي ماجرايي است، با شخص و اشخاص كه اين ماجرا در بين آنان مطرح است. اين ماجرا، معمولاً از مسائل روزمره زندگي است و از اين نظر، حكايات غالباً واقع گرا هستند.
حكايت مي تواند در يك سطر، دو بيت، و يك ديالوگ ساده بيان شود. حكايت به دنبال يك پند و يك دستور العمل و يك قانون اخلاقي براي زيستن است. در حكايت يك ماجرا وجود دارد. و همه چيز واضح و روشـن است. ابهام در حكايت جايي ندارد و هيچ چيز به تخيـل خواننـده واگذار نمي شود.
2-3- قصه عامیانه
قصه هاي عاميانه، قصه هاي كهني هستند كه به صورت شفاهي يا مكتوب (البته امروزي) در ميان يك قوم از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شوند، مخاطب قصه هاي عاميانه، اغلب توده مردم اند. مردمي كه غالباً سواد خواندن و نوشتن ندارند، اين قصه ها به زبان سـاده و رايج روزگار خود از نســلي به نسـل ديگر راه مي يابنــد و به همين دليــل قصـه هاي عاميانه، معمولاً نويســنده ندارند. (مير صادقي، 1376 : 126)
نظر قاطعي درباره ي تعيين حدود عاميانه بودن يك اثر وجود ندارد. و چندان مشخص نيست كه بر چه مبنايي يك قصه را عاميانه مي خوانيم و ديگري را نه، ظاهراً اصطلاح قصه ي عاميانه رواج عام دارد ولي بايد گفت كه هيچ معيار دقيقي براي سنجش عاميانه بودن يا نبودن يك داستان وجود ندارد. همه ي ما كودكي خويش را با شنيدن قصه ها گذرانده ايم. در بزرگسالي از شنيدن دوباره ي آن ها ابايي نداريم و همان قصه ها را براي كودكان مان مي گوييم. پس شايد بتوان گفت كه قصه ي عاميانه، قصه اي است كه در همه ي زمان ها و در بين همه ي مردمان رواج و هوا خواه دارد. (آسا برگر، 1380 ، 144- 145)

2-4- اسطوره
اسطوره، قصه اي است درباره خدايان و موجودات فوق طبيعي كه ريشه اصلي آن ها اعتقادات ديني مردم قديم است. و اسطوره آغاز زندگي و معتقدات و قدرت هاي ما فوق طبيعي و اعمال قهرمان آرماني را بيان مي كند، اسطوره كمتر جنبه اخلاقي دارد وپديد آورندگان اصلي آن ها ناشناخته اند، در اسطوره اغلب به مظاهر طبيعت و رويدادها و آفت هاي طبيعي شخصيت انساني داده شده و براي آن ها ماجراهايي آفريده شده اســت، مثلاً در اساطــير ايراني، آناهيتا، ايزد بانوي جنگ و نگهــدار آب است و ايزد تشــتر نگهبان باران است. (ميرصادقي، 1388 : 28- 29)
الياده، اسطوره را اين گونه تعريف مي كند: «اسطوره نيز به نوبه خود، يك قالب روايتي است كه نقل كننده سرگذشت قدسي و مينوي است». اساطير از تاريخ مقدس اقوام حكايت دارند و آن تاريخ منسجمي است، اساطير وضع و موقعيت نويني را كه در آغاز وجود نداشته است، حكايت و توجيه مي كنند. اسطوره پس از شرح چگونگي پيدايش جهان كه منشايي قدسي دارد، كارهاي الگو و سرمشقي را معلوم مي دارد كه انسان بايد در زندگاني اش، تكرار و تجديد كند. اين اقـتدا به سرمشق هاي الهي و تقليد از آن ها، پيام اسطوره و راهنماي كار و فعاليت مقدس آدمي است. (الياده ،1381 : 116 – 117)
