منبع تحقیق درمورد عدل و انصاف، قاعده عدل و انصاف، قاعده عدل

دانلود پایان نامه ارشد

تقدير و تشکر
با سپاس از حجة الإسلام و المسلمين دکتر سيد محسن فتاحي که با راهنمايي هاي ارزندهي خود بر پيراستگي و آراستگي اين متاع افزودند و با سپاس از حجة الإسلام و المسلمين دکترحسنعلي علي اکبريان که با بذل دقت و توجه در به سامان رسيدن اين رساله بنده را ياري فرمودند.
خداوند منان را شاکرم که دعاي خير پدر و مادرم را بدرقهي راهم ساخت .
همچنين به خاطر صبوري و لطف بي دريغ همسرم در زمان تدوين اين پژوهش از او سپاس گزارم.

چکيده
در سال هاي اخير، عدالت به عنوان يک قاعدهي فقهي دستمايهي برخي از پژوهشگران عرصهي فقه شده است، تا به فقه پويايي ببخشند و فقه را از انزوا به سوي کارآمدي ببرند و چالش هاي فراروي اجراي احکام را برطرف نمايند. ايشان با نگاه جديد به عدالت و کاربرد آن در ابواب مختلف فقه بر اين هدفاند که از عدالت قاعدهاي فقهي بنا کنند و استنباط احکام شرعي را بر اساس آن سامان دهند و اين قاعده را در روش هاي کنوني فقه وفقاهت وارد نمايند. قاعدهاي فراگير که تمام ابواب فقه را در مينوردد و حتي به پندار برخي ميتواند احکام را نيز نسخ نمايد! اين نوشتار اثبات ميکند که عدالت ونفي ظلم در فرآيند اجتهاد مؤثر است به گونه اي که فقيه ميتواند آن را وسيلهي سنجش حکم فقهي خود ودليلي در تقديم يک الزام بر الزام ديگر قرار دهد. همچنين پژوهش حاضر تلاشي در جهت اثبات برخورداري عدالت از ضوابط يک قاعدهي فقهي است وبه عنوان يکي از مقاصد شريعت حاکم بر ديگر احکام اوليه ميباشد. لذا پاسخگويي به اين اهداف در درجهي اول نيازمند بررسي اصول ومباني عدالت و شناخت مرجع تشخيص آن در فقه است. باتوجه به نتيجهي حاصل در خلال اين نوشتار ميتوان گفت تأثير عدالت در استنباطات فقهي به اندازهاي است که آن را فراتر از ديگر قواعد فقهي و حتي حاکم بر احکام اوليه قرار ميدهد. حکومتي که کارکردش در حل تعارضات، تقييد ادله و حتي به عنوان شاخص در اجراي احکام اسلام به وضوح ديده ميشود و نقشي فراتر از “حکمت” مييابد. بيان مسائل فقهي در مذاهب اسلامي و استناد به عدالت ونفي ظلم در استنباط احکام، خود به تنهايي پرده از گستردگي اين قاعده برداشته و مسير ما را در جهت قاعده شمردن عدالت هموار ميسازد.
کليد واژه: قاعدهي فقهي، عدالت، قاعدهي عدالت، مذاهب اسلامي

