منابع و ماخذ پایان نامه افغانستان، افغانستانی، دانشگاه کابل، خواجه عبدالله انصاری

دانلود پایان نامه ارشد

کلیات
بیان مسئله
يکی از چهره های برجسته در تاريخ ادبيات معاصر افغانستان است. وی از معدود شاعرانيست که برای بار نخست اوزان مطرح نيمايی را در افغانستان به کار بست و اشعار بس زيباي از خويش بجا گذاشت. استاد خليلی علاوه بر آنکه شاعری خوش قريحه و نويسنده مطرحي بود ، در عرصه هاي دگري چون تاريخ، سياست، فلسفه و عرفان نيز حضور گسترده داشت. شعر او از استحکام و غنای ادبی برخوردار است و در این تحقیق، تشبیه و استعاره در اشعار او بررسی می¬شود.
اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
از آنجا که خلیل الله خلیلی یکی از شاعران مشهور و صاحب سبک افغانستان محسوب می شود، لازم است که دیوانش از جهات گوناگون مورد بررسی قرار گیرد و در این نوشتار به بررسی تشبیه و استعاره در اشعار او پرداخته شده است.
پیشینه تحقیق
درباره این شاعر بلندآوازه افغانستانی کتاب مستقلی نوشته نشده مگر دیوان اشعار او؛ ولی در کتب محدودی از زندگی و سبک شعری او سخن گفته شده است که من فقط به برخی از آنها دست یافتم؛ همچنین مقالات معدودی درباره او سخن رانده¬اند و تنها یک اثر از آقای مختار حسین سلطان موجود بود که به این مقوله پرداخته بود و من از آن بهره بردم.
سؤالات تحقیق
1. صور خیال دیوان خلیلی از چه شاعر ایرانی تأثیر پذیرفته است؟
2. تشبیه و استعاره در اشعار خلیل الله خلیلی چه جایگاهی دارد؟
فرضیههای تحقیق
1. احتمالا تأثیرپذی از شعر بیدل صور خیال دیوان خلیلی را متفاوت ساخته است.
2. شعر خلیل الله خلیلی بسیار قوی و سرشار از آرایه¬های ادبی، به ویژه تشبیه و استعاره است.
روش تحقیق
این پایان نامه با روش کتابخانه¬ای به انجام رسیده است؛ البته لازم است گفته شود که در این کار، برخی دوستان بنده را یاری کرده¬اند.

الف) زندگینامة استاد خلیلالله خلیلی
خلیلالله فرزند محمد حسینخان معروف به مستوفی الممالک، شاعر و پژوهشگر افغانستانی در سال 1286هـ.ش در باغ جهانآرای شهر کابل پا به عرصة وجود گذاشت.1 پدرش از بزرگان عشیرة صافی و روستای «سید خلیل» پروان (در شمال کابل) بود که پس از یک دوره خدمات مهم در عصر امیر عبدالرحمان، در زمان سلطنت پسر او، امیر حبیباللهخان چندین سال مستوفی الممالک و نایب سالار ملکی و نظامی بود و یکی از مهمترنی و محتشمترین مردان آن عصر شمرده میشد.
