پایان نامه رایگان با موضوع شرکت های چندملیتی، جهانی شدن، جهانی سازی، مدیریت دانش

دانلود پایان نامه ارشد

1-6- انتقال خدمات و کالاها برای فرار از مالیات 47
1-7- اعمال حاکمیت 48
1-8- مشکلات موازنه پرداخت 50
1-9- توسعه صنایع غیر ضروری 50
1-10- تاثیر منفی بر بازار نیروی کار 51
2- نفوذ شرکتهای چندملیتی درارزشهای فرهنگی، ارتباطات ومصرف درکشورها 52
2-1- شوک فرهنگی 52
2-2- کنترل شرکت‌های چندملیتی بررسانه‌های ارتباطی‌ووابستگی کشورهای درحال توسعه 55
2-3- ایجاد الگوهای مصرف و فرهنگ پذیری 59
بخش دوم: عملکرد کشورها در برابر نفوذ شرکتهای چندملیتی 68
فصل چهارم _ اقدامات شرکت های چند ملیتی در روند جهانی شدن 77
بخش اول: اهمیت مدیریت دانش در شرکت های چندملیتی 80
1- مدیریت دانش در شرکتهای چند ملیتی سنتی 80
2- مدیریت دانش و IT در شرکتهای چند ملیتی سنتی 80
3- مدیریت دانش در شرکتهای چندملیتی شبکه ای(شبکه های دانش) 81
4- مدیریت دانش در شرکتهای کسب و کار الکترونیک 82
5- الزامات مدیریتی 83
بخش دوم: فرصت های ناشی از حضور شرکت های چندملیتی 84
1- منافع تکنولوژیک 84
2- بهبود یافتن ارتباطات کاری و رویه های شغلی 85
3- پرداخت مالیات 85
4- بوجود آمدن رقابت فزاینده 85
5- توسعه و بهبود رفاه 85
6- ثبات و استحکام 86
بخش سوم: تشکیلات شرکت های چندملیتی برای چیره شدن بر بازارهای جهانی 86
1- دامپینگ 86
2- خرابکاری 87
3- تقلب در مواد اولیه 88
4- ادعاهای پوچ شرکت های چند ملیتی 88
5- رشوه 88
فصل پنجم_ جهانی شدن یا جهانی سازی شرکت های چند ملیتی 90
نتیجه گیری پژوهش 98
فهرست منابع ……………………………………………………………………………………………………………99
منابع فارسی …………………………………………………………………………………………………………….99
مقالات ………………………………………………………………………………………………………………….100
سایت ها ………………………………………………………………………………………………………………101
پیشنهاد ………………………………………………………………………………………………………………..103
چکیده لاتین ………………………………………………………………………………………………………..104

چکیده:
با مطرح شدن تئوری جهانی شدن،شرکت های چند ملیتی مهمترین عوامل تحرک آزادانه کالاها و خدمات و عوامل تولید بویژه سرمایه و تکنولوژی محسوب می شوند و در واقع شرکت های چند ملیتی فرصت های سرمایه گذاری در نقاط مختلف جهان را مورد بررسی و ارزیابی قرار می دهند تا بتوانند دامنه ی نفوذ خود را در تمامی ابعادِ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، بسط دهند.این امر، در نحوه عملکرد شرکت های چندملیتی ایجاد این پرسش را می کند که آیا اقدامات مدیران این شرکت ها از منظر حقوقی در عصر جهانی شدن قابل توجیح است؟و آیا شرکت های چندملیتی درجهت و مسیر جهانی شدن حرکت می کنند یا جهانی سازی؟ این پایان نامه که پژوهشی نظری است با روش کتابخانه ای به مطالعه ی این عصر و واکاوی مقوله ی عملکرد شرکت های چندملیتی می پردازد و مطالب جدیدی راجع به برنامه ریزی های دقیق و سطح کلانی این شرکت ها بامدیریت هوشمندانه برخی قدرت های جهانی،بیان می کند. واشاره دارد به اینکه شرکت های چندملیتی ابزاری مهم هستند در جهت فراهم ساختن جهان برای مدیریت قدرت های سلطه جو، و اساساً شرکت های چند ملیتی در جهت جهانی سازی حرکت می کنند نه جهانی شدن! بنابراین، جهانی شدن گرچه فی نفسه فرزند طبیعی توسعه است،اما ازآنرو که ابزار این توسعه در دامن برخی قدرتهاست سخن از جهانی سازی بی معنا نخواهد بود.
