منابع پایان نامه با موضوع اختلال شخصیت، اختلال شخصیت مرزی، تنظیم هیجان، اختلالات شخصیت

دانلود پایان نامه ارشد

…………………………………………………………………..
پیوست 3: پرسشنامه اضطراب بک…………………………………………………………………………………
پیوست4: آزمون تکانشوری بارات………………………………………………………………………………….

فهرست جدول ها
جدول 1-4: ويژگي هاي جمعیت شناختی آزمودني ها…………………………………………………………………74
جدول 2-4: نتايج پرسشنامه ارزیابی شخصیت – مقیاس ویژگی های مرزی استفاده…………………76
جدول 3-4: نتايج پرسشنامه افسردگی بک…………………………………………………………………………………79
جدول 4-4: نتايج پرسشنامه اضطراب بک…………………………………………………………………………………..82
جدول 5-4: نتايج مقیاس تکانشوری بارات………………………………………………………………………………….84
جدول 6-4: نتايج خرده مقیاس خودزنی پرسشنامه ارزیابی شخصیت……………………………………….87

نام خانوادگی دانشجو: فرخ نژاد نام: تارا
عنوان پایان نامه: اثربخشی آموزش مهارت های تنظیم هیجانی مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی بر کاهش نشانه های هیجانی بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی

استاد راهنما: دکتر مجید محمودعلیلو
اساتید مشاور: دکتر عباس بخشی پور
دکتر علیرضا شفیعی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد رشته: روانشناسی بالینی
دانشگاه: تبریز دانشکده: علوم تربیتی و روانشناسی تاریخ فارغ التحصیلی:
تعدلد صفحه:
واژگان کلیدی: اختلال شخصیت مرزی، مهارت های تنظیم هیجانی،
چکیده

مقدمه: مشخصه اختلال شخصیت مرزی الگویی نافذ و فراگیر از خلق منفی، رفتار تکانشی و ناسازگارانه و مشکلات بین فردی است. بد تنظیمی هیجانی اغلب به عنوان مشخصه اصلی این اختلال محسوب می شود.
هدف از پژوهش حاضر اینست که اثربخشی آموزش های مهارت های تنظیم هیجانی DBT بر کاهش نشانه های هیجانی بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی مورد بررسی قرار بگیرد.

روش: فرضیه های این پژوهش در چهارچوب یک مطالعه آزمایشی تک موردی، با استفاده از طرح خطوط پایه چندگانه میان آزمودنی ها، مورد بررسی قرار گرفته اند. ابزارهای پژوهش مصاحبه بالینی ساختاریافته، پرسشنامه افسردگی بک، پرسشنامه اضطراب بک، مقیاس تکانشوری بارات، پرسشنامه ارزیابی شخصیت- مقیاس ویژگی های مرزی است.
نتایج: بر پایه یافته های بدست آمده از پژوهش می توان اظهار داشت که آموزش مهارت های تنظیم هیجانی که در این پژوهش در قالب پنج فرضیه پیش بینی شده بود، در مورد همه متغیرهای مربوط به این فرضیه ها، مورد تایید قرار می گیرد.

