پایان نامه با واژگان کلیدی سازمان اداری، دوره قاجاریه، نظم و امنیت

دانلود پایان نامه ارشد

چکیمی‌شود تا بتوان به نتایج مفیدی با عنایت به اهداف نظری و کاربردی مورد نظر دست یافت.

فصل اول:
کليــات

مبحث اول: تعاریف و تاریخچه ضابطین عام قضایی

ضابطین قضایی بازوی اجرای دادسراها و دادگاهها در انجام وظایفشان هستند. قانون تکالیف زیادی بر عهده آنها قرار داده که از نخستین لحظه های پس از وقوع جرم تا واپسین دقایق اجرای مجازات را دربرمی‌گیرد و شامل کشف جرم، گزارش وقوع آن به دادسرا، جلوگیری از محو دلایل و آثار جرم، ممانعت از فرار متهم، انجام دستورات مقامات قضایی در تحقیق و بازجوئی و ابلاغ اوراق قضائی می‌شود. ضابطین دادگستری در انجام وظایف خود دارای اختیاراتی هستند که می‌تواند حتی منجر به سلب آزادی شهروندان گردد و به همین دلیل ضروری است که افرادی که ضابط محسوب می‌شوند و این اختیارات را دارند به موجب قانون مشخص شوند.1
لذا در این مبحث ابتدا مقدمه ای در خصوص ریشه کلمه ضابط و تاریخچه و تقسیمات ضابطین مورد بررسی قرار می گیرد.

گفتار اول: تعریف ضابط عام قضایی

صاحب ترمينولوژي حقوق پيرامون اصطلاح ضابط چنين آورده است:
ضابط در فرهنگ فارسي معاني مختلفي دارد. از جمله به معناي «فراهم آورنده، نگاهدارنده، نگهدارنده چيزي، آنكه ضبط مدينه و سياست آن را از طرف سلطان باشد، شحنه، يكي از صفات حق تعالی2، حفظ كننده، حاكم، قائد، مرد باهوش3، پليس، پاسبان اداره شهرباني4، محفوظ دارنده، كارگزار، رئيس انتظامات شهر، حاكم و محصل ماليات، مميز ماليات و مباشر5 آمده است. به معني مأمور اجراي امين صلح يا قاضي، ناظر و نگهبان دژهاي سلطنتي، مأمور اجراي دادگاه بخش، معاون كلانتر (به معنايي كه در كشورهاي غربي از آن استفاده مي شود) مي باشد6.
همچنین بلوک را به چند ناحيه تقسيم كرده و براي هر ناحيه اداره اي به عنوان ناحيتي تأسيس و رئيس آن اداره (كه نماينده وزارت كشور در آن ناحيه بود) را ضابط يا مباشر مي گفتند كه به تصويب نايب الحكومه و امضاء حاكم ولايت به سمت خود منصوب مي شد و كدخدايان دهات تابع او بودند و حفظ امنيت و رفاه و نظم ناحيه ها به عهده ضابطان بود.»7
همانطوري كه از معاني مذكور بر مي آيد، ضابط داراي اختيارات وسيع چه در زمينه اجرايي و چه امور مالي بوده است و در تاريخ حتي بعضي اعمال مجازات ها نيز بدون صدور حكم محاكم شرعي يا عرفي توسط آنان به عمل مي آمده است و اجراي مجازات محاكم بدست ضابطين به مورد اجرا گذاشته مي شده است. به هر حال كلمه ضابط بيش از يكصد و بيست سال است كه در متون حقوقي ايران ريشه دارد. اين واژه ابتدا در قانوني به نام قوانين موقتي محاكمات جزايي ظاهر گرديد. قانون مذكور پس از اصلاحيه اي، نام قانون آئين دادرسي كيفري در عرصه حقوق ايران پديدار و علي رغم تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب در بسياري از موارد همچنان اعتبار و استحكام خود را حفظ كرده است.
ماده 19 قانون آئين دادرسي كيفري مصوب 1290 در تعريف ضابطين دادگستري چنين آورده بود: «ضابطين عدليه عبارتند از مأموريني كه مكلّفند به تفتيش و كشف جرايم (خلاف، جنحه و جنايت) و اقداماتي كه براي جلوگيري مرتكب يا متهم از فرار يا مخفی شدن موافق مقررات قانون بايد به عمل آيد.»
ماده 15 قانون آئين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب (در امور كيفري) مصوب 1378 نيز در اين خصوص مقرّر داشته است:
«ضابطين دادگستري مأموراني هستند كه تحت نظارت و تعليمات مقام قضايي در كشف جرم و بازجويي مقدماتي و حفظ آثار و دلايل جرم و جلوگيري از فرار و مخفي شدن متهم و ابلاغ اوراق و اجراي تصميمات قضايي به موجب قانون اقدام مي نمايند…..»

