منبع پایان نامه درمورد طبیعت گرایی، قرون وسطی، آزادی خواهی، اعاده حیثیت

دانلود پایان نامه ارشد

آن پرنده غمگین» (1377)، «تا صبح تابناک اهورایی» (1379) است.(زرقانی،1384: 476)
مشیری دارای سبک و شیوه رمانتیک است و مؤلفه های اصلی رمانتیسم، نمود عینی در اشعار او دارد. تشنه طوفان نخستین مجموعه ای ست که در سال 1334 منتشر کرد.در این مجموعه «شعرها مربوط به عهد شباب است و به قول حافظ بس طور عجب لازم ایام شباب است؛و سروده های این مجموعه از طبع پرشور یک جوان تشنه طوفان برمی خیزد؛ جوان شاعری با احساسات بکر و طبیعی، غمهای شیرین و عشقهای دلپذیر»در اغلب اشعار این مجموعه با اشعاری رمانتیک و تغزلی که بیشتر در قالب چهار پاره و در هیئت زبانی شسته و رفته و روان، سروده شده است مواجه هستیم. (حسین پور، 1387: 143). روحیه شاعر در این دوره به روحیه شاعران رمانتیک نزدیکی دارد بدون آن که فکر فلسفی رمانتیک هایی چون کیتز یا کالریج یا تلاطم های سخت روانی شاعرانی مانند فریدون توللی در آن راه یابد. گرايش معروف مشيري در شعر رمانتيك خصوصاً در دوره ي اول شاعري وي بيشتر رمانتيك فردي و تغزلي است. تصویر ها و توصیف های رمانتیک در اشعار او دیده می شود و مهم ترین تصویرهای رمانتیک در اشعار فریدون مشیری عبارتند از: عشق، حزن و اندوه، مرگ اندیشی، بازگشت به کودکی، آرمانشهر، طبیعت گرایی. حجم وسیعی از تصویرهای رمانتیک فریدون مشیری را طبیعت گرایی تشکیل می دهد. در این پایان نامه ابتدا به بررسی
سیر رمانتیسم در اروپا و سپس ورود آن به ایران می پردازیم و در ادامه تصویرها و توصیف های رمانتیک در اشعار فریدون مشیری را مورد بررسی قرار می دهیم.

فصل اول

تعریف مسأله
1-1 ‌تعريف مسأله و بيان سؤالهاي اصلي تحقيق:
رمانتیسم اروپایی بیشتر بواسطه ترجمه هایی که از اشعار و آثار نویسندگان معروف این مکتب در عهد مشروطه و پس از آن صورت گرفت بر ادبیات فارسی تاثیر گذاشت و آن را دستخوش تحول کرد.
نخستین کسی که توانست دراثر آشنایی با ادبیات فرانسه آثار شعری درخور توجهی را به سبک شاعران رمانتیک عرضه کند نیما بود. افسانه از همان سال سرودن آن بر شعر معاصر ایران تاثیر پایداری نهاده است. خود نیما به تاثیر این شعر بر سه تابلو مریم اثر میرزاده عشقی اشاره کرده است. طبیعت گرایی نیما یکی از بهترین جلوه های رمانتیک خود را در این شعر نشان داده است.
توجه به طبیعت یکی از اصول مهم رمانتیسم است که علاوه بر اینکه آثار رمانتیک ها را سرشار از توصیف های ستایشگرانه طبیعت و مناظر بکر و رنگارنگ نموده است، به شیوه توصیف در این گونه آثار رنگ متفاوتی بخشیده است . یعنی توصیف بیرونی طبیعت جای خود را به درک درون گرایانه طبیعت و همدلی با آن می دهد. به طور کلی رمانتیک ها از طریق تصویرهای طبیعی به شرح و بیان تاثرات، احساسات و روحیات خود می پردازند. تامل کردن در طبیعت و انتقال احساس انسانی به آن و تاثیرپذیری از آن پدیده ای است که در اغلب نحله های اروپایی وجود دارد.
بعد از نیما رمانتیسم ایرانی به دو جریان عمده گرایید: یکی رمانتیک عاشقانه و فردگرا و دوم رمانتیسم انقلابی و اجتماعی.
یکی از شاعران جریان رمانتیسم عاشقانه و فردگرا که تغزل و طبیعت گرایی را هسته اصلی شعرش قرار داد فریدون مشیری است. فریدون زبان طبیعت را خوب می داند و پیام مهر مظاهر طبیعت را می گیرد و به لطیف ترین و طبیعی ترین زبان به گوش آدمیان می رساند. مشیری با نگاهی تازه و نو به طبیعت و اشیا و اشخاص و آمیختن آنها با احساس و نازک اندیشی خاص خود، به شعرش چهره ای مشخص داده است. جلوه های رمانتیسم در آثار فریدون دیده می شود و هدف این پژوهش بررسی تصویرها و توصیف های رمانتیک در اشعار فریدون مشیری می باشد و سوالاتی که در این مورد می توان مطرح کرد:
1- چه حد از تصویرها و توصیف های شعر مشیری رمانتیک هستند؟
2- بازتاب مؤلفه های رمانتیسم در تصویر های شعری این شاعر چگونه است؟