اسطـوره بازتاب تفكر انسان درباره هستي و جهان است با بن مايه هاي افسـانه اي و با بـادبان هاي برافراشته ي خيال، سفري به ما فوق الطبيعه را با گريز از واقعيت پي مي گيرد كه در آن تصويري از اخلاق و دين را با زندگي و ماهيـت آن پيوند مي زند. اسـطوره با ريشـه در زبان ســيال گونه، عصـرها را در مي نوردد و با همه سحر انگيزي اش، تاريخ را متبلورساخته و سرمشقي راسـتين براي رفتار انسان مي شود. (همان: 118)
مهرداد بهار (1308– 1373) در تعريف اسطوره مي گويد: « اساطير مجموعه اي است از تأثيرات متقابل عوامل اجتماعي– انساني و طبيعي كه از صافي روان انسان مي گذرد، با نيازهاي متنوع رواني- اجتماعي انسان هماهنگ مي گردد و همراه با آيين هاي مناسب خويش ظاهر مي شود و هدف آن پديد آوردن سازش و تعادلي بين انسان و پيچيدگي هاي رواني او با طبيعت پيرامون خويش است.»(مير صادقي، 1388 :29)
2-5- افسانه
افسانه در كتب لغت، مترادف واژه هاي قصه و اسطوره به كار رفته است. از لحاظ ادبي به سرگذشت يا رويدادي خيالي از زندگي انسان ها، حيوانات، پرندگان يا موجودات وهمي چون ديو، پري، غول و اژدها اطلاق مي شود كه با رمز و رازها و گاه مقاصدي اخلاقي، آموزشي همراه است و نگارش آن بيشتر به قصد سرگرمي و تفريح خاطر خوانندگان انجام مي گيرد.
افسانه ساخته و پرداخته ي پندار و گمان است، كه انسان به ياري پندارها و انديشه هايش آن ها را زيور و آرايش مي بخشد. (سربندي،1383 : 200)
افسانه همان گونه كه بيان ساده ي چشم اندازهاي ناشناخته و نمودهاي پيش پاست، همانا بيانگر آن نشيب و فرازي است كه ريشه در « هنجار ها و ناهنجارها » دارد. در فرهنگ « افسانه » گفت ساده است. و هر چند كـه نمودهايي از شئ و غيــر شئ كه جنبه ي راز آميزي دارد، در بسياري از افـسانه ها عرض وجود مي كند و آنرا در هاله اي از راز و بي پاسخي فرو مي اندازد ولي از سادگي بيان و پيام آن انگار كه چيزي كاسته نمي شود. (ميهن دوست ، 1370:‌6 – 7 )
2-6- تمثیل (فابل)
تمثیل یا فابل، در اصل و به مفهوم كلي به هر داستان خيالي يا بيان توصيفي گفته مي شود. در مفهوم جديد و دقيق تر، عبارت است از حكايتي كوتاه – چه به نظم و چه به نثر – كه به قصد انتقال يك درس اخــلاقي يا سودمــند گفته شده است. در اين حكايــت اخلاقي شخصيت ها اغلب حيوانـات اند ؛ اما اشياي بي جان، انسان ها و خدايان نيز ممكن است در آن ظاهر گردند.(پورنامداريان، 1386 : 142)
معروف ترين قسم تمثيل، تمثيل حيواني است كه فرنگيان به آن فابل مي گويند و آن را يكي از انواع ادبي مي دانند. در فابل قهرمان حكايت، جانورانند كه هر كدام ممثّل تيپ يا طبقه اي هستند. مثلاً در كليله و دمنه، شير ممثّل (مظهر) شاهان و حاكمان است. (شميسا، 1379 : 80)
به قصه هايي كه از زبان حيوانات روايت مي شود و در آن ها نويسنده اعمال و احساسات انسان را به حيوانات نسبت مي دهد فابل (افسانه هاي تمثيلي) مي گويند.