گفتار دوم: تاریخچه ضابطین عام قضایی
دستگاه انتظامی (پلیس) از جمله سازمانها و نهادهایی است که می‌توان گفت تاریخچه تشکیل و تکوین آن با تاریخ تشکیل اجتماع برابر است. زیرا تشکیل و بقای هر جامعه نیازمند وجود روابط منظم و تعیین شده ای است از این رو برای حفظ و ارتقای این روابط، مسئولان هر جامعه و حکومت، اشخاصی را عهده‌دار انجام این امر می‌کردند. این نهاد در هر عصر و جامعه ای با نامی‌خوانده می‌شده و با توجه به نوع حکومت (مذهبی، غیرمذهبی و…) دارای حدود وظایف و اختیاراتی بوده است. هم‌اکنون، تقریباً در سراسر دنیا این سازمان را با نام پلیس می‌شناسند. لذا، جهت آشنایی با تاریخچه پلیس و علت پیداش آن موضوع در چهار عنوان بیان می‌گردد.
بند اول: دوران باستان تا دوره قاجاریه
این بخش را به دلیل اهمیت کمتر و عدم وجود تغییرات بنیادی در سازمان پلیس به اختصار توضیح می‌دهیم.
در زمان آریاییها با اینکه حل و فصل دعاوی اغلب مخاصمان بر عهده ریش سفیدان و رئیس قبایل بود اما برای حفظ شهر و قلمرو آن در برابر تهاجمات قبایل و دشمنان داخلی و خارجی، وجود نیروی حافظ احساس می‌شد. از اینرو نیروی نظامی ‌برای تأمین این اهداف تشکیل شد. نیروی مزبور همواره پشتیبان مردم و حافظ امنیت بوده و در کنار ریش سفیدان به حل و فصل مخاصمات نیز می‌پرداخت بنابراین پلیس و ارتش از یکدیگر جدا نبودند. کوروش کبیر و کمبوجیه زمان کافی برای تشکیل سازمان اداری و انتظامی ‌نداشتند پس از آنها داریوش سازمان اداری و امنیتی و قضایی ایران هخامنشی را بنیان نهاد که اغلب سازمانهای اداری و تشکیلات مملکتی کشورهای غربی تا اواخر قرن نوزدهم میلادی از روی آن نمونه‌برداری شده است.8
براساس منابع موجود در زمان سلوکیان و اشکانیان تغییر چشمگیری در سازمان انتظامی‌ ایران بوجود آمد. درواقع آنها تأسیسات داریوش اول را با همه متعلقات ضروری آن باقی گذاشتند. در عصر ساسانیان سازمان انتظامی ‌در شهرها زیر نظر شهریک و در روستا زیر نظر دیهیک اداره می‌شد و دراین سازمان شب گردان برای پاسداری در شب و مأمورین تعقیب و کشف جرم خدمت می‌کردند. 9
پس از ظهور اسلام حفظ امنیت بر عهده کلیه مسلمانان بود. حسبه در حقوق اسلامی ‌مسئول دستور دادن به کار خوب و باز داشتن از امور زشت بود در این زمان مسئول اجرای امور انتظامی‌جامعه محتسب، عسس، شرطه یا شحنه نام داشت. در زمان حکومت معاویه زندان و شرطه به وجود آمد که علاوه بر جاسوسی و مراقبت، وظایف سیاسی و امنیتی را نیز عهده دار بود. در زمان خلافت عباسیان، وزراء و سرداران ایرانی، تشکیلات اداری و امنیتی منسجمی ‌را راه اندازی نموده و امورسیاسی را از وظایف شرطه خارج کردند و شرطه فقط عهده دار نظم و امنیت بود شرطه ها نیز به سه دسته تقسیم می‌شدند که عبارت بودند از:
