پایان نامه درمورد ناخودآگاه، کوماراسوامی، فلسفه هنر

دانلود پایان نامه ارشد

فصل پنجم سمبولیسم سنّتی در معماری مقدّس 88
درآمد 89
هندسه مقّدس در معماری سنّتی (سمبولیسم مربّع و دایره) 92
یادداشتها 105
فهرست منابع و مآخذ 109

فصل اوّل کلّیات

طرح تحقیق
فهم سمبولیسم مبتنی بر فهم دنیایی متفاوت از دنیایی است که امروز در آن زندگی میکنیم. درک معنای سنّت به علّت فاصله بسیاری که از زمانه و زمینه آن به وجود آمده است دشوارتر شده است؛ گرچه، این مشکل با دنیای مدرن نیز وجود دارد و ما هنوز آشنایی دقیقی با مبانی و لوازم دنیای جدید نیز نداریم. سرگشتگی میان این دو نیز عاقبت، یا سر از تقلید بی‌چون و چرا و فعلیّت محض در می‌آورد و یا به ارتجاع و تعصب بر داشته‌های تاریخی و فخر بر آنها می‌گذرد.
اما آیا این دو، امری جمع‌پذیرند؟ سنّت و تجدد از مبانی‌ای برخوردارند که گویی هم‌دیگر را به طور ریشه‌ای نفی می‌کنند. دست‌چین کردن عناصری از هرکدام برای ساختن دنیای امروز ، فکر خامی است که از عدم شناخت صحیح نسبت به جهان کنونی و کهن ناشی میشود. با توجه به این مسئله آیا می‌توان دنیای سنّت را امروزین کرد و می ‌کهن را در جام نویی ریخت.
برای این کار نخست باید به مطالعه مسئله‌محور سنّت پرداخت. یکی از نحله‌هایی که در قرن بیستم به مطالعه گسترد سنن گذشته، پرداخته است جریان اصحاب حکمت خالده است. با توجّه به نقدها و بررسی‌هایی که به کار ایشان شده، باید نوشته‌های دامنه‌دار این جریان را یکی از موثّرترین جنبشهای علمی درک سنّت خواند.
اگر نگوییم کلّیدی‌ترین مفهوم در شناخت سنّت، مسئله سمبولیسم است، می‌توان گفت یکی از اساسی‌ترین راه‌ها برای درک معنای ژرف سنّت، شناخت سمبول‌ها است. برای این کار، سعی می‌شود اصلی‌ترین آموزه‌های نظری که سمبولیسم و سنّت با آنها گره خورده است شرح و بررسی شود.
در فصل اول سعی کردیم پیشینه تحقیق درباره سمبولیسم را در سنت گرایان نشان دهیم. در تعاریف ابتدا معنای واژه سمبول را بررسی کردیم. ازآنجاکه سنت‌گرایان خود معتقدند که پس از رنسانس، معنای سمبول دگرگون شده است و معانی دیگری بر این کلمه مترتب می‌شود تحقیق در معنای سمبول را که کلمه‌ای یونانی است از یونان باستان تا اواخر دوران مسیحیت پی‌گرفتیم.
نزدیک‌ترین کلمه به سمبول «صورت» است؛ سمبول، نیز نوعی صورت است. ازاین‌رو در ادامه به معنای صورت پرداختیم؛ صورت در دوران یونان و هلنیسم با معنای سمبول سنتی هماهنگتر است. در دوره مسیحی تفاسیری از دروان گذشته ارائه شده و معنای چندانی به آن اضافه نشده است. این فصل با اشاره به تفاوت سمبول و نشانه تمام می‌شود.
فصل دوم چیستی سمبول است. در این فصل ابتدا اصول صور سمبولیک، بر اساس دو اصلِ «تناظر و تشابه» و «عالم کبیر و صغیر» توضیح داده می‌شود. سپس به مبانی سمبول و سمبولیسم در هنر سنتی می‌پردازیم: برای تبیین معنای سمبولیسم، از چهار موضوع استفاده شده است:
الف) اندیشه سلسله مراتبیِ وجود که ارتباط تنگاتنگی با عالم کبیر و صغیر دارد و در بیان معنای سمبولیسم نقش مهمی ایفا می‌کند.
ب) شرح معنای سمبولیسم با کمک دو آموزه برین‌الگوها و آموزه ظهور و تجلّی؛ و به تبع ظهورِ سمبولیک، حجاب و مایا نیز با توضیحی کوتاه آمده است.
ج) تبیین سمبولیسم با دو علت نمونه ای و علت آلی.
برای روشن‌تر شدنِ معنای سمبول، ویژگیهای صورت سمبولیک، به صورت جداگانه در بخشی مجزّا آورده شده است. بخش پایانی: «ضرورت سمبول‌ها» است که به لحاظ غایی باید در ابتدا گفته می‌آمد، اما به این دلیل که ابتدا باید فهمی از مفهوم سمبول به دست می دادیم تا ضرورت آن را تبیین کنیم در آخرین بخش این فصل آورده شده است.
از نتایج این بررسی علاوه بر تبیین مفهوم سنّت، مقدماتی فراهم می‌آید برای پیشنهاد نظریه‌ای در فلسفه هنر اسلامی.

