پایان نامه درمورد ادبیات عامیانه، گروه اجتماعی، زن در ادبیات، ساختار و محتوا

دانلود پایان نامه ارشد

2-3 ادبیات عامیانه 17
2-4 داستان و زیرمجموعه‏های آن 20
2-4-1 افسانه 21
2-4-1-1 ویژگی‏های افسانه 24
2-4-1-2 دگردیسی در افسانه 28
2-4-2 حکایت 29
2-4-3 قصه 31
2-4-3-1 ویژگی‏های قصه 33
2-4-3-2 تفاوت قصه و داستان 34
2-4-3-3 قصه‏های ایرانی 35
فصل سوم: آشنایی با گیلان و قصه‏های گیلانی
3-1 گیلان 38
3-2 زبان گیلکی 40
3-3 ادبیات گیلان 42
3-4 قصه‏های گیلانی 45
فصل چهارم: تحلیل یافته‏ها
4-1 مقدمه 52
4-2 طبع بلند و بخشندگی زنان 53
4-3 خسیس بودن زنان 55
4-4 زیاده خواه و خودخواه 55
4-5 حیله‏گر و مکار 56
4-6 مادر مهربان 58
4-7 مادر ستمگر 59
4-8 نامادری ستمگر 60
4-9 زن ساده لوح 61
4-10 زن باهوش 62
4-11 زن به عنوان کالا 63
4-12 زن مستقل 65
4-13 زن وابسته به مرد 67
4-14 همسر باوفا 68
4-15 همسر خیانتکار 70
4-16 زن مهربان 71
4-17 زن سنگدل 72
4-18 زن حسود 73
4-19 زن راستگو 75
4-20 زن دروغگو 76
4-21 اعتقاد به سحر و جادو 78
4-22 زبان تند و تیز 82
4-23 دختر وفادار به پدر 83
4-24 زن صبور 84
4-25 زن تندخو 85
4-26 جادوگر و عجوزه 86
4-27 زن دهن لق 87
4-28 زن معتقد به مذهب 88
4-29 زن ظاهر بین 89
4-30 خلاصه‏ی قصه‏ها 90
4-30-1 قصه (1): داستان شاه عباس و حاجت‏های سه خواهر 90
4-30-2 قصه (2): داستان جوراب باف 91
4-30-3 قصه (3): داستان جام طلا 91
4-30-4 قصه (4): داستان پادشاه و همسر دانا 93
4-30-5 قصه (5): داستان عسل ستاره 94
4-30-6 قصه (6): داستن گلدان خالی 95
4-30-7 قصه (7): داستان زخم زبان 97
4-30-8 قصه (8): داستان یه وری 98
4-30-9 قصه (9): داستان خیاط دلاور 99
4-30-10 قصه (10): مرد مومن 100
4-30-11 قصه (11): داستان دو همراه 101
4-30-12 قصه (12): داستان محمد ملک و چهل گیسو 101
4-30-13 قصه (13): داستان کچل و سه زن 103
4-30-14 قصه (14): داستان زرین کاکل 104
4-30-15 قصه (15): داستان یک مشت و یک نصفه مشت 105
4-30-16 قصه (16): داستان خوشه برنج 107
4-30-17 قصه (17): داستان خارکن 108
4-30-18 قصه (18): داستان تنبل محمد 109
4-30-19 قصه (19): داستان توسنگالی 111
4-30-20 قصه (20): داستان انگشتری سلیمان پیغمبر 112
4-30-21 قصه (21): داستان آه 115
4-30-22 قصه (22): داستان زین جادویی 117
4-30-23 قصه (23): داستان پوست مار 118
4-30-24 قصه (24): داستان یه وری (به روایت دیگر) 119
4-30-25 قصه (25): داستان پرنده‏ی اقبال 120
4-30-26 قصه (26): داستان پسر درویش 121
4-30-27 قصه (27): داستان کدو صحرایی 123
4-30-28 قصه (28): داستان کل کچلی 124
4-30-29 قصه (29): داستان چهل متر پارچه 126
4-30-30 قصه (30): داستان برگ ظلمات 128
4-30-31 قصه (31): داستان درویش 130
4-30-32 قصه (32): داستان عاشق شدن نامادری 131
4-30-33 قصه (33): عروس و داماد 133
4-30-34 قصه (34): حاتم پادشاه 134
4-30-35 قصه (35): ببر بیان 135
4-30-36 قصه (36): داستان سه خواهرو انگشتری 136
4-30-37 قصه (37): داستان سه کبوتر یا راز دل صنوبر 137
4-30-38 قصه (38): داستان ملک جمشید 139
4-30-39 قصه (39): داستان پیرزن آدم خوار 141
4-30-40 قصه (40): داستان پلو قور قور و جارو شرشر 142
4-30-41 قصه (41): افشگری بره(ساده لوح) 143
4-30-42 قصه (42): مرد ساده 145
4-30-43 قصه (43): مهر مادری(مادر مهربان) 146
4-30-44 قصه (44): طلسم (زن راستگو) 147
4-30-45 قصه (45): آش نذری (زن ظاهر بین) 149
4-30-46 قصه (46):پدر بی وفا و کیسه پهن 150
4-30-47 قصه (47):پدر بی وفا 152
4-30-48 قصه (48):ای مشته نیم مشته 153
4-30-49 قصه (49):آب دادن مونده 154
4-30-50 قصه (50):زن و مرد ساده لوح 155
فصل پنجم: نتیجه‏گیری پیشنهادات
5-1 نتیجه‏گیری 157
5-2 پیشنهادات 159
پیوست 160
منابع 165
Abstract 170