3- مهمترین درون مایه اصلی تصویرهای رمانتیک در اشعارفریدون مشیری چیست؟
2-1 سابقه و ضرورت انجام تحقيق:
تحقیقاتی که تاکنون درباره این موضوع انجام شده بیشتر به بررسی کلی درباره این موضوع پرداخته و به جزییات توجه کمتری شده است و سعی در این تحقیق برآنست که به تمام ابعاد این موضوع پرداخته شود.
3-1 هدف‌ها:
شناختن و شناساندن تصویرها وتوصیف های رمانتیک دراشعار فریدون مشیری.
4-1 فرضيه ها:‌
فرض ما بر اين است كه در شعر مشيري تصويرها و توصيف هايي به شيوه رمانتيك هاي اروپايي وجود دارد و مطالعه اين تصويرها ما را در مطالعه دقيق جريان رمانتيسم در شعر فارسي كمك مي كند.
5-1 كاربردهاي متصور از تحقيق:
اين تحقيق ما را در مطالعه دقيق جريان رمانتيسم در شعر فارسي كمك مي كند.
6-1 روش انجام تحقيق:
روش و ابزار گردآوري اطلاعات: كتابخانه اي.
7-1 قلمرو تحقيق : موضوعي.

فصل دوم

تعریف رمانتیسم

1-2 تعریف رمانتیسم:
اغلب کسانی که درباره رمانتیسم مطلبی نوشته اند به دشواری های ناشی از تعریف این اصطلاح اشاره کرده اند و تقریبا اتفاق نظر دارند که علی رغم تعدد و تنوع تعریف های موجود، ارائه یک تعریف جامع و مانع ناممکن به نظر می آید. (جعفری، 1378 : 10) به تعبیر ای. بی. بورگام: «کسی که درصدد ارائه تعریفی از رمانتیسم برآید به کاری مخاطره آمیز دست زده که بسیارکسان را ناکام گذارده است.» (فورست، 1375:11) منتقد بزرگ انگلیسی، موریس بورا، درباره رمانتیک می گوید: «کلمه رمانتیک آن چنان گسترده و وسیع و برای اغراض گوناگون به کار رفته است که منحصر کردن آن به یک معنای منفرد، غیر ممکن به نظر می رسد و هرگونه تلاش برای ارائه تعریف تازه ای از آن نیز همین حکم را دارد.» (جعفری،1378 :20)
دلیل چنین ادعایی را می توان در نوع تعاریف زیر مشاهده کرد:
«رمانتیسم بیماری است، کلاسیسم سلامتی است. (گوته)
جنبشی که هرآنچه را که کلاسیسم مردود و بی ارزش شمرده است ارج می نهد. کلاسیسم نظم و انضباطی منبی بر ذوق سلیم است، کمالی براعتدال. اما رمانتیسم بی نظمی و آشفتگی در تخیل است، جوش وخروش خطا و نادرستی، و یک موج کور خود محوری ادبی است. (برو نتیر)
توهم مشاهده لایتناهی در درون طبیعت، به جای این که آن را از طبیعت منفک و جدا کنند. (مور)
هنر کلاسیک محدود و متناهی را تصویر می کند، هنر رمانتیک نامحدود و لایتناهی را نیز در نظر دارد و از آن خبرمی دهد. (هاینه)
باز گشت به طیبعت. (روسو)
در مقابل کلاسیسم قرار ندارد، بلکه در مقابل رئالیسم جای دارد از تجربه بیرونی کناره می گیرد تا خود را بر تجربه درونی متمرکز کند.(آبرکرومبی)