شرطه روز، شرطه زندانبان و شرطه شب‌گردان. در ارتش امیر المومنین علی (ع) نیز واحدی به‌ نام
شرطه الخمسین وجود داشت که سالار نگهبانان حکومت اسلامی‌ و یا نگهبانان نظم و امنیت عمومی‌ در مواقع بحرانی بود و از کیان حکومت دفاع می‌کرد.
در اواخر دوره جنگهای صلیبی محتسب همچنان به اداره امور انتظامی‌ شهر می‌پرداخت اختیارات محتسب در این زمان عبارت بود از: بازداشت و مجازات بزهکاران و ناقضین قانون و همچنین گناهکاران و اطلاع به حاکم از چگونگی اجرای امور مزبور.
در دوران ایلخانان مغول، واژه داروغه به فرهنگ انتظامی‌ایران وارد شد. واژه مزبور از واژه مغولی به معنای فشار آوردن و مهر زدن گرفته شده است و در سازمان اداری حکومت مغول به مفهوم رئیس به کار می‌رفت. در این زمان در کنار حاکم بومی، یک داروغچی یا نماینده ایلخان قرار داشت که به امور انتظامی‌شهر مشغول بود. 10
در زمان قاجار به دلیل عدم دخالت دولت مرکزی در امور استانها و شهرستانها، حاکم این مناطق، به حفظ نظم و آرامش و هریک به واسطه عوامل وکارکنان خود اعم از وزیر، حاجب، فراش باشی، مستوفی و امنیت می‌پرداختند. در این دوران نفوذ روحانیون که از زمان کریم‌خان زند آغاز شده بود بیشتر شد و تقریباً در همه شهرهای ایران، قضاوت و صدور احکام با آنان بود. امنیت و انتظامات در همهی محلههای تهران برعهده شخصی به نام کدخدا بود که همه از سوی مردم انتخاب می‌شد. کدخدایان نیز تنی چند از ریش سفیدان محل را برای همیاری خود انتخاب می‌کردند. گزمه و شبگرد و میر شب هم اغلب در بازارها و اماکن دیگر پاس می‌دادند و به امور انتظامی‌این مناطق می‌پرداختند.11
بند دوم: دوره قاجاریه تا انقلاب اسلامی
از مجموع مطالب مذكور در بخش گذشته مي‌توان نتيجه گرفت كه در ايران تا پيش از سفر دوم ناصرالدين شاه قاجار به اروپا در سال 1295 هجري قمري (1878 ميلادي و 1256 شمسي) خبر، اثر و صحبتي از سازماني به نام پليس و نظميه نبود و كلانتر تهران كه امور انتظامي ‌پايتخت يا دارالخلافه را بر عهده داشت، عده‌اي فراش به خدمت گرفته بود كه وظايف امنيتي و انتظامي، احضار و جلب متهمين و مظنونين و بدهكاران و اهل فسق و فساد و زنداني كردن و حتي مجازات آنان را اجرا مي‌كردند و وظايف گزمه و محتسب را به صورت مشترك انجام مي‌دادند. شاه هم براي خود فراش ‌باشي و فراشان و نسق‌چي و مير غضب داشت كه احكام صادره از سوي شاه و حتي اعدام‌ها را اجرا مي‌كردند. اوامر شاه نياز به بازجويي، تشكيل پرونده و ثبت در جايي نداشت و به صورت شفاهي ابلاغ و فوراً اجراء مي‌شد. واژه فراش حكومتي كه اغلب، لباس سرخ مي‌پوشيدند و كلاه تخم ‌مرغي بر سر مي‌گذاشتند، مترادف با مأمور انتظامي‌ بود.
