مقاله درباره درماندگی مالی، مدیریت سود، ورشکستگی، بورس اوراق بهادار

دانلود پایان نامه ارشد

عنوان: تعیین تاثیر درماندگی مالی بر میزان مدیریت سود، در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
خلاصه فصل
در این فصل به کلیات پژوهش پرداخته شد. ابتدا مبانی نظری پژوهش ،همراه با بیان مساله ی اصلی، به صورت مختصر ارائه گردید و سپس در راستای سوال پژوهش چهار هدف تدوین شده است که شامل یک هدف اصلی و سه هدف فرعی می باشد. اهمیت و کاربرد پژوهش ، برای سرمایه گذاران ، استفاده کنندگان اطلاعات مالی و حسابرسان بیان شد. برای دستیابی به اهداف پژوهش، چهار فرضیه تدوین گردید که شامل یک فرضیه اصلی و سه فرضیه فرعی می باشد. ابزار های گردآوری ، روش نمونه گیری و ابزار های تجریه و تحلیل موارد دیگری می باشند که در این فصل توضیح داده شده است.و در پایان ،واژگان کلیدی به طور مختصر تعریف گردیده است. در فصل دوم پژوهش مبانی نظری و پیشینه پژوهش به طور مفصل تشریح می گردد. و در فصل سوم به روش های انجام پژوهش پرداخته می شود و در فصل چهارم اطلاعات جمع آوری ، مدل ها برآورد و نتایج تخمین تجزیه و تحلیل می گردد. و در فصل پنجم که فصل پایانی پژوهش می باشد،نتایج، پیشنهاد ها و محدودیت ها ی پژوهش حاضر بیان می شود.

فصل دوم
ادبیات و پیشینه ی پژوهش

مقدمه
درماندگی مالی شرایطی است كه شركت ها جهت ادامه عملياتشان ناتوان هستند و در توليد وجه نقد كافي براي رفع نيازهايشان همچون پرداخت ها به وام دهندگان توانايي كافي را ندارد. شرکت های که دچار درماندگی مالی میشوند اقدام به دستکاری حساب ها مینمایید که از این وضعیت خود را نجات دهند. و بتوانند شرکت مذکور را به عنوان یک شرکت سالم طبقه بندی نماید و سرمایه گذاران و اعتباردهندگان به سرمایه گذاری در شرکت اعتماد داشته باشند. هدف اصلی پژوهش بررسی اثر درماندگی مالی بر مدیریت سود این شرکتها میباشد. لذا بر این اساس در این فصل ابتدا مطالبی در خصوص مفهوم درماندگی مالی، عوامل مختلف ایجاد درماندگی مالی،و روش های پیش بینی درماندگی مالی و ورشکستگی شرکت ها و در انتها به بررسی مدیریت سود، انگیزه های مدیریت سود و ابزار های مدیریت سود و ارتباط بین مدیریت سود و درماندگی مالی تشریح می شود، و در پایان به مرور پژوهش های خارجی و داخلی صورت گرفته در زمینه درماندگی مالی و مدیریت سود و موضوعات مرتبط با آن پرداخته می شود.

