پایان نامه با موضوع فلسفه کانت، نقد عقل محض، نقد متافیزیک، تاریخ فلسفه

دانلود پایان نامه ارشد

وزارت علوم، تحقیقات و فناور

با سپاس از جناب دکتر علی فتح طاهری که فهم خویش از فلسفه کانت را مرهون ایشان هستم و در کلاس ایشان بود که ایدهی این رساله در ذهنم ایجاد گردید وهمچنین با راهنمایی و دقت نظر خویش مرا در پیش برد این رساله یاری رساندند.

و سپاس از جناب دکتر علینقی باقرشاهی، استاد محترم مشاور که هم در طول دوره تحصیلی و هم طی انجام این تحقیق از ایشان بسیار آموختم.

همچنین از خانم پروفسور مادماری کلارک مفسر فلسفه نیچه و استاد دانشگاه کولگیت تشکر میکنم که لطف نمودند نوشتاری از خویش را که دسترسی به آن میسر نبود برایم ارسال نمودند و همچنین مطالعه کتاب ایشان افقی جدید در مواجهه با آثار نیچه روبرویم گشود.

و نیز تشکر و سپاس از همهی کسانی که سهمی در تکوین این تحقیق داشتند از جمله خانواده محترمام، تک تک دوستانی که درباره فلسفه کانت و نیچه با آنها گفتگو کرده ام وکسانی که در ویراستاری وتدوین نسخه نهایی رساله به من مدد رساندهاند.

چکیده

فلسفه نقادی کانت نقطه عطفی در تاریخ اندیشه غربی است. جریان های مهم فلسفی پس از کانت همگی به نوعی متاثر از فلسفه نقادی اند. فریدریش نیچه هم اگرچه به دلیل مخالفت ها و نقدهای فراوان خود به اندیشههای کانت عموماً بعنوان متفکری ضد کانت شناخته میشود، ولی با فراتر رفتن از سطح رتوریک اندیشه او به خوبی می توان دریافت که اسکلت فلسفه او بهطور وسیعی کانتی است.
در این پژوهش میکوشیم تا مبانی کانتی نقد نیچه به متافیزیک را نشان دهیم و همچنین تأثیر نقد اول کانت را بر اندیشه نیچه و خوانش وی را از نقد اول مورد بررسی قراردهیم. بهطور کلی این تحقیق در پی نشان دادن این نکته است که نقدهای نیچه بر مفاهیم بنیادی اندیشه متافیزیکی عمیقاً ریشه در فلسفه نقادی دارد. برای انجام این کار ارتباط افکار نیچه با بخش هایی از حسیات استعلایی و تحلیل استعلایی نقد عقل محض و تاثیر انقلاب کانتی بر نقدهای نیچه علیه مفهوم سنتی حقیقت تبیین میگردد. همچنین برای بررسی نقد نیچه به مفهوم حقیقت، ضمن تببین نقد او به مفهوم شی فی نفسه در دوره های مختلف حیات فکری نیچه ، تلاش می شود تا به کمک نظریه چشم اندازباوری نیچه تصویری از توصیف او از معرفت ما و اعتبار آن ارائه گردد. در بررسی ارتباط اندیشه نیچه با حسیات استعلایی نظرات نیچه درباره زمان و مکان تببین میشود و نشان داده میشود که زمان و مکان نیچه ای ریشه در زمان و مکان کانت دارد. در بررسی نسبت نیچه با تحلیل استعلایی نیز نقش مقولات و «من» استعلایی در توصیف نیچه از سازوکار تجربه حسی تبیین میگردد.