فهرست مطالب

کليات تحقيق 3
1. طرح مسأله( بيان موضوع) 3
2. ضرورت و اهميت تحقيق 4
3. پرسش هاي تحقيق 5
4. پيشينه و سابقه تحقيق 6
5. فرضيه تحقيق 8
6. روش تحقيق 8
7. اهداف تحقيق 9
8. ساختار وسازمان دهي تحقيق 9
فصل اول: موضوع شناسي
گفتار اول: مفهوم شناسي
1ـ1ـ1. تعريف عدالت 15
1ـ1ـ2. عدالت در لغت 16
1ـ1ـ3. عدالت در عرف عام 18
1ـ1ـ4. مفاهيم گسترده تري از عدالت 19
1ـ1ـ4ـ1. عدالت از ديدگاه امير المؤمنين علي(عليه السلام) (بزرگترين مجري عدالت) 19
1ـ1ـ4ـ2. عدالت از ديدگاه علامه طباطبايي(رحمة الله) 22
1ـ1ـ4ـ3. عدالت از ديدگاه شهيد مطهري(رحمة الله) 23
1ـ1ـ5. عدالت در ديدگاه فقها و انديشه فقهي تشيع 25
1ـ1ـ6. عدالت در ديدگاه فقها و انديشه فقهي اهل سنّت 26
1ـ1ـ7. بررسي مفاهيم مرتبط با عدالت 28
1ـ1ـ7ـ1. عدالت و حق 28
1ـ1ـ7ـ2. عدالت و قسط 29
1ـ1ـ7ـ3. عدالت و انصاف 30
1ـ1ـ7ـ4. عدالت و مساوات 31
1ـ1ـ7ـ5. عدالت و احسان 32
1ـ1ـ8. موضوع و قلمرو عدالت: 34
1ـ1ـ9. اقسام عدالت 37
گفتار دوم: اصول ومباني عدالت
1ـ2ـ1. ملاک و مرجع تشخيص عدالت در فقه 43
1ـ2ـ1ـ1. نظريه عدالت عرفي مطلق 43
1ـ2ـ1ـ2. نظريه عدالت شرعي مقيّد 45
1ـ2ـ2. ذاتي يا عرضي بودن عدالت 47
1ـ2ـ3. اطلاق و نسبيّت عدالت و رابطه آن با خاتميّت دين اسلام 48
1ـ2ـ4. ثبات و تغيير احکام اسلام 51
1ـ2ـ5. ثبات و تغيير مصاديق عدالت و ظلم در قلمرو زمان و مکان 52
1ـ2ـ6. منشأ تغيير در مصداق عدالت و تأثير آن بر حکم شارع 54
فصل دوم: قاعده فقهي عدالت
گفتار اول: قواعد فقهي
2ـ1ـ1. معناي اصطلاحي قاعده 63
2ـ1ـ2. معناي اصطلاحي فقه 63
2ـ1ـ3. تعريف قاعده فقهي از ديدگاه صاحب نظران شيعي 63
2ـ1ـ4. تعريف قاعده فقهي از ديدگاه صاحب نظران اهل سنت 66
2ـ1ـ5. تفاوت قاعده فقهي و قاعده اصولي از نظر فقهاي شيعه و اهل سنت 67
2ـ1ـ6. منابع قواعد فقهي از ديدگاه شيعه 70
2ـ1ـ7. منابع قواعد فقهي از ديدگاه اهل سنت 71
2ـ1ـ8. نقش و ويژگي هاي قواعد فقهي 73
2ـ1ـ9. معيار قواعد فقهي و تطبيق آن بر عدالت 75
2ـ1ـ10.عدالت به مثابه ي قاعده فقهي 77
2ـ1ـ10ـ1. تفسير عدالت به عدل وانصاف 78
2ـ1ـ10ـ2. تفسير عدالت به اجراي حق 79
2ـ1ـ10ـ3. تفسير عدالت به مصدر استنباط 80
2ـ1ـ11. اهميت عدالت به عنوان قاعده فقهي 83
گفتار دوم: مستندات قاعده عدالت
2ـ2ـ1. مستندات قاعده عدالت 87
2ـ2ـ1ـ1. عدالت در آيات الهي 88
2ـ2ـ1ـ2. عدالت در سنت الهي 91
2ـ2ـ1ـ3. بررسي عدالت از نگاه عقل 93
2ـ2ـ1ـ4. بررسي عدالت در سيره عقلا 94
2ـ2ـ1ـ5. ادعاي اجماع پيرامون قاعده عدالت 96
2ـ2ـ2. ادله مخالفان ثبوت قاعده عدالت 98
2ـ2ـ2ـ1. عدم دلالت آيات الهي بر قاعده عدالت 98
2ـ2ـ2ـ2. عدم دلالت روايات بر قاعده عدالت 101
2ـ2ـ2ـ3. قاعده عدالت باعث هرج و مرج مي‌شود 105
2ـ2ـ2ـ4. قاعده عدالت، نفي ثبات احکام اسلام را در بردارد 105
2ـ2ـ2ـ5. روايات، مستند حکم فقهي است نه قاعده عدالت 106
2ـ2ـ3. کاربرد عدالت به فرض قاعده بودن 107
استنباط و کشف احکام فقهي 107
فصل سوم: رابطه عدالت به مثابه قاعده فقهي با احکام اوليه و ديگر قواعد فقهي
گفتار اول:رابطه عدالت با احکام اوليه
3ـ1ـ1. عدالت؛ رهيافتي به مقاصد الشريعة 115
3ـ1ـ2. عدالت؛ حكومت بر احكام اوليه 116
3ـ1ـ3. عدالت؛ رفع تعارض با طرح برخي از روايات 119
3ـ1ـ4. عدالت؛ انصراف يا تحديد شمول مطلقات و عمومات 120
3ـ1ـ5. عدالت؛ و كاربردي غير فقهي 124
عدالت معيار اجراي احكام و اداره حكومت اسلامي 124
گفتار دوم: رابطه قاعده عدالت با ديگر قواعد فقهي
3ـ2ـ1. رابطه قاعده عدالت با قاعده عدل و انصاف 131
3ـ2ـ2. رابطه قاعده عدالت با قاعده نفي ظلم 135
3ـ2ـ3. رابطه قاعده عدالت با قاعده لاضرر 136
3ـ2ـ4. رابطه قاعده عدالت با قاعده لاحرج 138
3ـ2ـ5. رابطه قاعده عدالت با قواعد رفع 139
3ـ2ـ6. رابطه قاعده عدل و انصاف و قاعده يد 139
3ـ2ـ7. رابطه قاعده عدل و انصاف با قاعده قرعه 140
فصل چهارم: تطبيقات فقهي در مذاهب اسلامي
نکات: 145
معرفي اجمالي مذاهب فقهي اسلامي 149
4ـ1. فقه العبادات 155
4ـ2. فقه المعاملات 160
4ـ3. فقه السياسات 172
نتيجه پژوهش و چند پيشنهاد……………………………………………………………………………………………..183
منابع ومأخذ…………………………………………………………………………………………………………………..189