چکیده
قصه و افسانه دارای قدمتی به اندازه‏ی زندگی بشر است. انسان، مضامین اخلاقی پندآموز و موارد مهمی را که راهگشای زندگی آیندگان بود، در دل قصه‏ها و افسانه‏ها پنهان و از نسلی به نسل دیگر منتقل می‏کند. قصه‏ها و افسانه‏ها در هر ملتی بنا به عقاید و باورهای آن ملت دارای ساخترای متفاوت است و دیدگاه‏های مختلفی نسبت به موضوعات یکسان داراست. یکی از مضامینی که در قصه‏‏ها مطرح است، نقش زنان و جلوه‏های مختلف شخصیت وی است. هدف از انجام این پژوهش، بررسی سیمای زن در قصه‏های گیلانی است. نتایج تحقیق نشان می‏دهد که زن در قصه‏های گیلانی در نقش‏های مادر، نامادری، همسر و دختر ظاهر می‏شود که هر یک از این نقش‏ها دارای خصوصیات منحصر به فرد خود می‏باشد. زن گیلانی به دلیل حضورش در محیط کار و فعالیت اجتماعی، دارای شخصیتی مستقل و باهوش است که همین تصویر در بیشتر قصه‏های گیلانی نیز بازتاب یافته است.

کلیدواژه‏‏ها: ادبیات عامیانه، افسانه، قصه، زبان گیلکی، شخصیت.