واژگان کلیدی: شرکت چندملیتی ، کارتل بین المللی ، جهانی شدن ، جهانی سازی

مقدمه
بیان مسئله
شرکت های چند ملیتی در جهت توسعه روزافزون و کسب سود بیشتر در هر گوشه از جهان فعالیت می کنند. شرکت چندملیتی جستجو‌گر خستگی ناپذیر افزایش بهره ‌وری و سود است. چنین شرکتی هر جا که تولید ارزانتر و کارایی بیشتر باشد به فعالیت می‌پردازد. این شرکتها همواره در پی تحصیل سود، آن هم در سطح جهان هستند.هدف راهبردی (استراتژیکی) این شرکتها وحدت اقتصادی و جهانی کردن اقتصادهای ملی کشورهاست.
شرکت‌ها به گونه ‌ای عمل کردند که بندرت می‌‌توان کشوری را يافت که به شکلی در معرض نفوذ آنها قرار نگرفته باشد. علی رغم اختلاف نظرها و طرح ديدگاه‌های متفاوت در خصوص تاثيرات منفی و مثبت اين شرکت‌ها در صحنه اقتصاد جهانی و بويژه در ارتباط با کشور‌های توسعه نيافته، نمی‌توان از نفوذ فزاينده آنها در اقتصاد جهانی و حتی در حاکميت و اقتدار دولتها بی تفاوت گذشت1 به گونه‌ای که عملکرد اين شرکت ها با ابعاد و شئون مختلف زندگی کشورهای در حال توسعه آنچنان درهم آميخته است که شناخت و تجزيه و تحليل اوضاع اقتصادی و اجتماعی اين کشورها بدون توجه به نقش شرکت‌های چندملیتی امری دشوار به نظر می ‌‌رسد.از اینرو به دلیل مهم بودن فعالیت شرکت های چندملیتی باید تاریخچه ی این شرکت ها را بدانیم تا اهمیت پرداختن به موضوع عملکرد شرکت های چندملیتی در عصر جهانی شدن محرز گردد.
شرکت های چندملیتی از اواخر قرن نوزدهم پا به عرصه وجود گذاشتند.بعد ازجنگ جهانی دوم چهره ی شرکت ها در غرب تغییر کرد و به صورت شرکت های عظیم درآمدند که تشکیل کارتل های بسیار قدرتمند را دادند و خیلی سریع در بسیاری از کشورها و از جمله در کشورهای در حال توسعه سهم کنترل کننده ای در تولید یا توزیع کالاها را بدست آوردند2.
این شرکت ها با جهانی شدن اخبار و اطلاعات موضوع بحث ها و انتقادات داغ اند. هرگاه موضوع را اهل علم تحلیل کنند، ابزارنظری جانشین کلیشه های روزنامه ای می شود و در این صورت شناسایی این گونه شرکت ها به عنوان یکی از پراکنده ترین موضوع های مورد مطالعه در عصر جهانی شدن مطرح می گردد، پيدايش شرکت های چندملیتی نتيجه منطقی روند توسعه سرمايه داری می‌‌باشد. روندی که سرمايه داران را در چارچوب رقابت آزاد به سوی استفاده از منابع ارزان، مواد اوليه و نيروی کار و نيز بازار مصرف کشورهای توسعه نيافته کشاند؛‌ و همچنين از طريق تمرکز و تراکم سرمايه، به سرمايه داری انحصاری كه ويژگی اساسی آن (صدور سرمايه) بود منجر گرديد. بنابراين، توسعه شرکت های چندملیتی در واقع چيزی نبود جز نتيجه کامل شدن روند انباشت سرمايه و تمرکز فرآيند اين سرمايه بدليل رشد مداومی که خصيصه ذاتی سرمايه داری به شمار می ‌‌رفت.