2-2- درماندگی مالی
تحولات اخیر در اقتصاد و اطلاعات و تئوری قرارداد منجر به تحلیل دقیق تری از وظایف بانک ها و بازارهای سهام و دیگر راه های تامین مالی شرکت ها شده است. امروزه يكي از مهمترين خطراتي كه بسياري از واحدهاي تجاري را تهديد مي نمايد صرفنظر از اندازه و ماهيت فعاليت آنها ،ناتواني در پرداخت تعهدات مي باشد. شواهد موجود نشان ميدهد كه در سه دهه گذشته، نرخ ورشكستگي شركتها در مقايسه با دهه هاي قبل رشد چشمگيري داشته است(شاموي13، 2001). بررسي اجمالي وضعيت مالي شركتهاي ايراني نيز آشكار ميسازد كه در بين شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، شركت هايي وجود دارند كه از مشكلات مالي و عملياتي متعددي رنج مي برند و از نظر عملياتي، تامين نقدينگي و سرمايه درگردش دچار درماندگی مي باشند اما كماكان به فعاليت خود ادامه داده و منابع جامعه را مصرف مي نمايند. مساله اصلي اين است كه چرا منابعي كه مي توانست در فرصتهاي سودآور و ارزش آفرين سرمايه گذاري شود، توسط اين شركتها به هدر رفته و منجر به كاهش منافع جامعه مي گردد (صفر زاده،1388).
تعيين علت يا علل درماندگی مالي در هر مورد خاص كار آساني نيست. مشكلات مالي، اغلب نتيجه عوامل متعددي بوده و در نهايت منجر به واقعیتهاي ميشوند كه موجبات ورشكستگي را فراهم مي آورد. بسياري از اقتصاددانان پديده ورشكستگي را به عواملي همچون شدت رقابت، نرخهاي بهره بالا و نوسانات تجاري و شغلي نسبت مي دهند. همچنين ويژگيهاي خاص صنعت، همچون قوانين دولتي و ماهيت فعاليت، و عوامل درون شركتي، همچون ضعف مديريت، وضعيت نقدينگي ضعيف، ساختار نامناسب سرمايه و روشهاي نامناسب حسابداري مي توانند در بروز بحران مالي شركتها تاثيرگذار باشند.
بررسي تحقيقات متعدد و مختلف صورت گرفته در حوزه پيش بيني درماندگی مالي نشان مي دهد كه اكثر محققان ورشكستگي را به عنوان تنها معيار درماندگی در نظر گرفته و به ارائه مدل هاي متفاوت پيش بيني آن پرداخته اند. در حالي كه در ادبيات مالي(دونالدسون14، گيروكس15 و ويگينز16) تأكيد بر اين است كه شركتها سالها قبل از اينكه ورشكستگي ظهور پيدا كند وارد چرخه درماندگی مالي مي شوند و رويدادهاي اقتصادي مختلفي در دوره قبل از ورشكستگي اتفاق مي افتد. براي مثال عدم پرداخت بدهي يا توافق براي تأخير در پرداخت وام حداقل سه سال قبل از ورشكستگي اتفاق مي افتد. فوستر17 معتقد است كه شركتها كسب زيان و كاهش ارزش اوراق را ممكن است يكسال و يا سال ها قبل از ورشكستگي تجربه كنند. لي و چن، دریافتند كه توقف در پرداخت سود سهام ممتاز ناشي از ناتواني در پرداخت بدهي ها است(فوستر،1986).
لذا پيش بيني ورشكستگي ممكن است براي ارزيابي عملكرد شركت به ويژه براي سرمايه گذارن و اعتباردهندگان به موقع و مفيد نباشد چرا كه چندين رويداد درماندگی مالي اغلب سالها قبل از سال ورشكستگي اتفاق مي افتند(لي و چن18، 2009). به علاوه استفاده از ورشكستگي به عنوان تنها معيار بحران مالي ممكن است معتبر نباشد زيرا بعضي شركتهايي كه از نظر مالي دچار درماندگی نيستند به دلايل استراتژيك و به صورت اختياري مي توانند اعلام ورشكستگي نمایند. اين شركتها به دلايلي همچون وادار كردن اتحاديه ها به پذيرفتن نرخ پايين دستمزدها، دعاوي در دادگاهها و يا اجتناب از يك قرارداد بي فايده، گاهي اوقات اعلام ورشكستگي مي كنند( فوستر 1986).
گردون19 ( 1971 ) در يكي از اولين مطالعات آكادميك بر روي تئوري درماندگی مالي، آن را بعنوان كاهش قدرت سودآوري شركت تعريف كرده است، كه احتمال عدم توانائي باز پرداخت بهره و اصل بدهي را افزايش ميدهد. ويتاكر20 (1999) درماندگی مالي را وضعيتي در نظر ميگيرد كه در آن جريانهاي نقدي شركت از مجموع هزينه هاي بهره مربوط به بدهي بلندمدت كمتر است. مك كي21 (2006) درماندگی مالي را وضعيتي مي داند كه شركت براي كسب منابع مالي كافي جهت ادامه عملياتش ناتوان است و در انجام امور خود دچار مشکل میشود. در اين وضعيت شركت براي مواجه شدن با تعهدات خود در سررسيد ناتوان است. در اين وضعيت هم چنين شركت در توليد وجه نقد كافي براي رفع نيازهايش توانايي كافي را ندارد(توکل نیا و تیرگری،1393).