1-1مقدمه
قصه‏گویی و افسانه‏سرایی یکی از باستانی‏ترین اشکال ادبیات شفاهی است.‏ مردم در روزگاران بسیار قدیم، تاریخ، سنت‏ها، اصول اخلاقی و مطالب علمی و حکمت‏آمیز را در قالب داستان‏ها، روایات و افسانه‏ها قرار می‏دادند و از نسلی به نسل دیگر منتقل می‏کردند. علت اصلی توجه بشر به مقوله‏ی داستان‏گویی و افسانه‏سرایی، داشتن ذوق و ذهن فعال و تخیل‏گرای نوع بشر است.
مطالعه و تحلیل قصه‏های عامیانه، باعث درک بیشتر ماهیت، عناصر سازنده‏‏ و عوامل تأثیرگذار در پردازش فرهنگ شفاهی می‏شود. اگرچه در بررسی قصه‏ها و افسانه‏ها، زندگی مردم مستقلاً مورد بررسی قرار نمی‏گیرد و کسی برای نوشتن سرگذشت افراد به گفتن قصه‏ی زندگی آن‏ها نمی‏پردازد، اما توسط قصه، شیوه‏ی زندگی توده مردم، به صورت غیرمستقیم در بطن قصه قرار می‏گیرد. این‏گونه قصه‏ها بیشتر به صورت شفاهی نقل می‏شوند و روایت آن بیشتر بر عهده‏ی زنان، مادران و زنان سالخورده و … بوده است که کودکان را گرد می‏آورند و برای آنان با مهربانی و عطوفتی قصه‏ها را بازگو می‏کنند.
قصه‏های عامیانه و افسانه‏ها، دارای موضوع‏ و مضامین گوناگونی هستند. برخی حماسی و پهلوانی، برخی قصه‏های عاشقانه، و گروهی افسانه‏های پریان هستند. دسته‏ای نیز افسانه‏های دینی یا مذهبی می‏باشند.
تصویر و جایگاه زن، در اسطوره‌های آفرینش، قصه‌ها و آیین‌های کهن اقوام بشری و همچنین ایرانیان، زنده و تأثیرگذار است. قدرت زنانه از همه جهت، نیروی‌ زنـده‌ و لایـزال به شمار رفته است. او، موجودی وطن دوست، اندیشه‌ورز و سازنده توصیف شده، البته در جاهایی که مقصود گوینده توصیف اخلاقی نکوهیده است، زنان در قالب انسان‏‏های کم‏خرد، کینه‏توز و اهریمنی نمود می‏یابند. امروزه با رشد فعالیت‏ها و پژوهش‏ها، در مـورد نـقش‌ زن‌ در‌ ایران قبل و بعد از اسـلام و گـاه در ادبـیات‌ رسمی، برخی از پژوهشگران آثاری تألیف کرده‏اند، ولی تاکنون کسی به نقش و جایگاه زن‌ در‌ قصه‌های‌ عامیانه‏ی خطه‏ای خاص نپرداخته است. چون قصه‌های عامیانه، روایـت حـیات‌ اجـتماعی‌ تمام‌ جامعه است، با بررسی آن‏ها مـی‌توان اوضـاع‌ اجتماعی‌ زمانه راوی را دید. زنان در طبقات فرودین‌ جامعه،‌ در‌ فعالیت‏های روزمره زندگی، نـقشی فـعال‏تر از زنـان اشراف دارند و مردانشان این حضور را بیشتر‌ می‌بینند‌ و فقط زیبایی و تجملات آن‏ها بـرای مـردان زحـمت‏کش کافی نیست. آنان به‌ هنرها‌ و کاردانی زنان نیز نیاز دارند، و شاید یکی از دلایل حضور زنـان در داسـتان‌های عـامیانه‌ همین‌ باشد.
این پایان‏نامه در پنج فصل تهیه و تنظیم شده است. فصل اول به کلیات تحقیق اختصاص دارد. فصل دوم به بنیاد نظری می‏پردازد و در آن مباحثی چون داستان، قصه، قصه‏های عامیانه، افسانه و … تعریف می‏شود. فصل سوم به معرفی استان گیلان و فرهنگ گیلکی اختصاص دارد. فصل چهارم که تحلیل تحقیق است و با بررسی حدود پنجاه قصه‏ به جایگاه زن در این افسانه‏ها می‏پردازد. فصل پنجم شامل نتیجه‏گیری و ارائه پیشنهادها است.

