پایان نامه با موضوع فقهای امامیه، گناهان کبیره، فقه امامیه

دانلود پایان نامه ارشد

سوال اصلی
ارکان، شرایط و احکام قذف صغار در فقه و حقوق موضوعه ایران چیست؟
سوالات فرعی
1ـ قذف چه شرایطی دارد؟
2ـ احکام فقهی حقوقی قذف صغار چیست؟
3ـ قذف صغارازنظر فقه و حقوق موضوعه ایران دارای چه موارد اشتراک و افتراقی است؟

1-6. شرح و روش تحقیق
این تحقیق به روش توصیفی تحلیلی و با مراجعه به منابع کتابخانهای انجام میپذیرد. به این صورت که ابتدا با شناسایی منابع ذیربط، به مطالعه آنها پرداخته و به فیشبرداری از مطالب مورد نیاز اقدام میگردد. سپس با دستهبندی مباحث، به تحلیل دیدگاههای فقهی وحقوقی اهتمام ورزیده و در نهایت، نتیجهگیری لازم صورت خواهد گرفت.

تعاریف و اصطلاحات
قذف
قذف در لغت به معنای رمی، یعنی انداختن و زدن است.1 و در اصطلاح فقهای امامیه نسبت صریح زنا و لواط به محصن و محصنه را گویند. 2در اصطلاح فقهای اهل سنت، صرفأ نسبت زنا به محصن و محصنه است. 3 حقوقدانان نیز آن را به تبع فقها، نسبت زنا و لواط به محصن و محصنه هر چند مرده باشد، تعریف کردهاند
بلوغ
بلوغ، در لغت به معنای رسیدن به چیزی است. وقتی که به مکانی میرسی میگویی «بلغت المکان» به آن مکان رسیدم و در اصطلاح متشرعه، به معنای رسیدن انسان، بلکه سایر حیوانات، به حد خاصی از نیروی بدنی است که به سبب و به مقتضای طبع اولیهاش، اگر مقدمات جماع و احتلام حاصل شود قادر به انزال منی میباشد4 اما در اصطلاح فقهی وحقوقی بلوغ به رسیدن دختر به سن نه سالگی و پسر به سن پانزده سالگی معنی شده است.5
احصان
احصان در لغت از حصن مشتق شده6 که در اصل به معنای قلعه و جای مستحکم میباشد. اما راغب معتقد است که مجازأ در هر نگه داشتنی بکار میرود.7 این واژه در اصطلاح فقها معانی مختلفی دارد یکی از آن معنی در باب زنا است که مراد از آن همسر دار بودن هر یک از مرد و زن است به گونهای که با دارا بودن شرایطی خاص، اگر مرتکب زنا شوند، حد رجم بر آنها جاری میشود.8 ) و از این رو به زنی که مشهور به زنا نباشد اطلاق میگردد.9 و معنای دوم آن عفیفه، است و به زن محصنه عفیفه گفته میشود. 10 وقتی مردی ازدواج میکند، میگویند: أحصن الرجل.11 همان طور که در قرآن مجید در مورد حضرت مریم آمده است «وَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِنْ رُوحِنَا وَ جَعَلْنَاهَا وَ ابْنَهَا آيَةً لِلْعَالَمِينَ12 و به ياد آور زنى را كه دامان خود را پاك نگه داشت و ما از روح خود در او دميديم و او و فرزندش‌ (مسيح)را نشانۀ بزرگى براى جهانيان قرار داديم». که در اینجا احصان به معنای عفت حضرت مریم است.