واژگان کلیدی: نقد متافیزیک، مبانی کانتی، شی فی نفسه، حقیقت، چشم انداز باوری، مکان و زمان

فهرست مطالب
اختصارها 1
مقدمه 3
فصل يكم: نقادی متافیزیک 10
1-1) نقد متافیزیک 11
1-1-1) معنای متافیزیک 11
2-1-1) کانت و نقد متافیزیک 13
3-1-1) نيچه ونقد متافيزيك 18
2-1) مبانی کانتی اندیشه نیچه 21
3-1) مواجهه نیچه با کانت 26
1-3-1) دشواري هاي روش شناسي در جمع آوري آراي نيچه 28
فصل دوم: مبانی کانتی حقیقت در فلسفه نیچه 33
1-2) نظریه حقیقت 34
2-2) حضور کانت در رساله «حقیقت و دروغ» 36
3-2) شیء فی نفسه 42
1-3-2) چشم انداز باوری 46
1-1-3-2) خرده حقیقت 47
2-1-3-2) «حقیقت» 48
3-1-3-2) حقایق ما و حقیقت نیچه 50
2-3-2) صورتبندی دوگانه جدید با حذف شیء فینفسه 51
4-2) ارتباط حقیقت نیچهای و فلسفه نقدی 54
1-4-2) شیء فینفسه 54
2-4-2) کانت و چشمانداز باوری 57
3-4-2) ميراث دوگانه كانتي در انديشه نيچه 58
5-2) نتيجه گيري 60
فصل سوم: مکان و زمان 64
1-3) مکان و زمان در فلسفه کانت 65
1-1-3) مکان 66
1-1-1-3) عینیت مکان 67
2-1-3) زمان 69
2-3) مکان و زمان در اندیشه نیچه 70
1-2-3) مکان 70
1-1-2-3) جمع بندي 74
2-2-3) زمان 76
1-2-2-3) تفسير ريچاردسون از زمان وصيرورت در انديشه نيچه 79
1-1-2-2-3) جمعبندی نظر ریچاردسون درباره زمان در فلسفه نیچه 83
3-2-2-3) ارتباط زمان در فلسفه نیچه و زمان در اندیشه کانت 84
3-3) نتيجه فصل 85
فصل چهارم: نیچه و تحلیل استعلایی 88
1-4) تألیف در فلسفه کانت 89
2-1-4) “من” در فلسفه کانت 91
2-4) نيچه و تحليل استعلايي 92
1-2-4) نقش مقولات و تألیف در اندیشه نیچه 92
2-2-4) “من” 97
3-4) نتیجه فصل 99
نتیجه گیری 101
منابع 108

اختصارها
دراین تحقیق بنابر روش مرسوم در پژوهش های مرتبط با فلسفه نیچه برای ارجاع دادن به آثارنیچه از کوته نوشت آنها به شرح زیر استفاده شده است.
BGE: Beyond Good and Evil, translated by Judith Norman, Cambridge University Press 2002
D: Daybreak: Thought on the Prejudices of Morality, translated by R.J. Hollingdale, Cambridge University Press 2006
HAH: Human, All Too Human, translated by R. J. Hollingdale, Cambridge University Press 2005
PTG: Philosophy in the Tragic Age of the Greeks, translated by Marianne Cowan, Regnery Publishing Inc, 1998
TI: Twilight of Idols, translated by Walter Kaufman, in The Portable Nietzsche, New York, Viking Press, 1945
TL: on Truth and Lie in a Nonmoral Sense in Philosophy and Truth (Selections from Nietzsche’s Notebooks of the early 1870’s), translated by Daniel Breazeale, Humanities Press International, Inc. 1990
WP: Will to Power, translated by Walter Kaufmann & R. G. Hollingdale, New York: Vintag 1968
GM: On the Genealogy of Morality, Translated By Carol Diethe, Cambridge University Press 2008
GS: The Gay Science, translated by Josefine Nauckhoff, Cambridge University Press 2002
Z: Thus Spoke Zarathustra, translated by Adrian Del Caro, Cambridge University Press 2006
برای ترجمه عبارات نقل شده ازBGE ، GM، TI و TL علاوه بر ترجمه های بالا ، ترجمه های فارسی داریوش آشوری و مراد فرهاد پور نیز مد نظر قرار گرفته است.
برای ارجاع به کتاب نقد عقل محض از منبع و کوته نوشت زیر استفاده شده است و درترجمه عبارات آن از ترجمه دکترمیر شمس الدین ادیب سلطانی و نورمن کمپ اسمیت نیز سود جسته ایم.
CPR: Critique of Pure Reason, translated by Paul Guyer, Allen W. Wood, Cambridge University Press 1998