1-2 بیان مسأله
ادبیات عامیانه که با همه‏ی جلوه‏هایش همگام با آثار ادبی، مکتوب و رسمی، بازتاب و اندیشه‏ی مردم جهان است؛ گنجینه‏ای از اعتقادات به همراه دارد. باورها و آداب و رسومی که گاه فراموش شده‏اند؛ و نیز در بردارنده‏ی لایه‏هایی از اندیشه، آرزو، ترس و خرافه است؛ ادبیات عامه یا توده مردم ایران، غالباً شفاهی است و از جهت ساختار و محتوا با ادبیات سنتی و مکتوب متفاوت است؛ زبان ساده و لحن عامیانه در این نوع نمایان است، با واقعیات زندگی مردم پیوند دارد و بازتاب زندگی اجتماعی و فرهنگی، شیوه‏ی کار، سیر تحولات فکری یک ملت، رفتار و منش و اعتقادات یک جامعه است. قصه‏ی عامیانه‏ بی‏زمان است و از آنجایی‏که با هر زمانی منطبق می‏شود، در عین کهنگی، امروزی به نظر می‏رسد، اندیشه‏هایی که در پس قصه‏ها نهفته است، ریشه در ناخودآگاه انسان و فرهنگ دارند و مدام تغییر می‏یابند.
قصه، یک آفرینش هنری است که در هر گروه اجتماعی پدید می‏آید و از نسلی به نسلی منتقل می‏شود؛ قدمت قصه در میان هر ملتی، به قدمت تاریخ مکتوب و نامکتوب یک ملت برمی‏گردد و قصه‏های گیلانی هم از این قاعده مستثنی نیست، اما از عمر آن، آنچه به صورت مکتوب و به قلم محققان و مؤلفان مختلف نگاشته شده بیش از شست سال نمی‏گذرد و از آن با نام‏های خاص داستان یا افسانه‏های گیلان – اعم از کلی و یا مناطق خاصی از آن – نام برده می‏شود. حضور زن در افسانه و قصه و تأثیر او در پردازش داستان، قدمتی به اندازه‏ی آفرینش انسان دارد. آنجا که خداوند در قرآن کریم به صراحت، آدم و حوا را فریب خورده‏ی شیطان می‏داند، اما در داستان‏های مختلف این حوّاست که به واسطه‏ی او «آدم» وسوسه شیطان را می‏پذیرد؛ اما نقش زن در افسانه‏ها هم پای نقش او در اجتماع واقعی تغییر می‏یابد؛ گاهی به شیوه‏ی مردان راه عیاری پیش می‏گیرد «سرخ ورد» در داستان سمک عیار و «گیل سوار» و «مهرنگار» در داراب‏نامه. گاهی بدطینت می‏شود و خواهان مرگ مادر شوهر، هوو یا هر رقیب دیگر می‏گردد. گاهی رنج کشیده و مصیبت دیده است و گاهی شخصیتی در حد و اندازه‏ی یک عروسک دارد که تنها نقش معشوقی دلفریب را ایفا می‏کند. داستان آدم و حوا را می‏توانیم در بخش تقدیر و تدبیر مطالعه کنیم. آدم پس از آموختن اسم اعظم خدا و اسماءالحسنی با استفاده از اختیار خود تقدیرش را – با توبه – تدبیر می‏کند. آنجا که قهرمانی عیار است، نظام برتری و فروتری و به عبارت دیگر سلطه را مطرح می‏کند. وقتی زنی بدطینت می‏شود، طنز تلخ و یا مرگ و زندگی دوباره را نشان می‏دهد، اما آنجایی که شخصیتی مهمل و دون‏دارد (عروسک و معشوق) رابطه‏ی علت و معلولی واقعه، سست می‏شود و تنها از جهت «تیپ» قابل بررسی است.
در این پایان‏نامه بر آنیم تا به بررسی جایگاه زن در قصه‏ها و افسانه‏های گیلانی ‏بپردازیم تا جایگاه و جلوه‏های زن در فرهنگ کهن گیلکی آشکار گردد.

1-3 سوالات تحقیق
1- نقش زن در قصه‏های گیلانی به طور عام چگونه است؟
2- کدام یک از نقش‏های زن بیشترین بسامد را نسبت به دیگر نقش‏ها داراست؟
3- هر نقشی که زن‏ها بر عهده می‏گیرند دارای چه ویژگی‏هایی است؟
4- چه میزان از نقش‏ زن‏‏ها تحت تأثیر شرایط محیطی و اجتماعی آنان تعیین می‏شود؟

1-4 اهمیت و ضرورت تحقیق
جایگاه زن در هر فرهنگی نشان از باورها و اعتقادات کهن مردم آن سرزمین دارد. از این رو، بررسی جایگاه زن در ادبیات عامیانه گیلان مخصوصاً داستان‏ها و افسانه‏های گیلکی، می‏تواند ما را به شناخت فرهنگ کهن و باورهای اصیل مردان این سرزمین یاری رساند.

1-5 پیشینه‏ی تحقیق
محمدی (1392). پایان‏نامه «زن در فرهنگ مردم گیلان، با تکیه بر ضرب المثل های گیلکی»، با هدف شناخت جایگاه و وضعیت زن در فرهنگ گیلان، به بررسی این عنصر در ضرب‌المثل‌های گیلکی پرداخته است.
صابری (1376). در‏ پایان‏نامه «سیمای زن در نثر فارسی از قرن پنجم تا هفتم هجری قمری»، به بررسی سیمای زن در نثرهای ادوار مختلف‏، یکی از راه‏هایی است که می‌تواند وضعیت و موقعیت زن را در

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره مدیریت پروژه، مدیریت ارتباطات، مدیریت ارتباط، روش‌شناسی Next Entries پایان نامه درمورد ادبیات کودکان، کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، دریای خزر