زنا
زنا در لغت به معنای وطی زن، بدون عقد شرعی و بدون ملکیت میباشد13. در اصطلاح نیز دقیقأ همین معنی را میرساند. بنابراین تمام فقها در معنای لغوی واصطلاحی زنا اتفاق نظر دارند.14 اما اختلافاتی در جزئیات زنا و چگونگی تحقق آن وجود دارد. حقوق نیز زنا را به همین معنا تعریف کرده است،15 و به پیروی از فقه، به آمیزش نامشروع مرد و زن، زنا گفته میشود، 16
لواط
لواط در لغت دارای دو معنی میباشد از قبیل یعنی چیزی را واژگون کردن و بر خلاف عادت معمول از آن استفاده کردن»17. و معنای دوم آن وطی دو مذکر در پشت و غیر آن میباشد18 . اما معنای اصطلاحی لواط در فقه امامیه و اهل سنت و حقوق با معنای دوم لغوی آن هماهنگ بوده19 وآن را،آمیزش جنسی دو انسان ذکور میدانند.20
تعزیر
تعزیر در لغت به معنای اذیت رساندن و آزار دادن است21 . اما در اصطلاح فقها، عقوبتی است بر انجام دهندهی فعل حرام یا ترک کننده واجب، که میزان آن عقوبت معلوم نشده است، و نباید به اندازهای که در سایر عقوبتها از نظر شارع معین است، برسد. 22

حد
حد در لغت یعنی حاجز و مانع دو چیز،که از اختلاط آن دو جلوگیری میکند. حد هر چیز انتهای آن چیز است.1 در اصطلاح فقه امامیه و اهل سنت، عقوبتی که معین است و میزان آن درکتاب و سنت معلوم است، را حد گویند.2

صغیر
صغیر در لغت از ریشه صغر، به معنای کوچک و خرد است23 در اصطلاح شرع به کسی میگویند که به سن بلوغ شرعی نرسیده است.24 در حقوق موضوعه نیزقبل از اصلاح قانون مدنی به سال 1361، صغیر به کسی گفته می‌شد که به سن هجده سال تمام نرسیده باشد. ولی با اصلاحات صورت‌گرفته در قانون مدنی و حذف ماده 1209، سن هجده سال به عنوان سن کبر لغو شد.25
تفاوت حد با تعزیر
حد و تعزیر هم از لحاظ لغت و هم در اصطلاح چنانکه در تعاریف اشاره شد، دارای اختلاف فاحش میباشند، که به برخی از آنها اشاره میشود:
أـ عقوباتی را که در فقه قرآن، برای گناهان موجب حد بیان شده، روشن میکند، که حد در مورد کناهان کبیره و نابخشودنی است و خداوند در قرآن به آن گناهان وعده آتش داده است26، در حالیکه تعزیر در مورد گناهانی است که شدت و ضعف آن در موارد مختلف متفاوت میشود
ب ـ حد، در اصطلاح به مجازاتهايى اطلاق مى‌شود كه شارع مقدّس براى برخى جرايم با تعيين كمّ و كيف آن در همۀ مصاديق آن جرم تشريع كرده است.27
ج ) تعزير بر خلاف حد، كمّ و كيف آن بستگى به نظر حاكم دارد و از سوى شارع مشخص نشده است. البته برخى با توجه به تعيين مقدار تعزير، قيد «غالب» را در تعريف آن گنجانده‌اند؛ ليكن برخى بر آن اشكال كرده و گفته‌اند: مانعى نيست كه موارد تعيين شده از مصاديق حد باشد نه تعزير. 28 اما حد کاملأ مشخص میباشد و عنوان بابى از بابهاى فقه است كه مباحث آن به تفصيل در آن باب آمده است؛ ليكن از احكام آن در بابهاى صلات، صوم، حج، جهاد، امر به معروف و نهى از منكر، وكالت، قضاء و شهادات نيز به مناسبت سخن رفته است.2930

فصل دوم

احکام و شرایط فقهی قذف صغار

این فصل به شرایط و احکام قذف صغار به صورت مستدل میپردازد. به پرسشهای در این زمینه به دقت پاسخ داده میشود. که در این زمینه برای بررسی مسأله قذف صغار از نظر فقهای امامیه و اهل سنت، روشن شدن مفاهیمی چون قذف، احکام و شرایط آن، ادله و مبانی آن در فقه امامیه و اهل سنت و تفاوت قذف با تهمت، و معین شدن صغیر یا صبی و معیارهای سنی، آنان لازم و ضروری مینماید.