مقدمه
ایمانوئل کانت فیلسوف بزرگ روشنگری از جایگاهی ممتاز و تکینه در تاریخ اندیشه غربی برخوردار است.بهطوري که میتوان تاریخ فلسفه را به دوران قبل از کانت و دوران پساکانتی تقسیم کرد و برای کانت جایگاهی تعیین کننده دراین تقسیم تاریخ فلسفه به دو بخش درنظرگرفت. فلسفه نقادی کانت نقطه عطف و تکینهای در تاریخ متافیزیک محسوب میشود. از این جهت که او در اقدامی بی سابقه، مسیر متافیزیک و فلسفه غربی را بهطور بنیادی تغییر داد. او برای نخستین بار در تاریخ متافیزیک به نقد جامع و نظاممند و بنیادی متافیزیک میپردازد. به این معنا که به بررسی ریشهای معضلات متافیزیک پرداخته و خاستگاه دشواریهای متافیزیکی را تعیین میکند و در خلال نقد ، پس از توصیف هوشمندانه وضعیت اندیشه متافیزیکی، جایگاه متافیزیک را از نو بازتعریف میکند. فیلسوفانی که پس از کانت آمدند هریک به طریقی نسبت خویش را با انقلاب کپرنیکی کانت تعیین نمودند و هریک به جنبهای از فلسفه نقادانه وی پرداختند. جریانهای مهم اندیشه غربی پس از کانت مانند ایدهآلیسم آلمانی، پوزیتویسم، نئوکانتیها، شوپنهاور و جریان پساساختارگرایی مانند نیچه و هایدگر همگی در ذیل پروژه نقادانه کانت قرار دارند. کانت مفسراني دارد که دربسیاری از موارد تفسیرهایشان در مقابل هم قرار میگیرد. با توجه به تعدد خوانشها از کانت طبیعی به نظر میرسد که در تفاسیر مختلف جنبههای مختلفی از کانت مورد تأکید یا غفلت قرار گیرند. از این لحاظ نقدهای سهگانه وی در سه حیطه گوناگون تاثیرات مهمی برجای گذاشتند. تکانههای نقد اول را میتوان در حیطه معرفتشناسی و نظریههای حقیقت و فلسفه علم و متافیزیک مشاهد کرد. نقد دوم او تاثیرات و تحولات بیشماری را در فلسفه سیاسی و اخلاق رقم زده است و آرای وی در نقد قوه حکم الهام بخش مهمی در نظریات زیباشناسانه و فلسفه هنر بوده است. ازین جهت میتوان گفت نقدهای کانتی نه صرفا انقلابی در عرصه متافیزیک در معنای خاص آن بلکه انقلابی در اندیشه متافیزیکی بهطور کلی ایجاد کرده است. و این به این معناست که با کانت تحولی اساسی در نحوه اندیشیدن رخ داده است. به طوریکه تمام متفکران پس از او به نحوی دقیق نسبت خویش را با نقدهای بنیادین او تعیین کردند و به نوعی درافقی که او گشود ادامه دهنده راه او بودند.
فلاسفهای چون هگل، نیچه و هایدگر تلاش کردند تا مباحث کانت درنقدهای سه گانه را بهطور دقیق موشکافی کنند و مورد نقد قرار دهند. بررسی تکانههای انقلاب کانتی در حیطه نقدهای سهگانه پروژهای عظیم است که طرح چنین پژوهشی تنها از عهدۀ فیلسوفان بزرگ بر میآید. اما امروز چارهای نیست که برای فهم اندیشه های كانت بهطور تخصصی در مباحث مختلف وی جداگانه دقیق شویم.