پیشینه تحقیق در سمبول و سمبولیسم
سمبول و سمبولیسم، در اوایل قرن بیستم، سکّه رایج اصطلاحات علم روان‌شناسی بودند. کارل یونگ با انتشار کتابی تحت عنوان روانشناسی میل جنسی1 که در زبان انگلیسی به روان‌شناسی ضمیر ناخودآگاه شهرت یافت، توجّه‌ها را به واژگان سمبول و آرکتیپ جلب کرد. انسان و سمبول‌هایش2 معروفترین کتاب‌ یونگ است. وی در این کتاب بر مطالعه و بررسی شخصیت انسان‌ها در غالب فرهنگ آنها پرداخته‌است. او با موشکافی ذهن انسان و ناخودآگاه جمعی و فردی بشر و همچنین کهن‌الگوها و خاطرات و تجربیات گذشته بشر، به نظریات جدیدی دست یافت. این روانشناس و روانکاو سوئیسی، روان‌شناسی تحلیلی را بر اساس رهیافت‌های جدیدی از اسطوره، آرکتیپ، سمبول و رویا استوار کرد. یونگ برای اصلاح نظر فروید، نظریه ناخودآگاهِ جمعی را مطرح کرد و معتقد بود هر کهن‌الگو یا سَرنمون، تمایل ساختاریِ نهفته‌ای است که بیانگر محتویات و فرایندهای پویای ناخودآگاه جمعی در سیمای تصاویر ابتدایی است. چیزی که در زیرروان همه آحاد بشر وجود دارد و به طور یکسان منشأ سمبول‌ها و منبع صور بیمارگون می‌گردد.
باید خاطرنشان کرد که شناخت سنّت در عصر کنونی همواره با شناخت نقطه مقابل آن یعنی مدرنیته و زمانه و زمینه آن، همراه بوده است؛ روان‌شناسی مدرن نیز، یکی از مبادی‌ای است که به خوبی می‌توان سمت و سوی و تأثیر تفکّر غربی را به صورت عملی دریافت و نشان داد؛ چندان‌که پیروان مکتب جاودان خرد با این مبانی و لوازم تفکّر مدرن به خوبی آشنا بودند و آن را به چالش می‌کشیدند.
سمبول و سمبولیسم دیگربار در نوشته‌های رنه گنون ظهور پیدا می‌کنند. اوّلین کتابی که وی در موضوع سمبول در آثار پرنیال فیلاسوفی نگاشت، کتاب پر رمز و غمز سمبولیسم صلیب3 است که گنون آن را به زبان فرانسه در پاریس به سال 1931 منتشر می‌کند. بعد از مرگش نیز نوشته‌هایی با نام سمبول‌های بنیادین4 از وی به چاپ می‌رسد.
گنون به مدد اصول و آموزه‌های سنّتی همانندی و تناظر5، سمبول را بر آمده از یک مبدء مابعدالطبیعی می‌داند که در حد و مرتبه خویش، بیان و ترجمانی از آن مبدء است. وی با تسلّط فوق‌العاده‌ای که در شناخت سنّت‌های شرقی و غربی داشت، بحران دنیای مدرن و کمّیتی را که در همه جوانب زندگی امروزی سیطره یافته به خوبی شناخته و به نقد رازآموزی‌های دروغین پرداخت. او از وضعيت موجود جهان معاصر به دوره وارونگي و سنّت معكوس ياد مي‌كند و معتقد است كه این مرتبه آخرِ سير تكامل انحراف است؛ ما در این عصر با «باژگونی سمبول‌ها»6 مواجهیم.7
فریتهوف شوئون یکی دیگر از سه‌گانه نخست اصحاب حکمت خالده در کتاب وحدت متعالی ادیان8، تحت عنوان «صُوَر در هنر» به تفصیل به این موضوع پرداخته است. وی سمبول را از طریق «تشبیه معکوس» پلی میان مراتب اصیل و متجلّی‌شده هستی می‌داند. او در مقاله‌ای در کتاب شمشیر عرفان9، سمبولیسم را علمی واقعی و جدی می‌داند که مستحق وصفی «سراسر مقدّس» است. وی معتقد است بشر امروز تلاش می‌کند سمبول‌ها را عقلانی کند؛ امّا این عقلانی کردن سمبول‌ها حاصل پیشرفت عقل بشری نیست، بلکه برعکس نتیجه فقدان هوش آغازین نزد اکثر مردم است. سمبول‌ها اگر نیازی به تبیین دارند سنّت آنها را در چهارچوب زمانه خود تبیین می کند؛ درحالی‌که عقلانی کردنِ سمبول‌ها، معنای آنها را زایل می کند.
