پایان نامه رایگان درباره یادگیری مشارکتی، علوم تجربی، دانش آموزان دختر

دانلود پایان نامه ارشد

ان در فعاليتهاي يادگيري را به عنوان ملاكي براي ارزيابي معلمين مطرح نموده‌اند.
فلاول4 (1976) مي‌‌‌گويد: امروزه يكي از مشكلات دانش آموزان ما اين است كه نمي‌دانند يك حقيقت را ياد گرفته‌اند يا نه؟ نمي‌دانند كه آيا يك مهارت را كسب كرده‌اند يا فاقد آن مهارت هستند. دانش آموزان آغازگر و مبتكر فرايند يادگيري نيستند و روشهاي سنتي به گونه‌اي آنها را پرورش داده است كه فاقد اين توانايي‌ هستند كه در فرآيند يادگيري قسمت اعظم مسئوليت يادگيري را براي دستاوردهايشان به عهده بگيرند اهميت وضرورت انجام پژوهش حاضر اين است كه با روش یادگیری مشارکتی و روش یادگیری انفرادی مشخص شود كه یادسپاری در كدام روش ها بيشتر است، كدام روش ها به آستانه تحريك دانش آموزان در یادسپاری پاسخ مي دهد، نيازمنديهاي فراگيران را مد نظر دارد، به محتواي كتاب درسي و اهداف آن توجه دارد، كدام الگو مي تواند منابعي را در اختيار معلمان قرار دهد، كه اهداف پاياني به شايستگي ها و قابليت ها و صفات انساني فراگيران معطوف گردد. و به جاي عادت دادن دانش آموزان به اندوختن دانش در حافظه خويش بتوانند مهارت هاي آموختن، انديشيدن، كاوشگري و خلاقيت را به آنان بياموزد.آموزش علوم تجربي همواره، به عنوان يكي از حوزه هاي مهم آموزشي در نظامهاي تعليم و تربيت قلمداد شده است(هرندي به نقل ازمهرمحمدي، 1379، ص 147).
آموزش علوم، شيوه كسب اطلاعات و به روز كردن و پردازش آن ها است. به عبارت ديگر علاوه بر اين كه اطلاعات، فعاليتهاي علمي ،ارزشها و فرهنگ اجتماعي را شامل است، راه به دست آوردن اطلاعات، ارزشها و فرهنگ اجتماعي را از طريق انواع فعاليتهاي علمي توسط فرد يا با كمك ديگران و با استفاده از يافته هاي ديگران و سپس آزمايش مجدد براي دستيابي به آن يافته ها شامل مي شود. لذا، آموزش علوم علاوه بر علم راه به دست آوردن علم را نيز شامل مي شود(هارلن5، 1388، ص 147).
اهميت تجارب يادگيري مشاركتي فراتر از بهبود آموزش، افزايش پيشرفت دانش آموزان و مولدتر كردن كار معلمان است، اگر چه اين فعاليتها نيز در جاي خود بسيار ارزشمند هستند .همكاري براي انسانها همان قدر اهميت دارد كه نفس كشيدن. توانايي مشاركت با ديگران، سنگ بناي خانواده هاي پايدار، موفقيت شغلي، عضويت موفق در گروهها، ارزشها و عقايد مهم، دوستي ها و انجام وظيفه كردن در برابر جامعه است. اگر دانش آموزي نتواند دانش و مهارتهاي خود را در تعامل با ديگران به كار برد، دانش و مهارتش براي او هيچ فايد ه اي نخواهند داشت. اگر يك مهندس، منشي، حسابدار معلم يا مكانيك از مهارتهاي مشاركتي لازم براي كاربرد دانش و مهارتهاي فني خود در ارتباط با همكاران، خانواده و جامعه و دوستان نتواند بهره مند شوند، تربيت چنين فردي بيهوده خواهد بود. منطقي ترين روش براي تأكيد بر كاربرد مهارتهاي مشاركتي در موقعيتهاي كاري، سازمان دهي بخش اساسي موقعيتهاي يادگيري تحصيلي به طور مشاركتي است. در اين صورت دانش آموزان با بهره گيري از كار مشاركتي با همكلاسان خود خواهند توانست مهارتها و دانش فني لازم را در موقعيتهاي عملي آتي بياموزند. هيچ چيز براي يك فرد مهم تر از آموختن به كارگيري دانش خود در تعاملات مشاركتي با ديگران نيست(جانسون و جانسون،1980).
آنچه که تحقیق حاضر و تحقیق های مشابه را در مدارس ابتدایی و بویژه پایه ششم ابتدایی که دوسال از آن می گذرد را ضروری می نمایاند آموختن علوم تجربي همچون سوادآموزي و حساب كردن امري اساسي و ضروري است كه با زندگي روزمره ي ما در ارتباط است و با پيشرفت تكنولوژي اهميت آن بيشتر شده است. در بين روشهاي مختلف آموزش و يادگيري كه توسط متخصصين پيشنهاد گرديده روش يادگيري مشاركتي كه در نيم قرن اخير مطرح شده موثر تر از ساير روشها به نظر مي‌رسد و از حمايت تحقيقاتي بالايي برخوردار است(‌ اسلاوين6، 1995).
1 – 4 اهداف تحقیق