کليات تحقيق

ـ طرح مسأله (بيان موضوع)
ـ ضرورت و اهميت تحقيق
ـ پرسش هاي تحقيق
ـ پيشينه وسابقهي تحقيق
ـ فرضيهي تحقيق
ـ روش تحقيق
ـ اهداف تحقيق
ـ ساختار و سازمان دهي تحقيق

کليات تحقيق
1. طرح مسأله ( بيان موضوع)
از آن جايي که فقها گاه از ديدگاه فردي به فقه نگريستهاند وگاه نقش دوگانهاي را براي آن ترسيم کردهاند که علاوه برفرديت، منبع و مرجعي در تعيين قواعد و برنامه زندگي آدمي در قلمرو اجتماع نيز ميباشد، بديهي است کارکرد اجتهاد و شيوهي استنباط احکام بر اساس اين دو نوع تفکر دچار تغييرات اساسي خواهد شد. از مباحث لازم وتاثيرگذار در اين زمينه که معرکهي آرا در مذاهب اسلامي نيز ميباشد، مسألهي عدالت است.
بحث عدالت از زواياي مختلفي در علوم اسلامي قابل بررسي است، عدالت درآفرينش، تشريع وجزا در علم کلام بحث ميشود، عدالت در صفات نفس در علم اخلاق جستجو ميشود. اصول فقه عدل وظلم را به مثابهي مصداقي از يکي ازمباني خود مطرح کرده است، در فقه، عدالت فرد ـ که در مقابل آن فسق قرار دارد نه ظلم ـ در امام جماعت، قاضي، مفتي، وصي شرط شده است. در درايه نيز عدالت راوي بنابر برخي مباني از شروط صحت حديث شمرده ميشود.
اما آيا عدالت وظلم در فرآيند اجتهاد نيز به کار گرفته ميشود؟ به گونه اي که فقيه با شناخت مصاديق عدل وظلم حکم شرعي را کشف کند. اين سؤال عدالت را در معرض طرح آن در قالب يک قاعدهي فقهي قرار ميدهد. البته در بررسي اين قاعده بايد گفت تنها، تلقي رايج از واژهي قاعده ـ همچون ساير قواعد ـ ملاك ومنظور نيست بلكه تلقي از قاعدهي عدالت امري فراتر از ساير قواعد است. به عبارتي رساتر، عدالت، ميزان ومعياري براي استنباط احكام است؛ يعني هم به واسطهي آن ميتوان استنباط حکم كرد وهم ميتوان اين قاعده را به منزلهي ميزاني براي مجتهد دانست كه برمدار ومحور آن استنباط و استخراج حكم را محك بزند.
همچنين بايد گفت: اين سخن به اين معناست كه عدالت در متن قرآن و سنت است و در معنايِ ملاك وضابطهي ارزيابي احكام اسلامي، جزيي از مسير و فرآيند افتاء است، كه فقيه با استناد به آن در متن آيات وروايات، آن را منبع استنباط خود قرار داده و يا درستي استنباط خود را محك ميزند و اين گونه معناي قاعده بودن عدالت را تحكيم مي بخشد.