از آناندا کوماراسوامی نیز دو مقاله مستقل به نام‌های «سمبول‌ها»10 و «تفسیر سمبول‌ها»11 منتشر شده است. نوشته‌هایی از کوماراسوامی تحت عنوان هنر و نمادگرایی سنّتی12 به دست راجر لیپسی گردآوری و منتشر شد13. کوماراسوامی در کتاب فلسفه هنر مسیحی و شرقی نیز به این موضوع پرداخته است. وی سمبولیسم را علمی می‌داند که شناخت سنّت‌های دیرپای جهانی، مستلزم فهم صحیحی از آن است. به نظر وی، زبانِ هنرِ سنّتی، سمبولیک است و هنر انتزاعی که نوعی از هنر مدرن است، به همان اندازه که خودسرانه از شناخت‌پذیری طفره می‌رود، همان قدر از هنر حقیقی و اصیل که طبیعتاً زبان سمبولیکِ سنّت است، متمایز می‌شود.
تیتوس بورکهارت از پیروان حکمت خالده و هم‌شاگردی و در عین حال، شاگرد فریتهوف شوئون محسوب می‌شود. او مانند اخلافش در اکثر نوشته‌هایش، به ویژه در مهم‌ترین کتابش: هنر مقّدس، شرق و غرب به طور گسترده‌ای، به سمبولیسم پرداخته است. به نظر بورکهارت، سمبول همان صورت محسوس اشیاء طبیعی و آثار هنر مقّدس است. در باور او، هر هنر مقّدس، مبتنی بر دانش و شناخت صورت‌ها است، به بیان دیگر: مبتنی بر آیین سمبولیکی است که ملازم صورت‌ها است؛ سمبول لسان روح است، هر آن چیزی است که الگوی ازلیِ روحانی‌ای را، در ساحت جان و تن باز می‌آفریند. سمبول در ارتباط با بازتابِ واقعیّت‌های والا بر ساحتِ نازل‌ تخیّل، مزیّت ویژه‌ای بر تفکّر انتزاعی دارد؛ چراکه دارای امکان تفسیرهای متعدّد در طول یک اصل واحد است؛ علاوه بر این به اندازه تفکّر انتزاعی، شماتیک و اجمالی نیست و نیز از آنجا که خود را در یک تصویر محض خلاصه می‌کند، تکیه بر تناظر معکوسی دارد که بین عوالم جسمانی و روحانی است. کتابی نیز از مقالات بورکهارت تحت عنوان سمبول‌ها14 در سال 1980 به زبان فرانسوی تالیف و منتشر شد. این کتاب به قلم آقای جلال ستاری به فارسی نیز برگرداننده شده است.15
از دیگر پیروان مکتب جاودان خرد، می‌توان به سید حسّین نصر و مارتین لینگز اشاره کرد. لینگز سمبول را با «آیه» و سمبولیسم را با «تمثیل» قرآنی همسان می‌داند و با استفاده از تمثیلی که در آیه «کلمه طیبه کشجره طیبه» است تناظری میان باغ و درخت زندگی که در بهشت عدن است و قلب و نفس انسان ایجاد می‌کند. «اين جهان، جهانِ سمبول‌ها است، زيرا در جهان، چيزي نيست كه سمبول نباشد. سمبوليسم، مهم‌ترين چيز در زندگي و در عين حال، يگانه تبیین زندگي است». وی کتاب مستقلی درباره سمبول‌ها به نام سمبول‌ها و آرکتیپ16 منتشر کرده است، این کتاب نیز به نام رمز و مثل اعلی17 به فارسی ترجمه شده است و مقاله‌ای نیز به نام «سمبول» دارد که در کتابِ یقین18 چاپ شده است.
علاوه بر این نویسندگان دیگری نیز آثاری در این زمینه عرضه کرده‌اند، از جمله می‌توان به تیموتی اسکات و مقاله «فهم سمبول‌ها»19 و «آموزه سنّتی سمبول»20 اشاره کرد. اسکات تحت تأثیر نوشته‌های شوئون و گنون سعی کرده است با پیشینه‌ای که در دانشِ سنّت مسیحی-یهودی دارد این آموزه را تبیین کند. قاضی بن محمد21 نیز مقاله‌ای به نام «آموزه سنّتی سمبولیسم»22 دارد که در کتاب دین بنیادین23 با سرویراستاری لینگز به چاپ رسیده است. تأثیر شدید لینگز بر نوشته او بسیار روشن است، وی از دیدگاه دین‌شناسانه به بررسی سمبول‌ها پرداخته است. کسانی مثل میرچا الیاده24، هانری کربن25 و ژولیوس اِوولا26 و دِلوبیکز27 نیز گرچه سنّت‌گرا محسوب نمی‌شوند امّا تحت تأثیر جریان حکمت خالده نوشته‌هایی در این زمینه دارند. از میان نوشته‌های فارسی نیز از معدود نوشته‌هایی که کمی به مقصود نزدیک‌تر شده است، مقاله «چیستی رمز سنّتی»28 نوشته سعید علی تاجر را می‌توان نام برد.