آزادی خواهی در ادبیات. در آمیختن گروتسک با تراژدی و هنر والا که در مکتب کلاسیسم منع شده بود ـ حقیقت کامل زندگی. (ویکتورهوگو)
احیا و برانگیختن دوباره زندگی و اندیشه قرون وسطی. (هاینه)
کوششی برای فرار از واقعیت. (واتر هاوس)
اشتیاق و آرزویی مبهم. (فلپس)
رمانتیسم در هر زمانی هنر روز است ،و کلاسیسم هنر روز قبل است. (استاندل)
نوزایی و تجدید حیات اعجاب و حیرت. (واتس ـ دانتون)
افزودن غرابت به زیبایی. (پیتر)
شیوه افسانه ای و جادویی نوشتن. (کار)
روح مهم تر از شکل و صورت است. (گری یرسون). (جعفری،1378 :20،21،22)
از آن جا که این تعاریف خود باعث به وجودن آمدن ابهام و سردرگمی بیشتردر فهم این اصطلاح می شود، بهتر است به بررسی سیرتاریخی این اصطلاح بپردازیم تا به درک روشن تری از آن دست یابیم.
1-1-2 اصطلاح رمانتیک:
در اوایل قرون وسطی، «رمانس» بر زبانهای جدید بومی دلالت می کرد و این زبانها را از زبان لاتین که در مکتب و مدرسه آموخته می شد متمایز می گردانید. بدین ترتیب «enromancier» و «romancar» به معنی ترجمه یا تالیف کتاب به زبانهای بومی به کار می رفت، و اینگونه کتابها «رمانز»، «رمان» یا «رمانس» نامیده می شدند. برای مثال در زبان فرانسوی کهن کلمه «رمان» هم برای توصیف یک رمان با وقار به کار می رفت که به نظم سروده شده بود و هم برای نامیدن یک داستان عامه پسند. طولی نکشید که ویژگی های شاخص این قصه های مبتنی بر عشق، ماجرا جویی و هوسبازی های خیال، با این کلمه پیوند یافت و کلمه رمان تداعی گر همه این خصو صیات گردید. (فورست ،1375 :25)
نخست در انگلستان بود که این اصطلاح به صورت کلمه ای مالوف و آشنا درآمد و رواج عام یافت. در حقیقت می توان آن را یکی از برجسته ترین هدیه های زبان انگلیسی به فکر اروپایی به شمار آورد. در آغاز، این اصطلاح با رمانسهای قدیمی و قصه های شوالیه گری و جوانمردی در پیوند بود که خصوصیات اصلی شان عبارت از احساسات پرسوز و گداز، غیرواقع نمایی و عدم احتمال وقوع، اغراق ومبالغه، خیال پردازی ـ و به بیان ساده تر، عناصری که کاملا در تضاد و تقابل با یک دیدگاه عقلانی و معتدل قرار می گیرند. بدین ترتیب صفت «رمانتیک» در عبارتهایی نظیر «قصه های پر هیجان رمانتیک» به کار می رفت تا بر حالتهایی همچون «دروغ بودن» ، «غیر واقعی بودن» و «تخیلی بودن» دلالت کند. درگیرودار عصر خرد در قرن هفدهم و در جهانی که تحت سیطره نظم و حقیقتی قرار دارد که خود را مطلق و بی چون وچرا می شمارند، به ناگزیر این اصطلاح دچار بی اعتباری و ننگ فزاینده ای می شود، بدانگونه که در ردیف کلماتی از قبیل «رویایی»، «مطنطن و اغراق آمیز»، «مضحک» و «کودکانه» قرار می گیرد. در اوضاع و احوالی که صحت داشتن و معقول بودن برتخیل برتری دارد، عبارت «قصه های نامعقول رمانتیک و داستانهای باور نکردنی و شگفت انگیز» کاملا عادی و رایج است.(همان،25)