آنچه که تقریباً مورد اتفاق اندیشمندان پس از کانت و مفسران وی است جایگاه اساسی و مبنایی نقد اول اوست. مبنای آرای کانت دراخلاق و هنر را بی شک باید در نقد عقل محض جستجو کرد. تمرکز این رساله بر روی تأثیرهای نقد اول کانت میباشد و توجیه این تمرکز علاوه بر اهمیت مبنایی نقد اول برای فهم پروژه کانتی این است که نباید گمان کرد که کانت با نقد اول پرونده مباحث متافیزیکی را برای همیشه مختومه اعلام کرده است. بلکه وی ایدههایی را در مواجه ما با متافیزیک مطرح میکند. بسیاری از پرسشهای کانتی در باب متافیزیک کماکان گشوده است و ما برای پرداختن به این پرسش ها چارهای جز این نداریم که در ایدههای کانتی از نو بازنگری کنیم و در خوانش های فیلسوفان پس از او دقیق شویم.
این پژوهش به بررسی اثرات انقلاب کانتی بر اندیشه نیچه پرداخته است. موضوعی که کمتر بر سر آن اختلافی هست این است که نیچه در آثار خویش به نقد اندیشههای کانت می پردازد. نیچه بارها و بارها در آثار خویش به کانت اشاره میکند. به بیان دقیقتر روشن است که نیچه نسبت خویش با فلسفه نقدی کانت را تعیین میکند. اما چگونگی تعیین این نسبت امری است که میتواند محل اختلاف باشد. نیچه نیز مانند کانت مفسران گوناگونی دارد. در فهم اندیشههای او ما با طیف وسیعی از تفسیرهای متضاد مواجهایم. این تنوع تفسیری به طرق گوناگون میتواند تقسیم بندی شود. میتوان از مفسران آلمانی نیچه مانند هایدگر و یاسپرس، مفسرانی فرانسوی مثل دریدا و دلوز و مفسران انگلیسی زبانی چون کافمن ،کلارک، ریچاردسون و چاخت یاد کرد. این سه خوانش فهمهای مختلفی از نیچه را دامن زده است. همچنین میتوان تفسیرهای نیچه را به دو دسته تفاسیر انتولوژیکال از اندیشه او و تفاسیر اپیستمولوژیکال تقسیم کرد. پیداست که میتوان به طرق دیگر نیز این تقسیم بندی را سامان داد. اما آنچه که برای بحث ما حائز اهمیت است، وابستگی فهم اندیشههای نیچه به تفسیرهایی است که برای مواجهه با آثار او بدان ها مجهزیم. تفسیرهای مختلف از اندیشه نیچه، موجب فهمهای کاملا متفاوت از اندیشه او میشود. مواجهه ایرانی با اندیشههای نیچه نیز از قاعده بالا مستثنی نبوده و ما نیز لاجرم از معبر تفاسیری خاص چه مستقیم و چه غیر مستقیم به فهم اندیشههای نیچه پرداختهایم. نیچه را خوش اقبالترین فیلسوف در ایران نامیده اند. بهطوری که تقریباً تمام آثار او به فارسی ترجمه شده و کتابهای بسیاری نیز درباره اندیشه های او ترجمه و تألیف شده است. اما اگر دقیقتر شویم ميبينيم كه خطاست اگر نتیجه بگیریم گامی در مواجهه با این فیلسوف نابهنگام برداشتهایم. مسأله پرفروش بودن نیچه به شدت وابسته به اقبال عامۀ مردم به اوست. اقبال گستردهای که البته علتهای آن در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی اسلام و ایران، حقوق ایران، تحلیل اقتصادی، توجیه اقتصادی Next Entries پایان نامه با موضوع نقد متافیزیک، نقد اول کانت، من استعلایی، نقد عقل محض