2. ضرورت و اهميت تحقيق
در سخن از اهميت جايگاه عدالت در مذاهب اسلامي همين بس كه جمعي بر اين باور هستند كه عدالت را ميتوان به عنوان يك اصل يا قاعدهاي شاخص ومعياري در همهي حوزه هاي دين و به ويژه در حوزهي فقاهت و استنباط احكام شريعت مطرح نمود. قواعد فقهيي كه بيانگر شاخص براي احكام شرعي است.
چنان چه شهيد مطهري(رحمةالله) نيز در تبيين قاعده بودن عدالت گفته است:
“اصل عدالت از مقياس هاي اسلام است كه بايد ديد چه چيزي برآن منطبق ميشود، عدالت در سلسلهي علل احكام است نه در سلسله معلولات؛ نه اين است كه آن چه دين گفت عدل است، بلكه آن چه عدل است دين ميگويد.”1 از ديدگاه شهيد مطهري عدالت، قاعدهاي است كه مورد غفلت واقع شده است.
اگرچه منابع استنباط در فقه اسلامي محدود به كتاب وسنت واجماع وعقل است؛ اما قواعد و اصول استنباط و فقاهت ميتواند بسيار باشد. منابع؛ جايگاه جوشش فقه است و قواعد، اصول مسلم استخراج شده از آن منابع ميباشد كه در هماهنگ سازي محتواي منابع، پاسخگويي به فروع، پركردن منطقة الفراغ ومانند آن مؤثر است. به عبارت ديگر قواعد، به سان ترازويي است كه فقيه در مقام استنباط بايد تلاش فكري خويش را با آن هماهنگ كند.
در اين تحقيق سعي برآن است تا با بيان وتطبيق مصاديق فقهي كه بر مبناي عدالت و نفي ظلم در مذاهب اسلامي آمده است، نشان دهيم كه قاعدهي عدالت ميتواند در جايي كه با سكوت يا اجمال يا نقض وتعارض ادله مواجه هستيم و از قواعد ديگري چون “لاضرر”و يا” لاحرج” كاري ساخته نيست، وسيلهي استنباط و استخراج احكام گردد، زيرا بنيان دين وشريعت بر عدالت استوار است.
به تعبير دقيقتر در تدوين اين اثر در پي آن هستيم كه با توجه به سير احكام در مذاهب اسلامي و بيان مصاديق عدل در احكام اسلامي، نشان دهيم عدالت، يك موضوع مستقل فقهي نيست بلكه به مثابهي قاعدهاي است كه بر موضوعات مختلف سايه افكنده است. اهميت بررسي اين مسأله در زمان حاضر، که مکاتب بشري احکامي مانند حقوق زنان، اقليت هاي مذهبي وحقوق

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره ضریب همبستگی، سبک زندگی، سطح معنی داری Next Entries منبع تحقیق درمورد فقه مذاهب، علل احکام