2-1. حکم قذف از نظر فقه
2ـ1ـ1. دیدگاه فقهای امامیه
تا
از آن جایی که شخصیت افراد بالاترین سرمایه معنوی و زندگی اشخاص به حساب میآید، اسلام در حرمت نهادن به آن نهایت توصیه را مبذول داشته وخدشه وارد کردن به آن را جزء گناهان کبیره محسوب نموده وآن را به لحاظ حکم تکلیفی، حرام دانسته است. فقهای امامیه با استناد آیات قرآن و روایات متعددی که بر این حکم دلالت میکنند، به حرمت قذف اذعان کردهاند که در ذیل به برخی از استنادات آنها اشاره میشود:
أـآیات؛ در قرآن کریم آیاتی را دال برحرمت قذف آمده است که عبارتند از:
آیه اول ـ خداوند میفرماید: «وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَ لاَ تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَداً وَ أُولئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ31؛ وآنان كه به زنان مؤمنه و با عفّت، نسبت زنا مى‌دهند و چهار شاهد براى اثبات دعوى خود نمى‌آورند، آنان را با هشتاد تازيانه تنبيه كنيد و هرگز شهادتشان را نپذيريد و آنان فاسق و نادرستكارند».
شیخ طوسی جهت حرمت قذف به این آیه استناد کرده، وآن را دلیل بر لعنت قاذف دردنیا و آخرت عنوان کرده است.32
مفسران در تفسیر این آیه میگویند: علت اينكه شهادت و گواهى‌ قاذف، مادامى كه فاسق باشد، قبول نيست، این است که قاذف محكوم به فسق است و فسق از گناهان كبيره محسوب میشود33. روشن است که بحثی درحرمت گناهان کبیره نیست.
در تفسیر دیگری آمده «اینکه خداوند برای قذف زن محصنه به فاحشه ای مانند زنا، چهار شاهد را به عنوان تصدیق میخواهد دلیل بر این است که رمی زن به زنا، لعان وی محسوب میشود و از احکام لعان، حرمت ابدی بین زن و مرد است. بنابراین جهت حرمت قذف از طریق ملاعنه ثابت میشود».34
آیه دوم ـ خداوند میفرماید: «إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ35؛ به درستى كه آنان كه دشنام مى‌دهند به زنا زنان عفيفه ساده لوح مؤمنه را، لعنت كرده مى‌شوند در دنيا و آخرت و مر ايشان راست عذاب بزرگ».
در تفسیر این آیه آمده است: قول «لُعِنُوا فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ» مبالغه درحرمت و نهى از قذف محصنات، است. چرا كه موجب دوری از رحمت الهى در دنيا و آخرت و سبب عقوبت عظيم است که خداوند دوری از رحمت را فقط در مورد گناهان کبیره وعده داده است.36
ب)روایات؛ احادیث زیادی بر حرمت قذف، دلالت میکنندکه برخی از فقها به آن استناد کردهاند:
روایت اول ـ شیخ صدوق جهت حرمت قذف به این حدیث استناد کرده است:
حذیقه از پیامبر (ص) نقل میکند که فرمودند: « قذًف محصنة يحبط عمل مائة سنة؛37 قذف زن محصنه، عبادت صد سال را از بین می برد».