این کلمه هنگامی شروع به بازیابی اعتبار و ارزش خود کرد و معانی تازه ای به خود گرفت که فضای عمومی در انگلستان اوایل قرن هیجدهم دچار تغییر و تحولی آرام نیمه خودآگاه گردید. اکنون این کلمه از اصطلاحی که صرفا برای تحقیر و خوار داشت به کار می رفت به اصطلاحی تبدیل شده بود که بیانگر تایید و رضایت و مقبولیت بود. از حدود سال 1711 کلمه «رمانتیک» در کنار واژه «عالی» به کار می رفت و معانی ای از قبیل «عالی» و «ظریف» را بیان می کرد. تقریبا در همین زمان با پدید آمدن اولین نشانه های گرایش به قرون وسطی، عصر الیزابت، گوتیک، واسپنسر، از رمانسهای قدیم اعاده حیثیت شد.(همان، 26)
از این پس «رمانتیک» می توانست به معنی «مجذوب و محسور تخیل شدن» باشد؛ استعداد و نیرویی که بیش از آنکه مشکوک و مورد سوءظن تلقی شود، بی قانون و عنان گسیخته جلوه می کند. از این گذشته این اصطلاح به مناظر و صحنه هایی که در طبیعت وجود دارد اطلاق می شد، البته با معنایی مثبت و اغلب برای توصیف کوهستانها، جنگلها و سرزمینهای بکر و دورافتاده، یعنی مکانهایی که عموما صحنه وقوع حوادث رمانسهای قدیمی بودند. بنابراین در حدود میانه قرن هیجدهم این کلمه معنایی دو گانه داشت: یک ویژگی قدیمی و مسبوق به سابقه که گویی همانند یا تداعی کننده رمانسهای قدیمی بود، و شرح و بیانی که گویی جاذبه خود را از تخیل و احساسات گرفته است. (همان، 26)
در این زمان است که این کلمه وارد فرانسه می شود و پیش از آنکه لفظ فرانسوی واژه «رمانتیک» به عنوان یک واژه قرضی انگلیسی پذیرفته شود، کوششهایی برای ترجمه آن به معادلهای فرانسوی «رمانسک» یا «پیورسک» صورت می گیرد. این کلمه به عنوان یک «واژه انگلیسی» به وسیله لتورنیه، مترجم شکسپیر و اوسیان، و همچنین توسط مارکیز دو ژراردن، در کتابی که درباره باغبانی و گل کاری تالیف کرده بود، به کار رفت. در حالی که «پیتورسک» بیانگر نوعی جذابیت بصری بود، «رمانتیک» علاوه برآن به واکنش عاطفی و پر احساسی اشاره داشت که از طریق یک منظره در انسان برانگیخته می شود.
با توجه به این معنای ضمنی است که واژه «رمانتیک» در جمله مشهور روسو نقش و اهمیتی خاص دارد. وی در ابتدای پاراگراف دوم از «گردش» پنجم خود در کتاب «تاملات گردشگر تنها» می گوید: «سواحل دریاچه بی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع مراعات نظیر، نیما یوشیج، آرایه های ادبی، شعر فارسی Next Entries منبع پایان نامه درمورد دوران کودکی، آثار ادبی، قرن نوزدهم، سلسله مراتبی