1 – 4 – 1هدف کلی تحقیق
بررسی تآثیر یادگیری مشارکتی و یادگیری انفرادی بر یادسپاری اطلاعات علمی درس علوم تجربی دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی شهرپیرانشهر.

1 – 4 – 2 اهداف ویژه
بررسی تاثیر یادگیری مشارکتی بر یادسپاری اطلاعات علمی درس علوم تجربی دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدائی شهرپیرانشهر. بررسی تاثیر یادگیری انفرادی بر یادسپاری اطلاعات علمی درس علوم تجربی دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدائی شهر پیرانشهر.
مقایسه میزان یادسپاری اطلاعات علمی درس علوم تجربی دانش آموزان دختر پایه ششم با استفاده از روش یادگیری مشارکتی و روش یادگیری انفرادی.

1- 5 فرضیه های تحقیق
1 -5 -1فرضیه اصلی
به نظر می رسد روش های تدریس مشارکتی و یادگیری انفرادی بر افزایش یادسپاری اطلاعات علمی درس علوم تجربی دانش آموزان دختر پایه ششم تأثیر دارد.

1- 5 -2 فرضیه فرعی
1-5-2-1 یادگیری مشارکتی بر یادسپاری اطلاعات علمی درس علوم تجربی دانش آموزان دختر پایه ششم تاثیر دارد.
1-5-2-2 یادگیری انفرادی بر یادسپاری اطلاعات علمی درس علوم تجربی دانش آموزان دختر پایه ششم تاثیر دارد.
1-5-2-3-بین میزان یادسپاری اطلاعات علمی درس علوم تجربی دانش آموزان دختر پایه ششم با استفاده از روش یادگیری مشارکتی و روش یادگیری انفرادی تفاوت وجود دارد.
1-6 متغیرهای تحقیق
متغير مستقل : روش يادگيري مشارکتي و انفرادي
متغير وابسته : یادسپاری اطلاعات علمی
1-7 تعاریف مفهومی و عملیاتی
1-7-1 تعاریف مفهومی
روش تدریس یادگیری مشارکتی: یادگیری مشارکتی را به عنوان وسیله ای برای تقویت مهارت های فکری و ارتقاء سطح یادگیری ، جایگزینی برای گروه بندی دانش آموزان بر اساس توانائی هایشان و وسیله ای برای بهبود روابط دانش آموزان نژادهای مختلف و آماده کردن آنها برای ایفاء نقش در فعالیت گروهی یاد می کند . منشأ یادگیری مشارکتی ، تعریف از مشارکت می باشد( کاگان ،1990 ، ص ، 65 ).
روش تدریس انفرادی: اين نوع يادگيري همان شکل سنتي يادگيري است، در اين حالت، يادگيرنده به صور مستقل دست به انجام کار يا فعاليت درسي مي زند. در يادگيري انفرادي که به ندرت کار يک دانش آموز با دانش آموز ديگر پيوند مي خورد، هر دانش آموز کار خودش رو انجام می دهد(اسلاوين، 1987، به نقل از آقازاده، 1384).
یادسپاری اطلاعات علمی: فرایندي است که انسان طی آن یک سری اطلاعات خام و دست نخورده را که براي انجام کارها لازم است را بر روي مغز خود ذخیره می کند(ملکیان و زارع پور،1389).