فصل اول

کلیات پژوهش

مقدمه
براساس روال حاکم بر طبقه بندی و تشخیص مبتنی بر تشخیص پنج محوری در 1DSM، غالب بیماری های روانیدر دو محور، یک و دو روانپزشکی تشخیص گذاری می شوند. اما متاسفانه در این میان شماره گذاری محورهای تشخیصی بعنوان یک و دو، بین متخصصان به اشتباه منجر به نوعی نگاه درجه بندی و اولویت گذاری تبدیل شده است؛ به نحوی که اختلالات محور دو روانپزشکی یا همان اختلالات شخصیت، بیشتر بعنوان بیماری های درجه دوم نگریسته شده و در قالب بیماری های همایند با بیماریهای محور یک در نظر گرفته می شوند. یک چنین نگرشی باعث شده است تا مجموع تحقیقات انجام شده بر روی بیماری های محور دو و حتی طبقه بندی آنها، در مقایسه با بیماری های محور یک کمتر باشد. در صورتی که اختلالات شخصیت با توجه به این که مربوط به نوع سبک زندگی افراد می باشند، خود میتوانند زمینه ساز بروز برخی بیماری های محور یک قلمداد شوند ( بارلو 2و دوراند3، 2012).
با توجه به دشواری های موجود در بررسی اختلالات شخصیتی و از طرف دیگر نگاه موجود به آنها که ذکر آنرفت، شیوه های درمانی موجود برای این اختلالات نیز در مقایسه با محور یک، از تنوع و کارایی کمتری برخوردار می باشند. یکی از دلایل این امر، عدم شناخت کافی و دقیق از ماهیت بیماری های شخصیتی است. در این میان اختلال شخصیت مرزی یا 4BPD، یکی از بیماری هایی است که در کلاستر B اختلالات شخصیتی طبقه بندی می گردد که وجه مشخصه ی آن، بی ثباتی در الگوهای هیجانی و رفتاری است. از ویژگی های بارز مبتلایان به این اختلال، بی ثباتی در روابط بین فردی، احساس هویت و تجلیات هیجانی آنها است که منجر به ایجاد مشکلات در روابط بین فردی و بی ثباتی های خانوادگی و اجتماعی می گردد ( گاندرسون5، 2009). یکی از اصلی ترین الگوهای مبتلایان، ابراز رفتارهای تکانشی و اقدام به خودآسیبی در قالب رفتارهای خودزنی است که گاهی این خودزنی ها، منجر به خودکشی های موفق در این بیماران می گردد. از آنجاکه این اختلال به صورت منفرد و گاهی همایند با سایر بیماری های روانی مشاهده می شود، وجود الگوهای رفتار خودزنی، آنرا به عنوان یکی از اولویت های مداخلات روانپزشکی مطرح می نماید. اما متاسفانه شیوه های درمان دارویی و روانشناختی ارائه شده، تاکنون نتایج امیدبخشی را نشان نداده اند. بخشی از این نارسایی های درمانی مربوط به ویژگی های شخصیتی منحصر به فرد مبتلایان و عدم درگیری در فرایند درمان و عدم تعهد درمانی آنان است.
بیان مساله
شخصیت به عنوان سازماندهی پویایی از نظام های زیستی- روانی افراد در نظر گرفته می شود که سازگاری افراد را با محیط پیرامونشان تعیین می کند ( گورپگوی، ژورادو، فرناندز- مولینا، مورنو- آبریل، لونا و آلارکون 2009). لذا در مواقعیکه این سازماندهی در ابعاد زیستی یا روانی یا هردو دچار نابهنجاری یا بدکارکردی هایی شود، سازگاری افراد دچار اختلال می شود که در این موارد، از اختلالات شخصیتی صحبت می شود. براساس دانش موجود، نظام طبقه بندی DSM-IV-TR اختلالات شخصیتی را در قالب چهار گروه مطرح نموده است که یکی از مشهورترین طبقات آن، به نام گروه B شهرت دارد که شامل چهر نوع اختلال شخصیت نمایشی، ضداجتماعی، خودشیفته و مرزی می باشد ( بارلو و دوراند، 2012).
اختلال شخصیت مرزی یک بیماری روانپزشکی است که به صورت زیر تعریف می شود: الگوی نافذی از بی ثباتی در روابط بین فردی، خودانگاره و عواطف که تکانشگری وجه مشخص آن است و در اوایل بزرگسالی شروع شده و در زمینه های مختلف خود را نشان می دهد ( سادوک و سادوک، 1384). بی ثباتی هیجانی معیار تشخیصی اصلی در اختلال BPD است که منجر به ابراز خشم نامتناسب، احساس پوچی مزمن و تغییرات سریع در خلق می شود ( ماریسن، میولمن و فرانکین، 2010). مبتلایان به این اختلال، رفتارهای تکانشی وخودزنی، نوسانات شدید در خلق، احساس ناراحتی و روابط نابهنجار بین فردی را نشان می دهند که این روابط شامل تلاشی متناقض برای جدا شدن و ارتباط و صمیمیت با دیگران، توام با خشم نامتناسب و شدید نسبت به آنها است. تحقیقات نشان داده اند که جمعیت غیر بالینی دارای علائم اختلال BPD نیز، به اندازه به اندازه مبتلایان مشکلات شغلی و سازگاری اجتماعی را نشان می دهند ( بورگ و هاممن، 2000). مدل های نظری مختلف تلاش کرده ان تا این اختلال را تبیین نمایند. یکی از مشهورترین دیدگاه های نظری، مربوط به مدل نظری لینهان6 (1993) می باشد که در آن بر نقش محوری خود ناارزنده سازی و شرم، در رشد و تداوم رفتارهای خودزنی تاکید شده است؛ بنحوی که رفتارهای خودزنی، به نوعی تلاش برای اجتناب یا فرار از هیجانات آزاردهنده است. براساس دیدگاه لینهان ( 1993) بیماران مبتلا به BPD، حساسیت بیش از حد نسبت به محرک های هیجانی دارند. براساس این دیدگاه، بی ثباتی هیجانی در مبتلایان به این اختلال، از تعامل بین محیطی ناارزنده ساز و آسیب پذیری هیجانی ناشی از عوامل زیست شناختی ناشی می شود.