در اين ميان، سفرهاي ناصرالدين شاه به اروپا در سال‌هاي 1290 و 1295 هـ.ق و يادداشت‌ها و گزارش‌هاي سفرا و وزيران مختار ايران در كشورهاي اروپايي و عثماني، تأثير مهمي ‌در پديد آوردن سازمان پليس در كشور داشت. «اما قبل از اصلاحات اساسي ناصرالدين شاه در زمينه امور پليس در ايران و پس از مرگ امير كبير، فردي به نام مشيرالدّوله كه تا حدّي مرد عمل و كار بود براي حفظ امنيت مردم و پايتخت كوشش‌هايي كرد، او گروهي سرباز براي حفظ امنيت شهر برگزيد و قراول خانه‌هاي زمان اميركبير را دوباره احياء كرد. عنوان نظميه را نخستين بار او به كار برد و كار نظميه و ادارة امور امنيتي و انتظامي‌شهر را در حدود وظايف وزارت خارجه ‌قرار داد.»12
اولين رئيس نظميه، محمد علي‌خان نامي ‌بوده كه خود به نظميه معروف شده بود. او از نخستين فارغ‌التحصيلان دارالفنون اميركبير بوده كه به اروپا اعزام شده بود و با درجة سرتيپي به رياست نظميه برگزيده مي‌شود.13 ناصرالدين شاه در سفر اول خود به اروپا، با نگاه تحسين به پليس لندن نگاه كرد. تحت تأثير نقش مهم آن ها در برقراري نظم و امنيت عمومي‌ قرار گرفته بود. از اين ‌رو پس از پايان سفر اول خود به فرنگستان متوجه اين نقص عمده در وضعيت ظاهري و انتظامي ‌پايتخت شده و تحت تأثير سخنان ميرزا حسين ‌خان مشيرالدوله قزويني صدر اعظم و سپهسالار اعظم خود قرار گرفت كه تشكيلات پليس انگلستان و فرانسه و ايتاليا و آلمان و بلژيك و هلند و عثماني و بالاخره روسيه را به رخ شاه كشانده، راه‌اندازي نظير آن اداره را قابل اجراء مي‌د‌انست. در دومين سفر ناصرالدين شاه به اروپا كه پنج سال بعد از سفر اول او روي داد، شاه پياده كردن نظرات و آرزوهاي خود را در مورد تأسيس سوار نظام قزاق، پياده نظام اتريشي و بالاخره ادارة پليس يونيفورمه منظم و منضبط بيان كرده،و اجراي آن را از سپهسالار اعظم ميرزاحسين‌خان مشيرالدوله قزويني خواهان شد. سپهسالار آرزوهاي شاه را جامه عمل پوشانده، ابتدا كنت دومونت فورت14 و سپس افسران مشتاق اتريشي و سرانجام پالكونيك دومانتويج15 وارد تهران شدند. آغاز كار پليس جديد التأسيس در ايران بنابر آنچه كه در تاريخ قاجاري آورده شده است، روز 16 ذيعقده سال 1259 هـ.ق است كه برابر با 20 آبان ماه سال 1257 هجري شمسي و 12 نوامبر 1878 ميلادي. نام آن، ادارة جليله پليس و محل آن دارالخلافه و احتسابيه در عمارتي واقع در خيابان الماسيه (باب همايون) بود كه تا سال‌ها بعد در همان مكان بود.
تشكيلات پليس و نظميه محدود به تهران بود و تقريباً در همه شهرها و قصبات مانند دوران گذشته پيش از آن، بساط حكم و داروغه كه اختيارات تام نسبت به مردم داشتند همچنان گسترده بود. سال‌ها بعد، یزد اولين شهري بود كه داراي ادارة نظميه شد و صد نفر پليس استخدام كرد.16 وضعيت امنيت در آن دوران به ويژه در

پایان نامه
Previous Entries ضابطان قضایی، ارتکاب جرم، ادله جرم Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی انقلاب مشروطه، قوانین موضوعه، نیروهای مسلح