2-7- تمثیل اخلاقی
تمثیل اخلاقی، حكایتی كوتـاه و سـاده و متضـمن مسـائل اخلاقی است و گاه به وجه تمثـیل روایــت می شود، اما شخصیت های آن بیشتر مردمان اند. تمثیل اخلاقی، اغلب خصوصیت های افسانه ی تمثیلی را دارد، یعنی حكایت هایی است برای ترویج اصول مذهبی و درس های اخلاقی و حقیقت های كلی و عام كه ساختار آن نه بر اساس مقتضیات عناصر درونی خودش بلكه در جهت تحكیم و تأیید قصد و غرض های اخلاقی گسترش می یابد و این قصد و نیت اخلاقی اغلب صریح و روشن است. بیشتر حكایت های «قابوسنامه» ، «گلسـتان سعدی» ، «جوامع الحكایـات» از نوع حكایت های اخلاقی است. (میر صادقی، 1388 : 98)
2-8- تمثیل رمزی
در ادب غرب، تمثیل نوعی داستان است که دو لایه ی معنایی دارد. اگر معنی و پیام مورد نظر در متن تمثیل، (در آغاز یا پایان و یا ضمن آن) آشکارا بیان شود، به آن تمثیل صریح گویند. یعنی تمثیلی که معنای آن به صراحت در کلام آمده یا درک آن به سهولت ممکن است، اما چون تمثیل به تنهایی و به صورت داستان صرف و بدون ذکر معنی بیاید و از سویی در متن آن نشانه هایی باشد که خواننده آن ها را به معنی یا معانی دیگری، غیر از معنای ظاهری تاویل کند و نویسنده نیز هدفش پوشـاندن معنی یا معانی مورد نظر در لباس و هیئت داســتانی ساختگی باشد، آن را تمثیل رمزی می خوانند. تمثیل رمزی اغلب «استعاره ای گسترده» تعریف می شود که در سراسر داستان به کار رفته است. بنابراین هر تمثیل باید دو ویژگی داشته باشد. نخست آن که داستانی باشد و عناصری چون شخصیت، حادثه، کردار و گفتار، زمینه، لحن و … در آن به کار رفته باشد، یا دست کم برخی عناصر داستانی در آن مشهود باشد. دیگر آن که ورای معنای ظاهری، دارای معنی یا معانی ثـانوی و پنهانی باشد که از طریق تفسـیر و تأویل بتوان آن را دریافت. (شامیان ساروکلائی،1392: 32)

2-9- تمثیل تفسیری
تمثیل جدا از این که مقوله ای ادبی است و در حوزۀ ادبیات داستانی قرار می گیرد، به روشی در نقد و تفسیر متون نیز اطلاق می شود. اصطلاح تمثیل در این شیوه مربوط به سبک خاصی از خواندن و مطالعۀ متن است که در آن شکل داستان و شخصیت ها و عناصر و دیگر جزئیات مربوط به آن، از ســوی خواننده، به عنوان اســتعاره هایی فرض می شـود که به توضیح چیـزهایی خارج از متن می پردازد. در واقع، در اینجا خواننده از متن برداشتی تمثیلی دارد و معنی را به آن می افزاید. گاهی متن طوری تفسیر می شود که گویی اثری تمثیلی است و غیر از معنای ظاهری معنای دیگری هم ممکن است داشته باشد. البته در این نوع تفسیر خواننده نمی تواند آزاد عمل کند و هر متنی را تمثیلی بخواند. «تمثیل تفسیری»، به عنوان روشی در نقد ادبی، بر اساس این واقعیت شکل می گیرد که تمثیل عنصر ساختاری داستان است یعنی باید در داستان موجود باشد، نه اینکه با تفسیر صرف بر آن تحمیل شود. با وجود این، هر تفسیری، از یک داستان یا اثر، تفسیری تمثیلی است. (شامیان ساروکلائی،1392: 32)
2-10- افسانه تمثیلی
به طور معمول، یك تمثیل داستانی است در نظم و نثر كه دو معنی دارد: یك معنای سطحی و یك

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی انسان کامل، علوم دینی Next Entries تحقیق درباره ایفای نقش، پورنامداریان، درس اخلاقی، درون مایه