بيور22(1966) عدم موفقيت شركت را ناتواني در پرداخت تعهداتش در سررسيد تعريف مي كند. وي معتقد است كه يك شركت زماني ناموفق است كه يكي از حوادث زير براي آن اتفاق افتد:
ورشكستگي 2- عدم پرداخت بدهي 3-مانده منفي حساب بانكي يا 4- نپرداختن سود سهام ممتاز
2-3- درماندگی مالی در سطح شرکت
وقوع درماندگی مالی (در سطح شركت) در اواخر قرن بيستم، به بيشترين ميزان ممكن پس از دهه 1930ميلادي رسيد. بررسي تحقيقات صورت گرفته پيرامون موضوع درماندگی مالي در سطح شركت حاكي از آن است كه در ادبيات مربوطه، به كرات از چهار اصطلاح، عجز مالی23، قصور در پرداخت بدهی24، ناتوانی در پرداخت بدهی25 و ورشکستگی26 استفاده گرديده است.اصطلاحات فوق داراي تفاوتهاي جزئي با يكديگر بوده كه در ادامه تفاوت هاي آنها تشريح ميگردد:
عجز مالي بدين معناست كه نرخ بازده سرمايه گذاري، به ميزان قابل توجهي از نرخ بازده سرمايه گذاريهاي مشابه كمتر ميباشد. معيار مورد استفاده ديگر بدين منظور، هزينه سرمايه شركت مي باشد. بر اساس اين معيار، در صورتي كه متوسط نرخ بازده سرمايه گذاري شركت كمتر از هزينه سرمايه آن باشد، عنوان مي گردد كه شركت دچار عجز مالي شده است. ممكن است يك شركت براي ساليان متمادي دچار عجز مالي باشد اما با اين وجود توانايي پوشش بدهيهاي جاري خود را داشته باشد
قصور در پرداخت بدهي, يكي ديگر از وضعيت هاي مرتبط با درماندگی مالي است. اين وضعيت همواره بين بدهكار شركت و يك گروه بستانكار واقع ميشود. كه شركت در پرداخت اصل يا بهره بدهي بلندمدت خود كوتاهي مينمايد. اين نوع درماندگی بسيار رايج بوده و معمولا مشكل حادي ايجاد نمي نمايد.
ناتواني در پرداخت بدهي، واژه ديگري است كه به شيوهاي فني تر مورد استفاده قرار مي گيرد. ناتواني درپرداخت بدهي به معناي فقدان نقدينگي كافي به منظور پرداخت بدهي هاي شركت در سررسيد مي باشد. ناتواني در پرداخت بدهي، از رايج ترين دلايل رسمي اعلام ورشكستگي است. هنگامي كه مجموع بدهي هاي شركت از ارزش بازار مجموع دارايي هاي آن تجاوز نمايد، عنوان مي گردد كه شركت ورشكست شده است. عدم کفایت نقدینگی در پرداخت بدهی، شرکت را به مرحله سقوط می کشاند.
ورشكستگي، نوع ديگري از درماندگی مالي بوده كه حادترين مشكلات را براي شركتها ايجاد مي نمايد. همانگونه كه قبلاً عنوان گرديد ورشكستگي هنگامي اتفاق مي افتد كه مجموع بدهي هاي شركت از ارزش بازار مجموع دارايي هاي آن تجاوز نمايد. پس از اعلام ورشكستگي شركت توسط دادگاه، برنامه هاي مربوط به تجديد ساختار شركت انجام ميشود. لازم به ذكر است كه اين نوع از درماندگی مالي در قانون تجارت ايران مدنظر قرار نگرفته است.(صفر زاده ،1388).
همچنین ورشکستگی در قانون تجارت ایران طبق ماده141 بدین شرح عنوان شده است:
اگربراثرزیانهای وارده حداقل نصف سرمایه شرکت از میان برود هیات مدیره مکلف است بلافاصله مجمع عمومی فوق العاده صاحبان سهام را دعوت نماید تا موضوع انحلال یا بقاء شرکت مورد شور و رای واقع شود.هرگاه مجمع مزبور رای به انحلال شرکت ندهد باید در همان جلسه و با رعایت مقررات ماده6 این قانون سرمایه شرکت را به مبلغ سرمایه موجود کاهش دهد. درصورتی که هیئت مدیره برخلاف این ماده به دعوت مجمع عمومی فوق العاده مبادرت ننماید ویا مجمعی که دعوت می شود نتواند مطابق مقررات قانونی منعقدگردد هرذینفعی می تواند انحلال شرکت را از دادگاه صلاحیتدار درخواست کند(ثابت سعیدی،1392).