مشخصه اختلال شخصیت مرزی الگویی نافذ و فراگیر از خلق منفی، رفتار تکانشی و ناسازگارانه و مشکلات بین فردی است. بد تنظیمی هیجانی 7اغلب به عنوان مشخصه اصلی این اختلال محسوب می شود. طبق نظریات مختلف حدس بر اینست که افراد مبتلا به BPD گرایشاتی زیستی به تجربه کردن هیجانات منفی دارند و این هیجانات را به آسانی بروز می دهند (لینهان8، 1993). اکثر رفتار های تکانشی9 و غیر معمول مبتلایان به BPD شامل رفتارهای خود تخریبی، سوء مصرف مواد و رفتار های پرخاشگرانه علیه دیگران به عنوان تلاش هایی ناسازگارانه تلقی می شوند که این افراد برای کاهش یا اجتناب از عاطفه منفی شدید خود انجام می دهند (چاپمن10، گراتز11 و براون12 2006). هیجانات منفی مشخص یا حالات خلقی13 بخصوصی همچون خشونت، اضطراب، شرم و افسردگی در افراد دارایاختلال شخصیت مرزی معمولا در حد بالا است (کونیگزبرگ14 و همکاران، 2002). طبق گزارشات این افراد گرایش به داشتن هیجانات واکنشی و شدید با میزان شدت علائم دیگر این بیماری چه در نمونه های بالینی چه غیر بالینی همبستگی دارد (شیونز15 و همکاران،2005). تحقیق طولی که اخیرا انجام شده است نشان داد که ناپایداری عاطفی قوی ترین عامل پیش بینی کننده علائم اختلال شخصیت مرزی در طول زمان است (تراگسر16، سولهان17، شوارتز18، مت19 و ترال20 2007). این یافته ها زمینه های نظری را حمایت میکنند (لینهان، 1993) که این زمینه های نظری بیانگر این نکته هستند که بد تنظیمی هیجانی ویژگی اصلی اختلال شخصیت مرزی است و سایر علائم اختلال از همین بدعملکردی هیجانی پیروی می کنند.
در مدل توسعه یافته بیوسوشیال21 لینهان بیان شده است که علت اولیه BPD آسیب پذیری هیجانی با منشا زیستی است و مشخصه آسیب پذیری هیجانی افراد مبتلا اینست که این بیماران به آسانی در حین تعاملات اجتماعی واکنش های شدید بدنی22 از خود نشان داده و پس ازنشان دادن این واکنش ها ، به کندی به خط پایه 23ی برانگیختگی هیجانی باز می گردند ( راسل جی جی24 و همکاران، 2007) و همچنین در فرم های خود گزارشدهی که طی ارزیابی های متعدد بدست آمده است، شاهد افزایش شدت هیجانات ناخوشایند در مبتلایان به اختلال هستیم (ابنر پرایمر یو دبلیو25و همکاران، 2007). نظریهبیوسوشیاللینهانبیانمیکندکه BPD اساسانوعیبدکارکردیدر سیستمتنظیمهیجاناستوالگوهای رفتاری مشاهدهشده دربیمارانمرزی،درواقعنتایجغیرقابلاجتنابهمین بدکارکردیدرسیستمتنظیم هیجاناست(چه هیجانهایمثبتچههیجانهایمنفی). بسیاریازمطالعاتنشاندادهاند کهبیمارانمبتلابه BPD ،درمقایسهباگروه هایغیر BPD ،شدتوعمقبیشتری ازهیجانات ویاتغییرپذیریبیشتریدرتجاربهیجانیراتجربهمیکنند. از دیدگاهلینهان،مشکلدرتنظیم هیجانها، هستهاصلیپاتولوژیمرزیراتشکیلمیدهد )لینهان26ودکستر-مازا27،2008). در مورد رواندرمانی افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی_که درمان انتخابی آنهاست_ تحقیقات بسیاری شده است. اخیرا دارودرمانی نظیر تجویز داروهای ضد روانپریشی برای مهار خشم، ضد افسردگی برای بیمارانیکه خلق افسرده دارند و بنزودیازپین ها برای رفع اضطراب و افسردگی نیز برای نیل به بهترین نتایج، به این برنامه درمانی افزوده شد. رواندرمانی برای بیمار و درمانگر به یک اندازه دشوار است. این بیماران براحتی دچار واپسروی می شوند، تکانه های خود را مورد کنش نمایی28 قرار می دهند و دچار انتقال میشوند که روانکاوی این انتقال دشوار است. دو نیم سازی بعنوان سازوکاری دفاعی باعث می شود که بیمار نسبت به درمانگر و سایر افراد زمانی احساس عشق و محبت، و زمانی دیگر احساس نفرت پیدا کند. رویکردی معطوف به واقعیت موثرتر از تفسیر عمیق ناخودآگاه بیمار است. درمانگران از رفتاردرمانی نیز برای مهار تکانه ها و فورانهای خشم بیمار استفاده کرده اند.
شکل خاصی از رواندرمانی موسوم به رفتار درمانی دیالکتیکی29 برای درمان BPD

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره انحراف معیار، سازگاری اجتماعی، پیش آزمون، راهبردهای مقابله Next Entries منابع پایان نامه با موضوع اختلال شخصیت، اختلال شخصیت مرزی، تنظیم هیجان، تنظیم هیجانی