مادر استاد، دختر عبدالقاهرخان صافی یکی از خوانین معروف کوهستان پروران و خواهر عبدالرحیمخان، نایب سالار هرات و وزیر فوائد عامه و معاون صدارت عظمی بود. در هفت سالگی قلبش به مرگ مادر مهربان داغدار شد و در یازدهسالگی چون پدرش به فرمان اماناللهخان به قتل رسید، وی از سایة پرعطوفت پدری نیز محروم گشت. استاد در قصیدة «پیری و ریختن دندان» به این قصة پرغصه اشاره میکند:
به سنگ فتنه شکستند حُقّة گهرم من از گهرشکنان سپهر در خطرم
ز لوح دل نشود پاک آن نقوش سیاه هزار بار مشویم، اگر به چشم ترم

بهار هفتم عمرم نگشته بود پدید که رفت از بر من مادر ملک سیرم
هنوز گرم بود جای بوسهای که ز لطف نهاده مادر مشفق به روی چشم و سرم
جبین عجز سرشتم رهین مشت اوست اگر به خاک نشینم و گر به چرخ پرم
به سال یازدهم شد مرا شهید پدر پدر که بود به صد افتخار تاج سرم
چنان زمانه به رویم نواخت سیلی قهر که شد سیاه جهان در مقابل نظرم
یتیمم کرد مرا این سپهر مردمکش اسیر و بیکس و بیخانمان و دربدرم
دربارة چگونگی و علت به قتل رسیدن مستوفیالممالک، پدر استاد خلیلی، به فرمان اماناللهخان، آقای عبدالغفور آرزو در کتاب نقد خلیلی بهطور مفصل توضیح داده است2 و در این رساله مجالی برای آن توضیحات مفصل نیست، فقط به ذکر مختصری در علت قتل پدر استاد اکتفا میشود.
از آنجا که در دورة حبیباللهخان و پدرش، مستوفیالممالک از رجال مهم عصر شمرده میشد با بروز مخالفتها و کودتا علیه دولت توسط اماناللهخان، مستوفیالممالک مسؤول تعقیب و سرکوب دشمنان و مخالفان دولت شد و در این راه کوششهای بسیار مبذول داشت3 لیکن در نهایت مخالفان در فروپاشی حکومت حبیباللهخان طریق موفقیت پیمودند و در سال 1919 امیر حبیباللهخان در لغمان کشته شد و میرزا محمد حسینخان مستوفیالممالک بههمراه چند تن دیگر به دار آویخته شد،4 تمام اموال و عقار وی از طرف دولت ضبط گردید. استاد خلیلی سه سال را در کابل و کوهستان در کمال پریشانی و مسکنت، تحت نظر حکومت محبوبوار بسر میبرد. چندی بعد پادشاه آن وقت از آن همه املاک و دارایی مفصلی که به پدرش تعلق داشت، تنها چند جریب زمین به وی واگذار کرد. پس از قتل پدرش بزودی او را از دبستان بیرون کردند به اتهام اینکه این کودک یتیم اذهان همدرسهای خود را مسموم میکند چنان که خود میگوید:
شاید بودم که در جوانی من وقف علم است زندگانی من
لیک از مکتبم برون کردند در سیه چال غم زبون کردند
مخبری گفته بود کاین محکوم میکند اهل علم را مسموم
در سخن زهر فتنه آمیزد در ادب رنگ مفسدت ریزد
به این دلیل بود که استاد نتوانست تحصیلات رسمی عالی داشته باشد. اما او از استادان عصر خود علوم ادبی و تفسیر و فقه و منطق و حدیث را جستهجسته فراگرفت. از آغاز زندگانی به شعر و ادب و عرفان علاقة وافر داشت و پدرش نیز او را به مطالعه و استفاده از مثنوی معنوی و آثار سایر عرفا تشویق میکرد. استاد از اوایل زندگی وقایع بر محنت و تجربیات پردرد و رنج خود را جامة نظم میپوشاند. در اوایل جوانی به خدمت معلمی در آمد و مدتی در مدرسههای مختلف به تدریس پرداخت. در دورة اماناللهخان در وزارت دارایی محاسب و مستوفی بود. بعدتر والی مزارشریف و متصدی سمتهای عالیتر شد اما هیچوقت از کارهای اداری خرسند و راضی نبود؛ چنانکه خود در شعر «نقش خیال» که طی آن شرح حال خود را به نظم درآورده است، میگوید:
نقش دیگر گذشت از نظرم
نقش زشتی که من شدم مجبور تا شدم در وزارتی مأمور
روزها رفته حاضری دادم تا سر شام نوکری دادم
کیست مأمور؟ اختیار فروش بار ادبار را نهاده به دوش
هست لوحی که دیگران در وی مشق قدرت کنند پیدرپی
نقد عمر عزیز داده به باد که دل دیگران نماید شاد
بندة خواهش کسان بودن متحمل چو مادران بودن
آب اگر تیره است و گر روشن باید از ناودان گذر کردن
روز و شب عمر را تبه کردم نامة خویش را سیه کردم
گاه بودم دبیر و گاه رئیس گاه میرزا و گاه حکمنویس
در آخر سلطنت اماناللهخان او را متهم به شرکت در شورش کشور کردند و برای سه ماه به تاشکند تبعید کردند. اما نادرشاه وی را مورد عفو قرار داد. به وطن خود بازگشت و یک سال و نیم در هرات اقامت داشت و از فیوض عرفانی ارواح جاودانی خواجه عبدالله انصاری، جامی و فخر رازی مستفید شد و مدتی به شعر و شاعری پرداخت. شاید به یاد همان روزگار در شعر «نقش خیال» چنین گفته است:
نقش آن لحظههای نورانی اقتباس از فروغ رحمانی
در به روی جهانیان بستن به جهان بزرگ پیوستن
با دل خویش گفتگو کردن رو ز هر سو به سوی او کردن
ای خوش آن دل که خضر راهی یافت فکر آوارهاش پناهی یافت
از خطاهای خویش کرده فرار به صف اهل دل گرفته قرار…
نقش اشعار و نامة موزون ترجمان من و دل محزون
چندی بعد استاد به کابل رفت و باز به امور اداری پرداخت. سیزده سال در صدارت عظمی (نخستوزیری) به عنوان دبیر اول انجام وظیفه کرد تا اینکه در سال 1324هـ.ش./ 1945م. از مأموریت برکنار و بعد از توقیف و حبس یکونیم ساله در کابل، به قندهار منتقل شد و یکسال و شش ماه در آن شهر در مؤسسة قندسازی خدمت کرد و به قول خودش، روزگار شاعر شکرشکن را تاجر شکرفروش گردانید.
پس از مدتی او را دوباره به کابل خواستند. این بار به عنوان استاد و معاون دانشگاه کابل به خدمت مشغول شد. در فروردین سال 1328هـ.ش./ 1949م. در دورة صدارت سردار شاه محمودخان به سردبیری مجلس عالی وزراء (هیئت دولت) مأمور گشت و دو سال در این پست بود تا اینکه در سال 1330هـ.ش./ 1953م. به عنوان مشاور با رتبة وزیر منصوب شد و بزودی بعد از آن به عضویت مجلس شوری برگزیده شد و در همان ایام جبهه ملی را تأسیس کرد و در آخرین وظایف سیاسی خود ابتدا به عنوان سفیر کبیر افغانستان در حجاز و پس از آن در عراق (و در عین حال سفیر غیر مقیم افغانستان در سوریه و بحرین و کویت و اردن و قطر و ابوظبی) به انجام وظیفة نمایندگی دولت افغانستان مشغول بود. به مجرد تجاوز کمونیستی به افغانستان در سال 1358هـ.ش. از مسؤولیت خود استعفا کرد و به صف مهاجرین و مجاهدین افغانستان پیوست و تا آخر عمر بر ارادة خود استورا و پابرجا ماند.
اشغال و تجاوز به افغانستان از سوی ارتش کمونیستی و در پی آن دل به غربت سپردن استاد خلیلی همراه بود با تحول عظیم اندیشة استاد در شعرش. از این به بعد اسناد را در اشعارش انسانی آزاده و عاشق میهن مییابیم که پیوسته ندای بیداری و تشویق به آزادگی، نهتنها برای ملت افغانستان بلکه تمام ملتهای جهان، از اشعارش به گوش میرسد.