2-4- عوامل ایجاد درماندگی مالی
تعيين علل اصلي درماندگی مالي و پيامد آن – يعني ورشكستگي – از اهميت ويژهاي برخوردار است. در اين زمينه چندين مطالعه در سالهای قبل صورت گرفته است. نمونه اي از اين مطالعات توسط شركت بوچينو و همكاران در سال 1991 صورت گرفت، در پايان محققين دريافتند كه كيفيت مديريت مهمترين عامل متمايزكننده شركتهاي موفق از شركتهاي غير موفق مي باشد. پيش از اين، دان و برادستريت27 در سال 1980دريافتند كه بي تجربگي، تجربه نامتوازن، و بي لياقتي مديران از علل درماندگی مالي شركتها محسوب مي شوند. مساله مهم ديگري كه بايد مدنظر قرار داد رابطه بين عمر شركت و احتمال وقوع درماندگی مالي مي باشد. دان و برادستريت(1980) نشان دادند كه بيش از 50 درصد موارد درماندگی مالي متعلق به شركتهاي با عمر2تا 5 سال مي باشد(صفر زاده،1388).
اعتمادی و کاظمی نیا (1392) در پژوهشی تحت عنوان درماندگی مالی در شرکت های ایرانی و پیش بینی ان از طریق الگوی ژنتیک،معیار های وجود درماندگی مالی را به شرح زیر عنوان نموده است:
چنانچه شركتي يكي از اين سه شرط را داشته باشد دچار درماندگی مي شود :
-1 كسب سه سال متوالي زيان عملياتي،زيان خالص يا زيان انباشته
2 – سرمايه در گردش منفي در سال جاري
3 – نشانه هاي ذكر شده در گزارش حسابرس ( اعم از بيان صريح حسابرس مبني بر ناتواني شركت در ادامه . فعاليت، دعواي حقوقي مطرح عليه شركت ) (اعتمادی و کاظمی نیا 1392).
تجربه زيان هاي مزمن و متوالي يكي از نشانه هاي درماندگی مالي است. شركتي كه حداقل براي سه سال پي در پي ؛ زيان گزارش مي كند با مشكلات مالي مواجه است انتخاب معيار زيان براي تشخيص شركتهاي دچار درماندگی ، باعث مي شود كه بتوان به طور كاملا آشكار و معلوم شركتهاي سالم را مجزا كرد (اعتمادی و کاظمی نیا ،1392).
نيوتن( 2009 ) سرمايه در گردش منفي را از نشانه هاي گرايش به درماندگی

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره تحلیل داده، کارکنان بانک، انحراف معیار، جامعه آماری Next Entries مقاله درباره تامین مالی، درماندگی مالی، حقوق صاحبان سهام، صاحبان سهام