اين روند رشد و گسترش ابتدا به تراکم و تمرکز سرمايه در سطح ملی انجاميد. تراکم موجب شد که تعدد سرمايه‌های مختلفی که با يکديگر به رقابت می ‌‌پرداختند،‌ به طور اساسی کاهش يابد تا جايی که تمامی شاخه‌های صنعت زير سلطه معدودی از شرکت ها و انحصارات قرار گرفت و در نتيجه گرايش به رقابت ونيزگسترش بازار داخلی محدود گرديد و اين امر به ايجاد مازاد سرمايه و صدور فزاينده آن دامن زد.
علاوه بر مشکل مازاد سرمايه که از ديدگاه برخی متفکران از دلايل اصلی ضرورت خروج سرمايه از کشور مادر ودر نتيجه شکل گيری فعاليت های چندملیتی محسوب می‌‌شود، ((گرايش نزولی نرخ سود)) نيز از جمله عواملی معرفی شده است که سرمايه داران را ناگزير از جستجو برای يافتن فرصتهای مناسب‌تر سرمايه‌گذاری نمود. گرايش نزولی نرخ سود که بر اثر بالا رفتن ترکيب ارگانيک سرمايه (به خاطر افزايش ميزان سرمايه ثابت نسبت به سرمايه متغير) ايجاد می ‌‌شود،‌ سرمايه داران را ناچار می‌‌ساخت تا در جهت پايين آوردن ترکيب ارگانيک سرمايه به مناطقی روی آورند که ترکيب ارگانيک سرمايه به نسبت،پايين تر باشد3.
بالاخره گروهی ديگر، دليل صدور سرمايه و تشکيل شرکت های چندملیتی را در ساخت انحصاری صنعت جستجو نموده و اظهار می ‌‌دارند که سرمايه خود بخود به هر کجا که فرصت‌های پرسودتری وجود داشته باشد جلب می ‌‌شود. به هر حال، از نظر همه اين ديدگاه‌ها پيدايش شرکت های چندملیتی به پيش فرض و منطق درونی نظام سرمايه داری جهانی باز‌ می‌‌گردد.
به اين ترتيب، اگر چه از دوره (سوداگری)4 برخی شرکت ها نظير کمپانی هند شرقی به تجارت با مناطق دوردست آمريکا، آفريقا و آسيا اشتغال داشتند،‌ ولی اين قبيل شر کتها و شرکت های بازرگانی، معدنی، و کشاورزی را نمی ‌توان به عنوان پيشگامان شرکت های چندملیتی دانست. اينگونه بنگاه‌های اقتصادی، پايه‌های انقلاب صنعتی را تحکيم نمودند، ولی پيشگامان شرکت های چندملیتی امروزی را بايد در ميان کارگاه‌های کوچکی يافت که بوسيله طبقه سرمايه ‌دار اداره می‌‌شدند.تبديل اين کارگاه‌های کوچک به( بنگاه خانوادگی )5 گام بعدی در تکامل سازمان اقتصادی جوامع سرمايه داری بود. به موازات انباشت سرمايه کل، تجمع و تراکم سرمايه‌های انفرادی تشکيل دهنده آن نيز پيوسته افزايش می ‌‌يافت و تقسيم عمودی کار نيز افزوده می ‌‌شد. به اين ترتيب ( اقتصاد شرکتی 6) تکامل پيدا کرد7.