استاد خلیلی دارای نشان اول معارف از افغانستان و نشان آکادمیک از فرانسه (از طرف ژنرال دوگل) و عضو نویسندگان بینالمللی آسیابی و آفریقایی و عضو افتخاری آکادمی تاریخ افغانستان بود. وی در چندین گنگره و کنفرانس شرکت کرد از جمله کنفرانس رودکی (در تاجیکستان)، کنگرة محمد فضولی در باکو و کنگرة بوعلی در سوربون و کنگرة علمی علیگر و کنفرانس نویسندگان ملل آسیا و آفریقا در تاشکند و کنگرة نویسندگان آسیابی و اروپایی (دوبار) و کنفرانس وزرای خارجة ممالک اسلامی در جده و استانبول و لیبی و در اکثر این کنفرانسها، خطابههای منظوم و منثور ایراد کرد.
اسناد به اتفاق پادشاه افغانستان ـ ظاهرشاه ـ به ایران، شوروی، فرانسه، انگلستان، عراق و بعضی کشورهای دیگر سفر کرد و با فضلا و دانشمندان آن دیار ملاقات نمود.
وی از سه زنی که اختیار کرده بود، پنج پسر و سه دختر داشته است. اسامی پسران او، صفیالله، جارالله، نجاتالله المعتصم بالله و مسعود است. مادر مسعود، دختر عبدالرحیمخان نایب سالار هرات، مامای (دایی) استاد است. استاد پس از بیماری مختصری در حدود ساعت 2 بامداد روز چهاردهم اردیبهشت 1366هـ.ش./ چهارم مه 1987م. در حالی که در بیمارستان (علی میدیکل سنتر) اسلامآباد تحت معالجه قرار داشت، به سن 83 سالگی چشم از جهان فروبست. نماز جنازة او در مسجد عیدگاه پیشاور به امامت صیغه الله مجددی اقامه شد، جنازة وی را از آنجا به گورستان رحمان بابای پیشاور ـ که گویا قبرستان مهاجرین و آوارگان افغانستانی نیز بوده است ـ بردند و در آنجا به خاک سپردند.5
ب) آثار استاد خلیلالله خلیلی
استاد خلیلی بیش از 60 اثر علمی، فرهنگی و هنری در طول 83 سال زندگی پربرکت خود در دو بخش نظم و نثر، به سه زبان فارسی، عربی و پشتو به یادگار گذاشته است.6 اینک دربارة هریک از آثار او بهطور مختصر به بحث میپردازیم.7
الف) پشتو:
تنها اثری که از استاد به زبان پشتو باقی مانده است جزوهای است به نام «زرین گوربت» که توسط وزارت اطلاعات و فرهنگ جمهوری افغانستان همراه با ترجمة فارسی آن به نام «عقاب زرین» چاپ و منتشر شده است، خلیلی این کتاب را در سنبلة (شهریور) 1353هـ.ش. در بغداد تألیف کرده است. موضوع این کتاب شرحی دربارة‌عقاب «پرندة چرخزن فلکپیمای» است و ینز پیرامون کلمة عقاب، انواع و اسماء آن، عقاب طلایی و سپس نظر اسلام و مسلمانان دربارة‌عقاب، مطالبی آمده است.
ب) عربی:
1. ابنبطوطه فی افغانستان: رسالهای است در 66 صفحه. استاد در ضمن شرح مسافرت تاریخی به شهرهای افغانستان، اطلاعات لازم جغرافیایی و تاریخی دربارة این شهرها را از منابع مختلف آورده است که به ارزش محتویات کتاب افزوده است. این کتاب در بغداد تألیف شده و در مراکش منتشر شده است.
2. هرات: تاریخها، آثارها و رجالها:
کتاب کوچکی است در صد صفحه و 3 فصل که استاد در آن، در فصل اول دربارة تاریخ هرات، قبل از اسلام و بعد از اسلام و در فصل دوم، دربارة آثار هرات و آرامگاههای آن و در فصل سوم، دربارة‌رجال هرات به بحث پرداخته است. این کتاب هم در بغداد و در زمان تصدی مقام سفارت افغانستان

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع شهرستان بهار، جامعه آماری، دانش‌آموزان دختر، تحلیل کیفی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه افغانستان، زبان فارسی، ناصر خسرو، شعر عاشقانه