1-7-2 تعاریف عملیاتی
روش تدریس مشارکتی: منظور از روش تدریس یادگیری مشارکتی در این تحقیق کارگاه های آموزشی است که برای معلمان در خصوص آموزش این روش تدریس در 6 جلسه برگزار خواهد شد.
روش تدریس انفرادی: منظور از روش تدریس یادگیری انفرادی در این تحقیق کارگاه های آموزشی است که برای معلمان در خصوص آموزش این روش تدریس در 6 جلسه برگزار خواهد شد.
یادسپاری اطلاعات علمی: منظور نمراتی است که دانش آموزان در آزمون یادسپاری درس علوم کسب خواهند کرد که با توجه به این نمرات، می توان از تاثیر روش های تدریس یادگیری مشارکتی و انفرادی بر یادسپاری آگاه شد .

فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه تحقیق

2-1 مقدمه
هدف اصلي امرآموزش ايجاد يادگيري در دانش آموزان است و اين امر با عمل تدريس اتفاق مي افتد. عمل تدريس سلسله فعاليت هاي مرتب، منظم، هدف دار و از پيش طراحي شده است؛ فعاليتي كه هدفش ايجاد مطلوب يادگيري است. فعاليتي كه به صورت تعامل و رفتار متقابل بين معلم و فراگير جريان دارد يعني ويژگي ها و رفتار معلم در فعاليت ها و اعمال شاگردان تأثير مي گذارد و بالعكس. از ويژگي ها و رفتارهاي آنان متأثر مي شود، اين تأثير ممكن است به صورت مستقل يا غيرمستقل به وقوع بپيوندد. به عبارت ديگر، تدريس عبارت است از تعامل يا رفتار متقابل معلم و شاگرد، براساس طراحي منظم و هدفدار معلم براي ايجاد تغيير در رفتار شاگرد(سيف، 1385).
هدف از تدريس افزايش توانايي يادگيري است و تدريس خوب نتيجه اش خوب يادگرفتن است. دانش آموزاني خوب ياد مي گيرند كه راهبردهاي خوب يادگرفتن وكسب آموزش و پرورش را درخود توسعه مي دهند. الگوي تدريس به دانش آموزان كمك می كند كه ذخاير اين راهبردها در آنان توسعه يابد، اين الگوها به رشد دانش آموزان به مثابه فردي با توانايي افزايش تفكر و رفتار عاقلانه و ساختن مهارت ها و تعهدات اجتماعي ياري مي رساند، متأسفانه در مدارس موجود چندان توجهي به اين اصل نمی شود. نظام هاي آموزشي و معلمان بيش از آنكه عمل كنند حرف مي زنند آنان با روش هاي خشك قالبي، ديكته كردن كتاب هاي درسي و برنامه هاي فشرده خود، قدرت انديشيدن را از شاگردان گرفته اند. مدارس به جاي انتقال و انباشتن حقايق علمي به ذهن شاگردان، بايستي به روش هاي فعال كه باعث افزايش قدرت تفكر انتقادي و انديشيدن در دانش آموزان مي شود تأكيد كنند(بهرنگي و آقاياري، 1383).