تا اوايل قرن بيستم، رشد سريع اقتصاد شرکتی و نهضت ادغام شرکت ها سبب شد که شرکت های کوچک متعدد در شرکت های ملی عظيمی که در مناطق مختلف به فعاليت‌های متنوعی مشغول بودند، ادغام شوند. اين شيوه جديد توليد ،‌ بازاريابی قاره‌ای و )ادغام عمومی )8 به ساخت مديريت تازه‌ای نياز داشت. در نتيجه،‌بنگاه خانوادگی که تحت نظارت دقيق افرادی معدود بود،جای خود را به هرم مديريت شرکت داد. سرمايه، قدرت و ميدان عمل جديدی کسب کرد و حوزه هماهنگ سازی آگاهانه وسعت گرفت و حوزه تقسيم کار مبتنی بر بازار محدود شد. به زودی اين حرکت به سوی افزايش تقسيم عمودی کار در عمليات مديريت الگويی شد. برای شرکت های ملی تازه پايی که با همين مساله هماهنگ سازی کارگاه‌های بسيار پراکنده مواجه بودند. بازرگانی، نظام مديريت ارگانيک را برپا کرد و شرکت نوين تولد يافت. در نتيجه امکانات تازه‌ای برای عقلانی کردن توليد واستفاده منظم از پيشرفت های علوم طبيعی و اجتماعی در فعاليت‌های اقتصادی فراهم آمد.
اما همان گونه که پيش تر اشاره شد تاريخ تکامل شرکت های چندملیتی با تاريخ سرمايه گذاری مستقيم خارجی پيوند خورده است. اگر چه سرمايه گذاری های مستقيم خارجی از آغاز قرن بيستم روندی شتابان يافت، ولی جهش اصلی آن به دهه 1950 و به شکل جريان منابع سرمايه‌ای ايالات متحده آمريکا به اروپا بعد از جنگ جهانی دوم باز می ‌‌گردد. شرکت های آمريکايی در بين دو جنگ در شعبات اروپايی خود سرمايه گذاری‌های هنگفتی کرده بودند، و در دوره پس از جنگ جهانی دوم نيز سرمايه‌های بيشتر آنها موجب باز سازی اروپا و گسترش صنايع در کشورهای اروپايی گرديد. البته در آن زمان در پشت همه فعاليت های اقتصادی برای دولت آمريکا انگيزه ای سياسی وجود داشت و آن متوقف ساختن گسترش جهانی کمونيسم در اروپا و ساير نقاط جهان از طريق توسعه اقتصادی مناطق مورد تهديد بود. به هرحال، شرکت های آمريکايی از سرمايه گذاری در صنايع اروپايی سودهای سرشار بردند. در نتيجه، طی دو دهه 1950 و 1960 بسياری از اين شرکت ها آنچنان سريع گسترش يافتند که اروپاييان وادار شدند ازسلطه آمريکا بر اقتصاد خود سخن به ميان آورند.
مثلا (ژان ژاک سروان شرايبر)9 در کتاب ( چالش آمريکايی )10 نگرانی خود را در مورد از ميان رفتن استقلال اقتصادی اروپا ابراز می ‌‌دارد و توصيه می ‌‌کند که صنايع اروپايی بايد راه و روش آمريکايی ‌ها را فراگرفته و با همين روش آنها را شکست دهند11.
از سوی ديگر طی دهه‌های 1950 و 1960، اوج‌گيری احساسات ناسيوناليستی در جهان سوم اعتراضاتی را از اين جناح متوجه شرکت های چندملیتی ساخت. در کشورهای جهان سوم، نخبگان، دانشجويان، کارگران صنعتی، دهقانان و بازرگان بيکار شده و به انتقاد و اعتراض بر عليه اين شرکت ها پرداختند. در اين شرايط گروه های حاکم که با تقاضای فزاينده

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان شخصیت حقوقی، تجارت ایران، قانون مدنی، انحلال شرکت Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع شرکت های چندملیتی، جهانی شدن، جهانی سازی، مصرف گرایی