روایت دوم ـ محدث نوری برای حرمت قذف به حدیثی از پیامبر(ص) استناد کرده است که در آن پیامبر میفرماید: « مَن أقَام الصَلواتَ الخَمس و اِجتَنبَ الكَبائِر السَبع نُودِي يَومَ القِيامَة: يَدخُل الجَنة مَن أيّ بابَ شاءَ، فَقالَ رَجُلَ لِلرّاوي: الكَبائر سَمعَتهن مِن النَبي صَلى اللهُ علَيه و آله؟ قال: نَعم، الشِركَ بِالله، و عُقوق الوالِدين و قَذفَ المُحصَنات، و القَتل، و الفِرار مِن الزُحف، وَ أكَل مالَ اليَتيم، و الرِبا38؛ هر کس نمازهای پنجگانه را به پا دارد و از کبائر هفتگانه دوری کند از هر دری که بخواهد وارد بهشت میشود. مردی به راوی گفت کبائرهفتگانه را از پیامبر(ص) شنیدی؟ راوی گفت، بله، عبارتند از شرک به خدا، عاق والدین شدن، قذف محصنات، قتل، فرار از جهاد، خوردن مال یتیم، و ربا»39.
ابن بابویه نیز جهت حکم تکلیفی قذف میگوید که اختلافی در حرمت قذف نیست40.
روایت سوم ـ همچنین محدث نوری به حدیث دیگری استدلال کرده و میگوید: ازامام صادق(ع) روایت شده که فرمودند: «مَنْ سَبَّ مُؤْمِناً أَوْ مُؤْمِنَةً بِمَا لَيْسَ فِيهِمَا بَعَثَهُ اللَّهُ فِي طِينَةِ الْخَبَالِ حَتَّى يَأْتِيَ بِالْمَخْرَجِ41َ؛ 42؛هههر کس نسبت دهد مومنی را به آنچه که در او وجود ندارد، خداوند او را با شکمی برآمده محشور میکند تا اینکه همهی آنچه در شکمش هست از مخرج او بیرون بریزد، محشور میکند. انذاری که در این آمده دلیل بر حرمت قذف میباشد، چرا که انذار خداوند فقط در مورد افعالی که حرام است و وعده آتش بر آنها داده شده، می باشد43.
روایت چهارم ـ محدث نوری در حدیث دیگری جهت حرمت قذف استناد کرده است که پیامبر: «نَهَى أَنْ يُقْذَفَ مَنْ لَيْسَ مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا أَنْ يُطَّلَعَ عَلَى ذَلِكَ مِنْهُمْ وَ قَالَ أَيْسَرُ مَا فِيهِ أَنْ يَكُونَ كَاذِباً44؛ از قذف نهی کرده ومیفرماید: از مسلمانان نیست مگر اینکه اظلاع پیدا کند از نسبتی که به او داده است، و بهتر است بگوییم او دروغگوست».
روایت پنجم ـ مرحوم کلینی میگوید که امام صادق از پیامبر روایت میکند به اینکه پیامبر فرمودند: «لَا يَنْبَغِي وَ لَا يَصْلُحُ لِلْمُسْلِمِ أَنْ يَقْذِفَ يَهُودِيّاً وَ لَا نَصْرَانِيّاً وَ لَا مَجُوسِيّاً بِمَا لَمْ يَطَّلِعْ عَلَيْهِ مِنْهُ وَ قَالَ أَيْسَرُ مَا فِي هَذَا أَنْ يَكُونَ كَاذِباً45؛ برای موُمن شایسته نیست که قذف کند یهودی نصرانی و مجوسی را به آنچه که از آنان اطلاع ندارد»..

2ـ1ـ2. دیدگاه اهل سنت
فقهای اهل سنت به تبع امامیه نیز به حرمت قذف اذعان کردهاند و برخی از آنان در این مورد مانند ابن قدامه میگوید: « قذف به اجماع ائمه حرام است و اصل در حرمت آن کتاب وسنت است؛ بنابراین از نظر حکم تکلیفی نیز تردیدی در حرمت قذف وجود ندارد».46
عمدهی مستندات اهل سنت نیز برخی آیات و روایات است. در اینجا به آنها اشاره میشود:
أـ آیات؛ تنها آیهای که فقهای اهل سنت برای حرمت قذف بدان استناد کردهاند

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع انحراف معیار Next Entries پایان نامه با موضوع فقهای امامیه، گناهان کبیره، پیامبر (ص)