روش های فعلی ما برای انباشتن ذهن دانش آموزان به مطالب تکراری و همچنین تقویت حافظه تلاش می کنند “حافظه” و از هدف اصلی خود که «تفکر» می باشد دور افتاده است. در آموزش و پرورش که متکی به حافظه که بحث کمتری در کلاس به منظور بالارفتن شناخت و قدرت درک دانش آموزان صورت می گیرد، ممکن است فراگیران به آزمون ها پاسخ صحیح بدهند ولی استعدادهای ذاتی آنها شکوفا نشود. راجرز می گوید: آن نوع یادگیری تسهیل می شود که خودآنگیخته باشد و شاگرد در فرآیند یادگیری مشارکت مسؤلانه داشته باشد، زیرا در این راستا خودآنگیختگی کل شخصیت شاگرد، یعنی عقل و احساس او را شامل می شود و فراگیرترین و پایدارترین نوع یادگیری را بوجود می آورد(پارسا، 1387).
بنابراین، یکی از ضروری ترین تحولات در نظام های آموزشی، تحول در نگرش و روش تدریس معلمان و مدیران اجرایی نظام آموزشی است. برای دستیابی به چنین تحولی معلمان باید دانش و بینشی صحیح از نظریه ها و راهبردهای مختلف آموزشی داشته باشند؛ زیرا نظریه ها و رویکردهای تحول آفرین در فرآیند اجرا، با استفاده درست از راهبردهای یاددهی – یادگیری هویت می یابند، و کارآیی و مفید بودنشان مشخص می شود. بهترین برنامه های درسی در فرآیند اجرای نامطلوب ممکن است به انحراف کشیده شود و نتیجه معکوس به بار آورد(شعبانی، 1385).
2-2 ضرورت استفاده از روش های تدریس
تسلط معلم بر روش ها و فنون آموزشي يكي از ملاك هاي شايستگي معلمان به حساب مي آيد. در واقع بسياري از صاحب نظران اين ملاك را بر ديگر ملاك هاي شايستگي معلمان ترجيح مي دهند. پيروان اين ملاك معلم را مانند فرد صاحب فن ديگري مي دانند كه هر چه بر فوت و فن كارش مسلط باشد در كارش موفق تر خواهد بود( ملكي ، 1385).

روش عبارت است از سازماندهي فرآيند ياددهي – يادگيري و روش تدريس عبارت است از تعامل يا رفتار متقابل معلم و شاگرد بر اساس طراحي منظم و هدفدار معلم براي ايجاد تغيير در رفتار شاگرد(شعباني، 1384 ).
در يك تدريس موفق و اثر بخش علاوه بر شخصيت و مقام و منزلت معنوي و اعتبار معلم در نزد شاگردان شناخت انواع روش هاي تدريس و توانايي بكار گيري آنها در كلاس درس از اهميت قابل توجهي برخوردار است. چرا كه اگر روش هاي تدريس به كار گرفته شده نا مناسب باشد و با محتواي مورد همخواني نداشته باشد و يا اينكه معلمان به روش هاي تدريس مورد استفاده تسلط نداشته باشند، در اين صورت معلوم نخواهد بود كه بر سر اهداف آموزشي كه همه تلاش ها و امكانات درخدمت تحقق آنها هستند در مدارس و كلاس هاي درس چه خواهد آمد تدريس مي تواند زيبا باشد، دلچسب و برانگيزاننده باشد، اميد بخش باشد، اثر بخش باشد، پويا باشد وقتي كه معلمان در بكارگيري روش هاي تدريس مهارت داشته باشند(همان منبع).

پایان نامه
Previous Entries استان گلستان، مناطق روستایی، نرخ مشارکت اقتصادی Next Entries پایان نامه رایگان درباره آموزش زبان، آموزش های نظری، روش های تدریس