فصل دوم معانی سمبولیسم

معنای سمبول
سمبول29 از کلمه لاتینیِ سُوم‌بالیوم30 و آن نیز از سُوم‌بولونِ31 یونانی گرفته شده است. این کلمه نیز از فعلِ سُوم‌بالِین است: نشانه صحت و سقم ماهیّت چیزی در مقایسه با نیمه دیگر آن.32
سُوم‌بالِین مرکّب است از پیشوند «سُوم» به معنای معیّت و باهم کاری را انجام دادن، و «بالِین» به معنای انداختن.
چَمبرز نیز سمبول را به معنای «با هم اندازی به هدفِ مقایسه و استنتاج» آورده است: «سمبول در معنای دینی: گزیده و زبده یک آموزه یا نوعی از آداب مذهبی در عشای ربانی است»؛ با این تفاوت که وی سُوم‌بولون33 را مشتق از سُوم‌بولو34 می‌داند.35
در لیدل اسکات نیز، سمبول مأخوذ از «سُوم‌بولا»36ی یونانی دانسته شده: به دو نیم از یک سکه یا هر چیز دیگری گفته می‌شود، به صورتی که، دو نفری که آن شیء را میان هم دیگر نصف می‌کردند، پیمان یا قراردادی را با هم می‌بستند و هر کدام از طرفین قسمتی را نزد خود نگاه می‌داشت.37
در نمونه‌های

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع پیش آزمون، انحراف معیار، گروه کنترل Next Entries پایان نامه درمورد زبان فارسی، زیباشناسی، یونان باستان